گزيده سخنرانى آية اللَّه حاج سيد مجتبى حسينى شيرازى به مناسبت اولين سالگرد

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

درآمد
الحمدللَّه رب العالمين والصلاة والسلام على محمد وآله الطاهرين ولعنة اللَّه على أعدائهم أجمعين
روز دوم ماه شوال مصادف با سالگرد شهيد اسلام و مؤلف سرآمد موسوعه هاى فقهى، مرحوم آية اللَّه العظمى حاج سيد محمد حسينى شيرازى است. به همين مناسبت و به عنوان كوچكترين برادر آن فقيد لازم مى دانم به اختصار مطالبى درباره آن شخصيت بزرگ بيان كنم.
 

معرفى اجمالى
مرجع راحل در نجف اشرف و در خاندان علم و فضيلت كه بزرگانى را تقديم جامعه كرد، ديده به جهان گشود و در كربلاى معلى پرورش يافت و دانش اندوخت و پس از هجرت اجبارى از عراق به كويت و سكونت چند ساله در آن سامان، به مشهد مقدس، قم هجرت نمود و بيش از بيست سال عمر خود را در آن جا سپرى كرد و سرانجام در آشيانه آل محمدصلى الله عليه وآله وسلم به ديدار حق تعالى شتافت. او در دامان پدرى پرورش يافت كه خود مرجعى بزرگ و وارسته بود و هميشه او را همراهى مى كرد و خود نيز مرجع اعلا و شخصيت سترگ روزگار خويش بود. از موهبت هاى فراوان الهى برخوردار بود كه مى توان از: خردِ باز، ذكاوت، نبوغ، فعاليت گسترده دامن، سرعت انتقال و خوش فهمى او نام برد.
فقيد گران سنگ و ارجمندمان ويژگى ها و امتيازهاى فراوانى داشت و به همين جهت الگوى روحانيون و عامه مؤمنان بود و البته اين بدان معنا نيست كه آن مرجع معصوم باشد. جداى از آنچه گفته شد، چند ويژگى مهم و شايان تأمل ايشان را برمى شمرم باشد كه چراغى فرا راه رهپويان راه او باشد.
 

خودسازى
آن مرجع شهيد از جهت خوراك و پرهيز از لذت هاى مباح، در حال خودسازى و رياضت بود، به گونه اى كه هر كسى او ار مى  ديد خودسازى را در حالات و رفتارش حس مى كرد.
آن فقيد افزون بر آن رويه، رياضت هاى شرعى مرسوم نيز داشت به اين معنا كه هر چند وقت، دوره اى حداقل چهل روزه را به رياضت اختصاص مى داد و در اين مدت اعتكاف مى كرد و گوشت و امثال آن را نمى خورد.
 

اشتغال
آن مرحوم هميشه به تدريس، مباحثه، مطالعه و تأليف مشغول بود. تأليفات او دامنه اى گسترده داشت كه شامل متون حوزوى، سياست، اقتصاد، جامعه شناسى و... مى شد. ساعت ها فكر مى كرد، عابدى وارسته بود و بسيار مى نوشت و دمى از وقت خود را هدر نمى داد. گستردگى و تنوع تأليفات آن مرحوم آن سان بود كه جهان را مبهوت مى كرد كه اين مجموعه آثار، كتابخانه اى اسلامى و بزرگ را به وجود آورده است و حوزويان، پژوهشگران و عامه مردم از آن بهره ها گرفته و مى گيرند.
 

استفاده از وقت
مرجع راحل آن چنان وقت را گران بها مى دانست كه سرسفره نمى نشست و ايستاده غذا مى خورد. وقتى علت اين روش را از ايشان پرسيدند فرمود: اگر انسان ايستاده غذا بخورد نسبت به كسى كه نشسته غذا مى خورد وقت بيشترى را صرفه جويى كرده است و اگر همراه ديگران بر سرسفره غذا بنشيند وقت بيشترى را هدر خواهد داد. او حتى در نوشتن، صرفه جويى در وقت را رعايت مى كرد. به عنوان مثال دست نوشته هاى ايشان شماره صفحه نداشت و چنين استدلال مى كرد: دفتر، خود به خود منظم و مرتب است ديگر چه ضرورتى دارد وقتى را صرف شماره گذارى صفحات دفتر كنم.
آن مرحوم به منظور بهره گيرى بهتر و بيشتر از وقت، پاره اى رسم الخطهاى وقت گير را ناديده مى گرفت و مى فرمود: اين قواعد وقت زيادى به هدر مى دهند، لذا با ناديده گرفتن اين قواعد، در وقت صرفه جويى مى كنم، وانگهى به متصديان استنساخ و چاپ اعمال شيوه رايج را يادآورى مى كنم.
 

توفيق الهى
مرجع شهيد از مدد و توفيق الهى برخوردار و تمام شرايط براى او فراهم شده بود؛ همان چيزى كه خداى متعال به عنوان پيش پاداش به كسانى عطا مى كند كه بعدها كارهاى صالح انجام خواهند داد.
 

ديدار يار
ديدار يار دو گونه است، عام و خاص. مؤمنان به طور عام آن يار غايب از نظر را مى بينند و ممكن است بارها و بارها به اين افتخار نايل آيند و در مراسم مذهبى، مسجد، عتبات، مجالس سيدالشهدا و... او را ببينند، اما نشناسند، ولى ديدار خاص كه ديدار با شناخت است و بهره ها نصيب ديدار كننده مى شود، پاداشى موهبتى است كه تنها نصيب مؤمن و دارندگان عمل صالح مى شود.
از ديگر موهبت ها و نعمت هاى بزرگ الهى كه نصيب وى شد، ديدار با مولاى مان حضرت حجة بن الحسن العسكرى امام زمان عليه السلام بود. آن فقيد از اظهار اين مطلب خوددارى مى كرد، اما از نشانه ها و قراين به اين موضوع پى بردم. همچنين پس از رحلت ايشان برادر معظم مرجع عالى قدر حضرت آية اللَّه العظمى حاج سيد صادق شيرازى طى نامه اى پرده از اين راز برداشت و يادآورى كرد كه آن مرحوم ماجراى ديدارهايش را به ايشان گفته، و خواسته است تا زمانى كه در قيد حيات هستند، راز ديدار را در سينه نگاه دارد و پس از فوتش بازگويد.
ديدارهايى كه آن فقيد با حضرت صاحب الزمان عليه السلام داشته از اين قرار است.
 

در مسجد سهله
نخستين ديدار ايشان با حضرت مهدى عليه السلام در مسجد سهله (واقع در كوفه) دست داد. نيكان و مؤمنان بر اين عقيده اند كه هر كس چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله حضور يافته، اعمال خاص آن را - كه در كتب دعا و زيارت نقل شده - به جاى آورد، در صورتى كه شايستگى داشته باشد، به ديدار حضرت حجت عليه السلام نايل خواهد شد. مرجع شهيد نيز پس از يك چله حضور مرتب در مسجد سهله، ميعادگاه صالحان، توفيق ديدار امام عليه السلام را يافت و در همان جا امام بدو دستور نوشتن و تأليف داد و او كه در سنين جوانى بود، از همان زمان تا واپسين دم زندگى لحظه اى از نوشتن غافل نشد و كار نوشتن را وانگذارد.
 

در كربلاى معلى
ديدار دوم در كربلاى معلى دست داد و آن زمانى بود كه فشار دستگاه حكومتى بر آن بزرگوار شدت گرفته و و وضعيتى سخت بحرانى به وجود آمده بود. در آن موقعيت مرجع فقيد با امام زمان عليه السلام ديدارى داشت و آن حضرت او را به استقامت فرمان داد به اين معنا كه تحت تأثير هيچ فشارى كربلا را ترك نكند. آن حضرت به او اطمينان داد كه رفتارهاى حاد مانند: زندان ،تبعيد يا اعدام او را تهديد نخواهد كرد، اما گريزى از مشكلات نيست، چه اين كه جهاد بدون سختى و تنگنا معنى ندارد.
 

در كويت
وعده گاه ديدار بعدى در كويت بود. مرجع شهيد طبق عادت هميشگى اش در طول شبانه روز يك ساعت به قدم زدن مى پرداخت و تا آخرين روزهاى زندگى اش در قم در حياط خانه مسكونى اش آن را ترك نكرد.
ايشان تازه در كويت مستقر شده بودند و وضعيت سخت بحرانى بود، به اين معنى كه بعثى هاى حاكم بر عراق با همكارى برخى احزاب، توانستند فتواهايى عليه آن مرجع به دست آوردند كه اجتهاد او را نفى مى كرد، بر فسق او تصريح داشت و حتى نسبت هايى بدتر از فسق در آن آمده بود. اين فتواها چاپ شده، همه جا حتى پشت چراغ راهنمايى توزيع و به هر كس و پيرو هر دينى داده مى شد. از ديگر سو دولت كويت تحت فشار قرار گرفته تا مرجع شهيد را از كويت اخراج كند. در چنين شرايطى بحرانى و فرساينده ايشان رياضت هايى در برنامه خود داشت. طبق عادتى كه پيشتر بدان اشاره شد، شب هنگامى براى پياده روى كنار ساحل رفته، در آن جا مشغول قدم زدن بود كه حضرت حجت عليه السلام را ملاقات كرد. حضرت ابتدا به وى دستور دادند فوراً از رياضيات - كه به امور مشروع و حلال منحصر بود - دست بدارد، سپس به او اطمينان دادند كه هيچ پيشامد بدى متوجه او نخواهد بود، اما مشكلات ناشى از جهاد همچنان باقى است.
 

در شهر مقدس قم
چهارمين ديدار در خانه مسكونى ايشان در قم صورت گرفت و آن، زمانى بود كه ايشان در تنگنا قرار داشتند و گرفتار محدوديت ها بودند. در اين اوضاع در يكى از شب هاى آن روزگار محنت بار و طاقت سوز، مرجع راحل با توجه كامل دست توسل به سوى حضرت صاحب الزمان عليه السلام دراز كرد و در همان حال توسل، از خاطر گذراند: شما (امام زمان) اطمينان داديد كه هيچ گزند و بدى مرا تهديد نخواهد كرد و اكنون قضيه جدى است كه ناگاه شخصى را در خانه خود ديد، در نزده، وارد خانه شده بود. او امام زمان عليه السلام بود كه پيش روى او حركت مى كرد و سه جمله به او فرمود: در گذشته نسبت به تو توجه داشتيم و امروز و فردا نيز تو را مورد توجه و عنايت خويش قرار خواهيم داد...
 

شخصيتى شگفت
مرجع فقيد و ارجمند شخصيتى چند بعدى داشت و جاى جاى زندگى اش شگفت انگيز بود و در عرصه دانش اندوزى و تدريس، استادان، شاگردان و همدرسى ها را به تعجب واداشته، تحسين شان را برانگيخته بود. در عرصه جهاد چنان بود كه همگان را مبهوت عظمت خود مى كرد. او چندان توجهى به سفر نداشت و در طول 75 سال عمر خويش - جز در مواردى كه به كوفه و مسجد سهله مى رفت - تنها يك بار در كنار پدر والا مقامش به حج رفت و سفر ديگر ايشان در واقع هجرت ايشان در راه خدا كه از عراق به كويت رفتند و تنها چند روزى از اين سفر را در لبنان و سوريه - كه در مسير سفرشان بود - گذراند. آخرين سفر ايشان در كويت به قم بود كه تنها چند دقيقه براى تهيه وسيله نقليه بيرون فرودگاه تهران توقف نمود. آخرين سفر ايشان در زمان جنگ عراق و ايران بود كه ناخواسته و از سر اضطرار صورت گرفت. ايشان در اين سفر به زيارت حضرت على بن موسى الرضاعليه السلام مشرف شدند، اما همچنان به ايفاى مسؤوليت هاى خود مانند: تدريس، اداره امور حوزه و ديگر وظايف مرجعيت مى پرداختند.
مرجع راحل در دانش اندوزى نيز شگفت بود، چه اين كه تدريس در محضر پدر بزرگوارش را كه عالمى والا و مرجعى نمونه بود، برگزيد؛ همو كه كرامت هايى چون طى الارض و ديدار با امام زمان عليه السلام از او ديده شده است. آن فقيد از محضر عالمى كسب دانش كرد كه علمش چكيده دانش و تحقيقات ميرزاى شيرازى (صاحب فتواى معروف تحريم تنباكو) و ميرزا محمد تقى شيرازى، رهبر قيام 1920 م. عليه اشغالگران انگليسى در عراق و عالمان بزرگى چون: ميرزا سيد على شيرازى، سيد حسين قمى و امثال سيد عبدالهادى شيرازى بود. به يك سخن مرجع فقيد چكيده دانش و فضيلت هاى مرحوم پدرش بود.
آن مرجع فقيد، در كنار پدرش زير پرچم مرحوم آية اللَّه العظمى حاج آقا حسين قمى با رضاخان پهلوى به مبارزه پرداخت و زمانى كه جريان كمونيسم در عراق دامن گسترد و جنايت هاى وحشيانه اى مرتكب شد، آن سان كه بيان آن «مثنوى هفتاد من كاغذ» مى شود، مرجع فقيد، به جهادى بى امان عليه جريان الحادى كمونيسم پرداخت.
در مورد آن شهيد بزرگوار سخن بسيار است و وقت زيادى مى طلبد، لذا به همين اندازه بسنده مى كنم.
درود بر او باد آن روز كه زاده شد و آن روز كه به ديدار يگانه معبودش شتافت و آن روز كه زنده برانگيخته خواهد شد.