بسم الله الرّحمن الرّحيم

به نام خداوند بخشايشگر مهربان

كسانى كه هجرت كرده و از خانه هاى خود رانده شده و در راه من آزار ديده و جنگيده و كشته شده اند، بديهايشان را از آنان مى زدايم، و آنان را در باغهايى كه از زير [درختان] آن نهرها روان است در مى آورم؛ [اين] پاداشى است از جانب خدا و پاداش نيكو نزد خداست.(آل عمران، آيه 195)

:: پيشگفتار

«إنَّ هذِهِ أَمتكم أُمَّةً واحِدَةً»[1]
بدرستى كه اين امت شما، امت واحد است.
خداى ـ تبارك و تعالى ـ با اين آيه شريفه و امثال آن، خواسته است تا عواملى را كه مايه پيشرفت و ترقّى مسلمانان است، بيان دارد و آنان را با اسبابى كه موجب عزّت و قدرت ايشان در دنياست، آشنا كند.
اين آيه، بخصوص به عامل وحدت و اتّحاد در بين امّت اسلام تأكيد دارد. بنابراين، طبق اين آيه مباركه، عرب و عجم، كُرد و ترك، ايرانى و عراقى، افغانى و پاكستانى و... همه «امت واحد» هستند و هيچ فرقى بين هر يك از آنان با ديگرى نيست و هيچ يك بر ديگرى برترى ندارند، مگر با تقوا.
خداى ـ تبارك و تعالى ـ اين معنى را كه از اين آيه مباركه بر مى آيد، با منطق آيه اى كه حال يهوديان را بيان مى كند، مورد تأكيد قرار مى دهد، آنجا كه به بنى اسرائيل مى فرمايد:
وَإذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُم وَلا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ثُمَّ أقْرَرْتُمْ وَ أنْتُمْ تَشْهَدُونَ؛[2] وچون از شما پيمان محكم گرفتيم كه: «خون همديگر را مريزيد، و يكديگر را از سرزمين خود بيرون نكنيد»؛ سپس [به اين پيمان] اقرار كرديد، و خود گواهيد.
چنان كه از خود ما مسلمانان، اين ميثاق را گرفته؛ آن گاه كه به خداوند و رسولش ايمان آورديم و رسول را در آنچه از نزد خداوند براى ما آورده، تصديق كرديم.
خداوند در آيه بعد، در نكوهش بنى اسرائيل مى فرمايد:
ثُمَّ أَنْتُمْ هؤلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالإثْمِ وَالعُدْوانِ وإنْ يَأْتُوكُم أُسارى تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجَهُمْ أفتُؤمِنُونَ بِبَعْضِ الكِتابِ وَ تَكْفُرونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاّ خِزْيٌ فِى الحَياةِ الدُّنْيا وَيَوْمَ القِيامَةِ يُرَدُّونَ إلى أشَدِّ العَذاب وَ مَا اللّه بِغافِلٍ عَمّا تَعْمَلُونَ؛[3] [ولى] باز همين شما هستيد كه يكديگر را مى كُشيد، و گروهى از خودتان را از ديارشان بيرون مى رانيد، و به گناه و تجاوز، بر ضد آنان به يكديگر كمك مى كنيد. و اگر به اسارت پيش شما آيند، به [دادن] فديه، آنان را آزاد مى كنيد، با آنكه [نه تنها كشتن، بلكه] بيرون كردن آنان بر شما حرام شده است. آيا شما به پاره اى از كتاب ايمان مى آوريد، و به پاره اى كفر مى ورزيد؟ پس جزاى هركس از شما كه چنين كند، جز خوارى در زندگى دنيا چيزى نخواهد بود، و روز رستاخيز، ايشان را به سخت ترين عذابها باز برند و خداوند از آنچه مى كنيد غافل نيست.
اين دو آيه، گرچه خطاب به بنى اسرائيل است؛ ولى مايه يادآورى و پند گرفتن مسلمانان است كه از بنى اسرائيل عبرت گيرند تا در پيمان شكنى و قتل نفس و اخراج شهروندان از ديار خويش، چون آنان نشوند كه، بدنامى و خوارى، دامنگير همه آنان شود، چنان كه دامنگير همه يهوديان شد و در روز قيامت، گرفتار سخت ترين عذاب شوند.
بنابراين، در منطوق اين دو آيه كريمه، به تحريم اخراج شهروندان از وطن خويش تصريح شده است، هر مليّت، و قوميت و هر زبانى كه داشته باشند.
و اين به دنبال آيه سابق است كه همه مسلمانان را «امّت واحد» قرار داد و كشورهاى اسلامى را وطن آنان برگزيد. پس «امّت واحد» و «وطن واحد» به اين معناست كه همه كشورهاى اسلامى براى همه مسلمانان، وطن است؛ و هيچ كس حق ندارد مسلمانى را از وطن اسلامى اخراج كند.
كتاب هجرت از عراق، چرا و چگونه؟؛ در پى آن است كه نمايى حقيقى از اوضاع مسلمانان كه به جهت از هم گسيختگى امّت واحد و تشتّت وطن واحد، دچار شكست در همه عرصه ها و ميدانها شده و عقب مانده اند، به طورى كه سركشان خودسر، در حقّ آنان شكنجه هاى ذلّت بار روا مى دارند و به گونه هاى مختلف، كشتار مى كنند و ثروتهاشان را به غارت مى برند، عرضه بدارد.
خواسته مؤلف عالى قدر ـ أعلى اللّه مقامه ـ بيدارى و هشيارى مسلمانان و تلاش در راه تحقّق امّت واحد و وطن واحد مى باشد تا عزّت و قدرت خود را بازيابند. ما نيز براى سهيم شدن در اين رسالت، روا ديديم كه اين كتاب را منتشر كنيم تا بتوانيم آرزوهاى فقيه راحلمان را در تحقّق امّت واحد و وطن واحد و بازيابى عزّت از دست رفته و قدرت به يغما رفته امّت اسلامى برآورده كنيم.

ناشر نسخه عربى كتاب


(1). انبياء، آيه 92.
(2). بقره، آيه 84.
(3). بقره، آيه 85.