عامل بنى‏اميه و بطائنى‏

در تاريخ آمده است: «يكى از عمال و كارگزاران بنى‏اميه خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و گفت: [اى فرزند رسول خدا! ]چشمانم را بستم و تا آن‏جا كه توانستم ثروت اندوختم و هرگز در حلال و حرام بودن آن نينديشيدم. حال چه بايد بكنم؟
امام عليه السلام فرمود: هر چه بگويم مى‏پذيرى؟
گفت: هر چه بفرماييد همان مى‏كنم.
حضرت فرمود: از تمام دارايى و حتى تن‏پوش خود دست بكش! آن مرد درنگى كرد و گفت: باشد، اين كار را مى‏كنم، سپس از تمام دارايى خود چشم پوشيد و بدين ترتيب در شمار توبه كنندگان و سعادتمندان درآمد.
بنا به نقل تاريخ، على‏بن حمزه بطائنى اين مرد را خدمت امام صادق‏عليه السلام آورد و سبب خوش فرجامى او شد، اما خود بطائنى به دليل هواپرستى و دنياطلبى فرجامى شوم براى خود رقم زد و سرانجام در دوزخ جاى گرفت.
از حسن‏بن على وشّاء نقل شده است كه گفت: «زمانى كه در خراسان بودم روزى پس از نماز عصر ابوالحسن على‏بن موسى الرضا عليه السلام به وسيله پيكى مرا به حضور طلبيد. چون به خدمت حضرت رسيدم، به من فرمود: اى حسين، امروز على‏بن ابى حمزه بطائنى جان سپرد و در اين ساعت پيكرش را در قبر گذاردند. در اين هنگام دو فرشته قبر (نكير و منكر) بر او وارد شده پرسيدند: پروردگار تو كيست؟
گفت: اللَّه پروردگار من است.
پرسيدند: پيامبرت كيست؟
گفت: محمد.
پرسيدند: چه دينى دارى؟
گفت: اسلام.
پرسيدند: كتابت كدام است؟
گفت: قرآن.
چون از امامان او پرسيدند از اميرالمؤمنين عليه السلام تا موسى‏بن‏جعفرعليهما السلام را يكايك نام برد. زمانى كه از امام بعدى سؤال كردند، دچار لكنت شد. مجدداً مورد سؤال قرار گرفت، اين‏بار خاموش ماند. دو فرشته بدو گفتند: آيا موسى‏بن جعفر عليهما السلام اين‏گونه تو را فرمان داده (آموخته) است؟ [حضرت فرمود:]
«ثم ضرباه بمرزبة فألقياه على قبره، فهو يلهب إلى يوم القيامة؛(1) آن‏گاه با گرزى آتشين او را زدند و در قبر رهايش كردند كه تا روز قيامت شعله‏ور خواهد بود».
حسن‏بن على وشّاء مى‏گويد: چون محضر امام رضا عليه السلام را ترك كردم، تاريخ، روز و ماه را نوشتم. دير زمانى نپاييد كه نامه‏هاى [علماى ]كوفه مبنى بر مرگ على‏بن ابى‏حمزه بطائنى در زمانى كه امام عليه السلام گفته بود به ما رسيد».
«انحراف از مسير صحيح و پيروى از تمايلات نفسانى شخصى چون بطائنى را اين چنين گرفتار آتش دوزخ مى‏كند كه تا قيام قيامت گرفتار باشد. در روايت از گرز آتشين سخن به ميان آمده است. اين خود در خور تأمل است كه گرز آتشين چگونه گرزى است؟ و آيا به اين معنا نيست كه آتش آن، چنان فشرده شده كه صورت جِرم به خود گرفته و حجم و ابعادى يافته است؟ مسلّم اين كه هر چه باشد، كيفر سخت الهى است كه بايد از آن به خداى مهربان پناه برد». 


 1) محمد بن جرير طبرى، دلائل الإمامه، ص 188.