خداى متعال مسئوليت خونخواهى از امام حسين (عليه السلام) را بر دوش زمين وزمينيان نهاده واين قضيه را به مسائل تكوينى پيوند زده است. اين مسأله شواهد فراوانى در روايات متواتر دارد؛ براى مثال روايت شده است كه جناب ابراهيم خليل (عليه السلام) هنگامى كه سوار بر اسب از سرزمين كربلا مى گذشت از اسب بر زمين افتاد وسرش شكافت وخون از آن جارى شد. در اين هنگام شروع به استغفار وپوزش طلبى از خداى متعال كرد وگفت: خدايا، چه تقصيرى از من سر زده است؟ جبرئيل بر وى فرود آمد وگفت:
يا ابراهيمُ، ما حدثَ منك ذنبٌ ولكن هنا يُقتلُ سِبطُ خاتمِ الأنبياءِ وابنُ خاتمِ الأوصياءِ فسالَ دمُكَ موافقةً لدمِهِ؛(1) اى ابراهيم، گناهى از تو سر نزده است اما در اين سرزمين نواده خاتم رسولان وفرزند خاتم الاوصيا كشته مى شود وخون تو براى همراهى با خون اوست كه جارى شد.
آيا اين مصداق روشنى از ارتباط امام حسين (عليه السلام) با عالم تكوين نيست؟ ابراهيم خليل الرحمان هزاران سال پيش از واقعه كربلا مى زيسته است وشيخ الانبيا(2) به شمار مى رود، ولى با اين حال هنگام گذشتن از سرزمين كربلا سرش شكافته مى شود.
اين كه ابراهيم خليل با اين همه عظمت، خون سرش براى همراهى با خون مبارك سيدالشهدا (عليه السلام) جارى مى شود، بدان سبب است كه كشتن امام حسين (عليه السلام) كشتن كرامت واسلام وتمام پيامبران است؛ زيرا با شهادت امام حسين (عليه السلام) تمام معنويات كشته شد وكون ومكان زير وزبر ودگرگون گرديد.
از اين رو خداى حكيم مسئوليت خونخواهى ايشان را بر دوش زمين وزمينيان نهاد واين معناى « ضَمّنَ الأرضَ ومن عليها دمَكَ وثارَكَ » مى باشد. منظور از خونخواهى امام حسين (عليه السلام)فقط كشتن قاتل آن حضرت نيست، بلكه اين مسأله در جمادات، ناظر به مسأله اى تكوينى است ودر انسان ها به معناى مسئوليتى است كه در قبال اين ماجرا بر دوش آنها قرار دارد.
از امام رضا (عليه السلام) روايت شده است كه فرمود:
كانَ أبي إذا دَخَلَ شهرُ المُحرَّمُ لا يُرى ضاحكاً وكانتِ الْكَآبَة تَغْلِبُ عليهِ حتّى يَمضي مِنهُ عشرةَ أيّام فإذا كانَ يَوم العاشِر كانَ ذلكَ اليَومُ يومَ مصيبتِهِ وحُزْنِهِ وَبُكائِهِ ويقولُ هو اليَوْمُ الّذي قُتِلَ فيِهِ الحسينُ (عليه السلام)؛(3) هنگامى كه ماه محرم محرم فرا مى رسيد تا ده روز كسى پدرم را خندان نمى ديد واندوه در چهره اش موج مى زد. هنگامى كه روز دهم محرم فرا مى رسيد آن روز، روز اندوه وماتم و زارى او بود ومى گفت: اين همان روزى است كه [جدم] حسين (عليه السلام) در آن كشته شد.


(1). بحارالانوار، ج 44، ص 243.
(2). حضرت ابراهيم ابو الانبيا وشيخ المرسلين است كه خداى متعال از ميان تمام آفريده هايش اعم از انس وجن وملك او را به عنوان دوست برگزيده است . بسيارى از شعائر مقدس را در مكه مكرمه براى نخستين بار آدم ابو البشر (عليه السلام)انجام داد، ولى براى تعظيم واحترام حضرت ابراهيم (عليه السلام) به ايشان نسبت داده شده است.
(3). شيخ صدوق، الامالى، ص 128.