|
درس اخلاق علامه سيد حسين شيرازى در بين نوجوانان قارى قرآن
بسم الله الرحمن الرحيم
موضوع: خوش اخلاقى روز دوشنبه مورخ 10 جمادى الثانى، حجةالاسلام والمسلمين سيد حسين شيرازى، پس از اتمام كلاس قرآن كريم نوجوانان، در بين آنان حضور يافتند و مطالبى را پيرامون خوش اخلاقى متذكر شدند كه اختصارا به شرح زير مىباشد: در روايات تأكيدى هست بر يكى از صفات انسانى و آن صفت خوش اخلاقى است. در روايات است كه پيغمبر اسلام صلى الله و عليه وآله فرمودند: «انمّا بعثت لأتمّم مكارم الاخلاق» يعنى بعثت و فرستادن پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله از سوى خدا فقط و فقط براى كامل كردن صفات اخلاقى در انسانهاست. هر صفت بدى را مشاهده كنيد مىبينيد ريشه بد اخلاقى دارد و هرچه قدر استعداد هم بيشتر باشد منبع كارهاى بد مىشود. شروع تمام كارهاى بد براى جوان، بد اخلاقى است. اخلاق در اسلام خيلى مهم است، در روايات آمده اگر انسان خوش اخلاق بود ديگه خداوند چيزهاى ديگرش را نگاه نمىكند. امّا اگر نمازهايش را هم سر وقت مىگيرد، روزه مىگيرد اما بد اخلاق بود خدا او را دوست نمىدارد. روايت دارد هر كسى روز قيامت يكى از اين سه صفت را داشته باشد، خداوند حتما او را به بهشت مىبرد كه يكى از آنها، خوشرويى است. قصه زيبايى است كه روايت دارد سه نفر از كسانى كه دشمن پيغمبر صلىالله عليه وآله بودند. وقتى پيامبر آمده بودند مدينه، اينها رفتند پيش بتهاى خودشان در داخل كعبه و قسم خوردند كه حتما بروند مدينه و رسول خدا صلى الله و عليه و آله را بكشند. به سوى مدينه راه افتادند كه در بين راه جبرئيل پيامبر را آگاه ساخت تا كسى را بفرستد و آنها را دفع كند. پيامبر صلى الله و عليه وآله اصحاب را آگاه كردند و فرمودند: هر كس برود با آنها مقابله كند و اگر كشته شود بهشت را براى او ضمانت مىكنم كسى جز على عليه السلام پاسخ پيامبر را نداد تا سه مرتبه كه فقط حضرت امير المومنين عليه السلام اظهار آمادگى نمود. حضرت على صلوات الله عليه آمدند تا راه را برآنها بستند و به آنها فرمودند: من مىدانم قصه شما چيست، شما قسم خورديد و مىخواهيد پيامبر صلى الله عليه وآله را بكشيد. اجازه نمىدهم بايد برگرديد. آنها گفتند نمىشود ما به بتهايمان قسم خورديم، بايد اين كار را انجام دهيم. حضرت عليه السلام فرمودند: اگر مىخواهيد برويد و پيامبر را به قتل برسانيد بايد با من جنگ كنيد، من نمىگذارم و سر راهتان مىايستم. اينها ديدند سه نفر هستند و با يك نفر جنگيدن مهم نيست و مشغول جنگ با امير المومنين عليه السلام شدند، در روايت دارد حضرت امير صلوات الله عليه وقتى جنگ مىكردند خيلى شمشير نمىزدند، يك شمشير مىزدند دفاع مىكردند و يك شمشير ديگر مىزدند و گردن طرف را قطع مىكردند. نفر اول و دوم را زدند، نفر سوم را كه خواستند بكشند، جبريل نازل شد بر پيامبر و على عليه السلام نيز خبردار شد كه يا على اين سومى را نكشيد. سؤال شد چرا؟ اين آمده پيامبر را بكشد. جبرئيل گفت: خداوند فرموده اين را نكشيد چون آدم خوش اخلاقى است و خدا او را دوست مىدارد. در روايت دارد اميرالمومنين عليه السلام او را رها ساختند و آن شخص فرار كرد. اين قدر خوش اخلاقى مهم است كه خدا واسطه مىشود آدمى كه قصد جان پيغمبر صلىالله عليه وآله را كرده، كشته نشود. در روايت دارد روز قيامت سنگين ترين چيز خوش اخلاقى است. اين معنايش اين نيست كه نماز نخواند، معنايش اينست كه چه چيز، بهتر است. جوان و نوجوان اگر اين قشر بد اخلاق شوند همه چيز به هم مىخورد و باعث تمام كارهاى بد مىشود. انسان خوش اخلاق وقتى خوش اخلاق است كه ديگران به او بدى كردند. پس هر كس هر بدى كه به من كرد برادر، خواهر، دوست، غريب، فاميل، هربدى به من كرد، وظيفه ام اين است كه خوش اخلاق باشم. كار سختى است اما ثوابش عظيم است. در روايت دارد روز قيامت اگر كسى رد شود، اگر اخلاقش خوب باشد به او ارفاغ مىدهند. اما اگر كارهاى او خوب باشد، اما اخلاقش بد باشد وقتى كه در قبر مىگذارنش، قبر فشار سختى به او مىدهد. وصلى الله على محمد وآله الطاهرين. |
|
ارسال گزارش: پايگاه آيت الله العظمى شيرازى - قم مقدس
|