|
موفقيتهاى
بزرگ گاندى
سه خصوصيت به عنوان نعمت الهى در
يكايك شما رحانيون وجود دارد: اسلام، پيروى از اهلبيت عليهم
السلام و اهل علم بودن است كه اين سه خصوصيت در گاندى نبود.
اگر چه از دوستان محمد على جناح بود و نقل شده است كه محمد على
جناح در برخى نوشتههايش گفته است: گاندى واقعاً مسلمان شده
بود. هر چه بود، گاندى سه ويژگى شما را نداشت. بنده قصد ستايش
گاندى را ندارم، اما از آنجا كه مواردى در قرآن آمده كه از
تشبيه استفاده شده، مناسب مىبينم منظورم را با يارىِ مقايسه و
تشبيه روشن نمونههايى مطرح كنم.
بارها كتابهاى گاندى و حتى شاگردان او را مطالعه كردم. از
جمله كتابهاى وى كه به فارسى هم ترجمه شده، كتاب «هذا مذهبى»
است، كه از اردو به عربى برگردان شده است.
حال مىخواهيم بدانيم گاندى چه كرد؟
وى طى فعاليتهاى پنجاه سالهاش، موفق شد هند را كه در آن زمان
جمعيت آن حدود چهار صد ميليون نفر بود، از چنگال استعمار نجات
دهد. حال كدام يك از شما به خود اجازه مىدهد كه خود را از
گاندى كمتر بداند؟ قدرى در اينباره تأمل كنيد. به شما عرض
مىكنم: آيا تا به حال با خود فكر كردهايد چه چيزى از گاندى
كمتر داريد؟ به نظر من گاندى از شما كمتر داشت. آنچه شما
افزونتر از او داريد، همان سه مطلب اول است.
گاندى، هند را از سلطه استعمار نجات داد. پس شما كه نعمت
افزونترى در اختيار داريد به طريق اولى توانايى نجات هند را
از استعمار شيطان داريد؛ استعمارى كه در قالب خرافات و اديان و
مذاهب دروغين بر عموم مردم آن سرزمين چيره شده است و افكار يك
ميليارد مردم هند را به طور كامل تحت تأثير قرار مىدهد.
يقيناً مردم آن ديار به درآميخته شدن در خرافات بىتوجهند.
كتابى به نام «مَنَوسَمَرتى» وجود دارد. اين كتاب را ملاحظه
كنيد. اين كتاب از نظر بتپرستان، همان اندازه مقدس است كه
قرآن نزد مسلمانان، اما سرشار از خرافات است. شما در اولين قدم
محتويات آن كتاب را نزد هر بتپرستى اعم از باسواد يا بىسواد،
مطرح كنيد و از آنان بخواهيد فكر كنند و ببينند آيا محتويات
كتاب صحيح است يا خير؟ آنان كه داراى طبايع بشرى اعم از وجدان
و نفس لوامه و ادراك هستند، حق را خواهند پذيرفت، اما بايد با
وسايل خدادادى به سراغ آنان رفت و آن وسايل شما هستيد. گاندى
هم براى رهايى بخشيدن جامعهاش از سلطه استعمار مشكلاتى را
تحمل نمود. در كتاب «محررالهند» در مورد گاندى آمده است:
بارها او را به زندان انداختند و طى اين مدت به او اجازه
نمىدادند با كسى تماس بگيرد.
حزب كنگره گاندى يك ميليون آنه از اطراف هند جمعآورى كرد كه
در آن زمان ثروت هنگفتى به شمار مىرفت. دولت وقت تمام آنها را
جمعآورى و مصادره نمود. ولى گاندى در عكسالعمل به رفتار
دولت، گفت: دوباره شروع مىكنيم.
گاندى با اين سخن، روحيه قوى و استقامت خود را به نمايش گذاشت.
او مرد سختىها بود.
گاندى در نوشتههايش مىگويد:
در زندان كه بودم انگليسىها دستور داده بودند كه هنگام گرفتن
نهار يا آب، بايستى دستان خود را دراز، يا زبانم را از دهان
خارج كنم. در واقع مرا در وضع بسيار سخت و فجيعى قرار مىدادند
تا لقمهنانى يا جرعه آبى به من بدهند. چارهاى نداشتم و مجبور
بودم.
حالا اگر فرضاً در قيامت خدا گاندى را در كنار يكى از شماها
حاضر كند و بگويد: شما چه چيزى از اين شخص كم داشتيد؟ چه پاسخى
به خدا خواهيد داد؟
«اميرالمؤمنين عليه السلام درباره انبيا فرمودند:
«...يثيروا لهم دفائن العقول...؛(1)
پيامبران گنجينههاى خرد آدمى را شكار مىكنند».
در واقع انبيا ايجاد عقل و درك نمىكردند، بلكه اينها را حضرت
حق خلق كرده و انبيا فقط كليد فهم و دريافتن را مىزدند. اكنون
شما كه اهل علم هستيد و وظيفه هدايت را بر عهده داريد، اگر
كليد تفهيم را بزنيد يقيناً كفار دگرگون خواهند شد. البته چنين
كارى نيازمند زمان است و مشكلاتى هم در پى دارد».
1) نهج البلاغه، ص 43. |