بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين

دين اسلام با خود مأموريت بزرگ نجات بشريت از حضيض شهوت پرستى و ماديت، و رساندن او به اوج معنويت خدايى و آراسته شدن به اخلاق پسنديده را به همراه آورد؛ انسان را گرامى داشت و آنچه بوى تفرقه و جدايى انسانها را مى دهد، مانند اختلافات طبقاتى، نژادى، قومى و مانند اينها را به كلى نفى نموده است، چنانكه قرآن مى فرمايد: (وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِى ءَادَمَ)(1)؛ «بى ترديد آدمى را گرامى داشتيم» و ملاك برترى در ميان مردم را پرهيزكارى دانسته، زيرا فرموده است: (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ)(2)؛ «همانا برترين شما نزد پروردگار پرهيزكارترين شماست» و اين در حالى بود كه در روزگار جاهليت ملاك برترى، ثروت و قدرت، بزرگى قبيله و مانند اينها بود.
بدين ترتيب در فرهنگ اسلامى ملاك برترى افراد بر يكديگر، لياقت هر فرد مى باشد، چنانكه اميرمؤمنان(عليه السلام) فرموده اند: «قيمة كل امرىء ما يحسنه(3)؛ ارزش هر مرد به كارى است كه نيكو انجام مى دهد». و در اين ميان فرقى بين فرد يا جامعه نيست. قرآن كريم قدر و ارزش جامعه اسلامى را نيز در دفاع از ارزشهاى آسمانى و برافراشتن پرچم اسلام و جانفشانى در راه آن مى داند. از اين روى، قرآنِ كريم مى فرمايد: (كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّة أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ)(4)؛ «شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده ايد: به كارهاى پسنديده فرمان مى دهيد و از كار ناپسند باز مى داريد».
پس ملتها هم ارزش خود را از خواستگاه ها و ارزشهايى كه دارند و در راه آن به جهاد مى پردازند، كسب مى كنند و با پستى و بلندى آن ارزشهاست كه بها و ارزش ملتها فرا مى رود يا فرو مى افتد.
از اين روى، مى بينيم وقتى مسلمانان از ارزشهاى دينى دور شدند و آرايه ها و پيرايه هاى زندگى مادى غربى آنها را فريفت، گرفتار واپسگرايى شدند و با از دست دادن عزتى كه در زمان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) داشتند، به قهقرا رفتند و به انحطاط گراييدند.
امروزه شاهد زندگى حقيرانه ملتهاى مسلمان در زير گامهاى ستمگرى و بيداد، در شكلهاى مختلف آن، مى باشيم. جاهليت قديم به تمام معنا و با اسلوب و شيوه هاى جديد بازگشته و مفاهيم و معيارهاى اسلامى واژگونه گرديده است.
حال بايد پرسيد راه نجات چيست؟ و چگونه مى توان ملتهاى مسلمان را از نو با معارف اسلامى آشنا كرد تا از رهگذر آن، ارزش حقيقى شان، كه خداى متعال برايشان مقرر فرموده است بديشان بازگردد؟
پاسخ اين پرسش مهم، كه آينده مسلمانان را ترسيم مى كند، در كتابى كه پيش رو داريد خواهيد يافت. در اين كتاب آيت الله العظمى سيد محمد حسينى شيرازى(قدس سره) به اين موضوع پرداخته و با انگشت گذاشتن بر ريشه هاى اين مشكل راه حلهاى مناسبى به دست مى دهد.
البته مؤلف محترم به بسيارى از مفاهيم اسلامى و مشكلاتى كه جوامع نوبنياد اسلامى با آن دست به گريبانند پرداخته تا جايى كه تأليفات معظم له در عرصه هاى معارف اسلامى و انسانى از هزار كتاب فراتر رفته است.
با توجه به اين ضرورت، و به ويژه در روزگار كنونى است كه اين مؤسسه به چاپ و نشر اين نوشتار همت گماشته است و از خداى سبحان، مسئلت مى كنيم امت اسلامى را به آن نفع دهد و ما را در خدمت به اسلام توفيق دهد، كه إنه سميع الدعاء. و سرانجام سخن سپاسِ خدا، پروردگار جهانيان است.

مركز تحقيقات و انتشارات رسول اعظم(صلى الله عليه وآله)
بيروت ـ لبنان
ناشر نسخه عربى


(1). سوره اسراء، آيه 60.
(2). سوره حجرات، آيه 13.
(3). بحار الانوار، ج 74، ص 422، ب 15، ح 40.
(4). سوره آل عمران، آيه 110.