اعمال شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان

اعمال مشترك شبهاى قدر

شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است يكى آنكه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چيز است: اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صلى الله عليه وآله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد «الخبر» سيّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ، وَفيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ،
خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت
وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى ، وَما يُخافُ وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النَّارِ،
و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

پس هر حاجت كه دارد بخواهدچهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد وبر سر بگذارد وبگويد:

اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ، وَبِحَقِّكَ
خدايا به حق اين قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه
عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ
تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد

پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللَّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلىٍّ و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ

و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ

پس هر حاجت كه دارى طلب كن پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را. در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدرراگناهان اوآمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:

اَللَّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا
خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم
اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ
از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى
قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حيلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما
خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه
وَعَدْتَنى ، وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ،
بر من و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب
وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، الضَّعيفُ
و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست
الْفَقيرُ الْمَهينُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى ، وَلا [غافِلاً]
خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از
لِإِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى ، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،
احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد
فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ
چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا
نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ *
در نعمت براستى تو شنواى دعايى

و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعليهم السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود عافيت را.

 

اعمال شب بيست و سوم

شب بيست و سيّم در هَدِيّة الزَّائر ذكر شده از دو شب قدر سابق افضل است و از احاديث بسيار مُستَفاد مى شود كه شب قدر همين است و در اين شب جميع امور بر وفق حكمت مقدّر مى گردد و از براى اين شب غير از اعمالى كه با دو شب سابق شريكست چند عمل ديگر است اوّل خواندن سوره عنكبوت و رُوم كه حضرت صادق عليه السلام قَسم ياد فرموده كه خواننده اين دو سوره در اين شب از اهل بهشت است دوّم خواندن حم دُخان سيّم خواندن سوره قَدر هزار مرتبه چهارم آنكه تكرار كند در اين شب بلكه در تمام اوقات اين دعا را اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ «الخ» و ذكر آن در ضمن ادعيه شبهاى دهه آخر بعد از دعاء شب بيست و سيّم گذشت پنجم بخواند:

اَللّهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى ، وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى ،
خدايا دراز كن عمرم را و فراخ كن روزيم را
وَاَصِحَّ لى جِسْمى ، وَبَلِّغْنى اَمَلى ، وَاِنْ كُنْتُ مِنَ الْأَشْقِيآءِ فَاْمحُنى
و سالم گردان تنم را و برسانم به آرزويم و اگر در زمره بدبختان هستم تو نامم را از
مِنَ الْأَشْقِيآءِ وَاْكتُبْنى مِنَ السُّعَدآءِ، فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ
سلك آنان پاك كن و در زمره سعادتمندانم ثبت كن زيرا تو خودت در كتابى كه
عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ، يَمْحُو اللَّهُ ما يَشآءُ وَيُثْبِتُ، وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ.
بر پيامبر مرسلت صلى الله عليه وآله نازل فرمودى چنين گفتى: «خدا هر چه خواهد محو مى كند و ثبت مى كند و نزد او است اصل كتاب»

ششم بخواند:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فيما تَقْضى وَفيما
خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و
تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ، وَفيما تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَكيمِ، فى لَيْلَةِ
مقدر فرموده اى از فرمان حتمى خود و در آنچه جدا كنى از دستور حكيمانه ات در شب
الْقَدْرِ مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجَّاجِ
قدر از آن حكمى كه بازگشت ندارد و تغيير پذير نيست كه بنويسى مرا از حاجيان
بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذَا، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ، الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ،
خانه محترم كعبه ات در همين امسال آنانكه حجشان مقبول و سعيشان
الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فيما تَقْضى
مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و اعمال بدشان بخشوده شده و مقرر فرما در آنچه
وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْرى ، وَتُوَسِّعَ لى فى رِزْقى .
حكم كرده و مقدر فرموده اى كه عمرم را طولانى كنى و در روزيم وسعت دهى.

هفتم بخواند اين دعا را كه در اقبال است:

يا باطِناً فى ظُهُورِهِ، وَيا ظاهِراً فى بُطُونِهِ وَيا باطِناً لَيْسَ
اى كه نهان است در عين آشكاريش و اى كه آشكار است در عين نهانيش و اى نهانى كه در
يَخْفى ، وَيا ظاهِراً لَيْسَ يُرى ، يا مَوْصُوفاً لا يَبْلُغُ بِكَيْنُونَتِهِ.
خفا نيستى و اى آشكارى كه ديده نشوى اى كه توصيفت كنند ولى هيچ وصفى به كنه ذات تو نرسد
مَوْصُوفٌ، وَلا حَدٌّ مَحْدُودٌ، وَيا غآئِباً غَيْرَ مَفْقُودٍ، وَيا شاهِداً غَيْرَ
و هيچ حدى محدودت نكند و اى كه پيدائى ولى گم نشده اى و اى كه حاضرى ولى مشهود
مَشْهُودٍ، يُطْلَبُ فَيُصابُ، وَلَمْ يَخْلُ مِنْهُ السَّمواتُ وَالْأَرْضُ
نشوى تو را طلب كنند و به مقصود نائل گردند، از تو خالى نيست آسمانها و زمين
وَمابَيْنَهُما طَرْفَةَ عَيْنٍ، لا يُدْرَكُ بِكَيْفٍ، وَلا يُؤَيَّنُ بِاَيْنٍ، وَلا بِحَيْثٍ،
و مابين آندو يك چشم برهم زدن، به چگونگى در نيائى و به جائى و سوئى اندر نشوى
اَنْتَ نُورُ النُّورِ، وَرَبُّ الْأَرْبابِ، اَحَطْتَ بِجَميعِ الْأُمُورِ، سُبْحانَ مَنْ
توئى روشنى نور و پروردگار همه پروردگاران به تمام امور احاطه دارى منزه خدائى كه
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ ءٌ، وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ هكَذا، وَلا هكَذا غَيْرُهُ
نيست مانندش چيزى و او است شنواى بينا منزه است آنكه او چنين است و جز او ديگرى چنين نخواهد بود.

پس دعا مى كنى بدانچه بخواهى. هشتم آنكه غير از غسل اوّل شب غسلى نيز در آخر شب كند و بدانكه از براى غسل و احياء اين شب و زيارت امام حسين عليه السلام و صد ركعت نماز فضيلت بسيار و تأكيد شده شيخ در تهذيب روايت كرده از ابوبصير از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود در شبى كه اميد مى رود شب قَدر باشد صد ركعت نماز كن و بخوان در هر ركعت قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَدٌ را ده مرتبه گفتم فدايت شوم اگر قوّت نداشته باشم ايستاده بجا آورم فرمود نشسته بجا آور گفتم اگر قوّت نداشته باشم نشسته بجا آورم فرمود بجا آور به همان حالى كه به قفا خفته اى در فراش خود و از دعائم الاسلام روايتست كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله در دهه آخر ماه رمضان رختخواب خود را جمع مى كرد و كمر خود را محكم مى بست براى عبادت و در شب بيست و سيّم اهل خود را بيدار مى كرد و آنها را كه خواب رُبُوده بود آب بصورتشان مى پاچيد و حضرت فاطمه صلوات الله عليها نمى گذاشت در اين شب احدى از اهلش بخوابد و علاج مى فرمود خواب آنها را به كمى طعام و مهيّا مى كرد آنها را براى احياء آن شب از روز يعنى امر مى فرمود كه روز را خواب و استراحت كنند كه شب خوابشان نبرد و احيا بدارند و مى فرمود محروم كسى است كه از خير امشب محروم بماند و روايت شده كه حضرت صادق عليه السلام سخت مريض شده بود چون شب بيست و سيّم ماه رمضان شد موالى خود را امر فرمود كه حركتش دادند به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود تا به صبح علامه مجلسى(ره) فرموده كه هر مقدار قرآن كه ممكن باشد در اين شب بخواند و دعاهاى صحيفه كامله را بخواند خصوصاً دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى اين شبها را نيز بايد حرمت داشت و به عبادت و تلاوت و دعا به سَر آورد زيرا كه در احاديث معتبره وارد شده است كه روز قدر در فضيلت مثل شب قدر است.