شب نخست

در شب هاى پر بركت ماه رمضان علما، فضلا، طلاب حوزه علميه، شخصيت هاى گوناگون وعموم مؤمنان به ديدار آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى در شهر مقدس قم مى روند. طى اين ديدارها گفتگوهاى پر بهايى پيرامون مباحث علمى، فقهى، فرهنگى وتاريخى صورت مى گيرد كه حاوى نكات ارزشمند بسيارى است ومرجع عاليقدر نيز رهنمودها وسفارش هايى ايراد مى فرمايند.

بسم الله الرحمن الرحيم

در اين شب كه جمعى از فضلا واستادان حوزه علميه از جمله حجج اسلام ومسلمين شيخ محمد جواهرى، شيخ حسن جواهرى وسيد هاشم قزوينى حضور داشتند، درخصوص مسئله اجاره، اين سؤال از مرجع عالى قدر پرسيده شد: اگر مستأجر يكى از اشياى خانه را كه قبلاً سالم بوده است تلف كند يا به آن آسيب برساند، آيا ضامن خواهد بود ياخير؟
ايشان پاسخ دادند: اگر اين مطلب ضمن عقد اجاره شرط شده باشد، عمل كردن به آن لازم است. اما اگر در ضمن عقد ذكر نشده باشد، در اين مسئله به عرف مراجعه مى شود.
همچنين سؤال شد: آيا فرو بردن اخلاط سر وسينه براى روزه دار جايز است؟
ايشان در پاسخ فرمودند: اگر وارد فضاى دهان نشده باشد اشكالى ندارد ولى اگر وارد فضاى دهان شده باشد جايز نيست آن را به مخرج خاء برساند.
ايشان درباره فروبردن آب دهان واين كه مفطر روزه است يا خير فرمودند: قاعده اى در دست داريم كه مى گويد: عرف مرجعى براى تعيين مفاهيم است، ولى مرجع تعيين مصاديق به شمار نمى رود. مثلاً وقتى در آيه شريفه مى خوانيم: «فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ؛ صورت هاى خود را بشوييد» براى تشخيص مفهوم «وجه» وتحديد معناى آن به عرف رجوع مى كنيم ومى بينيم كه عرف تعبير «وجه» را برهمان موضع شناخته شده از سر اطلاق مى كند وحدود آن را ـ همانند شرع ـ به حد فاصل ميان دو انگشت ابهام وميانه محدود مى داند. بنابراين شستن بيش از اين مقدار واجب نيست. اما اگر مانعى هرچند به اندازه يك نقطه روى صورت انسان قرار داشته باشد وانسان صورتش را بشويد، آن شستن از نظر شرعى «غَسل» به شمار نمى رود، هرچند از نظر عرفى غَسل شمرده مى شود. به همين قياس فروبردن آب دهان عرفاً «شرب» خوانده مى شود ولى دليل مستقل شرعى فروبردن آن را جايز مى كند.
ايشان طى سخنانشان به نقل از مرحوم والدشان جناب سيد مهدى شيرازى قدس سره اين ماجرا را بازگفتند: يك سال كه مردم چشم انتظار فرارسيدن ماه مبارك رمضان بودند، قاضى اهل سنت در شهر سامرا فتوا داد كه فردا روز اول ماه رمضان است. اين درحالى بود كه هلال ماه تا دوشب پس از آن هم رؤيت نشد. از اين رو علماى عامه نزد آن قاضى ـ كه روى بام خانه اش نشسته بود ـ رفتند واز او پرسيدند: امشب شب چندم ماه است؟
گفت: شب دوم.
گفتند: آيا مى توانى هلال ماه را نشانمان دهى (در آن شب آسمان صاف بود وآنها در مكان مرتفعى قرار داشتند)؟
او: نگاهى به آسمان انداخت وهرچه جستجو كرد ماه را نديد. لذا گفت: هلال ماه را نمى بينم.
پرسيدند: پس چگونه حلول ماه رمضان برايتان ثابت شد؟
گفت: طبق موازين شرعى برايم ثابت شد كه ماه رمضان فرارسيده است.
گفتند: كدام موازين شرعى؟
گفت: فلان قصاب به همراه همسرش ام فلانى نزد من آمدند وشهادت دادند كه هلال ماه را رؤيت كردند، لذا حلول ماه رمضان نزد حقير ثابت شد.