اصرار بر روزه از ديدگاه گاندى

گاندی در زمان اقامت در آفريقای جنوبي، با دوستان جديدی رو به رو شد که او را با اسلام آشنا کردند و در مبارزه و شکل دادن به زندگی اجتماعی جديدش، نقش بسيار داشتند. وی در زندگينامه اش به روزگاری اشاره می کند که مدرسه ای داشت و کودکان و جوانانی از اديان مختلف در آن تحصيل می کردند. در ادامه می نويسد: در ماه رمضان به مسلمانها گفتم حتما روزه بگيرند. خودم قصد روزه از صبح تا غروب را داشتم، و به مسلمانها، مسيحی ها ، هندوان و پارسی ها (زردتشتی های هند) گفتم در اين امر با من همکاری کنند. برای آنها شرح دادم انسان بايد در هر کاری که فردی به منظور خودداری و نگهداری نفس، انجام می دهد، شرکت کند. بسياری از دوستان، از اين پيشنهاد من حسن استقبال کردند.
مسلمانان برای صرف افطار تا غروب آفتاب و چند لحظه بعد از آن صبر می کردند، ولی ديگران که چنين نمی کردند، فرصت داشتند برای دوستان مسلمان غذاهای خوب تهيه کنند و سفره بچينند. نتيجه اين تجربيات آن شد که عموم مردم به ارزش روزه گرفتن پی بردند و روحيه جديدی به وجود آمد.(1)
گاندی به اين حد بسنده نکرد و حتی کار را به آنجا کشاند که در احترام به ماه رمضان، اعضای غير مسلمان را نيز وادار نمود روزانه به خوردن يک وعده غذا، آن هم هنگام افطار در کنار مسلمانان، اکتفا نمايند."(2)
گاندی روزه را به مثابه ابزار مهمی در مبارزه منفی می دانست. او روزه را با مراسم عبادی خاص همچون قرائت آياتی از قرآن و انجيل و کتاب مقدس هندوان افطار می کرد.(3)
مهاتما می گفت: از سيره شخص پيامبر اسلام آموخته که روزه انسان را به خدا متوکل می کند و راه را به سوی مکاشفه الهی می گشايد.(4)


1- مهات ماگاندى، سر گذشت من، ترجمه مسعود برزين، ص 344 و 345.
2 -جوديت براون، گاندی، زندانی اميد، ترجمه محمد حسين آريا، ص 82 و 83.
3- همان، ص 569.
4- همان، ص 319.
.