|
بسم الله الرحمن الرحيم

|
شنيدن |
 |
نسخه بردارى |
 |
روز 24 ماه مبارک رمضان سال جاری جمعی از
بانوان هيئات دينی شهر مقدس قم با حضرت آية الله العظمی سيد صادق شيرازی
ديدار کردند.
ايشان سخنان خود را با اين آيه آغاز نمودند: «يا
َأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَتِكُم بِالْمَنِّ
وَالْأَذَى؛(1) ای کسانی که ايمان آورده ايد، صدقه های خود را با
منت وآزار، باطل مکنيد».
ايشان پس از دعا، درخواست ياری از حضرت حق وقبولی اعمال وبرخورداری از
شفاعت خاندان رسالت برای همگان، به ويژه حاضران اظهار داشتند: تنها چند روز
از اين ماه مانده است وشب های قدر را پشت سر گذاشتيم وهر آنچه تقدير يکساله
ما بود در شب بيست وسوم، شب قدر برای ما رقم خورد واکنون بايد از روزهای
باقيمانده اين ماه بهره ببريم.
آن گاه روايتی نقل نمودند که با آيه صدر سخنان ايشان ارتباط دارد. وی گفت:
در روايت آمده است: مردی خوشحال وشادمان بر امام جواد عليه السلام وارد شد.
حضرت به او فرمودند: تو را شادمان می بينم!
گفت: ای فرزند رسول خدا، از پدرت شنيدم که می گفت: روزی سزاوار شادمانی است
که خداوند در آن انسان را به دادن صدقه ونيکی کردن وبرطرف کردن نياز مؤمنان
موفق بدارد وامروز ده نفر از برادران [مؤمن] من، از فلان شهر وفلان شهر
آهنگ من کردند ومن به يکايک آنان چيزی دادم واز همين رو شادمانم.
امام عليه السلام فرمودند: به جان خودم که شايسته است [به جهت اين کار]
شادمان باشی به اين شرط که [با بدی] آن را از بين نبرده باشی يا در آينده
از بين نبری!
مرد گفت: چگونه آن را تباه کرده باشم، در حالی که از شيعيان تان هستم؟
امام عليه السلام فرمودند: هم اينک نيکی به برادرانت وصدقه هايت را تباه
کردی.
پرسيد: ای فرزند رسول خدا، چگونه چنين چيزی رخ داد؟
امام عليه السلام فرمودند: اين که خدای متعال می فرمايد: «ای کسانی که
ايمان آورده ايد، صدقه های خود را با منت وآزار، باطل مکنيد».
گفت: ای فرزند رسول خدا، بر کسانی که به آنان صدقه دادم منت نگذاردم وآنان
را نيازردم.
امام عليه السلام فرمودند: خدای متعال فرموده است: «...صدقه های خود را با
منت وآزار، باطل مکنيد» ونفرموده: «...با منت وآزار به کسی که بدو صدقه
داده ايد، باطل مکنيد» واين امر هر آزاری را شامل می شود. وانگهی آزار تو
نسبت به کسانی که به آنان صدقه داده ای بزرگ تر است، يا آزاری که از تو
متوجه فرشتگان الهی که در اطراف تو هستند ونيز آزار تو نسبت به ما؟
مرد گفت: اين آزار بزرگ تر است.
امام عليه السلام فرمودند: به يقين مرا وفرشتگان را آزرده ای وبدين ترتيب
صدقه خود را باطل کردی.
پرسيد: چگونه؟
امام عليه السلام فرمودند: با اين سخنت که گفتی: «چگونه آن را تباه کردم،
در حالی که از شيعيان خلَّص شما هستم؟». وای بر تو، می دانی شيعيان خلَّص
ما چه کسانی هستند؟
گفت: نه.
امام عليه السلام فرمودند: حزقيلِ مؤمن، مؤمن آل فرعون، صاحب (دوست) ياسين
(که خدای متعال درباره او فرمود: «وَجَآءَ مِنْ
أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى؛(2) مردی از دوردست شهر دوان
دوان آمد»، سلمان، ابوذر، مقداد وعمار شيعيان خلَّص ما هستند. [حال که] خود
را با آنان همسنگ کرده ای، آيا آنان وما را نيازرده ای؟
مرد گفت: استغفر الله ربی واتوب اليه. پس چگونه بگويم؟
امام عليه السلام فرمودند: بگو: از محبان شما، دشمن دشمنان شما ودوستدار
دوستداران شما هستم.
مرد گفت: [از اين پس] چنين خواهم گفت واز سخنی که شما وفرشتگان آن را نکوهش
کرديد، توبه کردم، زيرا شما به جهت نکوهش خداوند از چنين سخنی، آن را نکوهش
می کنيد.
امام عليه السلام فرمودند: اکنون پاداش صدقه هايت به تو بازگشت وتباهی از
آن دور شد».
آية الله العظمی شيرازی افزودند: می بينيم که امام عليه السلام از بازگويی
اعمالی که صورت گرفته، نهی می کنند. البته ممکن است به منظور تعليم وتشويق
ديگران به کار نيک چنين بيانی جايز باشد.
سپس به مناسبت موضوع، داستانی به شرح زير بيان کردند:
شخصی که او را می شناختم برايم نقل کرد: روزی در حال رفتن به خانه بودم
مردی با همسر وفرزندانش در کنار راه نشسته بود واز ظاهرش دارندگی وبی نيازی
نمايان بود. از آن وضعيت در شگفت شده، به آنان نزديک شدم وعلت خيابان نشينی
آنان را پرسيدم، مرد گفت: زوار هستيم وهرچه دنبال اتاقی در مسافرخانه گشتم
جايی پيدا نکردم. از همين رو کنار خيابان نشسته ايم.
به او گفتم: خانه ما آماده پذيرايی از شماست. می توانيد به خانه ام بياييد.
[به گفته او] آنان شادمان به خانه اش رفتند وميزبان کريمانه از آنان
پذيرايی نمود وميهمانان مدت ده روز در خانه او ماندند. زمانی عزم ترک آن جا
را کردند، سرپرست خانواده به انگيزه قدردانی از زحمات او مبلغ قابل توجهی
به او داد، اما وی نپذيرفت وچون ميهمان بر اصرار خود افزود، ميزبان گفت:
اين کار را به قصد قربت انجام دادم، زيرا شما زائر امام عليه السلام هستيد.
چندين سال از ماجرا گذشت وميزبان به دلايلی در شهر ميهمان با مشکل روبه رو
شد ودر نهايت به زندان افتاد ودر انتظار صدور حکم بود. روزی افسری بر او
وارد شد وسلام داد واز او پرسيد: تو فلان کس واز شهر فلان نيستی؟ پاسخ مثبت
بود. افسر در او نگريست وگفت: مرا نمی شناسی؟ من در سفری به شهر شما مدت ده
روز همراه خانواده ام در منزل شما سکونت گزيدم، سپس با نشان دادن برگه ای
به او ادامه داد: اين حکم اعدام توست.
حکم را پاره کرد وبه زندانی فعلی وميزبان سابق خود گفت: آزادی. می توانی
بروی واو را آزاد کرد.
مرجع عالی قدر در ادامه اين داستان فرمودند: از اين داستان بر می آيد: هر
کار خيری که از انسان سر بزند، در همين دنيا نتيجه اش به خود او باز می
گردد، اگرچه روزگاری از آن سپری شده باشد والبته پاداش آخرت نيز به جای خود
محفوظ است. به ياد داشته باشيد که اين ماه در روزهای باقيمانده آن فرصتی
است برای خودسازی واين امر نيازمند اراده وتصميم است.
ايشان در ادامه گفت: زنی از نزديکان از دنيا رفت. در عالم رؤيا او را ديدند
واز احوالش پرسيدند، پاسخ داد: از نعمت های بهشتی برخوردارم. هنگامی که
جويای حال مادرشوهرش شدند، گفت: چون مرتبه ای بالاتر از من دارد می تواند
به ديدار من بيايد، اما من نمی توانم به جايی که در آن قرار دارد به ديدارش
بروم، زيرا خدای منان مرا در درجه ومرتبه صابران واو را در مرتبه رضامندان
به قضای الهی قرار داده است.
ايشان افزودند: اگرچه رؤيا حجت نيست، اما در روايات آمده است که تن دادن به
قضای الهی برترين مراتب صبر است.
حضرت آية الله العظمی شيرازی به مناسبت موضوع صبر داستانی از صبر يکی از
اصحاب امام عليه السلام نقل کرده، فرمودند: اين يار امام معصوم عليه السلام
يکی از چشمان خود را از دست داد، اما ظاهر چشم به گونه ای بود که کسی متوجه
نابينايی او نمی شد. وی چهل سال اين وضع را از گونه پنهان می کرد. روزی يکی
از اصحاب امام عليه السلام نزد وی از درد چشم خود شکايت کرد. شخص نابينا
گفت: چهل سال است که يک چشم من نابينا شده وتاکنون کسی را از اين مطلب آگاه
نکرده ام واز اين رو برای تو بازگفتم تا معنای صبر وتن دادن به رضای خدا را
بدانی.
ايشان فرمودند: شما نيز می توانيد به اين مرتبه عالی برسيد واين ماه به
ويژه شب عيد فطر فرصتی است مناسب برای خودسازی، چه اين که در روايت آمده که
خدای متعال به اندازه آنچه در ماه مبارک رمضان مورد بخشش قرار داده وآزاد
کرده، در شب عيد فطر می بخشد وآزاد می کند.
آية الله العظمی شيرازی در پايان فرمودند: سفارش های سه گانه مرحوم اخوی
(آية الله العظمی سيد محمد حسينی شيرازی) را به شما يادآوری کرده، بر آن
تأکيد می کنم:
1. کوشش در راه آموزش فن سخنوری به جوانان به منظور نشر دين ومفاهيم آن؛
2. تأسيس بنيادهای ازدواج؛
3. تأسيس صندوق های قرض الحسنه.
1. بقره / 264.
2. ياسين / 20.
|