|
در محضر مرجعيت ـ جلسه نهم
بسم الله الرحمن
الرحيم

|
شب هاى ماه مبارك
رمضان ـ ماه رحمت وامان وماه نزول قرآن ـ فرصت
مناسبى براى مذاكرات علمى وخوشه چينى از محضر
عالمان بزرگوار است. از اين رو بيت مرجع عالى قدر
حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى
دام ظله طبق سنوات گذشته ميزبان علما، فضلا، طلاب
علوم دينى، شخصيت هاى گوناگون و عامّه مؤمنانى است
كه با معظم له ديدار مى كنند. در اين ديدارها
مباحث علمى و مسائل فقهى، تاريخى و فرهنگى مطرح مى
شود و افزون بر طرح اين قبيل مسائل، مرجع عالى قدر
سفارش ها و رهنمودهايى ارائه مى دهند. |
در اين شب نيز همانند شب هاى گذشته، شمارى از فضلاى ارجمند
و استادان حوزه در جلسه علمى ـ فقهى كه در بيتِ مرجع عالى
قدر حضرت آيت الله العظمى سيد صادق حسينى شيرازى دام ظله
برگزار مى شود، حضور داشتند. از جمله مسائل فقهى كه در اين
جلسه مطرح شد، اين بود: شخصى مسلمان، در يكى از كشورهاى
اروپايى سالن غذاخورى داير كرده است. با توجه به اين كه
مشتريان اين سالن، از مسلمانان و مسيحيان هستند، آيا مالك
آن جا مى تواند در سالن غذاخورى گوشت خوك [به مشتريان غير
مسلمان] عرضه كند؟ و اين كار براى او جايز است؟
مرجع عالى قدر در پاسخ فرمودند: قرآن كريم و روايات شريفه،
شراب و گوشت خوك را به شدت حرام [و پليد] خوانده اند، به
حدّى كه كسى را توانِ آن نيست كه مسئوليتِ فتوا دادن به
جواز در اين زمينه و مانند آن را بر عهده بگيرد.
مرجع عالى قدر در قالب بحثى علمى فرمودند: به نظر من، شخص
مى تواند به نيابت از ديگرى، مانند: شوهر از طرف همسر و
پدر از طرف فرزند، تبرعاً از سوى آنان، حقوق شرعى كه بر
ذمه دارند، از قبيل: خمس، زكات، فديه و كفاره، بدهد، چراكه
ملاك در چنين امورى تأديه آن است.
از معظم له سؤال شد: كسى كه خمس، زكات يا ديگر حقوقِ شرعى
را مى دهد و آن عمل را با ريا همراه مى كند، چه حكمى دارد؟
آيت الله العظمى شيرازى پاسخ دادند: ريا در هر كارى، آن را
تباه مى كند و يا لا أقل از معنويت آن مى كاهد. و در مورد
سؤال ذمه چنين فردى ابراء (آزاد) مى شود، زيرا نيتِ قربت
در امور مالى ظهورِ در شرطيت ندارد، بله در چنين فرضى، شخص
با نيت ريا مرتكب حرام شده و از رسيدن به معنويت والاى اين
عبادت خود را محروم كرده است.
ايشان به منظور مناقشه و بحث علمى، دو مسأله را مطرح
نمودند:
1. آيا خجالت شديد، از مصاديق حرج است؟ به عنوان مثال، اگر
جوانى در خانه يكى از بستگان خود جنب شود و به جهت شرم و
حيا از رفتن به حمام و غسل كردن، خوددارى مى كند. آيا اين
حدِّ از شرم و حيا جزئى از حرج است؟ و آيا از نظر عرف، حرج
به شمار مى رود؟
آن گاه در مقام پاسخ فرمودند: نقل شده است كه شخصى حضور
مرحوم [آيت الله العظمى] سيد ابوالحسن اصفهانى قدس سره
رسيد و به ايشان گفت: «مردى به همراه همسر خود به خانه
پدرزن رفت و در آن جا هر دو جنب شدند، اما از رفتن به حمام
و غسل كردن، شرم داشتند. در اين صورت چه حكمى بر آنان
مترتب است؟
ايشان فرمود: هر دو بايد تيمم كنند» و ظاهراً حكم فردى كه
در حرج شديد بر اثر حياى شديد باشد همين است.
2. كسى كه به دليل بيمارى ريه و تنفسى اسپرى مصرف مى كند،
روزه اش چه حكمى دارد؟ پاسخ اين است كه جايز است و روزه را
باطل نمى كند.
درباره قرائت در نمازهاى واجب و لزومِ تصحيح آن، مرجع عالى
قدر فرمودند: آيا در زمان امامان معصوم عليهم السلام براى
درست كردن قرائت خود، و تصحيح آن، احدى نزد امامان عليهم
السلام مى رفت؟ و آيا روايتى در دست داريم مبنى بر اين كه:
هر كس قرائتش صحيح نباشد بايد نزد خبره برود تا قرائتش را
تصحيح كنند؟
پاسخ منفى است. البته بر هر مكلّفى واجب است كه قرائت خود
را مطابق آنچه در قرآن كريم آمده است، تصحيح نموده و صحيح
بخواند.
سپس ايشان به موضوع «غنا و موسيقى» و حرمت آن پرداختند و
فرمودند: از امام رضا عليه السلام نقل شده است كه فرمودند:
مردى خدمت امام باقر عليه السلام رسيد و از حضرتش درباره
غنا پرسيد، آن حضرت فرمودند: «يا
فلان، إذا ميَّز الله بين الحق والباطل، فأنّى يكون
الغناء؟ اگر خدا حق و باطل را از يكديگر جدا
كند، غنا در كدام گروه قرار خواهد گرفت؟
آن مرد گفت: در كنار باطل.
امام فرمود: قد حكمت؛ تو خود، داورى كردى».(1)
يكى از فضلاى حاضر پرسيد: شخص روحانى با عمامه، اما بدون
تحت الحنك (دنباله عمامه كه هنگام نماز گشوده، پيشِ رو يا
دور گردن مى اندازند) نماز مى خواند. اين امر چه حكمى
دارد؟
معظم له در پاسخ فرمودند: مكروه است و اگر تحت الحنك
انداخته شود، چنانكه در روايت آمده است ثواب نماز چهار
برابر مى شود.
لازم به توضيح است كه عمامه دو نوع است. يكى طابقيه (كه
تحت الحنك آن باز نمى شود) و ديگر عمامه هاى متعارف كه مى
توان تحت الحنك آن را باز كرد كه در اين صورت، مكروه است
روحانى عمامه از نوع اول را در نماز بر سر نهد.
از آيت الله العظمى شيرازى سؤال شد: شخصى ـ مثلاً ـ به
مشهد مقدس مسافرت مى كند و قصد اقامت ده روزه مى نمايد.
حال اگر در روزِ پنجم يا ششم از مشهد خارج شده، فاصله اى
كمتر از چهار فرسخ طى كند. آيا اين امر، در اقامت او خللى
ايجاد مى كند؟
معظم له پاسخ دادند: فقها به عدم وجود اشكال در اين مورد
قائلند.
نيز سؤال شد: اگر كسى ـ مثلاً ـ به مشهد برود و قصد اقامت
ده روزه كند. حال اگر در روز اول، از شهر خارج شده، تا
مسافت كمتر از چهار فرسخ برود و همان روز بازگردد و در روز
آخر اقامت، يعنى روز دهم نيز همين عمل را تكرار كند، قصد
اقامت ده روزه او چه حكمى دارد؟
ايشان پاسخ دادند: اگر مدتى كه از شهر خارج شود، تنها چند
ساعت باشد، به قصد اقامت او اشكالى وارد نمى كند.
در بحثى علمى با يكى از فضلاى حاضر در جلسه، معظم له
فرمودند: برخى سخنان مولاى مان اميرالمؤمنين عليه السلام
كه در نهج البلاغه آمده است، در حقيقت، تفسير قرآن كريم
است. از اين رو سزاوار و بايسته است كه مردان و زنانِ با
ايمان، از نهج البلاغه ـ كه كتاب زندگى است ـ بهره ببرند.
آيت الله العظمى شيرازى سخنان خود را با يك روايت به نقل از حضرت
سلمان و حضرت ابوذر ـ كه خداى شان رحمت كند ـ به پايان
بردند. در اين روايت آمده است: رسول خدا صلى الله عليه
وآله دست على بن أبى طالب را گرفت، فرمودند: «إن
هذا أول من آمن بي، و هذا أول من يصافحني يوم القيامة،
وهذا الصديق الأكبر، وهذا فاروق هذه الأمة، يفرق بين الحق
والباطل؛(2) به يقين، اين اولين گرونده به من
بود، و اولين كسى خواهد بود كه در روز قيامت با من مصافحه
خواهد كرد (دست در دستِ من خواهد نهاد و همراه من خواهد
بود)، و اين صدّيق اكبر (كه تصديق رسول خدا نمود) و فاروقِ
اين امت است كه حق را از باطل جدا مى كند (معيار و سنجه اى
است براى شناختن حق و باطل)».
1. فروع كافى، ج6، ص435،
حديث25.
2. محمد بن سليمان كوفى، مناقب الإمام أميرالمؤمنين عليه
السلام، ج1، ص267.
|