|
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
«والسلام عليّ يوم ولدت ويوم أموت ويوم ابعث حياً(1)؛
و سلام [خدا] بر من، روزى كه زاده شدم و روزى كه مى ميرم و روزى كه زنده برانگيخته
مى شوم».
پزشكان و بيمارى هاى جسمى
مسئله سلامت از موضوعاتى است كه از دير زمان
در ميان جوامع بشرى داراى اهميت شايانى بوده و انسان ها را بر آن داشته است تا در
حفظ سلامت خود بكوشند. موضوع علم طب - كه به درمان افراد و بازيابى سلامت از دست
رفته آنان مى پردازد - عوارض جسمى انسان مى باشد. رعايت بهداشت به معناى نگهدارى
سلامت است و درمان را مى توان بازگردان سلامتِ از دست رفته بيماران دانست و به يك
سخن تمام توجه علم پزشكى معطوف سلامت جسم انسان و رهايى او از بيمارى ها و آفت ها و
آلودگى هاست.
كسانى كه پس از سال ها تحصيل در رشته پزشكى و كسب انواع مهارت ها، در اين رشته فارغ
التحصيل و آماده ورود به جامعه پزشكى و درمان بيماران مى شوند، بايد پيش از آغاز به
كار نسبت به برخى تعهدات انسانى و حرفه اى سوگند ياد كنند تا در آن صورت به آنان
گواهى نامه داده شود. از جمله بايد سوگند ياد كنند بدون توجه به ملاحظاتى چون: رنگ
پوست، مليت، نژاد و مذهب، بيماران و ناتوانان را درمان كنند و هيچ كوششى را در راه
كاهش آلام آنان فرو نگذارند. بر اساس اين سوگندنامه، هيچ طبيبى حق ندارد به اين
دليل كه بيمارى مسلمان يا كافر، سفيد پوست يا سياه پوست است از درمان او خوددارى
كند و با دست آويز قرار دادن امورى از اين قبيل او را از دارو و معالجه و معاينه
محروم سازد.
حتى بيمارى كه اسير جنگى است و چه بسا اگر در ميدان جنگ كشته مى شد، هيچ كس از چند
و چون مرگ او پرسش نمى كرد، نيز مشمول اين حكم است و در حالى كه اسير است بايد از
خدمات يكسان پزشكان بهره مند گردد.
رسولان و عالمان، طبيبان روح
اين همه مربوط به پزشكان جسم بود كه رنج هاى
جسمى افراد را درمان مى كنند، ولى انبيا و رسولان الهى بيش از مسئله سلامت جسم و
علاوه بر آن، توجه فراوانى به سلامت روح دارند و بهداشت روانى افراد را سرلوحه
فعاليت هاى خود قرار مى دهند. عالمان راستين كه دنباله رو حقيقى رسولانند و مردم را
به راه و روش آنان فرا مى خوانند نيز پزشكان روحند كه آلام روحى مردم را با
نوشداروى معنويت درمان مى كنند.
در تاريخ آمده است: روزى طبيبى مسيحى به بغداد آمد و وارد مجلس هارون شد. او در
حضور هارون يكى از علماى اسلام را مخاطب قرار داد و با طرح پرسشى، قصد داشت اسلام و
احكام اسلامى را مورد طعن و اهانت قرار دهد؛ چيزى كه
- متأسفانه - امروزه نيز در بين دانشمندان و پژوهشگران دنياى مسيحيت و نشريات و
نوشته هاى آنان چهره زشت خود را به نمايش گذارده است. آنان گاهى در لباس اسلام شناس
يا نويسنده اظهار نظر مى كنند و گاه آشكارا سموم افكار انحرافى خود را به مغز
جوانان ما تزريق مى كنند و با القاى شبهه فضاى فكرى جوانان مسلمان را مى آشوبند.
در اين ميان علماى راستين همواره دفاع از حريم اسلام را از وظايف اصلى خود شمرده و
با قلم و بيان از كيان اسلام و عقيده و مذهب پاسدارى كرده اند.
درود و رحمت خدا به روح فقيد سعيد مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى كه مبارزه با
شبهه افكنى هاى معاندان و سموم تبليغاتى مسيحيان را به عنوان وظيفه برعهده گرفت و
كتاب ها و رساله هاى متعددى در موضوعات گوناگون نوشت و از هيچ اقدام فرهنگى در
پاسداشت حريم اسلام كوتاهى نكرد.
غرض اين كه آن طبيب نصرانى نيز با طرح پرسشى قصد تعرض به تعاليم بلند اسلام را داشت
و از همين رو گفت: اسلام در مورد بهداشت و سلامت جسم و روح حكم و دستورى ندارد.
آن عالم خطاب به طبيب نصرانى گفت: در اين موضوع قرآن به مسلمانان اين گونه سفارش
فرموده است: «...كلوا واشربوا ولاتسرفوا...(2)؛ بخوريد و بياشاميد، [ولى ] زياده
روى نكنيد».
پيامبر اسلام نيز فرموده است: «المعدة بيت كل داء والحمية رأس كل دواء(3)؛ معده
كانون تمام بيمارى ها و پرهيز [از پرخورى و بدخورى ] رأس همه داروهاست».
طبيب مسيحى در مقابل اين آموزه كوتاه، ولى پربار چاره اى نديد جز اين كه به نادرستى
قضاوت خود اعتراف كند و بگويد: با اسلام اين گونه احكام، براى جالينوس حكيم - كه
پدر دانش پزشكى است - چيزى بر جاى ننهاده و در حقيقت تمام طب را در يك جمله خلاصه
كرده است.
پاسخ به شبهه ابوالعلاء معرى
اين گفت وگوها با سران مذاهب و اديان در حقيقت
دفاع از حريم اسلام است. نمونه اى ديگر در اين مقام انتقاد ابوالعلاء معرّى نسبت به
يكى از احكام كيفرى اسلام است. او معتقد بود در احكام اسلام تناقض و حكم گزاف نيز
وجود دارد. استدلال او اين بود كه بر اساس احكام جزايى اسلام اگر كسى دست مسلمانى
را قطع كند، بايد پانصد دينار (معادل پانصد مثقال شرعى طلا) به عنوان ديه بپردازد،
امّا در كيفر سرقت ربع دينار نيز دست سارق را نيز قطع مى كنند، و اين دو حكم با هم
سازگارى و پشتوانه خردمندانه اى ندارند.
مرحوم سيدِ رضى يا شيخ بهايى در پاسخ او گفته بود: تو حكم خدا را به درستى فهم
نكرده اى و حكمت نمى دانى. در حقيقت اسلام حكم كرده است دست يك انسان امين پانصد
دينار قيمت دارد، ولى اگر دست خيانت كرد و مرتكب سرقت شد، بى ارزش مى شود و حتى در
مقابل ربع دينار قطع مى شود.
گفتار مسيح
حضرت عيسى عليه السلام در مقام اعجاز، كارهاى
شگفتى انجام مى داد كه هنوز دنياى پزشكى به رغم پيشرفت هاى فراوان نتوانسته است
مانند آن ها را به ظهور رساند. او بيماران مبتلا به برص و كوران مادر زاد را شفا مى
داد و با دَم مبارك خويش در كالبد مردگان مى دميد و حيات دوباره به آنان مى بخشيد.
در عين حال اين رسول الهى و طبيب جسمانى و روحانى فرمود: «والسلام عليّ يوم ولدت»
منظور از روزى كه در آن زاده شد، سلامتِ ولادت بود. اين كه نوزادى تن درست زاده شود
و از نظر خلقت و چشم و گوش و قلب و ساير اندام هاى ظاهرى و باطنى سالم و كامل باشد،
جاى سپاسگزارى فراوان به درگاه ايزد منان دارد، اما حضرت عيسى سلامت روز مرگ را نيز
خواستار شد و اين نشان مى دهد كه سلامت روح برتر و مهم تر است، چرا كه اگر روح به
سلامت اين جهان را بدرود گويد فرداى قيامت هم به سلامت محشور خواهد شد.
فقيه بزرگ
فقيه مجاهد و نويسنده توانا و مفكر بزرگ جهان
اسلام مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى پيوسته به فكر سلامت روح مسلمانان بود و قلبش
همواره براى اسلام مى طپيد. او در پى مبارزات پى گيرش با حزب بعث محكوم به اعدام
شد. از اين رو مجبور شد عراق را به قصد كويت ترك گويد. آن برزگوار به مصداق «وجعلني
مباركا أينما كنت(4)؛ و هر جا كه باشم [خداى متعال ] مرا مبارك ساخته» در آن سامان
نيز منشأ خيرات و بركات بسيار بود و آثار ارزنده اى از خود بر جاى گذارد. درود و
رحمت خداوند بر والد مكرم ايشان، مرحوم آقا ميرزا مهدى شيرازى كه فرزندى با بركت و
خجسته از خود به جاى گذاشت كه حضورش در هر سامان و ديار مايه بركت بود. همچنين در
عرصه تدريس، تأليف، هدايت و در عرصه هاى گوناگون، منشأ بركات فراوان بود. ايشان در
هر شهر و روستايى كه وارد مى شد، دل هاى جوانان را با اخلاق والاى خود جلب و جذب مى
كرد. حدود چهل سال پيش در كربلا شاهد بودم كه جوانان دانشگاهى همانند پروانه، گرد
اين شمع هدايت طواف مى كردند و از علوم و تجارب و ديدگاه هاى زندگى بخش او بهره مى
بردند. پايان نماز جماعت ايشان، آغاز درسى شفاهى بود، چه اين كه تا يك ساعت و نيم
بر سجاده مى نشست و با گروه هاى مختلف مردم، به ويژه نسل جوان گفت وگو مى كرد.
توجه به مسائل جوانان
از جمله ويژگى هاى بارز ايشان همراهى و همگامى
ايشان با وضعيت زمانه بود. يكى از مسائل آن روز در ميان جوانان تئاتر بود كه آفت
اخلاق و عفت آنان بود و جوانان و نوجوانان را به مراكز فساد و تباهى سوق مى داد. آن
فقيد سعيد به درستى تشخيص داد كه يكى از عوامل مفسده انگيز تئاترهاى آن چنانى است
لذا در مصاف اين عامل فساد دست به كار شد و با برپاكردن نمايش هاى تاريخى - اسلامى
ابتكار عمل را در دست گرفت. آقايان كربلايى به خوبى به ياد دارند كه اين اقدام
ايشان تا چه حد موفقيت آميز بود و چه قدر توانست جوانان را به خود جذب كند و از
رفتن به مراكز فساد بازدارد.
راه كار ديگر ايشان براى به سازى مسائل جوانان، محور قرار دادن امر ازدواج بود.
ايشان معتقد بود كه بايد زمينه اقتصادى ازدواج را براى جوانان فراهم آوريم، چراكه
در روايات آمده است: «من تزوج فقد أحرز نصف دينه(5)؛ هر كس همسر گيرد نيمى از دين
خود را حفظ كرده است». آن فقيد سعيد براى مبارزه بنيادى با مفاسد جامعه ازدواج را
كارآمدترين و بهترين شيوه اى مى دانست كه مورد تأييد اسلام است.
عمر كوتاه و خدمات بسيار
قرآن مجيد درباره حضرت ابراهيم - كه درود خدا
بر او باد - مى فرمايد: «إن إبراهيم كان امة(6)؛ به راستى، ابراهيم، امتى بود».
خداى متعال ابراهيم را يك فرد و يك انسان نمى داند، بلكه آن بزرگوار را در اين آيه
يك امت معرفى كرده است.
الحق كه فقيد سعيد ما نيز صرفاً يك فرد و يك انسان نبود، بلكه امتى بود كه در ابعاد
مختلف زندگى منشأ بركات بسيار بود و در عرصه هاى گوناگون: مادى و معنوى و اخلاقى و
تربيتى آثار و خدمات فراوانى از خود بر جاى نهاد و به رغم عمر نه چندان بلند
تأليفات مرد افكن و گرانسنگ و خيرات و مبرات كلان و فراوانى از خود بر جاى نهاد و
نام نيك خود را در ذهن و زبان مردمان جاويدان ساخت.
صعصعة بن سوهانِ عبدى پس از دفن پيكر مطهر اميرالمؤمنين عليه السلام در تاريكى شب و
در نهايت غربت مشتى از آن تربت روحانى بر سر خود ريخت و با سيلاب اشك عرضه داشت: يا
أبا الحسن، هنيئاً لك؛ نعمت هاى الهى گواراى تو باد اى ابوالحسن .
بنده نيز به روح بلند آية اللَّه العظمى شيرازى - اين فقيه عالى مقام و اين مفكر و
مجاهد كبير - عرضه مى دارم: هنيئاً لك كه عمر نه چندان بلند خود را در راه جهاد و
ارشاد و هدايت صرف كردى و لحظه اى از تلاش براى عظمت شيعه از پا ننشستى. خداى متعال
روح تو را با روح خاتم الانبيا و على مرتضى و فاطمه زهرا و امام حسن مجتبى و حضرت
سيدالشهدا عليهم السلام محشور كند.
يا بقية اللَّه اجرك اللَّه في هذه المصيبة
در پايان لازم مى دانم به برادر بزرگوارِ فقيد، حضرت آية اللَّه العظمى حاج سيد
صادق شيرازى - دام عزه - و فرزندان آية اللَّه العظمى شيرازى - كه همگى مفكر و مؤلف
و محقق و مدرسند - مصيبت از دست دادن ايشان را تسليت بگويم.
1) مريم (19)، آيه 33.
2) اعراف (7)، آيه 31.
3) بحارالانوار، ج 59، ص 290.
4) مريم (19)، 31.
5) بحارالانوار، ج 100، ص 219.
6) نحل (16)، آيه 120. |