در محضر مرجعيت ـ جلسه سوم

بسم الله الرحمن الرحيم

شب هاى ماه مبارك رمضان ـ ماه رحمت وامان وماه نزول قرآن ـ فرصت مناسبى براى مذاكرات علمى وخوشه چينى از محضر عالمان بزرگوار است. از اين رو بيت مرجع عالى قدر حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى دام ظله طبق سنوات گذشته ميزبان علما، فضلا، طلاب علوم دينى، شخصيت هاى گوناگون و عامّه مؤمنانى است كه با معظم له ديدار مى كنند. در اين ديدارها مباحث علمى و مسائل فقهى، تاريخى و فرهنگى مطرح مى شود و افزون بر طرح اين قبيل مسائل، مرجع عالى قدر سفارش ها و رهنمودهايى ارائه مى دهند.


از جمله مباحثى كه در جلسه شب سوم ماه مبارك رمضان مطرح شد: مسائل حج، سختى روزه براى عده اى، مانند كسانى كه در شمال اروپا زندگى مى كنند و كسانى كه بر اثر روزه گرفتن، دچار درد مى شوند، بود. درباره مسائل حج، مرجع عالى قدر فرمود: آخرين حدّ از حدود منى كه سابقاً به عنوان علامتِ محدوده ى منى شناخته مى شد، بر فراز كوه قرار داشت. در سال 1417 ق. كوه يادشده تسطيح و به جاى آن هتلى ساخته شد. حال بايد محل سابقِ علامت گذارى شده كوه را حد آخر منى دانست؟ و اگر در آن جا ستونى به عنوان نشانه گذاشته شود، آيا مى توان آن را آخرين حدّ منى دانست؟ ديگر اين كه در حال حاضر حدّ منى كجاست؟ و آيا كوهى كه حدّ منى را مشخص مى كرد، در تعيين حدّ، مدخليت داشته يا نه در آخر، آيا كسى كه بخواهد در موسم حج در منى بماند چه بايد بكند؟ در هتل مذكور بماند يا نه؟
آن گاه در اين باره فرمود: بايد به عرف آشنا به حدود منى رجوع كنيم تا روشن شود كه ايا منى شامل هتل مذكور مى شود يا نه. به رأى اين جانب، ظاهراً در مسأله اشكال وجود ندارد.
مسأله ديگرى كه معظم له درباره حج به مناقشه گذاشتند اين بود: اگر حاجى بخواهد از پاى كوه، سعىِ صفا و مروه كند، سعىِ او صحيح خواهد بود يا نه؟
سپس فرمود: معمولاً واژه كوه بر قله، ميانه و پايه ان اطلاق مى شود، اما قول به پايه آن، به منظور تعيين است. تا قله و ميانه كوه شامل آن نگردد و لذا از جهت علمى، در مسأله اشكالى وجود ندارد.
يكى از حاضران كه در اروپا سكونت دارد پرسيد: در كشور محل سكونتم، اذان صبح حدود ساعت 3 بامداد و اذان مغرب حدود ساعت 10 شب است و بدين ترتيب روزه ماه مبارك رمضان بيش از نوزده ساعت به طول مى كشد. با توجه به اين كه بيشتر جوانان روزه نمى گيرند و سخت بودن روزه بيش از نوزده ساعته را علت روزه خوارى خود مى دانند، آيا ترك روزه در چنين شرايطى جايز است؟
نظر حضرت عالى در اين باره چيست؟
آيت الله العظمى شيرازى پس از آن كه از حاضران خواست تا در پاسخ به مسأله سهيم شوند، فرمود: خداى متعال درباره روزه مى فرمايد: «... يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر...؛(1) خداى براى شما آسانى مى خواهد و برايتان سختى نمى خواهد».
وانگهى نظر به اين كه چنين روزهاى طولانى و متجاوز از 19 ساعت، غير عادى است و با اين شرايط، روزه به افراد تحت چنين شرايطى صدمه مى زند، لذا مى توانند طبق آفاق متعارفه مثل عراق و ايران روزه شوند.
از معظم له سؤال شد: برخى از بيماران مى توانند روزه بگيرند، اما در صورت گرفتن روزه و نخوردن داروى اعصاب و روان شان دچار آشفتگى و پريشانى مى شود و بسا كه خود دستخوش خشم و عصبانيت شوند، با اين حال آيا مى توانند روزه را ترك كنند؟
ايشان پاسخ داد: چنين بيمارانى روزه نگيرند چنانچه غير قابل تحمل باشد و سپس قضا نمايند.
يكى از فضلاى حاضر در جلسه پرسيد: كسى كه به دليل داشتن عذر شرعى، مانند بيمارى، روزه نگرفتن براى او جايز است، ولى دچار ترديد و وسوسه شده، با خود مى انديشد كه روزه از او ساقط نيست و ترديد هايى از اين قبيل. آيا در چنين موردى مى تواند به اطرافيان خبره مراجعه و تعيين وضعيت كند؟
معظم له پاسخ داد: بله، مى تواند.
آخرين مطلبى كه از سوى آيت الله العظمى شيرازى براى مناقشه و بحث مطرح شد، اين بود كه آيا متنجس، نجس است؟ سپس در مقام پاسخ، فرمود: در اين باره مرحوم آيت الله العظمى سيد محسن حكيم قدس سره و مرحوم والد (آيت الله العظمى ميرزا مهدى شيرازى) قدس سره بر اين بودند كه: ملاقى با متنجس، نجس مى شود، هر چند واسطه ها متعدد باشد و مى گفتند: فرقى در آن (نجس شدن) نيست، خواه همراه واسطه ها باشد يا بدون آن [و از جهت نجاست، تماماً حكمى مساوى دارند].
آن گاه افزود: من به عدم نجاستِ متنجس چهارم و حتى عدم نجاستِ متنجس سوم قائل بودم. به عنوان مثال، اگر از دست كسى خون بيايد و او عين نجاست را از دست خود پاك كند، در صورتى كه همين دست تر شود و با بخشى از عبا يا لباس تماس پيدا كند، آن بخش نجس مى شود. حال اگر دستِ تر با آن قسمت از لباس تماس پيدا كند، نجس مى شود و در صورت تماس دست ترِ ديگرى با آن دست، نجس نخواهد شد.
ايشان در ادامه فرمود: مرحوم آقاى حكيم و مرحوم والد، بنابر قاعده «والرجز فاهجر؛(2) و از پليدى دورى گزين» استدلال مى كردند: هر چند واسطه هاى متعدد باشد، باز هم متنجس، نجس خواهد كرد، چرا كه بنابر ضرورت و لزوم عرفى «دورى جستن از پليدى» بايد از تماس يافته با پليدى نيز دورى جست.
معظم له در ردّ نظر فقهى آن دو بزرگوار فرمود: نمى توان اين قاعده را چنان توسعه داد كه شامل حكمِ «ملاقي متنجس ـ هر چند واسطه ها متعدد باشد ـ نجس است» نيز بشود.


1. بقره(2) آيه 185.
2. مدثر(74)، آيه5.