نكته ديگرى كه در زيارت نامه منقول از امام صادق (عليه السلام)شايان تأمل بيشتر است تعبير «ساكنان زمين» مى باشد كه نشان مى دهد ما وتمام فرزندان ونياكان ونسل هاى پيش وپس از ما وكسانى كه هنوز پا به عرصه گيتى ننهاده اند يعنى از ابتداى عالم تا انتهاى آن همگى مسئول وضامن خون آن حضرت ومكلف به گرفتن تاوان ايشانيم.
پس من وشما نيز مسئوليم وتمام كسانى كه امروزه ودر آينده در تمام نقاط كره زمين زندگى مى كنند، اين مسئوليت را بر عهده دارند.
زيرا كلمه «من» در اين عبارت موصوله است وهمان طور كه علماى لغت واصول گفته اند ظهور در عموم دارد. از اين رو معناى عبارت چنين خواهد بود: خداى تعالى مسئوليت خون امام حسين (عليه السلام) را بر دوش كره زمين وتمام چيزها وكسانى كه روى آن هستند قرار داد.
سؤال اين جاست كه ما در زمان بنى اميه زندگى نكرديم وشاهد شهادت امام حسين (عليه السلام)نبوديم، پس چگونه در اين زمينه مسئوليت داريم ومسئول چه چيزى خواهيم بود؟ اصلاً خود امام صادق (عليه السلام) در زمان جدشان در قيد حيات
[ظاهرى] نبودند وشهادت ايشان را نديدند والاّ اگر حضور داشتند البته ايشان را يارى مى نمودند. با اين همه چگونه است كه مى فرمايند:
هرچه روى زمين است مسئول خون ايشان وموظف به گرفتن تاوان خون مبارك شان است؟
بنابراين اين كلام بايد معانى ديگرى فراتر از آنچه گفتيم داشته باشد.
در متن روايت چنين آمده است: « وخداى متعال زمين وساكنانش را ضامن خون تو وگرفتن تاوان آن قرار داده است » روشن است كه خون يك چيز است وخونخواهى چيز ديگر. خونخواهى يعنى گرفتن انتقام خون ريخته شده. علامه مجلسى (رحمه الله) از معناى حقيقى وآشكار اين عبارت دچار شگفتى شده وچه بسا آن را با عدل الهى ناسازگار دانسته است؛ بدين معنا كه چگونه ممكن است خداى متعال زمين وتمام زمينيان را مسئول اين فاجعه بداند در حالى كه در ميان آنان افرادى هستند كه از قتل سيدالشهدا (عليه السلام) ناخرسندند واز قاتلان آن حضرت بيزار ومتنفرند؟
اصلاً چگونه چنين چيزى ممكن است در حالى كه انبيا واوليا واهل بيت (عليهم السلام)
نيز در ميان زمينيان هستند؟
پس در اين جا فقره يادشده را نمى توانيم بر معناى حقيقى(1) آن حمل كنيم؛ زيرا در آن صورت مسئوليت قتل امام حسين (عليه السلام) حتى بر دوش كسانى قرار خواهد گرفت كه در اين جنايت نه تنها همكارى نكردند بلكه از ارتكاب آن ناخرسند نيز شدند، وچون چنين چيزى با منطق عدل الهى سازگارى ندارد، مجبور مى شويم دست به توجيه وتأويل بزنيم. بنابراين عبارت فوق را نمى توان بر معناى حقيقى آن حمل نمود ولازم است دنبال نزديك ترين معناى مجازى بگرديم. براى عدول به معناى مجازى، قرينه (دليل) عقلى نيز در اين مثال وجود دارد كه همانا عدل الهى است. البته مشكل به مسئوليت خون (دمك) باز مى گردد وظاهراً در خون خواهى مشكل علمى وجود ندارد.