ترجمه متن سخنرانى آية اللَّه سيد محمد رضا شيرازى قدس سره پس از ارتحال مرجع فقيد
 در ميان جمعى از عزاداران

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

الحمدللَّه رب العالمين والصلاة والسلام على محمد وآله الطيبين الطاهرين ولعنة اللَّه على اعدائهم اجمعين الى يوم الدين.
قال اللَّه الحكيم: الذين إذا أصابتهم مصيبة قالوا إنا للَّه وإنا إليه راجعون. اولئك عليهم صلوات من ربهم ورحمة واوليك هم المهتدون(1)؛ [همان ] كسانى كه چون مصيبتى به آنان رسد مى گويند: ما از خدا هستيم، و به سوى او باز مى گرديم. بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه يافتگان [هم ] خود ايشانند.
عده اى از دوستان از من خواسته اند كه درباره فقيد راحل رحمه الله سخن بگويم.
حقيقت آن است كه واژه ها از توصيف چنين شخصيّتى عاجزند. شخصى از علما كه هم اكنون در شهر مقدس قم حاضرند، برايم نقل نمود: روزى، آية اللَّه العظمى مرعشى نجفى رحمه الله به ديدار فقيد راحل آمدند و هنگامى كه از اتاق خارج مى شدند، درنگى كرده، در حالى كه اشك در چشم داشت، به ما و جمعى كه آن جا بودند فرمودند: «جهان، هنوز آقاى شيرازى رانشناخته است» و افزود: «و البتّه دنيا دويست سال ديگر اين بزرگ مرد را خواهد شناخت!».
اين جانب به بيان دو مطلب اكتفا مى كنم: مطلب اوّل درباره شخصيّت آن مرجع عالى مقام، و مطلب دوم در مورد ديدگاه ها و اهداف ايشان است.
 

ارتباط با خدا
زندگى آن فقيد، داراى ابعاد زيادى است كه به برخى از آن ها اشاره خواهم كرد. امر اول: ارتباط با خداى - تبارك و تعالى چگونگى ارتباط با خداى جهانيان، مسأله بسيار مهمّى در زندگى هر شخص با ايمانى است، زيرا اين رابطه، وضعيت شخص را در آخرت معين مى كند. پس مسلم است كه ما، همه براى جهان ديگرى آفريده شده ايم و آسايش ما در آن جهان، بستگى به ارتباط ما با خداى سبحان دارد.
آن بزرگ مرد، رابطه اى محكم و ناگسستنى با خداى متعال داشت. وى كثيرالدّعا بود و هميشه براى حل مشكلات، تنها پناهگاهش خداى متعال و اوليايى بودند كه خداوند آن ها را درهاى رحمت خويش قرار داده است.
عريضه اى براى امام زمان عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف
شخصى از بستگان برايم نقل نمود: هنگامى كه ايشان، در عراق ساكن بود، به علت شرايط خاصى كه بر عراق حاكم بود، مجبور به نقل مكان چهار ماهه به منزل آن ها شد و در آن ايام، هر روز پس از نماز صبح، عريضه اى براى حضرت مهدى عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف مى نوشت.
اكثر ما مسلمانان از امام زمان و صاحب امر و ولى نعمت خود غافل هستيم و شايد هر يك از ما بيش از يك يا دو بار براى حضرت، عريضه ننوشته باشيم، اما آن گونه كه نقل شده است، آن فقيد راحل هر روز اين عمل را انجام مى داد.
همچنين بر ذكر خداى متعال مداومت داشت و بسيارى از اوقات در راهروى منزل، در اتاق يا در حال قدم زدن مشغول تسبيح خدا بود.
 

به ياد خدا و آخرت
همچنين به نقل يكى ديگر از بستگانِ اين اسوه ورع و تقوا هر شامگاه هزار مرتبه «لا اله الا اللَّه» مى گفت و اين ذكر از برنامه هاى هر شب او به شمار مى رفت.
البته رابطه يك مؤمن با خداى خويش، از نظر مردم مخفى مى ماند و ما نتوانسته ايم بر اين اسرار مطّلع شويم و آنچه را ديده ايم برحسب اتّفاق بود و بى ترديد بسيارى از برنامه هاى ايشان از ديد ما پنهان مانده است.
ديگر ويژگى ايشان اين بود كه بسيار از آخرت ياد مى كرد و همواره به من و به همه اهل علم و اهل منبر، سفارش مى نمود كه به ياد آخرت بوده و درباره آن سخن بگويند و كتاب بنويسند. هرگاه در حضور ايشان از آخرت ياد مى شد و سخنى از صراط و حشر و نشر به ميان مى آمد، اشك هاى ايشان بر محاسن شريفش جارى مى گشت.
يكى از بانوان خانه مى گفت: «چند روز قبل از ارتحال حضرتش، بى خبر وارد اتاق ايشان شدم و ديدم كه اشك بر چهره مباركش جارى است و كتابى را در دست داشته و مطالعه مى كند. با ديدن اين صحنه آهسته از اتاق خارج شدم تا مزاحم ايشان نشوم. سپس به گونه اى كه ايشان متوجه حضور مى شوند، وانمود كردم كه مى خواهم وارد اتاق شوم. وقتى كه وارد شدم فوراً اشك هاى شان را پاك نمود و چنين وانمود كردند كه در حالتى عادى هستند و پس از لحظاتى براى ملاقات از اتاق خارج شدند. فرصت را غنيمت شمرده، كتاب را برداشتم كتاب «تسليةالفوائد فى ذكر الموت والمعاد» نام داشت و نوشته آية اللَّه سيّد عبداللَّه شبّررحمه الله بود. صفحه اى را كه مطالعه مى نمودند و علامت داشت نگاه كردم، مطالبش درباره ملك الموت و چگونگى گرفتن جان مؤمنان بود».
در اين جا لازم مى دانم به مؤمنان توصيه كنم اين كتاب را كه درباره آخرت و سرگذشت زندگى اخروى است، حتماً و با دقت مطالعه فرمايند؛ امرى كه يكى از ابعاد ارتباط او با خداى سبحان به شمار مى رفت.
 

ارتباط با اهل بيت عليهم السلام
همچنين نسبت به رابطه ايشان با اوليا خدا بايد بگويم كه در ايام جوانى در عراق بودند، هر شب چهار شنبه به مسجد سهله مى رفتند و چهل هفته بر اين كار مداومت نموده، اين عمل را با ذكر«يا أباصالح المهدي ادركني» انجام مى دادند(2).
 

پدرى مهربان
بعد دوم زندگى فقيد، ارتباطش با جامعه بود. وى با تمام مردم، به مانند پدرى مهربان برخورد مى نمود. هر يك از ما با فرزندان خود چگونه رفتار مى كند؟ آن اسوه اخلاق با همه، اين گونه بود، همه را دوست مى داشت و سعى مى نمود كه مشكلات همه را بر طرف كرده و حل نمايد.
در همين اتاق(3)، زن و مرد و پير و جوان با ايشان ملاقات و از مشكلات خود گلايه مى كردند، و ايشان با صبر و شكيبايى به سخنان آنان گوش فرا مى داد و در راه حل مشكلات آنان، مى كوشيد.
در ملاقات با جوانان، اولين سئوال ايشان در مورد ازدواج بود و اگر پاسخ منفى بود با تشويق بسيار آنان را به انجام اين عمل خدا پسندانه و سنت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم تشويق و ترغيب مى نمود.
همچنين در اين باره اشخاصى را براى رسيدگى در امر ازدواج گماشته و موسسات و بنيادهاى ازدواج متعددى را در بسيارى از كشورهاى اسلامى تأسيس كرد.
معظم له مى كوشيد تا در برخورد با افراد حس خدمت به اهل بيت عليهم السلام را در آنان بيدار كند و هر كس در محضرش مى نشست، احساس مى نمود كه بايد شخص بزرگى بشود و بايد سخنران، دانشمند، روحانى و يا... باشد.
خدمت به ديگران از ديگر مواردى بود كه حضرتش همگان را بدان مى خواند و تشويق مى كرد در آخرين سخنرانى كه براى جمعى از بانوان متدين داشت، ضمن توصيه هايى كه به آن ها فرمود:
- زنان بايد نويسنده باشند؛
- زنان بايد سخنران شوند؛
- زنان بايد امام جماعت باشند( البته براى خانم ها)؛
- زنان بايد در راه ترويج فرهنگ اهل بيت عليهم السلام سعى و كوششى مجدّانه داشته باشند.
همچنين مى فرمود: پيامبر اكرم در زمانى كه خود براى مردان در مسجد نماز جماعت به پا مى كرد؛ بانويى مؤمنه به نام «ام ورقه» را به عنوان امام جماعت بانوان تعيين نمود و زنانى كه قادر به شركت در نماز جماعت پيامبر نبودند در نماز جماعت ام ورقه شركت مى كردند.
 

عباى ارزان قيمت
دوستى برايم نقل كرد: «فقيد راحل قدس سره روزى از من خواست به بازار بروم و ارزان ترين عبا را برايش خريدارى كنم. به بازار رفتم و عبا ديدم كه يكى سه هزار تومان و ديگرى پنج هزار تومان قيمت داشت. عباى سه هزار تومانى از نظر كيفيّت، بسيار پايين بود، به حدى كه طلبه هايى در سطح متوسط آن را به دوش نمى گرفتند.
لذا عباى دوم را كه پنج هزار تومان بود خريده، نزدشان آوردم، اما ايشان قبول نكردند و آن را به من برگردانده و دستور دادند همان عباى سه هزار تومانى را برايشان خريدارى كنم.
اين واقعه دليلى بود بر بى توجهى آن فقيد به دنيا و تجملات دنيوى.
 

آرمان ها
مطلب دوم: اهداف و آرزوهاى معظم له.
همت والا از خصوصيات بارز وى به شمار مى رفت و عمق نگاهش، دور دست ها را مى كاويد و آرزوهاى بى نهايت و بزرگى را در سر مى پروراند. حدود دو هفته پيش از رحلت، يكى از علماى شهر اصفهان را دعوت نمود و در جلسه اى به او فرمود: «سه هدف مهمّ دارم و احساس مى كنم كه اجلم خيلى نزديك است، در حالى كه هنوز اين سه هدف را محقّق نكرده ام:
- همه كافران مسلمان شوند؛
- همه مسلمانان با مذهب اهل بيت عليهم السلام آشنا شوند؛
- همه شيعيان باهم متّحد شوند.
من كه عمرم براى تحقّق اين اهداف كفايت نمى كند، اما شما و علماى ديگر بكوشيد اين اهداف عملى شوند».
 

هدايت يهوديان
پزشكى برايم نقل كرد: «آن عالم بزرگواررحمه الله چهار روز قبل از رحلت، مرا دعوت كرده، فرمودند: «ما بايد برنامه تلويزيونى و راديويى به زبان عبرى براى هدايت يهوديان داشته باشيم، برو در اين زمينه كوشش كن، خداوند توفيقت دهد و تو را محافظت نمايد.
من در صدد آماده كردن مقدمات اين كار شدم و كارهايى نيز كردم، اما متأسفانه اجل به ايشان مهلت نداد كه تحقّق آرزوى خويش را مشاهده نمايد.
قبل از ماه مبارك رمضان در خدمت ايشان بودم. به ياد دارم كه چند مسأله، ذهن ايشان را مشغول نموده بود. وى به تأسيس يك سايت جهانى (اينترنت) مى انديشيد(4) در فكر تاسيس يك حسينيه در مسكو(5) و حسينيه اى ديگر در فرانسه بود و نيز به هدايت و ارشاد علوى هاى ساكن تركيه كه شايد آمارشان به بيست ميليون نفر مى رسد، مى انديشيد. آن شخصيت ممتاز توانست بعضى از آرمان هاى خود را محقق سازد و مجموعه اى از آن ماند كه مابايد با استعانت از خداوند متعال به انجام برسانيم. از خداوند مى خواهم كه همه ما، علماى ما، سخندانان ما، زنان ما و مردان ما را موفق گرداند تا از ميراث ماندگارش محافظت كرده، به ويژه از اين ميراث بزرگ، يعنى حضرت آية اللَّه العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى فرمانبردارى كنيم.
از خداوند مسئلت داريم كه ايشان (آية اللَّه سيد صادق حسينى شيرازى) را يارى دهد تا بتوانند اين اهداف بزرگ را در تمام زمينه هاى مرجعيت، اجتماعى، فرهنگى و دينى به ثمر برسانند و خداوند ايشان را مورد لطف و رحمت و عنايت خود قرار بدهد. ان شاءاللَّه تعالى
مجدداً از زحمات زيادى كه بر خود هموار كرده ايد تشكر مى نمايم و از خداوند مى خواهم كه شما را محافظت نمايد و براى شما دعا كرده و محتاج دعاى تان هستم.

وصلى اللَّه على محمد وآله الطاهرين


1) بقره (2)، آيه 156 - 157.
2) ماجراى تشرف ايشان به محضر حضرت بقية اللَّه الاعظم - عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - در همين مكان بوده است .
3) جلسه سخنرانى در يكى از اتاق هاى ملاقات عمومى بيت ايشان انجام شده است
4) با بيش از30 لغت مهم دنيا جهت انتشار افكار و آراء اسلامى و ترويج مكتب اهل بيت عليهم السلام .
5) مرحوم در يكى از سخنرانيهايشان در ماه مبارك رمضان 1422 فرمودند4 مرتبه هزينه ساخت حسينيه در مسكو را پرداختم ولى همه اين هزينه ها با تصرف شخصى در آن از بين رفت ولى باز در فكر تأسيس مجدد بودم.