|
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
ضايعه جان گداز ارتحال ملكوتى عالم ربانى مرجع عالى قدر حضرت آية اللَّه العظمى حاج
سيد محمد حسينى شيرازى قدس سره را به محضر حضرت حجةبن الحسن العسكرى عليه السلام ،
امت اسلامى، مراجع عالى قدر، به ويژه حضرت آية اللَّه العظمى حاج سيد صادق حسينى
شيرازى، آية اللَّه العظمى حاج سيد محمد تقى مدرسى، خاندان شيرازى، مدرسى، قزوينى و
خاندان هاى داغدار تسليت عرض مى نمايم.
تقارن دو مناسبت
اين مجلس با شهادت مؤسس مدرسه سترگ اهل بيت
عليهم السلام و رئيس مذهب، حضرت امام جعفر صادق عليه السلام همزمان شده است. از اين
رو شايسته است مجلس را با نام و ياد آن امام همام متبرك كنيم. شهادت آن بزرگوار در
25 ماه شوال 148ق. اتفاق افتاد. آن حضرت تمام عناصر والايى ها را در خود جمع داشت،
آن سان كه حتى دشمنان، در برابر عظمت ايشان، سر تسليم فرود مى آوردند و دوستان،
تمام محبت و عنايت خود را نثار آن حضرت مى كردند.
امام صادق عليه السلام از نگاه تاريخ
برقى با اسناد خود از ابومنصور (طبيب) نقل مى
كند كه گفت: «يكى از ياران من نقل مى كرد: من و ابن ابى العوجاء و عبداللَّه بن
مقفع در مسجد الحرام بوديم و از جايى بلند و مشرف به كعبه جمع انبوه حاجيان را مى
نگريستيم. ابن مقفع با اشاره به محل طواف گفت: اين جمعيت را مى بينيد؟ در ميان آنان
كسى را كه بتوانم انسان بدانم يافت نمى شود، مگر آن شيخ (بزرگ، منظور او امام جعفر
صادق عليه السلام بود) كه نشسته است و ديگران مگسان و ددگان هستند.
ابن ابى العوجاء به او گفت: چه چيزى تو را واداشت تا از ميان اين جمعيت تنها او را
انسان بدانى؟
ابن مقفع گفت: چيزى در او ديده ام كه در غير او نديده ام...(1)».
نيز در باب فضايل امام جعفر صادق عليه السلام آمده است: «نوح بن دراج به ابن
ابوليلى گفت: آيا موردى پيش آمده است كه بر اساس گفته اى، از گفته يا قضاوت خود صرف
نظر كنى و تسليم آن گفته شوى؟
ابن ابى ليلى گفت: فقط در برابر گفته يك نفر از نظر و رأى خود بازگشتم و او جعفربن
محمد صادق عليه السلام است».
ديگر كسى كه به بزرگى و عظمت امام صادق عليه السلام اعتراف كرد، سرسخت ترين دشمنان
او منصور دوانيقى بود. بنا به نوشته يكى از عالمان، منصور [نيز] حضرت جعفربن محمد
عليه السلام را «صادق» خواند، زيرا هر خبر غيبى كه امام عليه السلام مى داد يا سخنى
مى گفت تحقق مى يافت. منصور دوانقى درباره امام صادق عليه السلام مى گفت: «به يقين
جعفر بن محمد از جمله كسانى است كه خداى - عزوجل - درباره شان فرموده است: «...
وسلام على عباده الذين اصطفى...(2)؛ و درود بر آن بندگانش كه [آنان را برگزيده
است».
مدرسه امام صادق عليه السلام
آنچه دشمنان در توصيف امام صادق عليه السلام
گفته اند قطره اى از اقيانوس عظمت آن حضرت است. پر بارترين دستاورد زندگى امام صادق
عليه السلام ، مدرسه سترگ ايشان است كه از آن روز تا به امروز و فردا و فرداها
چونان رودى گوارا و زلال تشنگان دانش را سيراب كرده و خواهد نمود و آنچه دانشمندان
و عالمان و فقيهان دارند، از مدرسه فكرى و علمى حضرت جعفر بن صادق عليه السلام
برگرفته اند.
از روزگار امامان اهل بيت عليهم السلام تا به امروز فقيهان و عالمان، مدرسه اهل بيت
عليهم السلام را پايندگى و بارورى بخشيده، آن را تا به امروز پردهش و سرشار از داده
ها نگاه داشته اند. به حق مدرسه امام صادق عليه السلام كه تبلور مدرسه اهل بيت
عليهم السلام است همچنان پويا و سرزنده است و خواهد بود و روح پويندگى را در كالبد
امت اسلامى مى دمد و آن را تا قيام قيامت پايا و فعال نگاه خواهد داشت.
در طول تاريخ، عالمان، مدافعان و مبلغان حقيقى و دل سوز اين مدرسه بودند و هر گاه
كه آن را در معرض خطر مى ديدند در راه حفاظت از آن جان خود را به رايگان تقديم مى
كردند و هرگز در اين راه سستى به خود راه ندادند و گامى به عقب نكشيدند. يكى از
مدافعان مخلص اين مدرسه در عصر حاضر مرجع عالى قدر مرحوم آية اللَّه العظمى حاج سيد
محمد حسينى شيرازى قدس سره بود. همگان او را مى شناسند و هنوز هستند كسانى كه از
خردسالى با او و ويژگى هايش آشنا بوده اند و تا واپسين دم زندگى اش، ساده زيستى او
را مى ديدند.
در مقام مرجعيت
مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى خود را نذر
خدا و خدمت به مردم كرده بود و از همين رو تنها و تنها به ايفاى وظيفه و خدمت به
مردم و جامعه مى انديشيد. انبوه وجوه شرعى به سوى او سرازير مى شد، اما از بهره
بردارى شخصى، دريغ داشت و تمام آن را در راه خدا هزينه مى كرد و خود در خانه اى
بسيار بسيار ساده مى زيست، اما دغدغه مشكل فكرى و فرهنگى جامعه سخت او را مشغول
كرده بود و لذا تا آخرين دم زندگى با دستان لرزان و بدنى فرسوده، مى نوشت تا وظيفه
اى كه بر عهده داشت به انجام رساند. به راستى بايد او را تنديس همت و تلاش دانست.
او همتى والا داشت، چيزى كه لازمه هر انسان است، اما متأسفانه جوانان با بهانه هاى
واهى كمتر به آن بها مى دهند. او با همتى والا و عالى هر سدى را در هم شكست تا راه
مقدس خود را ادامه دهد و در اين راه تمام سنگ اندازى ها و تعرض ها و جنگ روانى را
به جان خريد و با چنان سرزندگى و كوشش به نوشتن و ديگر فعاليت هاى فرهنگى، علمى،
اجتماعى و... مى پرداخت كه گويى هيچ مانعى بر سر راه خود نمى بيند.
مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى از فرد فرد اعضاى خانواده خود عالمانى برجسته و
روشن ساخت كه هر يك از آنان حضور سبز او را در يادها زنده مى كنند. او چونان چشمه
اى جوشان بود كه دانش اهل بيت عليهم السلام و نو آورى هاى فقهى را به تشنگان دانش
مى نوشاند.
مظلوميت
چنين شخصيتى بر اثر بى مهرى روزگار با سينه اى
مالامال از اندوه و غصه چشم از جهان فروبست. تنها او نبود كه مورد بى مهرى روزگار
كج مدار قرار داشت كه غالب عالمان، مظلوم زيستند و هماره از سوى حنجره هاى پليد
آماج تهمت هاى ناروا مى شدند. به عنوان مثال از مرحوم آية اللَّه شيخ عبدالكريم
زنجانى ياد مى كنم كه يكى از نمادهاى مظلوميت مرجعيت بود. هنگامى كه از دنيا رفت
جنازه اش بر زمين ماند و مردم بر سر دفن كردن يا نكردن پيكر او دچار اختلاف نظر شده
بودند، چرا كه پاره اى او را دست نشانده انگليس مى خواندند؛ مطلبى كه دست نشاندگان
واقعى به منظور انحراف افكار عمومى ساخته و پرداخته بودند. پر واضح است كه هر
نيرنگى روزى رنگ مى بازد و اين نسبت ها نيز از همان قبيل نيرنگ ها بود كه ديگر
كارايى نداشت.
از اين رو مردم شريف قم و ديگر دوستداران آن مرجع راحل با شنيدن خبر وفات آية
اللَّه العظمى شيرازى در مراسم تشييع ايشان شركت كردند و على رغم مظلوميت چندين و
چند ساله اش تمام احساسات و عشق خود را نثار پيكر پاك او كردند و با حضور شكوهمند
خود مقام مرجعيت را پاس داشتند.
ديگر پرورش يافتگان مدرسه اهل بيت عليهم السلام
از ديگر پرورش يافتگان مدرسه امام صادق عليه
السلام كه پيوند خويشاوندى با بيت معظم شيرازى داشت مرحوم حاج سيد كاظم مدرسى بود.
آن مرحوم يكى از اولياى گمنام الهى بود كه مردم او را به با اين صفت نمى شناختند،
اما افلاكيان قدر و منزلت او را مى دانستند و حق نيز همين است كه آن دسته از اوليا
كه در پى نام و نان نيستند، اين گونه در گمنامى روزگار سپرى كنند و كرامتى از آنان
نقل نشود و آن سيد جليل نيز چنين بود. آن بزرگوار فرزندانى عالم، نيكوكار و فاضل از
خود بر جاى گذارد كه هر يك از آنان منزلتى علمى دارند؛ امرى كه بر كسى پوشيده نيست
و نياز به تعريف و توصيف ندارد.
ديگر پرورش يافته مدرسه اما صادق عليه السلام مرحوم آية اللَّه سيد كاظم قزوينى
است. آن مرحوم عمرى را در راه خدمت به شريعت پاك محمدى و مكتب انسان ساز علوى سپرى
كرد و آثار گرانقدرى از خود بر جاى گذارد كه برجسته ترين آن ها موسوعه «من المهد
إلى اللحد» است كه به اهل بيت عصمت و طهارت مى پردازد. چنان كه بر مى آيد، او على
رغم بيمارى اش بنا به فرمانى كه در عالم رؤيا از امامان معصوم عليهم السلام يافت
چنان آثارى نوشت. در حقيقت او با نثر روان و انديشه اى فعال، حق بزرگى بر فرهنگ
اسلامى، دانش پژوهان و گويندگان دارد. اينان از جمله پرورش يافتگان مدرسه اهل بيت
عليهم السلام بودند.
مجلس عزاى رئيس مذهب
امشب گرد آمده ايم تا ياد رئيس مذهب، حضرت
جعفر بن محمد صادق عليه السلام را گرامى داريم. فراموش نكنيم كه با گذشت شبان و
روزان نام پيشوايان معصوم عليهم السلام زنده و پر درخشش است، چرا كه مدرسه آنان
همچنان پويا و سرزنده است و اين پويايى، نتيجه زحمت هاى بى دريغ پرورش يافتگان اين
مدرسه، يعنى عالمان و فقيهان ربانى است. اين بزرگواران در طول تاريخ، مدرسه اهل بيت
عليهم السلام را از گزند بدخواهان حفظ و داده هاى علمى آن را به ديگران منتقل كرده
اند. از ديگر سو تاريخ حيات اهل بيت عليهم السلام ، به ويژه مظلوميت آنان، خود
بهترين عامل پايندگى و پويندگى مدرسه آنان بوده و هست.
امام صادق عليه السلام در تنگناها كه عمدتاً از سوى منصور دوانقى بر حضرتش تحميل مى
شد، دمى از پاى نشست و از هر فرصتى براى تقويت بنيه مدرسه خود بهره مى جست. منصور
با اظهار محبت و دوستى نسبت به اهل بيت عليهم السلام توانست مردم را فريفته، به
آنان بقبولاند كه دوستدار اهل بيت عليهم السلام است. زمانى كه قدرت را به طور كامل
به چنگ آورد، چهره پليد خود را آشكار كرد و بدترين ناروايى ها را در حق خاندان
رسالت روا داشت. او يكهزار و سيصد تن از فرزندان على عليه السلام و فاطمه عليها
السلام را به شهادت رساند و بدين ترتيب امت اسلامى را از داشتن شخصيت هايى با
توانمندى هاى علمى - سياسى محروم كرد. اين قربانيان و نيز شهيدان صدر اسلام هر يك
مى توانستند منشأ بركت و وسيله هدايت مردم باشند و امت اسلامى را به ساحل نجات
برسانند و همين امر بر طاغوتيان صدر اسلام تا آخرين آن ها، سخت مى آمد و مى ديدند
در صورتى كه اين پرورش يافتگان مكتب اهل بيت عليهم السلام در رأس قرار گيرند، بى
ترديد امت اسلامى را از پرتگاه ها بر آورده به اوج عظمت و والايى مى رساندند. اين
بود كه از معاويه تا ديگر پيروان فكرى و پويندگان راه او بر آن شدند تا عرصه را از
وجود چنين پاكانى خالى كنند و راه رهايى از آنان را در حذف فيزيكى شان يافتند. اين
پاكان به رستگارى والايى دست يافتند و دشمنان آنان به لعنت ابدى خداى - عزوجل -
گرفتارى آمدند، اما زيانى كه در اثر فقدان آنان بر جامعه اسلامى وارد شد، به حق
سنگين و ناهموار است.
آخرين سفارش
آخرين مطلب اين مجلس را به آخرين سفارش امام
صادق عليه السلام اختصاص مى دهم. در واپسين لحظات زندگى، آن حضرت فرزندان، همسر و
جمعى از مؤمنان و شيعيان گرد حضرتش جمع شدند. امام صادق عليه السلام در آن لحظات
چشم گشود و همگان را درباره نماز به عنوان مهم ترين واجب سفارش كرد و فرمود: «آن كس
كه نماز را سبك شمارد از شفاعت ما برخوردار نمى شود(3)».
او در تمام ايام حيات با بركت خود دمى از ياد كرد مصيبت جدش حسين عليه السلام غافل
نبود تا عظمت او و ماجراى شهادت در خاطره ها زنده بماند. سرانجام پس از سفارش به
نماز، با چشمى اشك بار بر سيدالشهدا عليه السلام چشم فرو بست و به ديدار خداى متعال
شتافت. ولا حول ولا قوة إلا باللَّه العلي العظيم.
1) بحار الانوار، ج 3، ص 42، باب 3.
2) نحل (27)، آيه 59.
3) ???. |