از ديگر آموخته هاى عاشورا، مهرورزى با دشمن است. حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) هنگام ملاقات با حـر و لشكر خسته و تشنه او مى توانستند صرف كم ترين اشاره آنان را از پا درآوردند، به ويژه اين كه حضرت از لحاظ عِدّه و عُدّه و سازوبرگ آماده تر بودند و رعايت همه جوانب را كرده بودند و سپاه مقابل خسته و تشنه بود و تاب نبرد نداشت و در صورت بروز درگيرى بى شك به سادگى از پا در مى آمدند. و كافى بود حضرت اشاره كنند تا در زمانى اندك و طىّ نبردى آسان همگى كشته يا اسير شوند، ولى حضرت نه تنها چنين نكردند، بلكه آنان را با تقديم آب گوارا زنده كردند و خود و اسبان شان را سيراب نمودند.
حـر راه را بر امام(عليه السلام) بست و اجازه حركت نداد و اظهار داشت مأمور است تا حضرت را متوقف كند و نگذارد به حركت ادامه دهند. هر چند حـر پاك طينت بود و برخورد تندى با حضرت نكرد، اما به هر حال دشمن بود. كافى بود حضرت به آنان آب ندهد تا همگى از تشنگى هلاك شوند. حضرت سيدالشهدا(عليه السلام)از خودشان دفاع مى كردند ولى منطق حضرت چنين نبود كه هر كس دشمن ماست بايد هلاك شود. منطق پيشوايان ما منطق هدايت افراد و نجات دادن انسان ها بود. در حقيقت آنان حتى نسبت به دشمنان خود نيز در نهايت مهرورزى بودند و تمام كوشش آنان اين بود كه دست كم يك نفر از سپاه مقابل را به راه حق، هدايت كنند و از آتش دوزخ برهانند. اين ماجراهاى تكان دهنده و عبرت آموز حاوى درس هاى بسيار ژرف و انسان سازى است كه تأمل در آنها هشيارى مى آفريند.
بايد بكوشيم اين منطق فوق العاده انسانى را به گوش جهانيان برسانيم. و به دنيا بفهمانيم كه اسلام پر از مهرورزى، مروت و انسانيت ـ به تمام معنا و در بالاترين حدود ـ است. اگر موفق شويم اين تعاليم نورانى را به جهانيان برسانيم هدف حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) كه: «رهانيدن از گمراهى» است، بيش از پيش تحقق پيدا مى كند. نه تنها غير مسلمانان، كه بسيارى از مسلمانان هنوز از بسيارى از اين مطالب به درستى آگاهى ندارند. در روايتى صحيحه، امام رضا(عليه السلام) به اباصلت(1) ـ كه از ثقات است ـ فرمودند:
«رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحيا أَمْرَنا؛ خدا رحمت كند كسى كه ياد ما را زنده كند».
اباصلت مى پرسد: چگونه مى توان امر شما را احيا كرد؟ حضرت پاسخ دادند:
«يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَيُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإنَّ النّاسَ لَوْ عَلِموا مَحَاسِنَ كَلامِنَا لاَتَّبَعُونا(2[به اينكه] علوم ما را ياد بگيرد و به مردم بياموزد، چرا كه اگر مردم زيباييهاى كلام ما را بدانند [به يقين] از ما تبعيت خواهند كرد».
بر اساس سخنى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)كه حضرت زهرا(عليها السلام)آن را نقل كرده اند، درجات علما در روز قيامت در محضر خداى ـ عزوجل ـ و اهل بيت(عليهم السلام) به پُردانشى و جديت آنان در ارشاد بندگان خدا بستگى دارد:
«... سَمِعْتُ أبي(صلى الله عليه وآله وسلم) يَقُولُ إنّ عُلَمَاءَ شيعَتِنا يُحشَرونَ فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَراَمَاتِ عَلى كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ وَجِدِّهِمْ في إرشادِ عِبادِ اللهِ(3)؛ از پدرم رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) شنيدم كه مى فرمود: علماء از پيروان ما، در روز قيامت محشور مى شوند در حالى كه از خلعتهاى كرامات [خدا] بر آنها پوشانده شده است، [كه اين خلعتها] بر اساس كثرت علم و دانش آنها و جديّت و تلاششان در ارشاد و هدايت بندگان خدا است.»
وقتى مى گوييم فلان كاسب جدى است يعنى در سرما و گرما و هر شرايطى كسب و كار خود خود را انجام مى دهد و هيچ كارى را بر آن مقدم نمى دارد ـ اگر كسى جداً بخواهد به خانه خدا مشرف شود، از هيچ كوششى دريغ نمى كند و به اين در و آن در مى زند تا مقدمات كار را فراهم كند و در نهايت موفق به زيارت بيت الله شود. عالِم جدى هم چنين است و از هيچ كوشش كوچك و بزرگى در راه دستگيرى از بندگان خدا و هدايت آنان فروگذارى نمى كند و در نهايت به يارى خدا موفق مى شود. اگر اين گونه در راه هدايت ديگران و رساندن پيام اهل بيت(عليهم السلام) به جهانيان تلاش و جديت كنيم، مى توانيم بگوييم در كار خود كوتاهى نكرده ايم. حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) به عنوان پيشواى به حق، امام دنيا و آخرت و جـن و انس به مردم معرفى شده است و همگان وظيفه داريم آن حضرت و رسم و راه ايشان را به جهانيان بشناسانيم و هدف بلند ايشان را ـ كه همانا «رهانيدن از گمراهى» باشد ـ تحقق بخشيم.
اميد است همگى ما، هدايت بخشى، امر به معروف، اعتماد به خدا، مهرورزى با دوست و دشمن و ديگر درس هاى مكتب سيدالشهدا(عليه السلام) را به نيكى فرا گيريم و ياد دادن اين آموزه ها را به مردم، مسئوليتى همگانى بشماريم.

وصلى الله على محمد وآله الطاهرين


(1). عبدالسلام بن صالح هروى.
(2). عيون اخبار الرضا(عليه السلام)، ج 1، ص 307.
(3). بحار الانوار، ج 2، ص 3.