گزيده سخنرانى حجة الاسلام والمسلمين محقق خراسانى در مسجد امام زين العابدين عليه السلام قم به مناسبت دومين سالگرد ارتحال آية اللَّه العظمى شيرازى قدس سره  

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

والذين جاهدوا فينالنهدينهم سبلنا وإن اللَّه لمع المحسنين(1)؛ و كسانى كه در راه ما كوشيده اند، به يقين راه هاى خود را بر آنان مى نمايانيم و در حقيقت، خدا با نيكوكاران است.
 

سه عامل عظمت و شخصيت
قرآن مقدس، اساس امتياز و فضيلت انسان ها را در سه چيز دانسته كه باعث عظمت انسان ها در پيشگاه الهى مى شود. اول تقواست: تقوا همان ملكه اى است در انسان هاى پاك كه مى تواند آنان را از لغزش ها و گناهان باز دارد.
راغب در مفردات خود درباره كلمه تقوا مى گويد: حفظ النفس مما يؤذيه ويضرّه؛ تقوا يعنى اين كه انسان خود را از چيزهايى كه به او زيان مى رساند، حفظ كنند.
واژه تقوا و مشتقات آن در 220 جاى قرآن كريم آمده است كه 85 مورد آن از پرهيزگاران با تعبير متقين ياد كرده مى فرمايد: «ان اللَّه يحب المتقين، إنما يتقبل اللَّه من المتقين، تزودوا فإن خير الزاد التقوى و إن أكرمكم عند اللَّه أتقاكم و بر اساس آيه هاى فوق، پرهيزگاران محبوب خدا بوده، در پيشگاه با عظمتش، معظم و گرامى اند.
 

مراحل سه گانه تقوا
از نظر علماى اخلاق تقوا سه مرحله دارد: تقواى عام، تقواى خاص و تقواى خاص الخاص. تقواى عام آن است كه انسان آن چنان بر خود مسلط باشد كه از همه محرمات چشم بپوشد و تمام واجبات اسلام را انجام دهد كه اين، اولين مرحله تقوا و تقواى عام است. مرحله بالاتر اين است كه انسان بتواند علاوه بر ترك محرمات و چشم پوشى از هر حرام و گناهى، مكروهات را نيز انجام ندهد و در نامه عمل او مكروهى ثبت و ضبط نشود و به مستحبات اسلام مقيد باشد كه اين، تقواى خاص است.
از اين مرحله بالاتر آن است كه انسان به جايى برسد كه در دلش جز خدا نباشد و فقط به خدا توجه كند كه تبلور چنين تقوايى را مى توان در ابراهيم خليل عليه السلام و ديگر انبيا بزرگ الهى و پيامبر خاتم صلى الله عليه وآله وسلم و على اميرالمؤمنين عليه السلام و خاندان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم يافت. آنچه در زيارت جامعه در مقابل قبور اين خاندان مى خوانيم أعلام التقى وذوالنهى واولى الحجى ... مؤيد اين مطلب است و خاندان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم پرچم دار و كامل ترين الگوى متقين مى باشند.
 

علم امتيازى ديگر
دومين امتيازى كه قرآن براى انسان هاى برجسته بيان مى كند علم است. وقتى خدا مى خواهد از پيامبران برگزيده تجليل كند آنان را به علم و دانش معرفى مى كند. قرآن بيش از هفتصد مورد از علم و دانش سخن گفته به خاتم النبيين محمد بن عبداللَّه صلى الله عليه وآله وسلم افزون خواهى در علم را فرمان داده، مى فرمايد: «...وقل رب زدني علما(2)؛ و بگو پروردگارا، بر دانشم بيفزاى». پيامبرى كه به تعبير قرآن تنها مصداق «علّمه شديد القوى(3)؛ آن را [فرشته ] شديد القوى به او فرا آموخته بود»، با آن وسعت علمش چنان فرمان مى يابد. بايد توجه داشت فزون طلبى از نظر اسلام مذموم است مگر در تحصيل علم و دانش كه انسان بايد بكوشد به مراتب والاى علمى برسد، چه اين كه خدا مى فرمايد: «يرفع اللَّه الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجات...(4)؛ خدا [رتبه ] كسانى از شما را كه ايمان آورده و كسانى كه دانشمندند [بر حسب ] درجات بلند گرداند».
درجات و مقامات ارزنده الهى به آنانى داده مى شود كه داراى ايمان و علم و دانش باشند. در روايت آمده است: «كن عالما أو متعلما او محبّا للعلماء(5)؛ دانشمند باش يا دانش بيندوز يا دوستدار آن دو باش». پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: «گران بهاترين انسان ها در ميان مردم آن مسلمانانى هستند كه علم شان از همه بيشتر باشد وبى ارزش ترين انسان در ميان مسلمانان كسى است كه علمش كمتر باشد».
 

علم چيست؟
پر واضح است علم از نظر اسلام آن نيست كه مغز انسان صندوقچه افكار اين و آن باشد يا اين كه انسان قواعد علمى، فرمول هاى علمى و قوانين علمى را براى كسب مقام و شهرت و رياست طلبى بياموزد كه چنين علمى در اسلام بى ارزش است.
اسلام علمى را ارزشمند مى داند كه معرفت انسان را به خدا زياد كند و به انسان قلب روشن عنايت كند و اين بينش را به او بدهد كه خود را در مقابل خدا و بندگانش و در مقابل دين مسؤول بداند و خود را براى بر دوش كشيدن بار مسؤوليت ساخته و از نظر علم و ايمان و اخلاق برجسته باشد تا بتواند ديگران را به فضايل اخلاقى فرا خواند.
 

بهترين و بدترين انسان ها از ديدگاه حضرت على عليه السلام
على بن ابى طالب عليه السلام فرمود: «إن هاهنا لعلما جمّا(6)؛ در اين جا (به سينه اش اشاره كرد) دانش فراوانى نهفته است» و نيز فرمود: «سلوني قبل أن تفقدوني(7)؛ پيش از آن كه مرا از دست دهيد از من بپرسيد». وقتى از همين امام پرسيدند: بعد از پيامبران عليهم السلام و بعد از مقام نبوت و ولايت بهترين انسان ها كدام طبقه اند، فرمود: «العلماء اذا صلحوا؛ دانشمندان وقتى صالح و پاك باشند» و چون پرسيدند: بدترين انسان ها در ميان بندگان خدا كدام دسته اند، فرمود: «العلماء اذا فسدوا(8)؛ دانشمندانند آن هنگام كه فاسد و نادرست شوند». بنابراين، دومين امتياز كه قرآن براى مردان برجسته برشمرده علم است.
 

جهاد در راه خدا
سومين امتياز و فضيلت و شرف از ديدگاه قرآن جهاد در راه خداست، چه اين كه خداى - عزوجل - مى فرمايد: «وفضّل اللَّه المجاهدين على القاعدين أجراً عظيماً(9)؛ و مجاهدان را بر خانه نشينان به پاداشى بزرگ، برترى بخشيده است». اين آيه به برترى پاداش و جايگاه كسانى كه در راه خدا و دين خدا تلاش و كوشش مى كنند و در راه ترويج دين خدا جهاد مى كنند تصريح دارد.
 

گونه هاى جهاد
جهاد در اسلام منحصر به جنگ و جهاد مسلحانه نيست، بلكه گاهى با قلم است به اين معنا كه يك عالم و دانشمند و متفكر با سلاح قلم با مفاسد اجتماعى مبارزه مى كند و مردم را به خدا دعوت مى نمايد، گاهى جهاد با زبان و منطق است كه يك گوينده بتواند با منطق شيوا دين و آموزه هاى والاى مكتب اهل بيت عليهم السلام را ترويج كند كه مصداق بارز آن را پيامبر عليهم السلام روشن كرده، مى فرمايد: «أفضل الجهاد كلمة حق عند إمام جائر(10)؛ برترين مراتب جهاد گفتن سخن حق نزد امام (حاكم) ستمگر است».
در فرهنگ لغات جهاد اين گونه معنى شده است: تلاش با رنج و خستگى را جهاد گويند(11). حال اگر كسى در راه خدا بكوشد و تلاش كند، پاداشش نيز با خداست، چه اين كه حضرتش مى فرمايد: «و كسانى كه در راه ما كوشيده اند، به يقين راه هاى خود را بر آنان مى نمايانيم و در حقيقت، خدا با نيكوكاران است». در واقع چنين راه نماياندن و هدايت، هدايت توفيقى است.
 

انواع هدايت در اسلام
هدايت، از نظر علما مراحل مختلف دارد كه عالى ترين مراحل هدايت هدايت توفيقى است و آن اين كه خدا به فردى توفيق عنايت كند و او را راهنمايى نمايد.
امام هفتم حضرت موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: «اى انسان، گمان مبر كه هر چه اراده كنى قدرت انجام آن را داشته باشى و اگر قدرت انجام آن را هم داشته باشى معلوم نيست موفق شوى، پس براى انجام هر كارى از خدا توفيق بخواهيد.
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «لا نعمة أشرف من التوفيق(12)؛ هيچ نعمتى گرامى تر از توفيق نيست». امام جواد عليه السلام فرمود: «المؤمن يحتاج إلى ثلاث خصال: توفيق من اللَّه...(13)؛ مؤمن به سه چيز نياز دارد: توفيقى از خدا». در بيان خاتم الاوصيا حضرت حجة بن الحسن عليه السلام امام زمان مى خوانيم: «اللّهم ارزقنا توفيق الطاعة و بُعْدَ المعصية...(14)؛ بار خدايا، توفيق فرمان بردارى و دورى از گناه و نافرمانى روزى ام فرما». امام زمان عليه السلام از خدا توفيق مى خواهد، اما بايد از ناحيه بنده آغاز شود تا اين كه خدا توفيق دهد.
حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام درباره توفيق خواستن بدون كوشش براى نيل به آن مى فرمايد: «مَنْ سئل اللَّه التوفيق ولم يجتهد فقد استهزأ نفسه...(15)؛ هر كس بدون كوشش و رنجه كردن تن از خدا توفيق خواهد به يقين خويش را تمسخر كرده است». بنابراين بايد براى نيل به توفيق الهى كوشيد تا از عنايت حضرتش بهره مند شد.
 

افتخارات ملت و فرهنگ شيعه
اين افتخار فرهنگ شيعه است كه در چهارده قرن گذشته شخصيت هاى علمى برجسته شيعه، بزرگ ترين گام ها را براى خدمت به مذهب اهل بيت عليهم السلام برداشتند و در اين راه سردادند و غل و زنجير و زندان ها را برخود هموار كردند و مورد آزار و اذيت ها قرار گرفتند، اما گامى به عقب نكشيدند. علامه امينى قدس سره نام 130 تن از علما و شخصيت هاى برجسته علمى شيعه را بر مى شمرد كه از قرن چهارم تا زمان خودش براى ترويج مكتب ولايت، در معرض آزار فراوان دشمنان ولايت قرار گرفتند(16).
 

شهيد اول
محمد بن مكى عاملى، شخصيت بزرگى كه لقب شهيد را به طور مطلق به او داده اند، در قرن هشتم به جرم شيعه بودن كشته شد، سپس پيكر او را بر دار آويختند و پس از سنگسار كردن، در آتش سوزاندند. قاضى نوراللَّه شوشترى نيز به دليل تأليف كتاب احقاق الحق با وضع دل خراشى كشته شد.
مرحوم آية العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى قدس سره در مقدمه يكى از مجلدات احقاق الحق وقتى جريان شهادت قاضى نوراللَّه را نقل مى فرمايد، مى نويسد: «دستور دادند با خارهاى وحشتناك هندوستان آن قدر به پيكر اين سيد بزرگوار زدند كه گوشت بدنش از استخوان ها جدا شد و چون ديدند هنوز رمقى دارد طبقى پر از آتش روى سر سيد گذاشتند تا مغز سرش متلاشى شد و به لقاى پروردگار شتافت.
 

سه آرزوى بزرگ
علماى گذشته فراتر از انجام وظيفه فداكارى كردند كه مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى آن مرجعى كه قلبش براى اسلام مى طپيد يكى از آن فداكاران در راه اسلام بود. يكى از علماى اصفهان مى گفت: روزهاى آخر عمر آن مرجع در محضرشان بودم. ايشان فرمود: من سه آرزو دارم، ولى عمرم كفاف نمى دهد.
چون از آرزوهايش پرسيدم، فرمود: اولين آرزوى من اين بود تمام ملل عالم از يهود و نصارا مسلمان شوند. آرزوى دوم من اين است كه تمام مسلمانان دنيا با مكتب ولايت آشنا و على شناس شوند. سومين آرزوى من اين است كه تمام شيعيان عالم متحد شوند و اختلاف در ميان آن ها نباشد
 

سؤال از پدر بزرگوار
فرزند بزرگوارش حاج آقا سيد محمد رضا شيرازى حفظه اللَّه مى گفت: به پدر بزرگوارم گفتم: سعادت بزرگى نصيب شما شده، چرا كه افزون بر تأليف فراوان، در تمام دنيا، حسينيه، صندوق قرض الحسنه، كتابخانه و مؤسسه هاى اجتماعى فراوانى به همت و رهنمود شما تأسيس شده است. پدرم از اين سخن سخت منقلب شد و قطرات اشك از چشمش جارى گشت و فرمود: ما هر چه بكنيم يك هزارم حقوق آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم را ادا نكرده ايم.
 

دعا در حرم مطهر امام حسين عليه السلام
آن مرجع فقيد در نجف اشرف كنار دروازه علم پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم زاده شد و در نه سالگى به كربلا هجرت كرد. او در كنار حرم قدسى امام حسين عليه السلام آن جا كه دعا مستجاب است دست به دعا بلند كرد و با شفيع قرار دادن سيدالشهدا عليه السلام از درگاه خداخواست تا توفيق تأليف هزار جلد كتاب به دست آورد. اين درخواست كه حسين عليه السلام فرزند زهرا عليها السلام واسطه آن بود برآورده شد و او توفيق يافت تا بيش از 1200 جلد كتاب در علوم مختلف بنويسد. آن مرحوم به مدد آن دعا و آن واسطه فيض الهى، گاهى در روز تا ده ساعت مى نوشت.
 

شرح كفاية در يك ماه رمضان
توفيق الهى چنان مددكار آن مرجع بزرگ بود كه شرحى مبسوط بر كفاية الاصول آخوند ملا محمد كاظم خراسانى در يك ماه رمضان نوشت. او پس از افطار نوشتن شرح كفايه را آغاز مى كرد و نزديك سحر دست از كار مى كشيد و با پايان يافتن ماه مبارك رمضان شرح كفاية الاصول ايشان به پايان رسيد. در اثر پركارى اين اواخر دو انگشت ايشان كار نمى كرد؛ دستى كه همواره دستگير گرفتاران بود.
 

كريم خاندان ولايت
آن فقيه بزرگوار زمانى كه در عراق بود، على رغم تمام گرفتارى ها و محدوديت هايى كه حزب بعث براى مردم، به ويژه شيعيان و مراجع به وجود آورده بود، درب خانه اش به روى همه باز بود و هيچ خواهنده اى از درب خانه آن بزرگ دست خالى بازنمى گشت. عراقى ها صفت امام حسن بن على عليه السلام ، يعنى كريم اهل بيت عليهم السلام را درباره ايشان به كار مى برد، مى گفتند: بعد از خاندان ولايت و كريم خاندان ولايت، آية اللَّه العظمى سيد محمد شيرازى قدس سره بخشنده است.
 

آينده نگرى
آن فقيد كم نظير آينده نگر و دورانديش بود. يكى از علماى مشهد گفت: در سفرى كه ايشان آمده بود مشهد به ديدارشان رفته، گفتم: تصميم دارم يك كتابخانه در مشهد بسازم.
ايشان فرمود: اگر مى خواهى كتابخانه بسازى بايد چنان باشد كه گنجايش حداقل پانصد هزار جلد كتاب را داشته باشد و شما بايد سال هاى دور و مراجعه كنندگان فراوان را در نظر بگيريد، چرا كه تعداد جمعيت رو به ازدياد است.
 

ده سال اقامت در كويت
او ده سال در كويت اقامت داشت. در ماه محرم و صفر يا در ماه رمضان كه به كويت مى رفتم مقيد بودم محضر ايشان را درك كرده، از ايشان فيض ببرم. با تلاش معظم له مسجد رسول اعظم صلى الله عليه وآله وسلم، كتابخانه رسول اعظم صلى الله عليه وآله وسلم، حسينيه رسول اعظم صلى الله عليه وآله وسلم و دويست كتابخانه در تمام كويت تأسيس شد.
 

مجالس عزادارى در كويت
ايشان دستور داد و از جوان ها خواست كه عزادارى را تنها در محرم و صفر يا ماه مبارك رمضان خلاصه نكنند، بلكه در ايام هفته مجالسى در خانه هاى خود منعقد كنند و يكى از بزرگ ترين قدم هاى مثبتى كه در كويت صورت گرفت اين بود كه به توصيه ايشان راديو و تلويزيون كويت روز عاشورا مراسم عزادارى پخش مى كرد.
روز رحلت ايشان در كويت بودم و حكومت او را بر دل و جان مردم آن سامان ديدم، چه اين كه در فقدانش مويه مى كردند و اشك مى فشاندند. تشييع باشكوه جنازه آن سيد بزرگوار در شهر قم نيز كم نظير بود. به يك سخن ما شخصيتى را از دست داديم كه با بيان ارزنده اش پنج هزار سخنرانى براى طلاب و جوانان و شيعيان عراقى ها، كويتى ها، قمى ها، اصفهانى ها و... ايراد كرد. حتى شب آخرين روز زندگى عده اى از بانوان، از اصفهان به ديدار ايشان آمده بودند. حضرتش براى آنان سخنرانى كرد. من آن سخنرانى را گوش كردم. چنان انقلابى ايجاد كرد كه همه اشك مى ريختند. در حال سخنرانى ناگهان بلندگوى مجلس خراب شد. حضار به مسؤول بلندگو اعتراض كردند و او گفت: ناراحت نباشيد فردا بلندگو را درست مى كنم. ايشان فرموده بود: فردا دير است. بدين معنا كه اين مجلس آخرين سخنرانى من خواهد بود.
 

خاندان بزرگ شيرازى
خاندان بزرگ شيرازى در بيش از يك قرن شخصيت هاى برجسته و بزرگى را تقديم جامعه نمود است و همچنان ادامه دارد. مرحوم آية اللَّه العظمى حاج سيد محسن حكيم قدس سره روزى كه پدر بزرگوار اين فقيه بزرگ مرحوم آية اللَّه العظمى حاج ميرزا مهدى شيرازى قدس سره از دنيا رحلت كرد آمد كنار تابوت او و يك اشاره به بدن مطهرش كرد فرمود: ما يك سيد مهدى از دست داديم، ولى چهار سيد مهدى داريم. فرزندانش همه به جاى پدر خواهند بود و راه پدر را ادامه خواهند داد.
در روايت آمده است كه: «با مرگ انسان عمل او به پايان مى رسد و پرونده اش بسته مى شود، مگر سه دسته:
1. آن كه صدقه جاريه بر جاى گذارده باشد. كسانى كه صدقات جاريه داشته باشند و مؤسسات خيريه در واقع عمل خير به حساب شان نوشته مى شود؛
2. علمى كه مردم از آن بهره مند شوند؛
3. فرزندى صالح كه براى آن دعا كند؛
اين بزرگ مرد افزون بر صدقه جاريه مانند: مسجد، حسينيه، كتابخانه و مؤسسه هاى عام المنفعه، بيش از 1200 جلد كتاب در تمام كتابخانه هاى دنيا به يادگار گذاشته است. فرزندان صالح و هزاران خطيب و شاگردانى را كه تربيت كرد و نيز آية اللَّه العظمى سيد صادق شيرازى - دام ظله - برادر بزرگوارشان كه نمونه كامل آن بزرگ مرد است ديگر صدقه جاريه هستند، چرا كه با كردار و منش والاى شان يا او را به نيكى زنده نگاه مى دارند.
 

آخرين تأليف در مقام فاطمه زهرا عليها السلام
شب عيد فطر و پس از سخنرانى در جمع بانوان اصفهانى قلم به دست گرفته، در موضوع مظلوميت مادرش حضرت زهرا عليها السلام نوشتن آغاز كرد و در همان حال يك نفر از دوستان كه ذاكر اهل بيت عليهم السلام بود به حضورشان رسيد. ايشان فرمود: دلم مى خواهد مصيبت مادرم حضرت زهرا عليها السلام را بخوانيد. پس از توسل به حضرت فاطمه عليها السلام فرمود: در هر مشكلى به ام الأئمه حضرت زهرا عليها السلام متوسل شويد كه خود آن را تجربه كرده، در گرفتارى ها چون به مادرم حضرت ام الأئمه زهراى مرضيه عليها السلام متوسل مى شدم، مشكل ما برطرف مى شد.


1) عنكبوت (29)، آيه 69.
2) طه (20)، آيه 114.
3) نجم (53)، آيه 5.
4) مجادله (58)، آيه 11.
5) بحارالانوار، ج 66، ص 246.
6) نهج البلاغه، ص 496.
7) همان، ص 280.
8) بحارالانوار، ج 2، ص 88.
9) نساء (4)، آيه 95.
10) الخصال، ج 1، ص 6.
11) اقرب الموارد، ماده: جهد.
12) من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 380.
13) بحارالانوار، ج 75، ص 311.
14) بلدالامين، ص 349.
15) بحارالانوار، ج 75، ص 356.
16) ر.ك: شهداء الفضيله.