صفحه اصلي

السلام عليك يا اباعبدالله

برگشت
 
مقام سيد الشهدا عليه السلام و سوگواران آن حضرت در دنيا و آخرت

مقام استثنايى سيد الشهدا عليه السلام
كربلاى ديروز، كربلاى امروز
امام حسين عليه السلام زنده هميشه تاريخ
امام حسين عليه السلام براى همه
ماندگارى حق
پاداش و كيفر
سه سفارش
وظيفه چيست؟

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على اعدائهم أجمعين(1)

 

مقام استثنايى سيد الشهدا عليه السلام
در يكى از زيارت هاى حضرت سيد الشهدا عليه السلام مى خوانيم: «السّلام عليك يا مولاى وعليهم؛ وعلى روحك وعلى ارواحهم وعلى تربتك وعلى تربتهم(2)؛ سلام بر تو اى مولاى من و بر آنان (اصحاب) و [سلام ] بر روح تو و بر روح آنان و [سلام] بر تربتت و تربت آنان». در اين گفتار به دو مطلب خواهيم پرداخت، مطلب نخست درباره حضرت سيد الشهدا عليه السلام و مطلب دوم مربوط به خود ما به عنوان افرادى كه مى توانند در زمره خدمت گذاران آن حضرت باشند و - يا خداى ناكرده - در جهت عكس و مخالف قرار بگيرند، مى باشد.
نخست: خداى - تبارك و تعالى - مقامى باعظمت و بزرگ در دنيا براى آن حضرت قرار داده كه براى غير حضرتش مقرر نفرموده است. البته مراد از اين سخن، افضليت حضرت سيد الشهدا عليه السلام برد پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نيست و همان گونه كه مكرراً به اين مطلب اشاره داشته ام، چهار معصوم به ترتيب: پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم، امير المؤمنين، فاطمه زهرا و برادر بزرگ شان امام مجتبى عليهم السلام از ايشان برترند. اين بيان، گزافه گويى نيست، زيرا خود امام عليه السلام در روز عاشورا همين مطلب را به حضرت زينب عليها السلام فرمودند، در عين حال به مقامى دست يافتند كه جز حضرتش هيج يك از معصومان بدان دست نيافته است.
در روايت آمده است: آنچه خداى متعال در دنيا به حضرت سيد الشهدا عليه السلام عطا فرموده، چندين برابر آن را در آخرت براى ايشان مقرر فرموده است. پس از واقعه عاشورا و شهادت آن بزرگوار، برادران، فرزندان و اصحاب آن حضرت، اين مقام ظهور بيشترى پيدا كرد وگرنه قبل از آن كه خداى متعال جهان را خلق كند به جبرئيل فرمود تا براى مصيبت آن امام مظلوم سوگوارى كند و خود ذات بارى تعالى نيز روضه خواند. بعد از واقعه عاشورا ماجراى امام حسين عليه السلام گستردگى چشم گيرى يافت. البته دوره پس از روز شهادت حضرت سيد الشهدا عليه السلام تا حدود يكصد و پنجاه سال را - به استثناى چند سالى - روزگار ممنوعيت ماجراى سيد الشهدا عليه السلام بود و كسى را ياراى رفتن به كربلا يا گفتن نام آن نبود، ولى عاشورا روزبه روز ظهور بيشترى پيدا مى كرد و حاكمان ظالم نيز از هر كوششى در مبارزه با اين مكتب دريغ نمى كردند.
در دوران حكومت بنى اميه و بنى العباس كربلا به عنوان خط قرمز مطرح بود و رفتن به زيارت يا آوردن نام كربلا، نام امام حسين عليه السلام و هر گونه روضه خوانى و سوگوارى، گفتن شعر و خطابه ممنوع بود و به شدت با آن برخورد مى كردند. بسيارى از شيعيان تنها به دليل گفتن يك بيت شعر، برگزارى يك جلسه عزادارى يا رفتن به كربلا و زيارت سيد الشهدا عليه السلام سخت شكنجه شده و يا به شهادت رسيدند و بى شمار افرادى نيز در اين راه به زندان هاى مخوف افكنده شدند كه تاريخ كم تر به آنان اشاره كرده و آمار واقعى آنها را بايد در روز قيامت ملاحظه كرد. اگرچه اينان بى نام و نشان از اين جهان رخت بستند، اما در صحراى محشر كه همگان گرفتارند اينان در ناز و نعمت به سر مى برند. آن گاه خواهيم فهميد كه اينان همان هايى هستند كه در دنيا در راه امام حسين عليه السلام شكنجه يا كشته شده و يا حداقل در اين راه سيلى خورده و يا شبى را در زندان به سر برده و با آنان به تندى برخورد شده است. در آن هنگام كه ما نظاره گر خواهيم بود، در صورت نداشتن اين توفيقات بهره اى جز افسوس و دريغ نخواهيم داشت.

كربلاى ديروز، كربلاى امروز
كربلاى آن روز صحرايى بود كه احدى در آن يافت نمى شد و قبر مطهر حضرت سيد الشهدا عليه السلام وضعيت فعلى را نداشت و با زمين يكسان بود و حتى نوشته اى را كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام روى قبر نگاشته بودند از بين برده بودند. مشتاقان قبر مطهرش قدم به قدم آن سرزمين را مى كاويدند تا قبر آن حضرت را بيابند و هر كس چنين تصميمى مى گرفت ابتدا خود را براى شكنجه و زندان و حتى كشته شدن آماده مى كرد، زيرا حاكمان ستمگر بنى اميه و بنى العباس افراد مسلّحى را مأمور كرده بودند تا از شعاع چند كيلومترى و پيش از رسيدن زائران به قبر مطهر، آنان را دستگير كنند.
در روايات ائمه اطهار عليهم السلام از آن افراد مسلّح به «
أصحاب المسالح(3)؛ سلاح به دست ها» تعبير شده است. مأموران حاكمان جور شبانه روز آن منطقه را زير نظر داشتند و هر كه را در آن اطراف مى يافتند دستگير و شكنجه مى كردند و حتى مى كشتند. افرادى كه قصد عزيمت به كربلاى بى آبادانى را داشتند فقط از بستگان نزديك و مورد اطمينان خود خداحافظى مى كردند در عين حال مطمئن نبودند كه بتوانند به ديار خود برگردند. افرادى كه در اين ايام توفيق پيدا كرده و به كربلا مشرف مى شوند ملاحظه كردند كه امروزه چه جمعيت فراوانى شبانه روز به زيارت آن حضرت مى شتابند. يكى از زائران آن حضرت مى گفت: روز عرفه در كربلا بودم ولى از كثرت جمعيت نتوانستم وارد صحن مطهر شوم و ناچار زيارت عرفه را بر روى بام يكى از خانه هاى اطراف صحن خواندم. در آن زمان وضعيت به صورت ديگرى بود و سختى و صعوبت فراوانى پيش روى زائران بود.
راوى خدمت امام صادق عليه السلام عرض كرد: قصد دارم به كربلا بروم - مضمون روايت چنين است - حضرت به او فرمودند: داخل نهر فرات شده، غسل زيارت كن از راه ديگرى حركت كرده سمت قبر روانه شو. چون مقابل قبر مطهر قرار گرفتى بايست و به قبر مطهر حضرت سيد الشهدا عليه السلام رو كن و سه بار بگو: «
السّلام عيك يا أبا عبد اللَّه؛ در چنين صورتى زيارت تو كمال يافته است و بيش از اين نيز توقف نكرده، راه خود را در پيش گير و از آن جا دور شو(4).
اين گونه راهنمايى كردن تماماً حكمت و مصلحت و براى حفظ جان زائران بوده است چه اين كه اگر زائرى مى خواست مقابل حرم مطهر بايستد، افراد مسلّح كه در اطراف مراقب بودند او را گرفته به سختى مورد بازخواست قرار مى دادند. در واقع همان ظلم ها و ستم هايى كه نسبت به حضرت سيد الشهدا عليه السلام روا داشتند، زائران حضرتش را نيز از آن بهره مند كردند. امروزه مؤمنان و شيفتگان آن حضرت زيارت جامعه، وارث و زيارت هاى مخصوص و مفصّل آن حضرت را با آرامش كامل و در جوار مرقد حضرتش مى خوانند، اما در آن روزگاران حتى سلام دادن به آن حضرت جرم محسوب مى شد و اين ممنوعيت نه تنها در عراق، بلكه در كشورهاى ايران، سوريه، حجاز، لبنان و تركيه نيز حاكم بود، زيرا قدرت در دست دولت هاى بنى اميه و بنى العباس قرار داشت.

امام حسين عليه السلام زنده هميشه تاريخ
با گذشت روزگاران، دوران محدوديت ها سر آيمزد و قدرتمندانى كه در صدد كم رنگ كردن نام مقدس سيد الشهدا عليه السلام خود و قدرت شان خوراك خاك شده، اما ماجراى امام حسين عليه السلام آن چنان بالندگى و گستردگى يافته است كه در جاى جاى اين خاكدان پرچم حضرت سيد الشهدا عليه السلام جلوه گرى مى كند و نام، ياد و رشادت ها و فداكارى و نيز سوگ آن حضرت و ياران و خاندانش باز گفته مى شود و جاودانگى خود را به رخ تمام ستمگران تاريخ مى كشد.
به تازگى براى من نقل كردند كه در دو كشور اسلامى غير شيعى اعلام شده است برنامه هاى راديو و تلويزيون در دهه عاشورا بايد به صورت ويژه و متناسب با اين ايام پخش شود. شايان توجه است كه صادر كننده اين فرمان نيز شيعه نبوده است. حتى عيد باستانىِ يكى از اين كشورها در دهه محرم واقع شد و از همين رو جشن و شادى به طور رسمى ممنوع اعلام شد. فراموش نكنيم كه آنان همچون من و شما شيعه امام حسين عليه السلام نيستند و عقيده اى نيز به امامت آن حضرت ندارند.
راستى آيا جز امام حسين عليه السلام كسى از اين عظمت خداداده بهره مند شده است؟ آيا مى توان ماجراى آن حضرت را در قالب لفظ و عدد محدود كرد؟ بى ترديد هرگز.
در زير اين آسمان و در اين ايام عاشوراى حضرت ابا عبد اللَّه الحسين عليه السلام دريادريا اشك ريخته مى شود و همين اشك ها سيلى است بنيان كن كه ريشه ستمگران را در طول تاريخ از بن بركنده است. اين جداى از عزادارى هاى ملائكه، جنّ و حيوانات كه اعم از پرندگان و درندگان و ماهيان درياهاست مى باشد. انسان هاى بسيارى در راه حضرت سيد الشهدا عليه السلام اطعام مى كنند يا خود ميهمان اين خوان هستند و ده ها ميليارد در راه آن حضرت هزينه مى شود.
يكى از گويندگان محترم مى گفت: در سفرى كه به يكى از كشورها داشتم بت پرستى را ديدم كه براى امام حسين عليه السلام شعر مى سرود و ديوان اشعارش نيز به چاپ رسيده است.
بت پرستى كه خدا را نمى شناسد و قبول ندارد، شاعر امام حسين عليه السلام است و چنين مواردى يكى و دوتا و يا صدها و هزارها نيست كه بايد حقيقت آن را در قيامت كشف نمود، چرا كه دنيا گنجايش كشف اينها را ندارد. اينها گوشه اى از شكوه و عظمتى است كه خداى متعال تنها و تنها براى امام حسين عليه السلام خواسته است.

امام حسين عليه السلام براى همه
بسى شكرانه دارد كه به آن حضرت ايمان داشته و امامت ايشان و ديگر امامان را پذيرفته و به چهارده معصوم عليهم السلام معتقديم. بايد خداى را شاكر باشيم كه چنين امامى داريم؛ امامى كه بت پرست او را از خود مى داند و نياز خود را از او مى گيرد. مسيحى ها، زرتشتى ها و ... در گرفتارى ها دست به دامان او مى شوند و آنان كه امامتش را نمى پذيرند در برابر شكوه و عظمت خداداده اش سر تعظيم فرو آورده، از سر ارج نهادن قامت دو نيم مى كنند.
درباره حضرت سيد الشهدا عليه السلام سخن بسيار رفته است و افرادى كه دسترسى به كتاب دارند، اگر بحار الانوار علامه مجلسى رحمه الله را ملاحظه كنند، وقايع زيادى را خواهند يافت كه تاكنون نشنيده اند. مسلم اين است كه هر كس خواسته يا ناخواسته و دانسته يا ندانسته خدمتى به قضيه سيد الشهدا عليه السلام كند و گامى در اين راه بردارد بى ترديد در همين دنيا پاداش خود را خواهد گرفت و هر كس - خداى ناكرده - از روى علم يا به دليل ناآگاهى با قلم، قدرت يا ايجاد مانع، قدمى در جهت مخالفت با آن حضرت بردارد در همين دنيا پيش از روز واپسين به جزاى خود خواهد رسيد.
وجود مقدس رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و ائمه اطهار عليهم السلام داراى حواريونى بودند كه گل هاى سرسبد اصحاب شان به شمار مى رفتند اما هرگز در مورد آنان و تربت مزار پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم و يازده امام معصوم عليهم السلام و ياران شان سلامى وارد نشده است، در حالى كه در زيارت حضرت سيد الشهدا عليه السلام مى خوانيم: سلام بر شما و بر تربت شما و سلام بر اصحاب تان و خاك قبر اصحاب تان. نزديك شدن به آن حضرت چنان منزلتى دارد كه مرجع تقليد، زاهد و عابد و پاكان و بزرگانِ تشرف يافته به محضر بقية اللَّه عليه السلام چون: سيد بحرالعلوم، شيخ مفيد، مقدس اردبيلى و ... به خاك اصحاب سيد الشهدا عليه السلام سلام مى كنند. در ميان اين اصحاب افرادى چون: مسلم بن عوسجه و حبيب بن مظاهر بوده اند، ولى عثمانى و مسيحى نيز در ميان آنان حضور داشتند، همانند: وهب بن حباب كلبى (مسيحى) و زهيربن قين (عثمانى). دستگاه حضرت سيد الشهدا عليه السلام داراى ويژگى اى است كه اگر عثمانى و مسيحى وارد آن شوند خاك قبرشان قداست يافته مورد سلام قرار مى گيرند.
اكنون كه ما زمان آن حضرت را درك نكرديم و آن توفيق بزرگ را نيافتيم ولى مى توانيم در اين زمان خود را در شمار آنان درآوريم. زيارت هاى حضرت سيد الشهدا عليه السلام را مطالعه كنيد و به خواندن تنها بسنده نكنيد، بلكه جمله جمله آنها را مورد تأمل و دقت قرار دهيد و ببينيد واقعاً چه معناهاى عميقى در آن نهفته است. نكاتى در آنها يافت مى شود كه در زيارت هيچ يك از سيزده معصوم ديگر عليهم السلام به چشم نمى خورد. آنچه در طعن دشمنان حضرت سيد الشهداء عليه السلام در همين زياراتى كه در مفاتيح الجنان مرحوم شيخ عباس قمى رحمه الله و بحار الانوار علامه مجلسى رحمه الله آمده است ملاحظه كنيد خواهيد ديد: «
والعن أرواحهم وديارهم وقبورهم(5)؛ [خدايا، ]ارواح دشمنان سيد الشهدا عليه السلام و خانه هاى آنان و قبورشان را لعنت نما». چنين عبارتى كه آنان را با جايگاه و گورهاى شان مورد لعن قرار مى دهد مطالبى است كه اگر مختصر دركى از آن داشته باشيم به عمق آن پى خواهيم برد و در مى يابيم كه آن لعنت ها مجدداً خودشان را در نظر دارد.

ماندگارى حق
در تاريخ آمده است: در روزگارى كه عباسيان همچنان بر تمام كشورهاى اسلامى سيطره داشتند، يكى از نوادگان متوكل و معتصم با چند تن از دوستان خود به سامرا رفت. در آن ايام قبر مطهر حضرت هادى و حضرت عسكرى عليهما السلام در يك اتاق قرار داشت و در واقع حرم آن دو بزرگوار به شمار مى رفت
(6). آنان در عين حالى كه به امامت ائمه اطهار عليهم السلام معتقد نبودند، كنار قبر آن دو امام حاضر شده، بنا به رسم خودشان فاتحه اى خواندند. يكى از دوستان عباسى زاده به او گفت: چگونه با وجود اين كه حضرت هادى و حضرت عسكرى اسيران دست اجداد شما بوده اند، مزار دارند و ما به زيارت آنها آمده ايم، ولى از اجداد شما خبرى نيست؟ از اين گفته معلوم مى شود كه از قبور پادشاهان بنى العباس در آن روز نيز اثرى نبوده است. او در پاسخ گفت: اينان از آن رو ماندگار شدند كه بر حق بودند و ناپايدارى اجداد ما از آن جهت است كه بر باطل بودند(7).

پاداش و كيفر
همچنين در زيارت حضرت سيد الشهدا عليه السلام آمده است: «
واخذل من خذله(8)؛ هر كه او را يارى نكرد خوارش ساز». اين مطلب فقط مختص به آن زمان نيست، بلكه اين زمان و زمان هاى ديگر را نيز در بر مى گيرد. درباره امير المؤمنين عليه السلام نيز وارد شده است: «وانصر من نصره واخذل من خذله(9)؛ خدايا، هر كه او را يارى نمود يارى اش كن و هركه نسبت به او كوتاهى و اهمال روا داشت ذليلش نما». اين موضوع در زيارت حضرت سيد الشهدا عليه السلام نيز آمده است، يعنى اگر كسى كوچك ترين خدمتى نسبت به دستگاه آن حضرت انجام دهد، گذشته از پاداش و مقامى كه در آخرت خواهد داشت، در همين دنيا نيز نتيجه اش را خواهد ديد و اگر - خداى ناكرده - كوچك ترين دهن كجى به دستگاه امام حسين عليه السلام نمايد، قلمى عليه آن حضرت به كار برد يا بر ضد آن امام مظلوم موضع گيرى نمايد، در همين دنيا جزاى خود را خواهد ديد.
امام معصوم عليه السلام از خداى - تبارك و تعالى - درخواست كردند كه خدايا تو نسبت به افرادى كه عليه آن حضرت اقدامى مى كنند بى تفاوت باش و در عين اين كه او را آفريده اى، در گرفتارى ها او را يارى مكن. كه خداى - تبارك و تعالى - چنين چيزى را براى خود نخواسته است و من سراغ ندارم كه كسى بر ضد خدا باشد و خداى متعال نسبت به او بى تفاوت باشد و امر سرپرستى اش را ناديده گيرد. در طول حيات بشر، چند هزار ميليون بشر وجود داشته و دارد كه اصلاً خدا را قبول ندارند، بلكه بت پرست، درياپرست، موش پرست، پيازپرست، خورشيدپرست، گاوپرست هستند، اما در جايى نيامده كه خداى متعال نسبت به آنان بى تفاوت باشد، ولى نسبت به حضرت سيد الشهدا عليه السلام آمده است: خدايا، هر كه او را يارى ننمود، ذليلش نما.
سعادتمند كسى است كه به دستگاه حضرت سيد الشهدا عليه السلام كمك كند و شقى ترين مردم كسى است كه - نعوذ باللَّه - برعكس باشد. البته ممكن است چند روزى در دنيا به شقى مهلت داده شود، كه از اين فرصت در قرآن كريم چنين تعبير شده است: «
إنّما نملي لهم ليزدادوا إثماً ولهم عذاب عظيم(10)؛ ما فقط به ايشان مهلت مى دهيم تا بر گناه [خود] بيفزايند و [آن گاه] عذابى خفت آور خواهند داشت».
اگر عاقبت ها را ملاحظه كنيد خواهيد ديد كسانى چون: معاويه، يزيد، مروان و عمروعاص نمونه هاى بارز اشقيا هستند، اما افراد عادى نيز در حد خود نتيجه كار خود را خواهند ديد. سعى كنيم هر چه مى توانيم نسبت به دستگاه حضرت سيد الشهدا عليه السلام نگرش و رفتار مثبت داشته باشيم و به مقدارى كه از عهده ما ساخته است كوتاهى نكنيم و اگر خداى ناكرده كسى منفى عمل كرد، بگذاريد اين بدفرجامى اش را خود به دوش كشد و شما خود را از آن دور نگه داريد.

سه سفارش
در اين جا سه توصيه به شما دارم:
يكى اين كه از خود حضرت سيد الشهدا عليه السلام اخلاص بياموزيد و سعى كنيد مجالس آن حضرت سال به سال بهتر شود، خواه در هيئت ها و تكيه ها باشد، خواه در خانه هاى تان و زمينه را چنان فراهم كنيد كه جمعيت شركت كننده فزونى يابد. البته از اين مطلب نبايد غافل باشيم كه دل مان دنبال آن نباشد كه چون فلان هيئت يا فلان مجلس چنين است، پس ما هم بايد همان طور عمل كنيم، بلكه چشم ما به حضرت سيد الشهدا عليه السلام باشد و دنبال آن حضرت باشيم. از شيطان نيز نبايد غافل بود، چرا كه در چنين برنامه هايى سعى فراوان دارد و مى كوشد تا اهداف را غير حسينى كند، پس بايد مقاومت كنيد و نگذاريد شيطان با اخلاص تان بازى كند و هماره در صدد باشيد تا بر ميزان و درجه اخلاص خود بيفزاييد.
مطلب دوم درباره تلاش و فعاليت در دستگاه حضرت سيد الشهدا عليه السلام است. اگر كسى امكانات مالى دارد از بذل آن در اين دستگاه كوتاهى نكند و اگر استعداد زبانى يا قلمى دارد همت خود را در خدمت به اين مكتب به كار بندد. فراموش نكنيم كه كوتاهى و اهمال در خدمت به امام حسين 7 پشيمانى هاى سختى را در پى دارد و جهد و كوشش در اين راه بهره هاى فراوانى را به ارمغان مى آورد، به طورى كه در نسل هاى بعدى انسان نيز اثر مى گذارد. چنانچه به تاريخ نگاهى بيندازيد خواهيد ديد بعضى ها خيلى زود نسل شان قطع شده و نسل برخى بعد از صدها سال هنوز پايدار است. البته علت آن را نمى دانيم و بسيارى از خصوصيات نيز بازگو نشده است، ولى يكى از چيزهايى كه در نسل انسان تأثير دوسويه (منفى و مثبت) مى گذارد. دستگاه حضرت سيد الشهدا عليه السلام است، پس هر مقدار مى توانيد در اين راه خدمت كنيد و كوتاهى و اهمال روا نداريد.
مطلب سوم كه اهميت فراوان دارد و بازگفتن آن را وظيفه شرعى خود مى دانم اين است كه بدانيد احكام خدا از نظر حضرت سيد الشهدا عليه السلام خيلى مهم بود. هيچ فكر كرده ايد كه حضرت سيد الشهدا عليه السلام با تمام اين بلندى مقام و عظمتى كه خداى - تبارك و تعالى - براى ايشان قرار داده است در چه راهى و براى چه چيزى قربانى شدند؟
پرواضح است كه آن وجود مقدس قربانى احكام خدا شدند و همچنان كه در زيارت آن حضرت مى خوانيم: «
وبذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة وحيرة الضلالة(11)؛ خون خود را در راه تو [اى خدا] تقديم داشت تا بندگانت را از نادانى و سرگشتگى گمراهى نجات بخشد».
حضرت ابوالفضل عليه السلام، حضرت على اكبر عليه السلام و بقيه بنى هاشم و اصحاب حضرت سيد الشهدا عليه السلام قربانى احكام خدا شدند تا اين كه امروز من و شما حلال و حرام را بشناسيم و راه فراگيرى احكام خدا براى ما هموار باشد. از طرف ديگر دخل و تصرف در احكام خدا به هر نحوى كه باشد عقوبت سختى در پيش دارد، به طورى كه خداى - تبارك و تعالى - حتى از پيامبر خود كه مخاطب حديث قدسى: «
... يا أحمد لولاك لما خلقت الأفلاك(12)؛ اى احمد! اگر به جهت [آفرينش ] تو نبود هيچ چيز را خلق نمى كردم» و على رغم آن مقام و منزلت، خدا از او نگذشته، در صورت دروغ بستن، به نام احكام و نسبت دادن آن به خدا سخت كيفر كرده، آن جا كه مى فرمايد: «ولو تقوّل علينا بعض الأقاويل .لأخذنا منه باليمين. ثم لقطعنا منه الوتين(13)؛ و اگر [او] پاره اى گفته ها بر ما بسته بود، دست راستش را سخت مى گرفتيم، سپس رگ قلبش را پاره مى كرديم». «لو» در فارسى به معناى اگر است و در مواردى كه مطلب غير ممكن باشد از كلمه «لو» استفاده مى شود. در كتاب هاى نحوى آمده است: «لو للأمتناع؛ لو براى چيزهاى نشدنى است. قرآن كريم در اين جا «لو» فرموده است. يعنى اگر چه امكان ندارد پيامبر بر ما دروغ ببندد، اما اگر چنين كرد رگ قلب همين مهتر هستى را قطع خواهيم كرد و دست هاى او را از بدنش جدا خواهيم ساخت.
معناى اين كلام چيست؟ آيا اين آيه اهانت از خداى متعال به پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم است؟ خير. بلكه بلندى و اهميت بسيار زياد احكام اسلام را بيان مى كند و خداى - تبارك و تعالى - در اين كلام در صدد بيان اين مطلب است كه احكام او تا اين حد قطعى و خدشه ناپذير است. برداشت از آيه شريفه اين است كه اگر پيامبر دروغى بر ما بندد و مطلبى را كه ما واجب نخوانده ايم واجب كند يا چيزى كه از سوى ما حرام نشده، حرام بداند شاه رگ او را قطع كرده و دستانش را از بدنش جدا خواهيم ساخت.

وظيفه چيست؟
مجتهدان سعى كنند وظيفه خود را بين خود و خداى خود خوب تشخيص داده و عمل كنند و كسانى كه مقلد هستند در صدد باشند از حدود خود خارج نشوند، چرا كه كوتاهى در اين امور انسان را از امام حسين عليه السلام دور مى كند و گاهى چنان فاصله اى به وجود مى آيد كه برگشت پذير نخواهد بود.
مسأله مهمى است كه جماعتى از علما به آن فتوا مى دهند به طورى كه بسيارى از بزرگان علماى گذشته و فعلى متعرض اين مسأله شده اند و آن اين است كه: اگر شخصى مقلد يك مجتهد است و فردى كه از مجتهد ديگر تقليد مى كند و از شما در مورد مسأله اى سؤال كند و شما فتواى مجتهد خود را به او بگوييد و او بدون آگاهى از اين كه فتواى اين مجتهد با فتواى مرجع خودش مغايرت دارد به آن عمل كند، شما مرتكب كار حرام شده ايد، اگر چه وظيفه شما عمل كردن به همان مطالب است كه براى مقلد مجتهد ديگر عمل به آن جايز نيست و اين كار شما إغراء به جهل است. اگر مجتهد شما مطلب يا چيزى را حلال بداند و مجتهد دوست شما مى گويد حرام است، شما حق نداريد به او بگوييد فلان چيز حلال است و اگر دوست شما مرتكب آن شد گناهش به گردن شماست. همچنين اگر مجتهد شما كارى را واجب مى داند و همان مطلب در نظر مجتهد ديگر واجب نيست، شما حق نداريد به مقلد او بگوييد اين كار واجب است و اگر كسى چنين كارى انجام دهد و عادل باشد، بسيارى از مراجع تقليد فرموده اند: چنين كسى فاقد عدالت مى شود و بدين ترتيب و تا زمانى كه توبه نكرده باشد نمى توان پشت سر او نماز خواند.
جان سخن اين كه حضرت سيد الشهدا عليه السلام به شهادت رسيدند تا احكام خدا زنده شود و پايدار بماند. از اين رو سعى كنيم [حدود الهى را به دقت انجام داده و بر] اخلاص و كوشش و التزام خود به احكام دين بيفزاييم.
اميدوارم به بركت حضرت سيد الشهدا عليه السلام خداى متعال عنايت فرموده و همه ما را جزء كسانى قرار دهد كه تا آخر عمر مورد تأييد حضرت سيد الشهدا عليه السلام قرار مى گيرند، ان شاء اللَّه.

وصلّى اللَّه على محمد وآله الطاهرين


1) آنچه در پيش رو داريد متن سخنرانى آية الله العظمى سيد صادق شيرازى است كه در تاريخ 25 / محرم / 1425 ق. در جمع عده اى از طلاب ايراد شده است.
2) بحارالانوار، ج 98، ص 223.
3) كامل الزيارات، ص 243.
4) ؟.

5) مستدرك الوسايل، ج 10، ص 412.
6) البته حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان عليه السلام پشت سر امام عسكرى عليه السلام مدفون است و دو تن ديگر، يعنى حسين برادر حضرت عسكرى عليه السلام و حكيمه خاتون عمه آن حضرت، پايين پاى آن دو امام مدفون هستند و گرچه در آنجا چهار صندوق قرار دارد، ولى پنج تن مدفون هستند.
7) در سامرا محلى وجود دارد كه تقريباً يك كيلومتر با حرم مطهر حضرت هادى و حضرت عسكرى عليهم السلام فاصله دارد. محل فوق كه آن را «خلفاء» مى نامند بعد از مناره متوكل (ملويه) قرار دارد كه در حال حاضر هيچ اثرى از آن بر جاى نمانده است. پادشاهان بنى العباس در اين محل به خاك سپرده شده اند، اما همچنان صحراى برهوت است. اين صحرا بيش از هزار سال قدمت تاريخى دارد و به ثبت نيز رسيده است. جهت اطلاع بيشتر ر.ك: تاريخ سامراء.
8)  كامل الزيارات، ص 132.
9) بحارالانوار، ج 23، ص 234.

10) آل عمران (3)، آيه 178.
11) كامل الزيارات، ص 401.
12) مستدرك سفينة البحار، ج 3، ص 166، و بحارالانوار، ج 57، ص 199.
13) حاقة، آيه 44.