اهميت افطار با خرما

افطار با شيرينيهاى طبيعى بدون آنكه باعث انباشته شدن چربى بدن گردد براى مواد سفيده اى بدن رل حفاظتى را داشته، نيرودهنده خوبى براى بدن است، خستگى را به تاخير مى اندازد و بسرعت وسهولت هضم و جذب مى شود.
نبى گرامى اسلام صلى الله عليه وآله خرما و كشمش و ... را انتخاب مى فرمودند.
افطار با خرما يا كشمش شروع خام خورى است و باعث جلوگيرى از زياد شدن گلبولهاى سفيد و ورم ... مى گردد.
افطار با اين دو آسان است. تهيه آنها دشوارى ندارد، فقير وغنى هر دو امكاناتى دراين باره دارند!
ميوه جات را بايد تازه خورد خرما در فصل خود تازه است و در غير فصلش نيز كهنگى بر آن اثرى نمى گذارد. كشمش هرچه كهنه تر شود اسيد الكلهاى موجود در آن به شيرينى تبديل شده براى افطار بهتر است لذا افطار با اين دو براى هميشه يكنوع تازه خورى است.
هردو سرشار از ويتامين ها و بسيارى مواد معدنى لازم مى باشند. درهر دو مواد معدنى كه كاتاليزور محسوبند و براى عمل هضم و جذب كمك مى نمايند موجود است.
با آمارگيرى از نقاطى كه در سال اهالى آن مقدارى خرما مى خورند و سرطان ديده نمى شود، خرما را بعضى يك عامل ضد سرطانى مى دانند. خرما و كشمش قند خود را زود به بدن مى رسانند زيرا گلوكز درآنها بوده و در بدن هم سازگارترين نوع قند محسوب مى شود.
بدن مواد قندى را زودتر از چربى و پروتئين بمصرف متابوليسم مى رساند وچربى نيز زودتر از پروتئين مى سوزد و لذا روزه دار از قند خرما و كشمش زودتر بهره مند خواهد شد ( بين دو نماز از قند طبيعى بنحو احسن برخوردار شده تا آنكه بمائده افطارى برسد).
چربيها تنها غذاى مولد مواد ستونى نيستند بلكه مواد نيز ستوژن مى باشند حتى در نزد مرض قنديها گوشت و مواد سفيده اى استون را بالا مى برند در صورتيكه نشاسته اى ها ( كه خرما را مى توان از آنها حساب كرد) از توليد اين مواد جلوگيرى مى نمايند ولذا خرما يكنوع فرياد رسى براى بدنى است كه حتى تصور شود استون در آن ايجاد شده است.
تاكنون عقيده داشتند كه مواد سلولزى جذب بدن نمى شوند اما امروز مى گويند درمحيط روده ها باكتريهايى يافت مى شود كه سلولزها را هم حل مى كند لذا مقدارى از مواد سلولز بوسيله روده ها جذب مى شود و قسمت ديگر كه قابل جذب نيست دو فايده دارد: يكى كه مدفوع را از حالت مايعى در مى آورد و با حجم خود روده ها را پاك مى كند، ديگر آنكه مقدار زيادى ازسموم روده ها را جذب و با خود به خارج دفع مى كند.
براى هضم و جذب مواد قندى بايد ويتامين ث در محيط باشد تا گلولز در معيت ويتامين ث آنجا كه فسفر نيز وجود دارد از جدار روده ها عبور نموده به جريان خون وارد شده ...رسيده آنچه لازم است (درحدود يك گرم در ليتر خون) به خون داده شده و بقيه در كبد ذخيره گردد.
دستگيرى ويتامين ث از مواد قندى در محيط فسفردار بوسيله ترشحات غده هيپوفيزى نظارت و كنترل و تنظيم مى گردد.
آيا كدام افطارى خواهيد يافت كه علاوه برداشتن – قند وويتامين ث – فسفر بتواند چون خرما بسرعت سه عنصر موجود در خود را براى تقويت روزه دار به هضم و جذب مقصود بدن رسانده بعلاوه وجود ويتامين هاى D2,C,B2,B1,A و بعضى از عناصر فلزى بويژه وجود فوليكولين در آن از ضعف هاى گوناگون جلوگيرى بعمل بياورد (فليكولين ماده مخصوص زنانگى است كه در ترشحات مردان نيز به مقدار ناچيزى يافت مى شود) و وجود آهن كه خود موجبات ترميم ديگرى را فراهم مى سازد.
مواد آلبومينى «سفيده مانند ى» به اندازه اى براى بدن ضرورت دارد كه رشد و نمو و نگهدارى بدن تامين گردد و اين مقدار آلبومين حداقل لازم است و يكى از آنها بستگى به مواد غذايى ديگرى دارد كه انسان با آن خواهد خورد چنانچه هيدرات دو كربن اين حداقل را پائين وچربيها را بالا مى برد و در نتيجه خرماى سرشار از هيدرات دو كربن سبب مى شود اگر مواد بياض البيضى خورده شود بدن بهتر از آن استفاده نمايد.
مى دانيم كه چربيها مولد اساسى و مهم اجسام ستونى هستند و اين اجسام كه سميت دارند فقط در برابر هيدرات دوكربن مى سوزند و تبديل به آب و اسيد كربونيك مى شوند لذا همين دو سه دانه خرماى وسط دو نماز تا فاصله افطار كامل بعدى شايد بتواند سميت اجسام ستونى را اگر بوجود آمده بر طرف سازد.
 اسيدهاى موجود در خرما (و ساير ميوه جات) با فلزات تركيب نشده كه تشكيل املاح بدهند و اثرات خاص و مفيدى دارند از جمله اگر اجسام ستونى درخون بالا رود خوردن آن ميوه جات بخصوص آنها كه اسيد سيتريك دارند نافع است . بعلاوه پنج درصد ميوه جات را سلولز تشكيل مى دهد و بهمين علت طبيعى ترين و بهترين ملين ها بوده و جلوگيرى از ابتلاء بيمارى تمدن (يبوست) مى نمايد.
يك كار ديگر خرما اينست كه اگر موقع افطار غذايى پخته خورده شود چون تمام فرمانهاى در آن با حرارت 60 درجه از بين رفته خرما مقدارى فرمان مشابه دياستازهاى مترشحه بدن را به همراه آورده حل و هضم را آسانتر مى سازد.