|
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
ألحمدللَّه رب العالمين والصلاة والسلام على سيدنا
محمد و آله أجمعين واللعنة على أعدائهم إلى يوم الدين.
قال اللَّه
تعالى : «وإذ قالت امة منهم لم تعضون قوماً اللَّه مهلكهم أو
معذبهم عذاباً شديداً قالوا معذرة إلى ربكم ولعلهم يتقون؛(1)
و آن گاه كه گروهى از ايشان گفتند : براى چه، قومى را كه خدا هلاك كننده ايشان است،
يا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد كرد، پند مى دهيد ؟ گفتند : تا معذرتى پيش
پروردگارتان باشد و شايد كه آنان پرهيزگار گردند».
اهانت به اسلام
در روز هشتم ماه
شوال، هشتاد و يكمين سالگرد تخريب حرم ملكوتى امامان بقيع - كه درود خدا بر آنان
باد - قرار داريم. بى ترديد، چنين حركتى، اهانت و بى حرمتى بزرگى نسبت به امامان
بقيع، رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم، قرآن و مسلمانان، به ويژه شيعيان بوده و
همچنان اين اهانت ادامه دارد كه دلايل فراوانى مبنى بر موهن بودن اين حركت در جاى
خود ذكر شده است و آقايان كم و بيش با آن ها آشنايى دارند. البته شيعيان، مؤمنان،
علما و بزرگان فعاليت هاى مختلفى در اين مورد داشته اند كه درخور قدردانى است، اما
در اين موارد بايد همگان يكصدا و يك دست شده، هر كس در حد توان و امكانات خود در
برطرف كردن اين بى حرمتى اقدام كند و مبادا فردى بگويد ديگران هستند يا اين كه از
من كارى ساخته نيست، چه اين كه مسأله مورد بحث به «عام مجموعى»(2)
شبيه تر است. از همين رو يكايك افراد در برطرف كردن هر مشكل و منكرى، به ويژه اين
منكر آشكار تأثير داشته، بايد از قدرت تأثيرگذارى خود در اين زمينه استفاده كنند.
شرط بلاغ
آيه كريمه اى كه
در آغاز سخن تلاوت شد، درباره بنى اسرائيل نازل شده است. منطوق آيه اين است كه عده
اى از خيرخواهان و دل سوزان، بدكاران بنى اسرائيل را موعظه و نصيحت مى كردند، ولى
اثر نمى كرد. شمارى ديگر به آنان مى گفتند : «براى چه، قومى را كه خدا هلاك كننده
ايشان است، يا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد كرد، پند مى دهيد ؟».
خيرخواهان و نصيحت
كنندگان مى گفتند : «تا معذرتى پيش پروردگارتان باشد و شايد كه آنان پرهيزگار
گردند».
آنچه در اين آيه و
روايات مرتبط با آن آمده است در واقع «تقرير» (بازگويى) سخنان بنى اسرائيل است.
آنان كه نصيحت مى كردند مى خواستند در حد توان وظيفه اى كه بر دوش دارند به انجام
برسانند و در درگاه خدا مقصر نباشند. وانگهى آنان اين اميد را داشتند كه شايد
بدكاران و گمراهان به راه درست بازگشته، پرهيزگارى و درستكارى در پيش گيرند.
حال بايد ببينيم
برداشت افراد مبنى بر مؤثر نبودن، علم به عدم تأثير است ؟ كه چنين نيست و صرف گمان
و ظن است و البته از ديگر سو اين احتمال نيز وجود دارد كه گفتن و راهنمايى كردن اثر
داشته باشد.
در مبحث «امر به
معروف و نهى از منكر» مسأله مفصلى وجود دارد كه تابع اين آيه و شمارى روايات ذيل
تفسير آيه ياد شده آمده است و فقيهان در جواهر الكلام و ديگر متون فقهى متعرض آن
شده اند. مسلم اين است كه موضوع مورد بحث از مصاديق بارز منكر مى باشد و از ميان
برداشتن اين منكر و زشت كارى، نيازمند اقدام جدى است كه يا نتيجه خواهد داد - حداقل
- اداى تكليف شده است. مرحوم اخوى، شهيد حاج سيد حسن شيرازى - رضوان اللَّه - حدود
چهل سال قبل فعاليت همه جانبه و گسترده اى را براى زدودن اين منكر و بازسازى حرم
ملكوتى امامان بقيع عليهم السلام آغاز كرد و شخصيت هاى علمى و اجتماعى ديگر كشورها،
مانند : عراق، ايران، پاكستان، هند و كشورهاى حوزه خليج را در جريان قرار داد و
وارد قضيه كرد و كار را دنبال نمود، اما به نتيجه اى كه مى خواست دست نيافت و پس از
پانزده سال از شروع اين كار به شهادت رسيد.
استقامت در كار
على رغم اين كه در
يك مورد اقدامى هر چند نسبتاً دراز مدت صورت گرفته، ولى نتيجه مطلوبى در پى نداشته،
نبايد پنداشت كه اين راه به فرجامى پربازده نخواهد رسيد. شايد ديروز و ديروزها چنين
بوده، اما امروز يا روزهاى بعد تلاش افراد به ثمر بنشيند. سيره معصومين عليهم
السلام نشان مى دهد كه آن بزرگواران در مبارزه با منكر و زشت كارى سخت پايدار بودند
و اين گونه نبود كه در مقابل منكر بى تفاوت باشند، بلكه هماره مى گفتند و يادآورى
مى كردند و اميد داشتند كه سخنان شان كارگر افتد و در نتيجه، منكرى از ميان برود.
ذيل تفسير آيه پيش خوانده شده، از اميرالمؤمنين روايتى نقل شده است كه حضرتش فرمود
: «در اين امت كسانى را مى شناسم كه اين گونه اند».
در واقع اقدام
افراد، اجزاى «عام مجموعى» را شكل داده، آن را تحقيق مى بخشد و در نهايت به مقصود
خواهند رسيد.
همتى بايد
هشتاد و يك سال از
اين منكر و زشت كارى آشكار، يعنى ويران كردن حرم ملكوتى امامان بقيع مى گذرد و
جهانيان شاهد وجود چنين منكرى هستند، اما سرانجام روزى دامن اين منكر بر چيده خواهد
شد و از بين خواهد رفت. حال اگر بنا باشد چنين اقدامى صورت گيرد بهتر است همگان
يكصدا و يكدل، آن «عام مجموعى» را كامل كرده، با تلاشى درخور و گسترده، نتيجه اى
خوش فرجام و زود هنگام به دست آوردند. در اين صورت، افتخار منكرزدايى و پاداش آن
نصيب ما و روزگار ما خواهد شد، اما اگر سستى شود، چنين سعادتى را ديگران به دست
خواهند آورد. بنابراين، عالمان، فرهيختگان، سياستمداران، اقتصادانان، بازرگانان،
خرد و كلان و به يك سخن تمام لايه هاى اجتماعى در سراسر جهان اسلام، بايد با قلم،
سخن، ارائه طرح، كمك هاى مادى و موضع گيرى هاى كارآمد و با تمام امكانات خود به
رويارويى با اين منكر برخواسته، آن را از ميان بردارند.
به ياد داشته
باشيم كه «عام مجموعى» و به بيان ساده تر - به گواهى تاريخ - همصدايى اكثريت، تأثير
بسزايى داشته و دارد. اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام پس ار ارتحال
پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم حدود 25 سال خانه نشين شد و البته اين انزوا، نتيجه
منكرى بود كه از پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم از امت سرزد. پس از يك دوره 25
ساله، مردم هم صدا شده، به سراغ اميرالمؤمنين عليه السلام رفتند و دست بيعت در
دستان حضرتش نهاده، سر به امامت او سپردند. بنا به نقل تاريخ، بيعت كنندگان با
اميرالمؤمنين عليه السلام چنان زياد بودند كه «حتى وُطى ء الحسنان؛ حسن و حسين
عليهما السلام لگدمال شدند».
در صورتى كه بخشى
از اين جمعيت بيعت كننده، در ابتداى كار قدم پيش گذارده، دست بيعت به آن حضرت مى
دادند، امام عليه السلام آن دوره طولانى خانه نشين نمى شد و اگر اميرالمؤمنين عليه
السلام به جاى كمتر از پنج سال حدود سى سال حكومت مى كرد، آن چنان سعادت و بركت و
عدالت در جهان فراگير مى شد كه طبق روايت : «لأكل الناس من فوقهم ومن تحت أرجلهم؛
مردم از بالاى سر و زير پا از نعمت الهى مى خوردند (برخوردار مى شدند)». پر واضح
است كه عدالت گسترى آن حضرت چنان بود كه تمام نسل ها براى هميشه از نعمت ايمان و
دنيا و خيرات يك جا بهره مند مى شدند و نعمت ها در دسترس آنان مى بود».
همچنين اگر مردم
به يارى حضرت سيدالشهداعليه السلام مى شتافتند، وضع همانى بود كه در مورد حكومت
اميرالمؤمنين عليه السلام گفته شد.
امام جعفر صادق
عليه السلام در موارد متعددى فرمود : «اگر اين مقدار (و تعداد آن را بازگفتند) يار
و ياور مى داشتم بى ترديد قيام مى كردم».
تكليف چيست ؟
از تمام آنچه بيان
شد، به دست مى آيد كه همصدايى و اقدام يكپارچه عليه اين منكر موضوعيت دارد و يكايك
افراد، عناصر تكميل كننده «عام مجموعى» و تأثير گذار بر حركت منكرستيزى هستند.
اكنون نسل چهارم، شاهد آن فاجعه است، با اين تفاوت كه جهان فردا همانند جهان ديروز
و ديروزها نيست، چه اين كه هر چه روزگار مى گذرد جهان آزادتر خواهد شد و تمام گرايش
ها و جوامع بشرى حتى مفسدان، كافران و گمراهان از اين آزادى بهره مى برند. حال كه
چنين موقعيتى پيش آمده است به جاست كه نيكان، پرهيزگاران، عالمان و فرهيختگان و دل
سوزان از تمام آزادى هاى مشروع، به ويژه در اين راه استفاده كرده، با منكر روشن و
آشكار - كه 81 سال دل ها را داغدار داشته است - به مبارزه برخيزند. هر يك به اندازه
توان خود در هر مجلس، شهر، روستا، مجامع علمى، سياسى، اجتماعى، فرهنگى، محل كسب و
كار و نيز در مناسبت هاى دينى، مانند : مراسم حج، در حرم پيامبرصلى الله عليه وآله
وسلم مسجد الحرام و ديگر اماكن مقدس به ادامه وجود انديشه اى - كه دست به چنان
جنايتى زد - اعتراض كند. چنين اقدامى افزون بر اين كه هزينه اى ندارد، به تدريج روح
اعتراض را در ديگران پديدآورده، خشمى به بزرگى جامعه پاك بشرى بر خواهد انگيخت و در
نهايت، منكرگرايان را به تن دادن به خواسته مشروع و انسانى و دينى دين باوران مجبور
خواهد كرد. به هر حال بايد همتى كرد و در از ميان برداشتن اين منكر - كه خشم خدا و
رسولش و خاندان پاك او و مؤمنان را برانگيخته است - كوشيد و مطمئن باشيم كه در آن
صورت توفيق، مددكار خواهد بود و خيلى زود اين وضعيت نامطلوب كه پديده انديشه و
انگيزه منكرگرايان حق ستيزان است، برطرف خواهد شد.
توجه داشته باشيم
كه خدمت در اين راه، خشنودى مظلوم ترين مظلومان جهان، يعنى حضرت امام زمان - عجل
اللَّه تعالى فرجه الشريف - را به همراه خواهد داشت. اميدوارم به بركت آن حضرت
همگان از توفيق برطرف كردن اين منكر برخوردار شوند.
وصلى اللَّه على
محمد وآله الطاهرين
1)
اعراف (7)، آيه 164.
2) در «عام مجموعى» يكايك افراد در تحقق
امرى موضوعيت و عليت دارند. به عنوان مثال اگر عدد هزار را در نظر
بگيريم، مى بينيم كه اين عدد از هزار واحد فراهم آمده است كه اگر يك
واحد كم باشد، عدد هزار تحقق نمى يابد و در واقع همان يك واحد در پديد
آمدن هزار مدخليت دارد. در مقابل، «عام استغراقى» است كه هر فردى مستقل
از فرد ديگرى است كه وجود يا عدمش در ديگرى تأثير ندارد. |