|
در محضر مرجعيت ـ جلسه دوم
بسم الله الرحمن
الرحيم
|
شب هاى ماه مبارك
رمضان ـ ماه رحمت وامان وماه نزول قرآن ـ فرصت
مناسبى براى مذاكرات علمى وخوشه چينى از محضر
عالمان بزرگوار است. از اين رو بيت مرجع عالى قدر
حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى
دام ظله طبق سنوات گذشته ميزبان علما، فضلا، طلاب
علوم دينى، شخصيت هاى گوناگون و عامّه مؤمنانى است
كه با معظم له ديدار مى كنند. در اين ديدارها
مباحث علمى و مسائل فقهى، تاريخى و فرهنگى مطرح مى
شود و افزون بر طرح اين قبيل مسائل، مرجع عالى قدر
سفارش ها و رهنمودهايى ارائه مى دهند. |
در
دومين جلسه (2رمضان
المبارك مطابق با يكشنبه
1شهريور) كه با حضور
جمعى از علما و فضلا صورت پذيرفت مسائل
متعددى مطرح شد، از جمله اين كه: اگر شخصِ روزه
دار، دارويى مضمضه كند و آن دارو به مخرج حروف در
حلق برسد، اما به مخرجِ «هـ» و «همزه» نرسد، يا
اگر با نخ ـ بدون آن كه آن را ببلعد و به حلق
برساند ـ تكه اى گوشتِ باقى مانده در حلق خود را
بيرون آورد، در هر دو حالت، روزه او چه حكمى دارد؟
آيت الله العظمى شيرازى فرمودند: خود، اين مسأله
را چندين بار با برخى از علماى اعلام و فقهاى عظام
كربلاى معلّى و نجف اشرف و قم مقدسه مطرح نمودم، اما
هيچ يك از آن بزرگواران، با چنين شرايطى روزه را
صحيح ندانسته، به بطلان آن قائل بودند.
آن گاه معظم له روايتى خواندند كه در آن آمده است:
«إذا تمضمض الصائم في
شهر رمضان، أو استنشق متعمداً، أو شمّ رائحة
غليظة، أو كنس بيتاً فدخل في أنفه أو حلقه غبار،
فعليه صوم شهرين متتابعين، فإن ذلك له فطر، مثل
الأكل، و الشرب، و النكاح؛(1) هرگاه
روزه دارى در ماه مبارك رمضان عمداً مضمضه و
استنشاق كند، بويى غليظ ببويد يا خانه بروبد [به
گونه اى كه چيزى از آن ها] وارد بينى يا حلق او
شود بايد [به عنوان كفاره] دو ماه پياپى روزه
بگيرد، زيرا اين كار براى او [در حكم] افطار و
همانند خوردن، آشاميدن و همبستر شدن است».
ايشان افزودند: على رغم اين كه سند اين روايت،
خالى از اشكال نيست، اما عملِ مشهور، مضمون آن ضعف
سندِ روايت را جبران مى كند و از همين رو، از باب
احتياطِ واجب، قائل به بطلان روزه با اين شرايط
هستم.
سؤال شد: آيا حد، داخل در محدود است؟
ايشان پاسخ دادند: موارد، با يكديگر اختلافِ [حكم]
دارند و نمى توان امرِ (حكم) كلى نسبت به همه
موارد صادر كرد و در
صورت شك، بايد قدرِ متيقّن را گرفت.
سؤال ديگر اين بود: آيا متنجّس، نجس است؟
ايشان فرمودند: در صورت علم به تنجّس آن محكوم به
نجس بودن است، سپس اضافه نمودند: زمانى كه ميرزاى شيرازى بزرگ رضوان
الله تعالى عليه در سامرا بودند، خمره بزرگى براى
خوردن آب گذاشته بودند كه قطعه چوبى روى دهانه آن
قرار مى دادند. بسيارى از مردم كه به ديدار ايشان
مى رفتند با دستان خود از آن خمره آب برداشته، مى
نوشيدند. شخصى حضور ميرزاى شيرازى رسيد و به ايشان
عرضه داشت: حضرت آقا، خوب است از پاره اى فتواهاى خود عقب نشينى
كنيد يا به عدم نجاستِ متنجّس قائل شويد يا اعلان
كنيد كه آب قليل منفعل (با ملاقات نجس، نجس) نمى
شود يا بگوييد كه هر كس دستانش را در خمره آب فرو
كند، آن آب نجس مى شود، زيرا بسيارى از افراد كه
به ديدار شما مى آيند با دست، از خمره آب بر مى
دارند و بسا كه دست يكى از آنان نجس باشد.
ميرزاى شيرازى در جواب فرمودند: قائل به نجاستِ
اين خمره آب
نخواهم شد، چرا كه با اين امور، علم به نجاست برايم حاصل نمى شود.
درباره چگونگى طاهر كردن متنجس، وضو و غسل با آب
قليل، معظم له فرمودند: در روايات آمده است:
«باديه نشينى در مسجد ادرار كرد. رسول خدا صلى
الله عليه وآله فرمودند: «صبوا
عليه سجالاً من ماء، أو قال ذَنوباً من ماء؛(2)
يك دلو آب بر روى آن بريزيد».
از «زراره» نقل شده است كه از امام باقر عليه
السلام درباره چگونگى غسل جنابت پرسيدم، حضرت
فرمودند: «أفِض على رأسك
ثلاث أكف، و عن يمينك، وعن يسارك، إنما يكفيك مثل
الدهن؛(3) سه كف آب بر سرت بريز و همين
طور بر سمت راست و سمت چپِ بدنت، و بدان [آن قدر
كه بدنت را] مانند روغن ماليدن [تر كنى] تو را
بسنده است».
نيز در روايات آمده است كه اميرمؤمنان على عليه
السلام فرمودند: «الغسل
من الجنابة و الوضوء يُجزي منه ما أجزأ من الدُّهن
الذي يبُلُ الجسد؛(4) در غسلِ از جنابت
و وضو، آن مقدار [از آب كفايت مى كند و] مجزى است
كه روغن، بدن را تر كند».
معظم له در ادامه فرمودند: در فقه الرضا آمده است
كه در صورتِ نداشتنِ آبِ زياد، آن مقدار از آب
براى غسل كفايت مى كند كه روغن بر تن بمالى (بدن
ترى پيدا كند). امام رضا عليه السلام در اين باره
مى فرمايند: «وأدنى ما
يكفيك ويجزيك من الماء، ما تبُلّ به جسدك مثل
الدهن؛(5) كم ترين مقدار آبى كه تو را
[براى غسل يا وضو] كفايت كند آن قدرى است كه با آن
مانند ماليدن روغن به بدن، بدنت را تر كنى».
ايشان افزودند: كم ترين مرتبه غسل، تر كردن بدن با
آب است، [آن سان كه گويى با روغن، بدن خود را چرب
مى كنى] و اين امر، در پاك كردن متنجّس، صادق است.
به عنوان مثال، اگر جايى نجس شود [پس از ازاله عين
نجس،] مى توان با دستِ تر، بر آن كشيد و آن را
طاهر كرد.
يكى از حاضران پرسيد: سؤال غالبِ افراد، در دو روز
گذشته اين بوده است كه اگر شخصى در حال نوشيدن آب
باشد و جمله اولِ اذان (الله اكبر) را بشنود و در
همان هنگام امساك كند، روزه اش چه حكمى دارد؟
ايشان فرمودند: بنا به عرف، امساك كردن، بر او صدق
مى كند، البته احتياط دراين است كه انسان چند
دقيقه قبل از اذان امساك نمايد آن هم در اذان عارف
به وقت، والا بايد با تحقيق از اهل خبره مراعات
وقت را بنمايد.
در اين هنگام از ايشان پرسيده شد: به مجرد شنيدن
جمله «الله اكبرِ» اذان مى توان نماز خواند؟
آيت الله العظمى شيرازى پاسخ دادند: مضمونِ روايتى
اين مطلب را روشن مى كند كه اذان، همان يك لحظه
است، البته اذان عارف به وقت.
سؤال شد: كسانى در اروپا زندگى مى كنند و دانستن
طلوع فجر و سر رسيدن وقت اذان صبح برايشان ممكن
نيست و لذا وقت امساك را نمى دانند. در اين صورت
تكليف و حكم آنان چيست؟
مرجع عالى قدر در پاسخ فرمودند: بايد از اهل خبره
محل سكونت خود، پرس و جو كنند.
يكى از فضلا پرسيد: از نظر حضرت عالى، مرغى كه به
صورت مكانيزه و با دستگاه ذبح مى شود چه حكمى
دارد؟ و آيا ذبح شرعى بر اين نوع سر بريدن اطلاق
مى شود؟
معظم له در پاسخ فرمودند: اگر كار ذبح با شروط آن
همراه باشد، يعنى رو به قبله انجام گيرد و هنگام
سر بريدن «بسم الله الرحمن الرحيم» گفته شود، اين
مرغ اگر چه با ماشين ذبح شده باشد، پاك است.
1. استبصار، ج2، ص94، باب48،
حديث3.
2. عوالى اللئالى، ج1، ص62، حديث98.
3. التهذيب، ج1، ص137، باب6، حديث75.
4. همان جا، حديث76.
5. مستدرك الوسائل، ج1، ص475، باب23، حديث1.
|