|
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
قال اللَّه تبارك و تعالى: ن والقلم وما يسطرون(1)؛
سوگند به قلم و آنچه مى نويسند.
خداى - عزوجل - يكصد و چهارده كتاب آسمانى بر انبياء نازل نمود و آن ها را با قرآن
كريم به پايان رساند و قرآن كريم آخرين كتاب آسمانى است كه يكصد و چهارده سوره
دارد. در اين كتاب هدايت، آمده است: إن هذا القرآن يهدي للّتي هي اقوم(2)؛ قطعاً
اين قرآن [آيينى ] كه خود پايدار است راه مى نمايد.
در آيه ديگر مى خوانيم: الم ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين(3)؛ الف، لام، ميم.
اين است كتابى كه در [حقانيت ] آن هيچ ترديدى نيست؛ [و] مايه هدايت تقوا پيشگان
است.
دو نكته در قرآن قابل عنايت است يكى رموز و اسرارى است كه در قرآن آمده و تا امروز
به روشنى معنى نشده و آن حروف مقطعه است، مانند الم، طس، ص، ن و ... . اين كه معانى
و تفسير واقعى اين حروف چيست بعضى با استناد به رواياتى مطالبى را فرمودند، لكن
اسرار آن همچنان بر ما مستور است.
نكته دوم سوگندهاى قرآن است. در قرآن آيات سوگند فراوان آمده، مانند: «والتين
والزيتون(4)؛ سوگند به [كوه ] تين و زيتون»، «والشمس وضحيها(5)؛ سوگند به خورشيد و
تابندگى اش»، «والعصر إن الانسان لفي خسر(6)؛ سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل ] كه
واقعاً انسان دستخوش زيان است»، «لا اقسم بهذا البلد(7)؛ سوگند به اين شهر»، « لا
اقسم بيوم القيامة(8)؛ نه! سوگند به روز رستاخيز»، «والسماء ذات البروج(9)؛ سوگند
به آسمان آكنده از بروج»، « والفجر وليال عشر(10)؛ سوگند به سپيده دم و به شب هاى
ده گانه». كه قطعاً در اين آيات قسم اسرار و رموزى نهفته است كه هنوز كشف و آشكار
نشده است.
قسم به قلم
يكى از سوگندهاى قرآن قسم به قلم است، آن جا
كه مى فرمايد: «ن والقلم وما يسطرون؛ سوگند به قلم و آنچه مى نويسند». بايد ديد چه
كارى از قلم ساخته است و از چه رو حق تعالى بدان قسم ياد كرده است؟ بى ترديد قلم جز
براى نوشتن كاربردى ندارد و زمانى شايستگى مى يابد تا بدان سوگند ياد شود كه حقايق
دينى، اعتقادى، اجتماعى، اخلاقى و بسيارى از مكنونات قلبى را در قالب نوشته، به
همگان عرضه كند. در سوره علق (اولين سوره اى كه بر پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله
وسلم در روز بعثت نازل شد) سخن از قلم آمده، آن جا كه مى فرمايد: «الذي علم
بالقلم(11)؛ همان كس كه به وسيله قلم آموخت».از زمانى كه انسان نوشتن به وسيله قلم
را فراگرفت تعالى بشر، پيشرفت هاى علمى و صنعتى، تمدن و ترقيات جامعه نيز چهره
نمود. از همين رو و به دليل قدرتى كه در قلم نهفته است، از قداست و احترام خاص و
جايگاه بلندى برخوردار شد.
احترام به قلم
از مرحوم آية اللَّه العظمى بروجردى (رحمه
الله) نقل شده كه ايشان وقتى مى خواست در اطاق استراحت كند، اگر قلمى افتاده بود كه
با آن آيات قرآن و روايات خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم نوشته شده بود به
احترام آن قلم در آن اطاق نمى خوابيد يا قلم را از اطاق بيرون مى برد يا خود به
اطاق ديگرى و به استراحت مى پرداخت.
جشن كليسا با مرگ صاحب قلم
مؤلف و محقق بزرگ شيعه آية اللَّه شيخ جواد
بلاغى نجفى (رحمه الله) كتاب هاى فراوانى دارد كه به فارسى ترجمه شده، از جمله:
كتاب مدرسه سيار است. وقتى اين مؤلف شيعه چشم از جهان فرو بست، خبر وفات ايشان به
دنياى مسيحيت رسيد، كليساى لندن جشن و شادمانى به راه انداخت، چرا كه يكى از
نويسندگان قدرتمند شيعه كه تحولى در عالم به وجود آورده بود، ديگر وجود خارجى
نداشت. اين قدرت قلم است كه مى تواند منشأ آثار و بركات و هدايت مردم باشد.
سخنى از آية اللَّه العظمى كاشف الغطاء
روزى كه آية اللَّه العظمى آقاى سيد ابوالحسن
اصفهانى قدس سره به ديدار حق شتافت اقشار مختلف، حتى مسيحى ها و يهودى ها نيز در
تشييع جنازه ايشان شركت داشتند. مرحوم كاشف الغطاء خطاب به جنازه ايشان اين جمله را
فرمود: آقا شما با كارهايى كه در ابعاد مختلف دينى علمى اجتماعى و اخلاقى انجام
داديد، كارهاى گذشتگان را به دست فراموشى سپردى و آيندگان را به زحمت انداختى (كه
به جاست خطاب به روح بلند آية اللَّه العظمى شيرازى عرض كنيم: شما با آن همه خدمات
علمى و دينى و اجتماعى در ايران و عراق و كشورهاى مختلف اسلامى آيندگان را كه مى
خواهند به اسلام خدمت كنند به زحمت انداختى).
سلطان مؤلفان
مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى قدس سره در
عمر با بركت هفتاد و چند ساله اش بركات علمى و آثار قلمى و تأليفاتى كه به بيش از
هزار و دويست اثر مى رسد از خود بر جاى گذارد. كندوكاوى در آثار او عمق و گستردگى
موضوعات سنتى و روز را كه مورد توجه ايشان بود نشان مى دهد. آن مرحوم به قلم سخت
توجه داشت و ديگران را نيز به نوشتن و تأليف و تحقيق تشويق مى فرمود و اين از ويژگى
هاى آية اللَّه العظمى شيرازى بود. هرگاه مبلّغ دينى و گوينده اى مذهبى به ملاقات
ايشان مى رفت حضرتش وى را به تأليف و حتماً چاپ خطابه و آنچه در منبر مى گفت تشويق
مى كرد و هماره مى فرمود: منبرهاى خودتان را بنويسيد و چاپ كنيد.
يكى از نكاتى كه در زندگى اين فقيه اهل بيت عليهم السلام جلب توجه مى كند اين است
كه ايشان زمانى كه در كربلاى معلا بودند در مسير رفت و آمد ناگهان كنارى مى نشستند
سپس بر مى خواست و به راه خود ادامه مى داد. دليل نشستن ايشان اين بود كه مطلبى
نوشتنى به نظرش مى رسيد همان جا مى نشست و مطلب را مى نوشت تا مبادا آن را فراموش
كند، چه اين كه فرمان پيامبر اين است: «قيدّ العلم بالكتابة(12)؛ دانش را با نوشتن
مهار كن». ايشان از همان فرصت استفاده كرده، آنچه به انديشه اش مى رسيد با نوشتن
مهار مى كرد. البته آنچه بيان شد يك مورد نبود بلكه بارها اتفاق مى افتاد. ايشان به
حق، رهنمودهاى پيشوايان الهى را در زندگى: علمى، اجتماعى، فردى و خانوادگى عملى مى
كرد و به يك سخن چنين فقيهى با اين ويژگى ها و شيفتگى شان به قلم و در انديشه اهل
قلم بودن ناياب يا بسيار كم ياب است.
خدمات اجتماعى
مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى قدس سره
مؤسسات خدماتى اجتماعى زيادى از خود به يادگار گذاشته كه در جاى جاى اين خاكدان، از
جمله: افريقا، امريكا، اروپا، سوريه، كويت، ايران، عراق شبه قاره هند منشأ خدمات و
هدايت هستند. جالب توجه اين است كه هيچ يك از اين مؤسسات دينى و اجتماعى به اسم
ايشان نام گذارى نشده است، بلكه با نام خاندان رسالت زيور و زينت يافته است.
سخنى از آية للَّه العظمى حاج سيد صادق شيرازى
از برادر بزرگوار ايشان آية اللَّه العظمى
آقاى حاج سيد صادق شيرازى (مدظله) شنيدم كه فرمود: با وجود اين كه شمار چشمگيرى
(مدارس) علميه و مساجد، حسينيه ها، درمانگاه ها، كتابخانه هاى عمومى و صندوق هاى
قرض الحسنه تأسيس كرد، اما هيچ كدام را به اسم خود نام گذارى نكرد. مكرر به ايشان
پيشنهاد شد كه فلان مؤسسه را به نام شما تابلو نصب كنند يا حسينيه اى به نام شما
اسم گذارى شود، فرمود: اگر كتابخانه يا درمانگاهى به نام پيامبرصلى الله عليه وآله
وسلم باشد او جدّ من است اگر به نام اميرالمؤمنين عليه السلام باشد او پدر من است
اگر مزين به نام فاطمه عليها السلام باشد او مادر من است و به نام هر كدام از ائمه
عليهم السلام باشد افتخار براى من است و من يكى از فرزندان آنان مى باشم.
مرد اخلاص
خداى - عزوجل - در قرآن كريم خطاب به
پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم فرمود: «قل إن صلاتي و نسكي و محياي و مماتي للَّه
رب العالمين(13)؛ بگو: در حقيقت، نماز من و [ساير] عبادات من و زندگى و مرگ من براى
خدا، پروردگار جهانيان است».
مرحوم شيرازى (رحمه الله) فقط خدا را مد نظر داشت كه مى شود انسان مصداق آيه كريمه
باشد و برسد به مقامى كه زنده و مرگ او براى خدا باشد.
آبرو، وسيله خدمت به اسلام
مرحوم آية اللَّه العظمى ميرزا محمد حسن
شيرازى قدس سره، صاحب فتواى مشهور تنباكو و بزرگ اين خاندان عالم و فقيه پرور، در
لحظه احتضار و ساعات آخر عمر با صداى بلند گريستن آغاز كرد. وقتى علت گريه شان را
از ايشان پرسيدند، فرمود: مى ترسم خداوند بزرگ مرا مؤاخذه فرمايد: كه تو در بين
مردم آبرو داشتى، چرا از آبروى خودت در راه ترويج دين بيشتر استفاده نكردى و از اين
سرمايه براى تأمين زندگى طلاب بيشتر بهره نگرفتى؟
از خاندان چنان مرجعى كه تا لحظه مرگ به فكر حوزه علميه و روحانيت شيعه و ترويج
مكتب و شريعت باشد، مرجعى چون مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى به وجود مى آيد كه به
حق چنين خاندان بزرگى مصداق في بيوت أذن اللَّه ان ترفع(14)؛ در خانه هايى كه خدا
رخصت داده كه [قدر و منزلت ] آنها رفعت يابد بودند.
سم پاشى عليه فقها
در پايان اين مطلب را نيز اضافه كنم كه در
ايام ولادت امام زمان عليه السلام مجلسى تشكيل شده بود و سخنران اين مجلس جشن كه
روحانى نبود در سخنان خود به سم پاشى عليه فقها و مراجع شيعه پرداخت و سخنش به اين
جا منتهى شد كه: آقايان علما چه خدمتى به امام زمان عليه السلام كرده اند؟
يكى از روحانيون از جاى برخاست و گفت تو وجود امام زمان عليه السلام را براى من
ثابت كن تا من آن حجت حق را بشناسم. سخنران مجلس به عنوان استدلال براى اثبات وجود
حضرت مهدى عليه السلام روايات و احاديثى را بيان كرد. آن روحانى روشن فكر پرسيد:
اين احاديث را چه كسى نقل كرد؟
گفت: بحارالانوار، سفينة البحار و...
پرسيد: اين كتاب ها را چه كسانى نوشتند؟
سخنران نام علامه مجلسى را برد به اين معنا كه علماى شيعه اين احاديث را جمع آورى
كردند.
سؤال كننده گفت: تو كه گفتى: علماى شيعه به امام زمان عليه السلام خدمتى نكرده اند
در حالى كه ما هر چه در دوران غيبت كبرى داريم از قلم و بيان فقهاى شيعه است كه با
همين اندوخته روايى مكتب شيعه را زنده نگه داشته و خواهند داشت.
اگر بر آن باشيم كه يكى از خادمان واقعى امام زمان عليه السلام را در روزگار خود
نام ببريم، بى ترديد، مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى است چه اين كه ايشان با تمام
توان علمى و اعتبارى در راه زنده نگاه داشتن مفاهيم شرع اقدس كوشيد و حتى در اين
راه از گزند دشمنان دين ستيز بيمى به خود راه نداد.
عرض تسليت
فقدان انسانى والا، به حق مى توان آية اللَّه
العظمى شيرازى را مصداق سلام عليه يوم ولد و يوم مات و يوم يبعث حيا(15) و اولئك
عليهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المهتدون(16)؛ بر آنان درودها و رحمتى از
پروردگارشان [باد] و راه يافتگان [هم ] خود ايشانند دانست. اين ضايعه را به محضر
حضرت ولى عصرعليه السلام و حوزه هاى علميه و بيت معظم شيرازى و برادر بزرگوارش آية
اللَّه العظمى سيد صادق شيرازى تسليت عرض مى نماييم.
1) قلم (68)، آيه 1.
2) اسراء (17)، آيه 9.
3) بقره (2)، آيه 1 و 2.
4) تين (95)، آيه 1.
5) شمس (91)، آيه 1.
6) عصر (103)، آيه 1 و 2.
7) بلد (90)، آيه 1.
8) قيامه (75)، آيه 1.
9) بروج (85)، آيه 1.
10) فجر (89)، آيه 1.
11) علق (96)، آيه 4.
12) تحف العقول، ص 36.
13) انعام (6)، آيه 162.
14) نور (24)، آيه 36.
15) اشاره به آيه: والسلام على يوم ولدت و يوم أموت و يوم ابعث حياً، مريم (19)،
آيه 33 مى باشد.
16) بقره (2)، آيه 157.
|