ملاقات گروهى از جوانان

با حضرت آيت الله العظمي سيد صادق شيرازى

مورخ هفتم جمادىالاول

 شنيدن صوت

 

بسم الله الرحمن الرحيم

موضوع: ياد خدا

حضرت آيت الله العظمى شيرازى در ديدار با گروهى از جوانان طى سخنرانى پندها و اندرزهايى را به آنان فرمودند كه اختصارا به شرح زير تقديم مىگردد:

حضرت عيسى عليه السلام با سه نفر به صحرا مىرفتند تا رسيدند به روستايي كه خراب شده بود و كسي در آنجا نبود. همينطورى كه از آنجا عبور مىكردند، سه قطعه طلاى بزرگ ديدند.

آن سه نفر به حضرت عيسى عليه السلام گفتند ما اينجا مىمانيم! حضرت عيسى عليه السلام خواست آنها را ببرد، ولى گفتند: شما برويد و برگرديد. حضرت به آنان فرمود: يك وقت طلاها شما را از بين نبرد! و رفتند.

آن سه نفر با هم گفتند كه طلاها را بين هم تقسيم كنيم. يك نفر پيشنهاد كرد: ما فعلا هر سه گرسنه هستيم و يك نفر برود و برايمان غذا بياورد و با شكم سير، طلاها را تقسيم كنيم. يك نفر رفت تا غذا تهيه كند.

آن دو نفر با هم گفتند چرا طلاها را سه قسمت كنيم، آن يك نفر كه آمد، دوتايي او را مىكشيم و تصميم گرفتند كه اين كار را انجام دهند. آن يك نفر هم فكر كرد كه خوب شد من آمدم به شهر، غذا مىخرم و آن را مسموم مىكنم و آن دو هم گرسنه اند و وقتى خوردند، مىميرند وطلاها مال من مىشود. غذا را آورد و به مجرد اينكه رسيد آن دو نفر او را كشتند و بعد نشستند سير همه غذاها را خوردند و هر دو مردند. حضرت عيسى عليه السلام برگشتند و ديدند طلاها سرجاى خودش است و آن سه نفر همه مردند.

خداى متعال مىفرمايند: اگر كسى نيت كار خوب كند كار خوب برايش ثبت مىشود ولى اگر نيت بد را تا انجام ندهد، بدى براى او ثبت نمىشود. اين از لحاظ شرعى بود. ولى از لحاظ دينوى، نيت بد اثر خودش را مىگذارد. دل و نفس خوب، آرامش دارد.

قرآن كريم مىفرمايد: كسى كه اعراض كند از ذكر خدا، يعنى سرپيچى كند، زندگى دنيايش تنگ و پرفشار است. اسلام براى دنيا هم هست نه فقط آخرت. انسانى كه دين دارد و نمازى كه مىخواند با عقيده مىخواند و باور دارد، درست كار مىكند و هزار مشكل هم داشته باشد سراز تيمارستان در نمىآورد.

مهم اين نيست كه انسان غداهاى خوب بخورد، مهم آن است كه انسان دلش خوش باشد (رضايت نفسانى). سعى كنيد براى آينده زندگيتان هيچ كار بد نكيند و نيت بد هم نكنيد. چون به خودتان بر مىگردد.

در امت هاى قبل از اسلام، مردم عادى گاهى ملائكه را مىديدند (روى مصالح الهيه) و صداى آنها را مىشنيدند. روايت دارد زن فقيرى بود كه روستاى او نزديك رودخانه يا دريايي بود. و هرچند روز يكبار ظرفها و لباسها را مىبرد كنار رودخانه، يا دريا مىشست.از صبح تا عصر و برمىگشت. بچه كوچكى داشت كه او را هم همراه خود مىبرد و چند قرص نان هم براى ناهار، برمىداشت.

يك روز سگ گرسنه اى از آنجا عبور مىكرد و ايستاد و به نانها نگاه مىكرد. زن هم چون ديد سگ گرسنه است يك قطعه نان براى او انداخت، كه سگ خورد و رفت.

در اثنائى كه بچه مشغول بازى بود، خانم ديد يك دفعه بچه جيغ زد، نگاه كرد، ديد گرگى پيراهن بچه را گرفته و تند مىدود. مادر بچه هم از روى عاطفه مادرى، به دنبال گرگ افتاد. (گرگ حيوان درنده اى است و از يك نفر نمىترسد) گرگ گرسنه يك وقت بچه را زمين گذاشت و فرار كرد. مادر به گوشش صداى ملائكه را شنيد، به او گفتند: «لقمة بلقمة» يعنى يك لقمه نان دادى، يك لقمه به تو داديم.

اين بچه نزد مادرش چند هزار قرص نان ارزش دارد؟ هر برخورد خوبى كه بكنيد، خدا را شما اينگونه برخورد مىكند. گاهى جبران نزديك است و زود پيدا مىشود.

امام صادق عليه السلام به يكى از اصحابش فرمودند: دو بار مرگ تو رسيد، اما كار خوبى كردى و خدا تأخير انداخت.

در 24 ساعت 5 دقيقه بنشينيد و 24 ساعت گذشته تا را تلگرافى بررسى كنيد، ببينيد چه كرديد و چه نكرديد. اگر كار خوب انجام داديد، خدا را شكر كنيد و اگر ديديد، بد كرديد همانجا استغفار كنيد و تصميم بگيريد ديگر تكرار نكيند. اين كليد موفقيت است.

اميدوارم خدا همه شما را موفق بدارد. وصلى الله على محمد وآله الطاهرين.

ارسال گزارش: پايگاه آيت الله العظمى شيرازى - قم مقدس