|
در محضر مرجعيت ـ جلسه سيزدهم
بسم الله الرحمن
الرحيم

|
شب هاى ماه مبارك
رمضان ـ ماه رحمت وامان وماه نزول قرآن ـ فرصت
مناسبى براى مذاكرات علمى وخوشه چينى از محضر
عالمان بزرگوار است. از اين رو بيت مرجع عالى قدر
حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى
دام ظله طبق سنوات گذشته ميزبان علما، فضلا، طلاب
علوم دينى، شخصيت هاى گوناگون و عامّه مؤمنانى است
كه با معظم له ديدار مى كنند. در اين ديدارها
مباحث علمى و مسائل فقهى، تاريخى و فرهنگى مطرح مى
شود و افزون بر طرح اين قبيل مسائل، مرجع عالى قدر
سفارش ها و رهنمودهايى ارائه مى دهند. |
در اين جلسه، مرجع عالى قدر، حضرت آيت الله العظمى سيد
صادق حسينى شيرازى دام ظله طبق معمول، در چارچوب مناقشاتِ
علمى فقهى، استفتايى را مطرح نموده و فرمودند: چندى قبل،
شخصى، در نامه اى استفتا كرده، نوشته بود: «من پيرو آيين
هندو بودم و مسلمان شدم، اما به جهت ترس از پدر و مادر و
خويشاوندان و به منظور ايمن ماندنِ از گزند و آزارِ آنان،
مسلمان شدنِ خود را پنهان مى كردم. اخيراً پدرم به من گفت:
بايد خود را براى ازدواج با دختر عمويت آماده كنى.
با توجه به اين كه دختر عمويم، هنوز يك هندو مذهب است، در
چنين شرايطى و با پيشنهاد پدرم چه بايد بكنم؟».
آن گاه معظم له ادامه دادند: اين شخص كه نمى تواند مسلمان
شدنِ خود را آشكار كند. از نظر شرعى نيز نمى تواند دختر
عموى خود را كه هندو و كافر است به ازدواج خود در آورد. با
اين احوال تكليف او چيست؟ آيا مى توان اين حالت را عُسر و
حرجِ شديد دانست كه بر اساس آن، مرد مسلمان بتواند دختر
عموىِ هندوى خود را به همسرى گيرد؟
آن گاه فرمودند: خير، زيرا اكيداً ازدواج مرد مسلمان با زن
غير مسلمان جايز نيست، لذا او بايد از اين ازدواج دورى كند
تا وقتى كه زن شهادتين را بر زبان جارى كند.
ايشان افزودند: يكى از علماىِ شيعى پاكستان، به نام «شيخ
محمد اسماعيلى» كاروان سالار حاجيان بود و دختران و پسران
جوان را از طريق كويت براى حج به عربستان مى برد و آنان را
از همان مسير به پاكستان باز مى گرداند. در زمانى كه در
كويت بوديم، با او ديدار كرده ام. او مى گفت: «برنامه اى
سالانه دارم، بدين معنا كه همه ساله از زنان شيعى و مردانِ
عامى مذهبِ آماده ازدواج ثبت نام مى كنم و پس از آگاه
ساختن خانواده هاى آنان از ماجرا و هماهنگى با آنها، زن و
مرد شيعه و عامى مذهب را به ازدواج يكديگر در مى آورم، سپس
آنان را به حج مى برم و در حالى آن ها را از سفر حج باز مى
گردانم كه تمام مردان عامى مذهب همراه كاروان، به مذهب اهل
بيت عليهم السلام درآمده، به سوى نور آن خاندان پاك راه
يافته اند.
شيوه كار به اين صورت است كه در موسم حج و با يارى و
همكارى همسران شيعه آنان، با شوهران شان وارد بحث و گفتگو
مى شوم و با دليل و برهان، حقانيت مذهب شيعه را براى آنان
ثابت مى كنم. به لطف خداى منّان در اين امر موفق بوده ام و
بدون استثنا در تمام سفرهاى حج، همه مردان كاروان به مذهب
تشيع درآمدند و در شمار راهيافتگان قرار گرفتند».
مرجع عالى قدر فرمودند: با كمال تأسف اين شخصِ فاضل و
پرتلاش، بيست سال قبل در پاكستان ترور شد و به شهادت رسيد.
ايشان در ادامه بحث فرمودند: ازدواج زن شيعى با مرد عامى
مذهب اشكالى ندارد، مشروط به اين كه از عقايد خود حفاظت
كرده، بدان پايبند باشد و تحت تأثير اعتقادات مرد قرار
نگيرد، البته خوب است سعى كند شوهر را به سوى نور اهل بيت
عليهم السلام هدايت كند.
ايشان افزودند: در اين زمينه روايتى از امام صادق عليه
السلام آمده است: «تزوجوا في
الشُكّاك، ولا تزوجوهم، لأن المرأة تأخذ من دين زوجها و
يقهرها على دينه؛(1) از شكّاكان [در ولايت
اميرالمومنين و اهل بيت عليهم السلام] زن بگيريد، ولى به
آنان زن ندهيد، زيرا زن از دينِ همسر خود مى گيرد (به آيين
او مى گرود) و همسرش او را به پذيرش دين خود مجبور مى
كند».
آيت الله العظمى شيرازى افزودند: اگر اين تعليل در موردى
صدق نكند و زن تحت تأثير اعتقادات همسر قرار نگيرد، چنين
ازدواجى اشكال ندارد، البته برخى فقها در اين موضوع سخنى
مفصل دارند.
يكى از حاضران گفت: برخى برآنند كه رسول خدا صلى الله عليه
وآله و اميرالمؤمنين عليه السلام بنابه مصالحى كه خود بر
آن واقف بودند، اجراى پاره اى از احكام قرآن را ترك كردند.
نظر حضرت عالى در اين باره چيست؟
مرجع عالى قدر فرمودند: پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و
اميرالمؤمنين عليه السلام نخستين كسانى بودند كه دستورات
قرآن را اجرا كردند، اما در شرايط خاصّى، در مورد پاره اى
از احكام قرآن كريم، بر اساس قاعده «رفع يد» عمل كردند كه
از جمله آن موارد، تطبيق حكم فرار از جنگ بود. فرار از جنگ
چندين بار در روزگار پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله رخ
داد، اما در روايات و متون تاريخى مطلبى نقل نشده است كه
آن حضرت، فراريان از جنگ را كيفر كرده باشند.
ايشان افزودند: آنچه از ادلّه استنباط مى شود اين است كه
خوددارى پيامبر صلى الله عليه وآله از كيفر كردن فراريان
از جنگ، به جهت تزاحمِ اهم و مهم بوده است، بدين معنا كه
اگر كسى در شرايطى خاصّ در كارى با تزاحم رو به رو شود،
بايد اهم را بر مهم مقدم بدارد.
1. الاستبصار، ج3، ص184، باب119، حديث7، مبحث تحريم ازدواج
با زن ناصبى.
|