سخنرانى مراسم ارتحال آية اللَّه العظمى شيرازى قدس سره در مسجد چهارمردان قم.

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

يرفع اللَّه الذين آمنو منكم والذين اوتوالعلم درجات(1)؛ خداوند [رتبه ] كسانى را كه از شما ايمان آوردند و كسانى كه دانشمندند [بر حسب ]درجات بلند گردانَد.
نظم پيچيده حاكم بر نظام هستى حاكى از حكيم بودن خالق عالم است و لازمه حكمت خالق، هدف داشتن در امر خلقت است، به اين معنى كه نظام عالم وجود به سوى مقصد معين پيش مى رود و محور بودن تكامل انسان مورد قبول شريعت مقدس اسلام است. قرآن فرمود: «هوالذي خلق لكم ما في الأرض جميعاً(2)؛ اوست آن كه آنچه در زمين است، همه را براى شما آفريد». حضرت حق در جاى ديگر مى فرمايد: «ولقد كرمنا بني آدم وحملنا هم في البر والبحر ورزقناهم من الطيبات وفضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلاً(3)؛ و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركب ها] برنشانديم، و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم، و آن ها را بر بسيارى از آفريده هاى خود برترى آشكار داديم». آيات قرآن شاهد است كه در هدف دارى خلقت انسان محور است.

وجه تمايز انسان
حركت آگاهانه و اراده و اختيار انسان، وجه تمايز او از ديگر موجودات است و مهم ترين خدمت آن است كه حركت انسان را به سوى كمال تضمين كند و انسان ها را در پيمودن مسير تكامل هدايت نمايد و بر معرفت و شناخت او از مبدأ و مقصد بيفزايد. كسانى بهترين ها هستند كه در اين مسير حركت كنند كه پس از فرستادگان الهى، عالمان مسؤوليت رساندن انسان ها را به مقصد برعهده دارند؛ عالمانى كه خود نورانى اند و ديگران را از نور خود بهره مند مى كنند و به عنوان منبع فيض، انسان ها را در مسير نورِ هدايت، قرار مى دهند.

عالمان و فقيهان، پرچم داران هدايت
اگر كسانى در تكامل بشر سخنى بگويند يا كلامى يا جمله اى بنويسند تا در سايه علم انسان ها را به تحول دعوت كنند و به تسليم در برابر فرمان حق بخوانند به يقين، برجسته ترين مصاديق فقيهان بزرگ - كه وجودشان براى ابليس سخت تر از هزار عابد است - به شمار مى روند. بنا به فرموده امام صادق عليه السلام فقيه است كه: «في الثغر الذي يلي ابليس وعفاريته(4)؛ در سنگر نبرد با ابليس و عفريت هاى او قرار دارد». پر واضح است كه عالم، بنا به وظيفه خود، با ترويج علم و اخلاق و تزكيه از حريم ارزش ها دفاع كرده، افراد جامعه را از دامگاه هاى شيطانى وا مى رهاند.
در زمان غيبت وجود ولى اللَّه الاعظم - عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - فقهاى بزرگوار پرچم داران دين هستند؛ حقيقتى كه بر مردم متدين شيعه پوشيده نيست. اين بزرگان در طول تاريخ زحمت ها كشيدند، خون دل ها خوردند، محروميت ها ديدند صدمه هاى فراوانى تحمل كردند، تبعيدها را آزمودند و مشكلات را به جان خريدند تا دين و ارزش هاى دينى زنده بماند.
از آغاز غيبت كبرى و از روزى كه مرحوم ابن بابويه پرچم پر افتخار هدايت را به دوش كشيد، سپس بزرگانى چون: شيخ مفيد، سيدِ مرتضى، شيخ طوسى، ابن زهره، ابن ادريس، علامه حلى، شهيد اول، شهيد ثانى، محقق اردبيلى، شيخ بهائى، وحيد بهبهانى و بزرگانى از فقيهان كه به عصر و زمان ما نزديك بودند اين مسؤوليت خطير و سنگينى با ميل برعهده گرفتند و با تحمل سختى ها و ناهموارى ها و حتى به بهاى جان خود، آن را به دست نسل هاى بعدى سپردند. به يقين اگر خط مرجعيت و فقاهت نبود، ارزش هاى والاى مكتب شيعه به فراموشى سپرده مى شد.
يكى از اين بزرگان هدايتگر، عالم بزرگوار مرحوم آية اللَّه العظمى حاج سيد محمد حسينى شيرازى بود. او سال هاى متمادى از عمر خود را در عراق و ايران صرف جهاد علمى و فقهى و فرهنگى و ترويج مكتب اهل بيت عليهم السلام نموده و در اين راه زحمات فراوانى را تحمل كرد.
اين فقيه بزرگوار از خاندان بزرگ و ارجمند مرحوم ميرزا حسن شيرازى برآمد؛ شخصيتى كه با فتواى مشهور خود مبنى بر حرمت استعمال تنباكو با استعمار داخلى ناصرالدين شاه قاجار و استعمار خارجى بريتانياى كبير مبارزه كرد و امت اسلام را از شرّ آنان رها كرد. در طول يكصد و پنجاه سال اين دودمان همواره پرچم فقاهت و مرجعيت و مبارزه با دشمنان اسلام را بدوش داشتند. افراد اين شجره طيبه يكى پس از ديگرى در خط مرجعيت استوار بوده و از وزش طوفان ها و تند بادها نهراسيدند، چرا كه پايايى و پايدارى يكى از ويژگى اين خاندان شريف است.

جهاد فرهنگى
از ويژگى هاى ديگر مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى مسئله جهاد فرهنگى ايشان است كه در مدت عمر با آن همه مشكلات و فشارها و اختناق ها، بيش از يكهزار و دويست و پنجاه كتاب و جزوه نگاشتند كه دوره كامل فقه شيعه و كتاب هايى با موضوع هايى چون: مبارزه با صهيونيزم، فلسطين، بيت المقدس، صهيونيزم جهانى و... گواهى درست گفتار بر دامنه گسترده فعاليت علمى ايشان است. وانگهى جامعيت و جهان شمولى و پرداختن به واقعيات، شناختن دردها، ارائه راه هاى درمان، اميدوار بودن، ترسيم آينده روشن، در فكر حكومت واحد جهانى اسلام بودن و حكومت هاى وابسته به اردوگاه هاى غربى و شرقى را طرد و نفى كردن از ديگر ويژگى هاى انديشه ايشان است. در اين بحث عبارتى از ايشان نقل مى كنم. ايشان در يكى از نوشته هاى خود آورده اند:
حكومت شرقى و غربى و احزاب كمونيستى و ملى گراها همه را آزموده ايم و از اين رهگذر جز بدبختى چيزى نصيب مردم نشد. فقط يك راه براى ما باقى مانده است و آن اسلام است و امت اسلام تا به حكومت حقيقى اسلام و احكام ارزشى آن روى نياورند روى سعادت را نخواهند ديد.

نگرانى از آينده
مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى در تأليفات خود ضمن ابراز نگرانى خطاب به مردم فلسطين و لبنان گفته است: اختلافات شما دشمن را بر شما چيره خواهد كرد و اين اختلاف شما زمينه نفوذ مسيحيت منحرف از يك سو و صهيونيزم بين الملل را از سوى ديگر فراهم مى كند.
برداشتى كه اين عالم بزرگ در رابطه با ابتذال فرهنگى و تهاجم فرهنگ غربى دارند و برداشتى كه در رابطه با مسابقات تسليحاتى دارند و آن را جنون غرب خوانده اند همه و همه حاكى از آن است كه مرجعيت شيعه در پاسدارى از ارزش هاى دين و تبيين حقايق، كوتاهى نكرده است و اين همه تأليفات فقيه مجاهد مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى در راه احياى دين و ارزش هاى آن و تقويت روح كفر ستيزى در مردم مسلمان و مؤمن و نيز پرداختن به مسائل حساس جامعه اسلامى و بشرى قابل توجه است.
لحظات زندگى ايشان آكنده از مبارزه با استكبار جهانى و صهيونيزم، خطوط انحرافى و مبارزه با وهابيت بود؛ فرقه اى كه حقايق اسلام را زير سئوال برده و امروز مهم ترين حربه، در دست مخالفان اهل بيت عليهم السلام براى نابود كردن حقيقت دين است. از همين رو حوزه هاى علميه وظيفه دارند با سرمشق گرفتن از اين الگوهاى دينى و اين خطوط كلى، خود را براى مبارزه طولانى وفراگير و همه جانبه با تمام مظاهر اسلام ستيزى و تهاجم فكرى و فرهنگى آماده كنند.
نكته ديگر نگرانى ايشان نسبت به كسانى و جريان هايى بود كه در دام دشمنان اسلام افتاده و فرهنگ دشمنان اسلام را قبول كرده و ارزش هاى دينى را لگدمال نموده اند، همانند: ملى گراها و واپس گرايان. اين فقيه مجاهد در آثار خود آورده است: خود كفايى زمانى حاصل مى شود كه بر ارزش هاى اسلامى و نفى ارزش هاى پوشالى دشمنان متكى باشد... اسلام خود داراى آرمان هايى است كه رهبران دينى همواره بر احياى اين ارزش ها و آرمان ها تأكيد و توصيه داشته و دارند.


1) مجادله (58)، آيه 11.
2) بقره (2)، آيه 29.
3) اسراء (17)، آيه 70.
4) بحارالانوار، ج 2، ص 5.