فهرست

مؤلفات

 جامعه شناسى

صفحه اصلى

 

چگونگى تداوم انقلاب اسلامى

قرآن مجيد مى فرمايد: (ثم اتبع سببا) قوانين دنيائى بر اسباب و مسببات استوار شده، يعنى مثلاً اگر هسته پرتقال را كاشتيم درخت انار نخواهد داد، معمولاً انسانى كه بخواهد چيزى تهيه كند مقدمات آن را آماده مى سازد، و لذا قرآن كريم در باره كسانى كه به جنگ نرفته و در خانه ها ماندند مى فرمايد.. (ولو ارادوا لخروج لا عدوله عده) يعنى آنها اگر مى خواستند با شما در جنگ شركت كنند مقدمات جنگ و خروج برابر دشمن را تهيه مى ديدند اما دروغ مى گويند.

دين مقدس اسلام هميشه با دشمنان خارجى روبرو بوده، روزى بنام امپراطورى رم و امپراطورى فارس روزى به نام مسيحيان و يهوديان و روزى به نام صهيونيسم و امپرياليسم يا امروز كه بنام شرق و غرب است.

در گذشته هاى دور كه اسلام پيشرفت چشمگيرى داشت، و دشمن براى حفظ منافع خود مى خواست جلو آن را بگيرد، دست به نقشه هاى شومى زد، به طور مثال:

يك كشيش جوان مسيحى به نام پطرس در شهرهاى مسيحى نشين راه افتاد و به مردم وعده بهشت مى داد و جوانان را براى مقابله با پيشرفت اسلام و جنگ با مسلمين بسيج مى كرد. عده بسيارى دعوت او را پذيرفته و به اردويش ملحق شدند، تا اينكه عده آنان به حدود يك ميليون نفر رسيد، اين سپاه قوى براى جنگ با مسلمانان حركت كرد، اما در اثر بى نظمى و عدم كارآيى درست (300) هزار نفر از آنها در راه هلاك شده و بقيه شكست سختى خوردند و فرار را برقرار ترجيح دادند، و از آن روز كشيش مزبور را (پطرس معتوه) يعنى ديوانه نام نهادند.

دولتهاى مسيحى از اين واقعه درس گرفته و با اصلاح نقاط ضعف و نظم و كارآيى صحيح متحدا عليه اسلام وارد كارزار شدند. و به همين منظور تنديسى ساختند از دو مجسمه كه يكى بسيار زيبا و بعنوان سمبل حضرت مسيح عليه السلام و ديگرى سياه چهره همچون يك عرب زشت وبد صورت بعنوان سمبل حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) مىباشد در حاليكه با شمشير به حضرت عيسى حمله برده و مجسمه حضرت مسيح را شكسته، به اين نحو به مسيحيت در برابر اسلام جنبه مظلوميت داده و دست به تبليغات زدند و با تحريكات و جريحه دار ساختن عواطف عمومى توانستند ارتشى نيرومند تشكيل و به بلاد اسلامى حمله كنند، از آن روز جنگهاى صليبى ميان مسيحيان و ارتش اسلام شروع شد، و متأسفانه فلسطين بدست مسيحيان سقوط كرد و تا حدود (200) سال به دست آنان بود، بعد از آن مسلمانان تجديد قوا كرده و متحدا فلسطين را از دست دشمن نجات بخشيدند، اين نشيب و فرازها ادامه داشت تا اينكه در حدود صد سال پيش روح تازه اى در مسلمانان دميده شد و علمائى با عزم و اراده به صحنه آمدند و توانستند موج و خروش تازه اى در ميان مسلمانان ايجاد كنند، و حركات آزاديبخش مكتبى و اسلامى سراسر دولتهاى اسلامى را فرا گرفت.

اما با نقشه هاى دشمنان شرقى و غربى تمام آن علما و مصلحين بطور مستقيم و غير مستقيم نابود و حركات آزاديبخش در نطفه خفه شد، آنگاه دشمن متحد دولت بزرگ اسلامى را قطعه قطعه كرد و بر سر هركشورى يك نوكر سرسپرده گماشت، و بعد اسرائيل را در قلب آنها كاشت و با ايجاد ستون پنجم و احزاب سرسپرده مختلف مانند حزب كمونيست و حزب بعث و غيره از رشد و پيشرفت سريع اسلام جلوگيرى كرد.

بنابر اين براى پيشرفت و خودكفائى كشورهاى اسلامى بايستى:

اولاً: در همه جا تا مى توانيم مردم را تشويق به صنعت كنيم تا انشاءالله كشورهاى اسلامى به كشورهاى صنعتى تبديل شوند، چون صنعت موجب رونق كشاورزى هم مى شود، مثلاً كشور آمريكا با پيشرفت در صنعت توانست كشاورزيش را رونق بخشد.

ثانياً: به جوانان فكر بدهيم و آنان را وارد كارهاى تشكيلاتى اسلامى نمائيم چون اگر ما اين كار را نكنيم جوانانمان به دام احزاب استعمارى و ستون پنجم گرفتار شده و بر عليه اسلام و به نفع شرق و غرب كار مى كنند.

ثالثاً: شكستن اتحاد شوم شرق و غرب كه اين هم راههاى زيادى دارد مثلاً تخريب آنها از داخل و يا گسترش تبليغات اسلامى و دعوت مردم آن ديار به سوى اسلام و روشن نمودن مردم در جهت رويارويى با ستمگران و نيز بايد كارى كنيم كه نقشه استعمارگران بر عليه خودشان بكارگرفته شود.