|
بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ: گرامی داشت خاطره بندگان شايسته خدا، بسان برپايی يادواره ها و جشن ميلاد آنان،
گرچه از ديدگاه خردمندان، مسأله ای روشن است، ليكن به منظور رفع هرگونه شبه
ای در اين زمينه، دلائل مشروع بودن آن را از
نظر می گذرانيم:
1_ برپايی
مراسم، ابراز محبت است
قرآن كريم،
مسلمانان را به دوستی پيامبر گرامی
و اهل بيت آن حضرت دعوت می كند:
«قل
لا أسألكم عليه أجراً إلاّ المودّة في القربی».[1]
(ای
پيامبر)، بگو از شما پاداشی جز دوستی
خويشاوندانم نمی خواهم. شكی نيست كه برگزاری مراسم گرامی داشت اوليای
الهی، جلوه
ی از عشق و علاقه مردم به آنان است كه
از ديدگاه قرآن كريم مورد پذيرش است.
2- برپايی مراسم، تعظيم پيامبر است
قرآن، علاوه
بر ياری رسول خدا، تجليل از مقام وی را نيز به عنوان معيار رستگاری و
سعادت، معرفی می كند.
«آنان كه به
پيامبر گرويدند و او را گرامی داشتند و ياريش نمودند و از روشنايی كه بر وی فرو فرستاده شد پيروی كردند، رستگارانند».[2]
از آيه ياد
شده، بخوبی معلوم می شود كه گرامی داشت رسول خدا از ديدگاه اسلام، مطلوب و
پسنديده است و برگزاری مراسمی كه خاطره شكوهمند پيامبر را هميشه زنده نگاه
دارد و از مقام شامخ وی تمجيد نمايد، مورد خوشنودی خداوند است. زيرا در اين
آيه، چهار صفت بری رستگاران بيان گرديده است: الف: ايمان،
«الذين آمنوا به»؛ «كسانی كه به وی گرويدند». ب: پيروی از
نور وی؛ «واتّبعوا النّور الذي أنزل معه»؛ «از نوری كه بر وی فرو فرستاده شد،
پيروی نمودند». ج: ياری نمودن او؛ «ونصروه»؛ «او را ياری كردند». د: تعظيم و
تجليل از مقام پيامبر؛ «وعزّروه»؛ «او را گرامی داشتند». بنابراين،
احترام و تعظيم پيامبر نيز علاوه بر ايمان و ياری وی و پيروی از دستوراتش،
امری ضروری است وبزرگداشت پيامبر گرامی، امتثال «وعزّروه» می باشد.
3- برپايی مراسم، تأسّی و پيروی از پروردگار است
خداوند در
قرآن مجيد، به تجليل از پيامبر گرامی پرداخته، می فرمايد:
«ورفعنا لك
ذكرك»[3]؛
«آوازه تو را در جهان، بلند كرديم».
در پرتو اين
آيه شريفه، معلوم می گردد كه خدا می خواهد شكوه و جلال پيامبر در جهان گسترش
يابد و خود نيز در لابلی آيات قرآن، به تمجيد از وی بر می خيزد.
ما نيز به
پيروی از كتاب آسمانی خويش، با برگزاری يادواره های شكوهمند، از مقام والی آن اسوه كمال و فضيلت، تجليل نموده و از اين طريق، مراتب تأسّی و پيروی خود
را از پروردگار جهانيان، ابراز می داريم.
روشن است كه
هدف مسلمانان از اين مراسم، جز بلند آوازه ساختن پيامبر گرامی چيز ديگری نيست.
4- نزول وحی،
كمتر از نزول مائده نيست
قرآن مجيد از
زبان پيامبر خدا، عيسی عليه السلام چنين حكايت می كند:
«عيسی بن
مريم عرض كرد: بارالها، پروردگارا! مائده ی از آسمان فرو فرست تا بری همه
ما «عيد» باشد و نشانه ی از جانب تو، و ما روزی ده كه بهترين روزی دهندگان
تویی».[4]
حضرت
عیسی، از خدا درخواست می كند تا مائده ی آسمانی بر آنان نازل گردد و روز نزول آن را
عيد بگيرند.
اينك می پرسيم: در حالی كه پيامبری گرامی، روزی را كه مائده آسمانی _ كه موجب لذت
بردن جسم انسان است _ نازل گرديد؛ عيد بگيرد، اكنون اگر مسلمانان جهان در روز
نزول وحی خدا و يا زاد روز پيامبر گرامی _ كه نجات بخش انسان ها و مايه حيات
جوامع بشری است _ مراسم جشنی برپا سازند و آن را عيد بگيرند، مايه شرك و يا
بدعت است؟!
5- سيره
مسلمانان
پيروان آيين
اسلام، از ديرزمان به برپايی چنين مراسمی، كه به منظور بزرگداشت خاطره پيامبر
گرامی برگزار می گردد، مبادرت می ورزيدند.
حسين بن محمد
ديار بكری، در «تاريخ الخميس» چنين می نگارد:
«مسلمانان
جهان، هماره در ماه ولادت پيامبر جشن می گيرند و وليمه می دهند و در شب های
آن ماه، صدقه می پردازند و ابراز شادمانی می كنند و به انواع نيكی ها جامه عمل
می پوشانند و به خواندن يادنامه ميلاد وی، اهتمام می ورزند، و رحمت ها و بركت
های فراگير او بر همگان آشكار می گردد»[5]
با اين بيان،
حكم كلّی جايز بودن و شايستگی مراسم گرامی داشت خاطره
اوليای خدا از ديدگاه
قرآن و سيره مسلمانان، بدست می آيد و بدين سان، بی پايگی سخن آنان كه برپايی يادواره عزيزان درگاه خدا را بدعت دانسته اند، روشن ميگردد؛ زيرا بدعت آن است
كه تجويز آن به صورت خصوصی يا کلی، از قرآن وسنّت استفاده نشود، در حالی كه
حكم كلّی مسأله ياد شده به روشنی از آيات قرآن و روش و سيره هميشگی مسلمانان،
بدست می آيد.
همچنين،
برپايی اين مراسم، تنها به خاطر ابراز احترام و تجليل از بندگان شايسته خدا و
با اعتقاد به بندگی و نيازمندی آنان به پروردگار جهان، صورت می گيرد.
بنابراين،
رفتار ياد شده با اصل توحيد و يگانه پرستی كاملاً سازگار است.
بدين سان
روشن می گردد گفتار كسانی كه برپايی مراسم گرامی داشت
اوليای الهی را موجب
شرك و دوگانه پرستی دانسته اند، پايه و اساسی ندارد.
[5]
- حسين بن محمد بن حسن ديار بكری، تاريخ الخميس، ط بيروت، ج1، ص223.
|