جوانان و ضرورت ازدواج

درآمد
سنت چيست؟
ازدواج، سنت والا
پاداش رابطان ازدواج
معيار همسرگزينى
 آموزه معصومين عليهم السلام
باورمندى به فرهنگ معصومين عليهم السلام
الگوهاى والا
چه بايد كرد؟
نتيجه

 

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على اعدائهم أجمعين(1)

درآمد
از يكايك شما آقايان و بانوان گرامى كه با حضورتان، زمينه برگزارى اين جلسه را فراهم آورديد تشكر كرده، از خداى منان توفيق خدمت بيشتر به نسل جوان را براى تان مسئلت مى نمايم. يكى از ادعيه روزهاى ماه شعبان، صلوات امام زين العابدين عليه السلام است كه غالباً آن را خوانده ايد. امام عليه السلام در بخشى از اين صلوات به درگاه خدا عرض مى كند:
أللهم فأعنّا على الإستنان بسنته فيه، ونَيل الشفاعة لديه؛(2)بار خدايا ما را در عمل به سنت پيامبر[ ت ]در اين [ روز ]يارى فرما و از شفاعت حضرتش بهره مند گردان.

سنت چيست؟
امام سجاد عليه السلام در اين بخش از دعا به درگاه خدا عرض نياز برده، مى خواهد تا او را در عمل به سنت پيامبر و بهره مندى از شفاعتش يارى فرمايد. حال اين پرسش پيش مى آيد كه سنت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم چيست؟ و شفيع چه مقوله اى است؟
پاسخ اين است كه سنت: روش، كيفيت و خط مشى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم است كه حضرتش بدان عمل كرده است.
شفيع به شخص يا عملى گفته مى شود كه انسان را يارى مى كند، به ديگر سخن اين كه انسان دعا مى كند تا پيامبرِ خدا را در كنار داشته باشد و از يارى اش برخوردار گردد و مسلم اين است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بهترين و بالاترين همراه و يارى گر است.
اين دو، يعنى عمل به سنت و شفاعت، به قول اهل علم، مانند« سبب و مسبَّب» و«علت و معلول» رابطه اى قوى و تنگاتنگ دارند.

ازدواج، سنت والا
ازدواج از سنت هاى مورد تأكيد فراوان رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله وسلم بود و بارها حضرتش به لحاظداشتن اين سنت توجه مى دادند. به عنوان مثال در تبيين جايگاه اين سنت فرموده است:
النكاح سنتي، فمن رغب عن سنتي فليس مني؛(3)همسرگزينى سنت من است، پس هر كس از آن روگرداند، از من نيست.
اين روايت جايگاه والاى سنت ازدواج را به روشنى بيان مى كند. البته روايات فراوانى در ستايش ازدواج و نكوهش روى گردانى از ازدواج وارد شده است. قدر متيقن اين است كه همسرگزينى، نياز بشر است و هم در اين گزينه است كه نيازهاى: عاطفى، روحى و آرامش زن و مرد تأمين مى شود و در حقيقت مسأله اى تكوينى است و جزء« علت» به شمار مى رود و سبب اصرار پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بر ازدواج همين است. البته اين امر بدان معنا نيست كه همين نياز، علت تأكيد پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم و ديگر معصومان است كه حضرتش، مسأله فراتر از اين نيازها را لحاظ داشته و آن اين است كه ازدواج، واقعيت روحانى و معنوى است. در توضيح اين مطلب عرض مى شود: فقيهان، نكاح (ازدواج )را از معاملات خوانده اند كه باوجود دوطرف و خواندن عقد در قالب ايجاب (از سوى زن يا وكيل او )و قبول (از سوى مرد يا وكيل او )با رضايت طرفين، تحقق مى يابد، اما بار عبادى دارد. به ديگر بيان اين قرارداد اگرچه در شمار معاملاتى چون: خريد و فروش، صلح و رهن و ديگر توافقنامه ها قرار داده شده است، اما تفاوت هايى بنيادين دارد و آن، جنبه و بار معنوى آن است.

پاداش رابطان ازدواج
هر كار خير - چه كوچك باشد، چه بزرگ - در درگاه الهى محترم است و ارج و اجرى درخور دارد، اما كسانى كه در راه پيوند دادن ميان دو جوان مى كوشند، اگرچه يك درهزار كوشش آن ها براى خدا باشد پاداشى بى مانند دارند. در منطوق روايات معصومين مقدار تأثيرگذارى افراد لحاظ نشده، بلكه هركس به هر مقدارى كه در اين راه گام برداشته باشد و پيوند همسرى حاصل شده باشد، به تعداد گام هايش پاداش خواهد گرفت. ممكن است اين پرسش ذهن را مشغول كند كه براى هر گامى كه در اين راه برداشته مى شود چه خواهند داد؟ و اصولاً« حسنه» يعنى چه؟ آيا يك سكه طلا، پاداش اخروى يا چيزى ديگر حسنه است؟
از برخى روايات استفاده مى شود كه يك حسنه، معادل يك كوه طلاست (حال اين كه يك كوه طلا در راه خدا صرف كرده باشد يا اين كه در آخرت مقابل هر حسنه اى يك كوه طلا دريافت خواهد كرد جاى خود دارد ). گفتن و شنيدن يك كوه طلا آسان است، اما تصور كوهى از فلز گران بها به وزن چند ميليون تن، هوش از سر مى ربايد.
آنچه از دعاى امام سجاد عليه السلام به دست مى آيد اين است كه خداوند بايد يارى كند تا انسان بتواند سنت هاى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم را تحقق بخشد، زيرا بدون توفيق و مدد الهى، انسان آمادگى روحى و بدنى نخواهد يافت و در نهايت در انجام آنها ناتوان خواهد ماند و لذا بايد از خداى متعال درخواست يارى و كمك كند. در مقابل اگر انسان آمادگى كامل براى امرى پسنديده به دست آورد بايد يقين حاصل كند كه مدد و كمك الهى به يارى او شتافته است.

معيار همسرگزينى
آنچه در مورد ازدواج بايد مدنظر قرار گيرد اين است كه اين امر مقدس، فراتر از قراردادهاى عادى و مادى است و در واقع ازدواج، خريد و فروش نيست و نبايد با معيارهاى دنيايى سنجيده شود، بلكه اين پيوند، اگر برمبناى صحيح استوار باشد، پيوندى آسمانى است و سعادت دوجهان را به همراه خواهد داشت. براى دست يابى به چنين سعادتى، بايد دو شرط را در امر ازدواج لحاظ داشت، ايمان و اخلاق. البته دو ركن اساسى پيوند زناشويى، يعنى ايمان و اخلاق به معناى نسبى آن است، زيرا ايمان و اخلاق مطلق در انسان هاى عادى فراهم نمى شود. حال اگر خواستگار، به طور نسبى از دو ويژگى يادشده برخوردار باشد، دنبال ماديات و موقعيتى خانوادگى و ديگر امور بودن، بيراهه پيمودن است، به اين معنا كه به تحقيق پرداخته، ببينند خواستگار خانه دارد؟ چندمين فرزند خانواده است؟ چند خواهر و برادر دارد؟ با والدين خود زندگى مى كند يا مستقل است و....
قبل از تمام اين پرسش ها و حتى بدون درنظر گرفتن اين امور، ابتدا بايد دين دارى و اخلاق او را سنجيد و اگر به نسبت قابل قبولى از دو خصلت يادشده برخوردار بود، به يقين شايستگى آن را دارد كه همسرش دهند. در همين معنا پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:
إذا جائكم من ترضون خلقه ودينه فزوجوه، إلاّ تفعلوه تكن فتنة في الأرض وفساد كبير؛(4) هرگاه كسى نزدتان به خواستگارى آمد و دين و اخلاق او را بپسنديد، وى را همسر دهيد كه در غير اين صورت فتنه و فسادى بزرگ در زمين چهره خواهد نمود....
همين معيار نيز بايد در دختر وجود داشته باشد. از ديگرسو ممكن است برخى دچار اين توهم شوند كه خواستگار بايد ايمان و اخلاقى همانند ايمان و اخلاق اميرالمؤمنين عليه السلام داشته باشد. به راستى صاحبان چنين باورى، خود در ايمان و اخلاق همسنگ حضرت زهرا عليها السلام هستند؟ بى ترديد پاسخ« نه» است. بنابراين آن مقدار ايمان و اخلاق كه متناسب زوجين باشد و عرف و جامعه آن دو را مؤمن و بااخلاق بداند، كافى است. به يك سخن اگر ايمان و اخلاق باشد زندگى زن و شوهر چنان زيبا خواهد بود كه با تمام وجود، سعادت را لمس مى كنند.
ايمان و اخلاق افزون بر ارجمندى و آراستگى، مرد را در برابر ناملايمات و - بعضاً - ناسازگارى هاى بعضى زنان صبورى مى بخشد. نگاهى به زندگى پيامبر اكرم و نيز برخى از امامان معصوم عليهم السلام مؤيد اين حقيقت است، چراكه آن حضرات در برابر بدرفتارى هاى بعضى از همسران شان، سخت بردبار بودند و بدى آنان را با نيكى پاسخ مى دادند. توجه داشته باشيم ايمان و اخلاق دو گوهر بى همتا و گران بهايى است كه عامل خوشبختى در زندگى زوجين است و همين دو خصلت، على رغم كمبودهاى ظاهرى، زندگى را قوام و انسجام مى بخشد؛ چيزى كه برخى آن را تنها و تنها در رفاه مطلق، غذاهاى رنگارنگ، آراستگى ظاهرى و ثروت زياد جست وجو مى كنند. متأسفانه صاحبان چنين پندارهايى به دليل نداشتن يكدلى و انسجام در كانون خانواده، كمتر به سعادت دست مى يابند. با كمى تأمل درمى يابيم كه سعادت در خانواده هايى يافت مى شود كه بى توجه به امور مادى، زندگى توأم با ايمان و اخلاق براى خود تدارك ديده باشند و همين، يك فرهنگ است؛ فرهنگى برآمده از سنت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم كه با پاى بندى به دعا و همت بايد آن را به تدريج در جامعه رواج داد و به همه نشان داد كه در اين صورت و به نسبت ترويج فرهنگ ساده زيستى و پرهيز از زياده خواهى، سعادت نيز در جامعه و در خانواده چهره خواهد نمود.

آموزه معصومين عليهم السلام
فرهنگ ازدواج و لوازم آن، مانند ديگر مسائل فردى و اجتماعى از نظر معصومان عليهم السلام دور نمانده، بلكه عنايت بيشترى نسبت به اين مقوله داشته اند و هماره مى كوشيدند تا در فرصت هاى مناسب سادگى و بى تكلفى در امر ازدواج را به ديگران يادآورى كنند. در روايت است كه:« پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم در مسجد خود ميان يك دختر و يك پسر مسلمان پيوند ازدواج برقرار كردند. پسر جوان مالى نداشت تا مهريه بدهد و از آن جا كه عقد ازدواج با مهريه محقق مى شود، داماد حلقه اى بى ارزش و بدون نگين از رشته اى آهنى تهيه كرد و آن را به عروس داد و اين، تمام مهريه اى بود كه به دختر داده شد».
مورد ديگرى نيز پيش آمد كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم عقد ازدواج ميان دختر و پسرى مسلمان جارى كنند. حضرت از جوان پرسيدند: براى مهريه چه دارى؟
گفت: هيچ چيزى ندارم.
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: چيزى از قرآن را حفظ كرده اى؟
گفت: چند سوره كوچك در حفظ دارم.
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: آن مقدار از قرآن كه در حفظ دارى به عنوان مهريه به همسرت بياموز».
فرهنگ و اسلوب رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم تا اين اندازه آسان و دور از تكلف بود و البته چنين ازدواجى كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم عقد آن را خواندند بسيار خجسته و سعادتمند خواهد بود.
شيخ صدوق قدس سره در باب مهريه و تأثير منفى و مثبت آن از منظر روايات، آورده است:
إن من بركة المرأة قلة مهرها، ومن شؤمها كثرة مهرها؛(5) به يقين مهريه كم، از بركت و خجستگى زن است و مهريه زياد، نشان از شومى زن دارد.
آيا امروز اين فرهنگ در جامعه ما حاكم است؟ و چه اندازه توانسته يا خواسته ايم خود را به اين فرهنگ سعادت بخش نزديك كنيم؟
متأسفانه به دليل زياده خواهى ها و چشم و هم چشمى هاى خانواده ها روزبه روز بر گرفتارى خودساخته خويش مى افزايند، غافل از اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم مبعوث شد تا مكارم اخلاق را كمال بخشد و سنت هاى غلط و دست وپاگير را از ميان بردارد. قرآن كريم درباره اين كار سترگ پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم مى فرمايد:
... ويضع عنهم إصرهم والأغلال الّتي كانت عليهم...؛(6) و از [ دوش ]آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است برمى دارد.
راستى غل و زنجير و قيد و بندهايى كه پيامبر از مردم برداشت، همان غل و زنجير آهنى است كه همگان مى شناسيم؟ البته منظور اين نيست، چراكه هيچ انسانى بر دست و پاى خود و افراد خانواده خود زنجير نمى نهد، بلكه غل و زنجير، كنايه از فرهنگ هاى دست وپاگير و غلطى است كه جامعه براى خود پديد آورده است كه با فرهنگ و سنت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از زمين تا آسمان فاصله دارد. بى ترديد مهريه هاى سنگين و هزينه هاى سنگين تر كه امروزه بر جوانان تحميل مى شود، هيچ رنگ و بويى از سنت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ندارد. انتظارات غيرمنطقى از جوانان و ناتوانى جوانان در تأمين نظر خانواده دختر، زمينه تجرد جوانان را فراهم مى آورد و در نهايت جوانان - چه دختر چه پسر - دچار بيمارى هاى روحى و جسمى بدفرجامى مى شوند. البته اگر كسى بتواند به همسرش« قنطار»(7) يا به عنوان مهريه يا هر عنوان ديگر بدهد، مجاز است و حق پس گرفتن آن را ندارد. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
«... وَءَاتَيْتُمْ إِحْدهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيًْا...»؛(8) و به يكى از آنان مال فراوانى داده باشيد، چيزى از آن را پس مگيريد.
به دليل تجمل گرايى و رويگردانى از فرهنگ و سنت اهل بيت عليهم السلام آسان ترين امور زندگى آن چنان سخت گرفته مى شود كه به بلايى خانمان سوز مبدل مى گردد. در روايت آمده است:« امام زين العابدين عليه السلام بر خوان طعام نشسته بودند. غذا آبگوشت يا چيزى شبيه به آن بود. حضرت استخوانى را كه اندكى گوشت داشت برداشتند و فرمودند:
پس از توافق دختر و پسر براى ازدواج، اين امر به اندازه پاك كردن باقيمانده گوشت از اين استخوان آسان است.
پرواضح است كه برگرفتن مانده گوشت استخوان، شايد زمانى اندك و به مقدار يك دقيقه وقت بطلبد. از نظر امام ازدواجى كه بر سر آن توافق حاصل شود همين مقدار وقت مى خواهد و اين، نشان از آسان گيرى در امر ازدواج دارد، چراكه ازدواج پيمان سعادت و زندگى است، نه مسأله خريد و فروش كه مقام انسان فراتر از اين آرايه هاست. بنابراين، فرموده امام سجاد عليه السلام محكى است تا دريابيم چه اندازه پيرو آن حضرت و ديگر معصومان هستيم. بنابه فرموده آن بزرگواران و آن سان كه پيشتر در روايت بيان شد، مهريه سبك و معقول كه پرداختن آن در توان هر كس باشد، ستوده شده و خجسته است و آرامش و سعادت را به همراه دارد. البته اين بدان معنا نيست كه در صورت توان پرداخت، مهريه سنگين محدوديت شرعى داشته باشد.

باورمندى به فرهنگ معصومين عليهم السلام
در هر زمينه، به ويژه در مسأله ازدواج بايد فرهنگ معصومان عليهم السلام را باور داشت و آن را در زندگى به كار بست تا جامعه روى سعادت را ببيند. البته رسيدن به چنين جامعه اى در گروه همت افراد آن است، به اين معنا كه تا چه اندازه مايلند جامعه خود را با فرهنگ خاندان رسالت همسو كنند. در اين جا لازم مى دانم ماجراى ازدواج امام جواد عليه السلام با ام الفضل دختر مأمون را بيان كنم تا بيشتر با فرهنگ آن بزرگواران آشنا شويم.
در تاريخ آمده است:« مأمون خليفه عباسى، عباسيان را در كاخ خود گرد آورد و به آنان گفت: مى خواهد دخترش ام الفضل را به همسرى محمدبن على (امام جواد عليه السلام )در آورد.
عباسيان، اين كار و تصميم را بر او خرده گرفتند، به اين بهانه كه او كودكى است خردسال و با احكام چندان آشنايى ندارد... پس از آن كه مأمون جلسه علمى برگزار كرد و بزرگان و عالمان را گرد آورد و عباسيان حضور يافتند، امام جواد عليه السلام نيز در آن جلسه شركت كردند. مسائل علمى در جلسه مطرح شد و امام جواد عليه السلام تمام پرسش ها را پاسخ داد. ديگر كسى را ياراى پرسش نبود و امام عليه السلام با سربلندى مجلس را به سرانجام رساند. عباسيان نيز انتخاب مأمون را به او شادباش گفتند.
مأمون پس از بيان مطالبى به امام جواد عليه السلام گفت: براى مهريه چه چيزى در نظر دارى؟
امام عليه السلام فرمود:
معادل مهريه مادرمان حضرت فاطمه زهرا عليها السلام مى پذيرم و از آن فراتر نمى روم...».(9)
اصرار امام عليه السلام بر مهريه پانصد درهمى به دليل نداشتن مال نبود، بلكه حضرتش مى خواست« سنت» را پاس بدارد و بر آن پاى بند باشد.
سرانجام با مهريه مورد نظر امام جواد عليه السلام كه پانصد درهم و معادل مهريه حضرت زهرا عليها السلام بود ازدواج وى با ام الفضل سرگرفت. در اين ماجرا مى بينيم كه اين پيوند هيچ تفاوتى ميان دختر مأمون به عنوان يك دختر مسلمان و ديگر دختران مسلمان قائل نشد. البته بايد توجه داشت كه مأمون با اين ازدواج اهدافى را دنبال مى كرد از جمله، مشروعيت بخشيدن به حكومت خود بود و اين امر بر آگاهان زمان پوشيده نبود.

ملاك هاى پوشالى
متأسفانه امروزه ملاك هاى يك ازدواج موفق را داشتن موقعيت شغلى عالى، وسايل زندگى خوب، وسيله نقليه و... مى دانند. اين پرسش به نظر مى رسد كه آيا تمام افراد يك جامعه و شهروندان يك كشور از نظر اقتصادى و اجتماعى همگى در سطحى بسيار عالى قرار دارند؟ بى ترديد پاسخ منفى است. در اين صورت تكليف چيست؟ آيا بايد دختران و پسران جوان و برخوردار از توانمندى هاى ساختن زندگى سالم و معقول، به اين بهانه كه پسر فعلاً خانه ندارد بى سامان بمانند؟ اين برداشت با اعتقادات پاكِ دينى ناسازگار است. مگر تمام كسانى كه امروز از زندگى متوسط و بى دغدغه برخوردارند ابتدا خانه و شغل و درآمد مناسبى داشتند؟ چرا بايد دختر و پسر متدين كه شايستگى همسرى يكديگر را دارند با اين بهانه هاى واهى مجرد و در تلاطم روحى به سر برند؟ هيچ درباره آينده آنان انديشه شده است؟ آيا به خطرهاى روحى و جسمى كه آنان را تهديد مى كند فكر شده است؟
كسانى كه چنين تصوراتى دارند و آن را تقويت مى كنند، توجه داشته باشند كه به فرمان الهى بى توجه اند، آن جا كه مى فرمايد:
«وَ أَنكِحُواْ الْأَيَمَى مِنكُمْ وَ الصَّلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَآئِكُمْ إِن يَكُونُواْ فُقَرَآءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَ سِعٌ عَلِيمٌ»؛(10) بى همسران خود، و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد. اگر تنگدست باشند، خداوند آنان را از فضل خويش بى نياز خواهد كرد، و خدا گشايشگر داناست.
با اين وعده الهى ديگر چه جاى ترديد كه دختران وپسران چه سرنوشتى خواهند داشت؟ به يقين اندكى همت، از سوى زن و شوهر زندگى زناشويى را رونق و موفقيت مى بخشد. لذا بايد در محاسبه ها و توقع ها تجديدنظر كرد و اراده و عنايت خدا را لحاظ داشت و مطمئن بود كه زوج جوان بيشتر از هر كس در انديشه آينده زندگى خويش هستند و به نتيجه مطلوب نيز خواهند رسيد.

الگوهاى والا
بى ترديد درباره ازدواج خجسته و سراسر بركت حضرت اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا عليهما السلام بسيار شنيده ايد يا خوانده ايد. بنابه نقل روايت، اميرالمؤمنين عليه السلام يك اتاق متعارف مانند اتاق هاى خانه هاى معمولى براى زندگى مشترك داشت كه تنها نيمى از آن با حصير فرش شده بود و نيم ديگر آن سخت و ناهموار بود. پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم به منظور هموار و نرم كردن كف اتاق فرمود تا از صحرا مقدارى شن نرم بياورند. حضرتش با دستان خود، شن ها را كف اتاق گستراند تا بدين ترتيب از سختى و ناهموارى آن بكاهد. در چنين اتاقى ازدواج سرور بانوان دوجهان فاطمه زهرا و جانشين پيامبر، اميرالمؤمنين عليهم السلام سرگرفت. ثمره اين پيوند مبارك پاكانى چون يازده معصوم، حضرت زينب، حضرت ام كلثوم، فاطمه و رقيه دختران امام حسين و حضرت معصومه - كه درود خدا برآنان باد - بودند و بزرگانى مانند: سيد مرتضى، شريف رضى و ديگر ساداتى كه هريك مشعل هدايت جوامع انسانى بودند، از همين شجره طيبه پاگرفتند و امروز در جاى جاى جهان نسل اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا عليهما السلام حضور دارند و چه بسا بسيارى از آنان منشأ خدمات باشند.
حدود چهل سال پيش، يكى از سادات هندوستان (از نوادگان سيد ميرحامد حسين، صاحب كتاب عبقات الانوار )مى گفت:
طبق آمار تقريبى (و البته بدون در اختيار داشتن امكانات آمارگيرى دقيق در آن زمان )شمار سادات جهان به پنجاه ميليون نفر مى رسد.
توجه داشته باشيم كه چنان ساده زيستى، منحصر به آن دو بزرگوار نبوده، بلكه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نيز زندگى مشابهى داشت و اين در حالى بود كه ميليون ها پول از سراسر گستره اسلامى به ايشان به عنوان رئيس حكومت مقتدر اسلامى مى رسيد، اما همچنان زندگى فوق العاد ه زاهدانه اى داشت. در روايت آمده است:« روزى شخصى مقدارى خرماى خشك به عنوان هديه براى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم آورد. پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم وسيله يا ظرفى نداشت تا خرما را در آن بريزد و از ديگرسو اتاقش فرش يا حصيرى نداشت كه خرماها را روى آن بريزد. اين بود كه مقدارى از شن كف اتاق كه پاخورده بود با دست مبارك شان كنار زدند، سپس از آورنده خرما خواستند تا خرماها را روى شن ها بريزد. زندگى اين چنين زاهدانه در حالى بود كه حضرتش در يك روز سه هزار شتر به مردم دادند.

چه بايد كرد؟
مرحوم اخوى (آية اللَّه العظمى حاج سيد محمد شيرازى رحمه الله )بيش از چهل سال از عمر خود را صرف ترويج سنت ازدواج نمود و در اين راه بى دريغ كوشيد. نتيجه اين فعاليت به وجود آمدن و تداوم كار بنيادهاى ازدواج در كشورها و شهرهاى مختلف بود كه به همت مؤمنان، تمام آنها فعال و بانشاط به كار خود ادامه مى دهند، از جمله آقايان و بانوان محترمى كه در اصفهان به اين امر خطير و خداپسندانه مشغولند. بنا به نقل يكى از روحانيون معظم اصفهان، در دو سال گذشته، به طور ميانگين هفته اى، دو ازدواج به همت اين بنياد صورت گرفته كه جاى بسى خوشحالى است، اما هنوز با فرهنگ و سنت رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم فاصله داريم. پس بايد در راه برداشتن غل و زنجيرهايى كه ناپيدا، اما محسوس بر دست و پا و گردن افراد جامعه قرار دارد بكوشيم و زمانى اين غل و زنجيرها برداشته و شكسته مى شود كه فرهنگ غلط و خانمان سوز حاكم بر ازدواج ها شكسته شود و ساده زيستى و معيارهاى الهى جايگزين آن گردد. البته چنين كارى سخت است و شايد ناممكن به نظر برسد، اما با همت و اراده، همه چيز ممكن خواهد شد.
اگر سنت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم رعايت شود، با هزينه يك يا دو ازدواج مى توان يك صد زوج را به خانه بخت فرستاد كه اين امر نيز در گرو همت همگان است.

نتيجه
جان كلام اين كه بنابر آنچه در دعاى روزهاى ماه شعبان آمده است بايد براى موفقيت در انجام سنت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم از خداى متعال مدد بخواهيم تا از اين رهگذر به شفاعت حضرت ختمى مرتبت نايل شويم و بدانيم كه بدون مدد حضرت بارى تعالى هرگز توفيقى نخواهيم يافت. نيز به ياد داشته باشيم كه ساده زيستى، تسهيل در امر ازدواج جوانان و كوشش در اين راه ستوده ترين سنت هاست، چه اين كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:
من تزوج فقد أحرز نصف دينه، فليتق اللَّه في النصف الآخر؛(11) هر كس همسر گزيند، به يقين نيمى از دين خود را [ از گزند تباهى ]حفظ مى كند و نيم ديگر آن را با خداترسى حفظ كند.
بنابراين بايد در اين راه بكوشيم تا افزون بر سامان گرفتن جوانان، دين شان را حفظ كنيم و سعادت را هرچند اندك، به جامعه ارزانى داريم.
اميدوارم همگان هرچه بيشتر توفيق نشر سنت و فرهنگ رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و خاندان رسالت را، به ويژه در مسأله ازدواج آن گونه كه پيامبر خواسته است، به دست آورند. همچنين از خداى منان مسئلت دارم به بركت رسول خدا و ماه مبارك رمضان كه در پيش داريم ما را از بركات عمل به سنت حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم بهره مند فرمايد، ان شاء اللَّه.

وصلى الله على محمد وآله الطاهرين


1)اين گفتار در 26 شعبان 1423 ق. در جمع اعضاى بنياد ازدواج اصفهان ايراد شده است.
2)مصباح المتهجد، ص 828 و مفاتيح الجنان، اعمال ماه شعبان.
3)بحارالانوار، ج 100، ص 220.
4)وسائل الشيعه، (چاپ آل البيت قم )، ج 20، ص 76، حديث 25073.
5)وسائل الشيعه (چاپ آل البيت )، ج 20، ص 112.
6)اعراف (7 )، آيه 157.
7)معادل 256 كيلو طلا كه در پوست گاو قرار مى دادند. مال فراوان و هنگفت را نيز قنطار مى گويند.
8)نساء (4 )، آيه 20.
9)نك: بهائى عاملى، مفتاح الفلاح، ص 173 و شرح حال امام جواد عليه السلام.
10)نور (24 )، آيه 32.
11)كافى، ج 5، ص 328.