|
بسم الله الرحمن الرحيم

روز پنجم محرم الحرام مراسم سوگوراى وذكر مصيبت ابا عبدالله الحسين
عليه السلام در بيت حضرت آيةالله العظمى سيد صادق حسينى شيرازى با حضور
جمعى از طلاب، فضلا، علما وسادات خاندان شيرازى برگزار شد.
اولين سخنران حجةالاسلام والمسلمين شفيعى بود كه در ابتدا به حجم عظيم
رواياتى اشاره نمود كه اهل سنت در فضايل ومناقب علوى در كتاب هاى خود ذكر
كرده اند واظهار داشت: كتب اهل سنت وصحاح سته آكنده از مناقب اهل بيت
عليهم السلام وبرترى ايشان است واين مطلب حجت را بر اهل سنت تمام كرده است؛
زيرا كسى كه دنبال حقيقت باشد ومغرض ومعاند نباشد از اين حجم عظيم احاديث،
به سادگى راه را از بيراهه تشخيص مى دهد.
وى در بخش ديگرى از سخنانش به جنبه هدايتگرى فوق العاده دستگاه امام حسين
عليه السلام اشاره كرد وگفت: همه اهل بيت كشتى نجات وهدايتند ولى مطابق
روايات كشتى نجات سيدالشهدا عليه السلام وسيع تر است.
دومين سخنران حجةالاسلام والسملمين حاجيان اظهار داشت: كسانى كه با امام
حسين عليه السلام نبرد كردند بسيار بدتر از كسانى بودند كه در بدر وصفين با
رسول خدا وعلى مرتضى عليهماالسلام جنگ كردند؛ زيرا مشركانى كه در بدر با
پيامبر جنگيدند، خود را محق مى دانستند وبه خيال باطل خود از خدايانشان
دفاع مى نمودند. بيشتر كسانى كه در صفين به نبرد اميرمؤمنان عليه السلام
آمده بودند افرادى نادان وفريب خورده بودند كه به گمان باطل خود براى
خونخواهى از خليفه مقتول ودر ركاب همسر رسول خدا صلّى الله عليه وآله
مى جنگيدند. اما كسانى كه با امام حسين عليه السلام جنگيدند ايشان را
مى شناختند ولى براى طمع دنيا يا انگيزه هاى واهى، برخلاف اعتقاد خود، بر
روى حسين عليه السلام شمشير كشيدند. بسيارى از اين افراد براى امام حسين
عليه السلام نامه نوشته بودند وشمار فراوانى از آنان هنگام نماز به امام
اقتدا مى نمودند.
وى در ادامه گفت: كسانى كه با امام حسين عليه السلام جنگيدند در حقيقت با
اعتقاد خود جنگيدند. از اين رو بسيار پليدتر از دشمنان پيامبر واميرمؤمنان
بودند.
او خاطرنشان كرد: همان طور كه دشمنان امام حسين در نهايت پليدى وپستى
بودند، اصحاب ايشان در نهايت تقوا واخلاص وخوبى، ودر حقيقت چكيده فضايل آن
روزگار بودند. از همين روست كه خود سيدالشهدا عليه السلام درباره آنان
فرمودند: إنّي لا أعلم أصحاباً أوفى ولا خيراً من أصحابي؛(1) من هيچ يارانى
را بهتر وباوفاتر از اصحاب خود نمى شناسم.
سومين سخنران اين مجلس خطيب توانا حجةالاسلام والمسلمين آل طه بود كه با
اشاره به اهميت وجايگاه نماز در ميان ديگر فرايض اظهار داشت: نماز بايد
توأم با حضور قلب وخوف وخشيت باشد وتنها مقدارى از نماز مورد قبول حق است
كه با اقبال قلبى توأم باشد.
وى افزود: نماز واقعى انسان را از فحشا ومنكر باز مى دارد. بنابراين
نمازگزارى كه به حرام مى افتد يا خداى ناكرده از حرام وگناه باك ندارد،
نماز واقعى نخوانده است، هرچند نمازش همراه با آداب وتفصيلات ادا شود. در
روايت آمده است كه خداى متعال به داوود پيامبر وحى كرد:
كم ركعةٍ طويلةٍ
فيها بكاءٌ بخشيةٌ قد صلاها صاحبها لا تساوي عندي فتيلاً حين نظرت في قلبه
فوجدتُهُ إن سلم من الصلاة وبرزت له إمرأةٌ وعرضت عليه نفسَها اجابها وإن
عامله مؤمن خانه؛(2) چه بسيار نمازى كه با گريه وخشوع همراه است ولى به قدر
پوست هسته خرمايى نزد من ارزش ندارد؛ زيرا صاحب آن نماز اگر زنى او را به
كار حرام فرا خواند، او را اجابت مى كند وهرگاه با مؤمنى معامله كند به او
خيانت مى نمايد.
او در بخش ديگرى از سخنانش درباره محبت الهى سخن گفت واظهار داشت: محبت
واقعى، با محبت ادعايى تفاوت آشكار دارد وآثار اين دو نوع از محبت متفاوت
است. براى مثال ابراهيم خليل الرحمان محبت واقعى نسبت به خدا داشت؛ زيرا از
امتحانات الهى سربلند بيرون آمد.
او از شادكامى شنيدن آواى «سبوحٌ قدوسٌ» تمام ثروتش را نثار گوينده اين ندا
كرد وخود را در قيد بندگى او درآورد. علاوه بر اين در ميان آتش، حتى از
جبرئيل فرشته مقرب الهى يارى نخواست وتنها خدا را شايسته يارى طلبى دانست
وحاضر شد فرزند جوانش را در راه اطاعت از فرمان خدا قربانى كند.
او در پايان به ذكر مصيبت حضرت على اكبر عليه السلام پرداخت وبا خواندن
اشعار سوزناكى در رثاى ايشان بر فضاى معنوى مجلس افزود.
1. بحارالانوار، ج44، ص392 (باب37 _ ما جرى عليه بعد...).
2. همان، ج14، ص42 (باب3 _ ما اوحى إليه عليه السلام...).
|