درس اخلاق آيت الله سيد محمد رضا شيرازى

مورخ 22 جمادى الاول

   شنيدن صوت    

بسم الله الرحمن الرحيم

موضوع: اهميت دادن به دعــا

بحث امشب ما راجع به دعاست كه در سه فصل به بحث پيرامون آن مىپردازيم. امام موضوع اول فوائد دعاست.

نقل مىكنند يك عابدى بود كه حاجتى داشت، سالها تضرع و گريه مىكرد و دعا مىنمود. اما حاجتش برآورده نشد. يك روزى فكر كرد كه فلانى تو در خانه هر كس را مىزدى بالنتيجه لبيك مىگفت. اين گريه و زاري چه فايده اى دارد. شب تصميم گرفت كه ديگر دعا نكند. در عالم رؤيا يك نفرى را ديد كه شعرى براى او خواند:

گفت همان الله تو لبيك ماست **** آن نياز و سوز دردت پيك ماست

اگر خود انسان موفق بشود يا الله بگويد، خود اين لبيك الله است.  جنبه دوم جنبه طريقيت دعاست.

آقاى والد رحمت الله عليه كلامى داشتند كه لطيف است. ايشان مىفرمودند: ما اغلب دعاهايى كه كرديم درحياتمان اجابت شد. خودتان فكر كنيد چه قدر مشكلات در حياتتان داشتيد، مشكلات اقتصادى، خانوادگى، اجتماعى اما اغلب مشكلاتى كه در حيات ما بود با دعا و باالتجاء الى الله حل شد.

بحث دوم مواطن دعاست. براى اجابت دعا خدا مواطنى قرار داده كه اين مواطن اقرب است الى الاجابة كه يكى از آنها تحت قبه سيد الشهداء عليه السلام است. در روايت دارد: دعا زير گنبد امام حسين عليه السلام نزديكتر است به قبول و اجابت. يكى ديگر از مواطن دعا نزد امام رضا عليه السلام است.

يك آمارى ديدم كه سال گذشته حدود چهارده ميليون نفر به زيارت امام هشتم عليه السلام رفتند، شايد اين رقم در حج هم نباشد و اگر هم باشد قريب آن است. اين ميليونها نفر كه مشهد مىآيند براى چه مىآيند؟ نه حالا بلكه در طول تاريخ. اگر اين ميليونها نفر بركت نمىديدند، خير نمىديدند، اجابت دعا نمىديدند، نمىآمدند. افراد ديدند كه دعا در نزد امام رضا صلوات الله عليه مستجاب است.

يك نفرى بود كه پيرمردها اين آقا را ديده بودند بنام شيخ حبيب الله گلپايگانى. عشق امام هشتم عليه السلام او را وادار كرد كه  پياده  از گلپايگان حركت كند و به مشهد برود، برنامه او اين بود هر شب يكى دو ساعت قبل از اذان صبح مىرفت حرم مطهر و پشت درهاى بسته مشغول دعا و نماز مىشد و وقتى درها را باز مىنمودند اولين كسى بود كه و بر امام رضا عليه السلام وارد مىشد. با سرما و گرماى مشهد، كه يك آقايى نقل مىكرد من در اتاق گرم وضو گرفتم و آب بر صورتم يخ زد. هر روز و شب برنامه اش اين بود.

يك روز ناخوش مىشود و به بيمارستان مىبرندش، در بيمارستان خطاب به امام هشتم عليه السلام مىگويد: اى امام هشتم من از گلپايگان به مشهد آمدم كه در كنار شما باشم نه اينكه در بيمارستان بسترى شوم و من اگر ناخوش باشم نمىتوانم خدمت شما برسم. با حالت شكستگى و تضرع خوابش مىبرد و در عالم رؤيا امام هشتم صلوات الله عليه را مىبيند. امام يك گل به شيخ حبيب الله مىدهد، بيدار مىشود و مىبيند گلى را كه امام عليه السلام در عالم رؤيا به او داده بود در دستش است. بعد از اين قضيه خوب شد و به برنامه اش ادامه داد و بعد از هم دست اين عالم شفا شده بود. هر انسان ناخوش پيش ايشان مىرفت، دست بر موضع درد مىگذاشت و خوب مىشد.

يك نفر هم در قم بود به نام آقاي ملايرى كه انسان معروفى بود. ايشان استخاره مىكرد  و نيت شما را كشف مىكرد. الان هم يك نفر در اصفهان است كه من ايشان را ديدم، نه با قرآن بلكه با تسبيح استخاره مىكند و نيت شما را مىگويد (پدرش هم همين طور بود) از اين آقا من سوال كردم كه من نمىخواهم تفصيل اين كار را بدانم اما اين موهبتى كه شما داريد، آيا رياضت است يا افاضت؟ گفت: بالنسبه به پدرم رياضت بود بعد افاضت و بالنسبه به بنده افاضت بود و بعد رياضت.

اما آقاي ملايرى، گفته بود من يكسال در مشهد بودم. در يك حجره، شب خواستم بخوابم، پنجره اى بود كه از آن قبه يا مناره حرم امام رضا عليه السلام پيدا بود. مىگفت خواستم بخوابم، ديدم خلاف ادب و احترام است. من پايم را دراز كنم در حالي كه قبه امام عليه السلام پيداست. لذا تا يك سال نشسته خوابيدم، بعد از يك سال يا خلال آن اين موهبيت به من افاضه شد.

يك ملايي بود كه خيلى به زيارت امام رضا عليه السلام مىرفت. بعد از فوتش خوابش را ديدند و گفتند چه آرزويي داري؟ گفته بود: آرزويم اين است كه بيايم دنيا و به زيارت امام رضا عليه السلام بروم چون به هر برا كه زيارت رفتم امام عليه السلام به ديدارم آمد.

وصلىالله على محمد وآله الطاهرين.

ارسال گزارش: پايگاه آيت الله العظمى شيرازى - قم مقدس