|
بسم الله الرحمن الرحيم
|
بارگذارى |
شنيدن |
|
 |
|

با عرض تعزيت به مناسبت شهادت سيدالأولين و
الآخرين، رسول الله صلى الله عليه وآله و
شهادت سبط اكبر حضرت امام حسن مجتبى صلوات
الله عليه كه به قولى در چنين روزى است، هر
چند عمل و نظر علماى بزرگ و مراجع شيعه در روز
هفتم صفر بوده است. همچنين عرض تعزيت به
مناسبت سالروز شهادت حضرت امام رضا عليه
الصلاة والسلام كه در آخر اين ماه است. نيز
تشكر مى كنم از تمام كسانى كه در اين ماه هاى
محرم و صفر خصوصاً دهه عاشورا به ويژه شب و
روز عاشورا و همچنين در اين سه روز آخر ماه
صفر دچار مشكلاتى شده اند يا رنجى ديده اند و
صبر پيشه كرده اند و شعائر و مراسم حسينى را
در سراسر دنيا إقامه كرده اند و با اخلاق خوب
برخورد نموده اند، چه حاضرين در مجلس، چه در
ايران، چه در كشورهاى اسلامى و چه در سراسر
كشورهاى ديگر؛ از همه ى عزاداران حسينى سپاس
گزارى مى كنم و اميدوارم خداى تبارك و تعالى
از همه ى عزاداران قبول بفرمايد و خود رسول
الله و اهل بيت مطهر آن حضرت به خصوص مولايمان
حضرت بقية الله مهدى موعود، امام زمان صلوات
الله عليهم اجمعين براى همگى دعا بفرمايند.
سخنان حضرت زهرا عليها السلام در واپسين دم
بعد از شهادت پيامبر خدا صلى الله عليه وآله
اميرمؤمنان عليه الصلاة والسلام و حضرت زهرا
صلوات الله عليها در همان روزهاى اول سخنان
بسيار مهمى دارند كه بسيار اساسى و راهگشايند،
و مطالب فراوانى در اين سخنان وجود دارد، و مى
تواند براى كسانى كه اهل تأمل و تفكر هستند
سرنخى باشد كه بر اساس آن به روش هاى عملكرد و
رفتارِ صحيح در سطح دنيا پى مى برند.
با اين جمله ها مى توان به راه هاى رفتار
صحيح، كه مورد رضايت خدا و پيغمبر و اهل بيت
صلوات الله عليهم اجمعين مى باشد، رسيد.
جوانان و ضرورت مطالعه ى سخنان اهل بيت عليهم
السلام
من باز هم سفارش مى كنم و هميشه بر اين موضوع
تأكيد مى كنم كه جوانان عزيز در هر جاى دنيا
كه هستند، اين فرمايشات اميرالمؤمنين و حضرت
زهرا صلوات الله عليهما را بخوانند و به صورت
گروهى به بحث بگذارند و در آنها تأمل كند و از
اين راه در پى كشف معانى اين سخنان باشند.
ببينند كه آن بزرگواران چه مى خواستند
بفرمايند؛ ببينند كه اسلام چگونه پايه و اساس
گرفت؛ ببينند كه چگونه پس از پيامبر صلى الله
عليه وآله اسلام را به هم زدند، و چگونه بار
ديگر اسلام در دنيا پايه بگيرد؛ چگونه مى توان
بار ديگر اسلام را عملى كرد و مردم دنيا را از
اين مشكلات فراگير و پردامنه اى كه در سراسر
دنيا وجود دارد، نجات داد. به هر حال همه را
به ويژه جوانان را به مطالعه و بحث اين سخنان
پربار سفارش مى كنم. شايد از اين رهگذر مقدمه
ى خوب و زوديابى پديد آوريم براى ظهور حضرت
بقية الله عجل الله تعالى فرجه الشريف، ان شاء
الله تعالى.
نمونه اى از سخنان حضرت زهرا عليها السلام
در اينجا يك جمله اش را عرض مى كنم. اين جمله
از فرمايشات حضرت زهرا سلام الله عليها خطاب
به زنان مهاجرين و انصار است و زمانى بيان شد
كه آن حضرت در بستر بيمارى بوده اند: پرسيدند
از حضرت زهرا سلام الله عليها كه حال شما چطور
است؟ «كيف اصبحت عن علتك؟؛(1) امروز با بيمارى
تان چگونه ايد؟»
آن حضرت جواب اين سؤال را ندادند و حتى يك
كلمه در پاسخ اين سؤال بيان نفرمودند. مطالبى
ديگر بيان كردند كه مضمون چند جمله اش اين
است: پدرم رسول خدا صلى الله عليه وآله براى
دنيا موجى از آرامش درست كردند، جنگ سيصد ساله
را خاموش كردند، دشمنى ها را به دوستى ها
تبديل كردند، يهوديان را كه به گفته ى قرآن با
مؤمنان عداوت بسيار شديدى دارند(2)
با سه چيز به
دامن اسلام آوردند، احبار و علماى يهود مسلمان
شدند، تاجران يهود نيز اسلام را پذيرفتند. بعد
از رسول خدا صلى الله عليه وآله جان و نفس(3)
رسول خدا صلى الله عليه وآله ـ كه به تعبير
قرآن است ـ را به جانشينى خودشان تعيين كردند
كه كسى نبود جز اميرالمؤمنين على بن ابى طالب
صلوات الله عليهما. اينها حضرت على بن ابى
طالب صلوات الله عليهما را كه جانشين و نفس
پيغمبر است كنار زدند.
خبره ى دنيا و دين
حضرت زهرا عليها السلام در وصف على بن ابى
طالب عليهما السلام اين گونه فرمودند:
«والطبين بامر الدنيا والدين»(4) طبين يعنى
خُبره، لذا على ابن ابى طالب عليهما السلام هم
دنياشناس بود و هم دين شناس. بنابراين به كسى
ستم كردند كه در اوج دين شناسى و دنياشناسى
است، و با كنار زدن ايشان هم دينشان را از دست
دادند و هم دنيايشان را. على بن ابى طالب مثل
پيامبر خدا صلوات الله عليهما وآلهما خبره ى
دنيا و دين بوده اند. نفس رسول الله، يعنى
اينكه اين دو خبره و مانند همديگرند.
مرحوم محدث قمى در مفاتيح الجنان و مرحوم اخوى
[حضرت آيت الله العظمى حاج سيد محمد حسينى
شيرازى قدس سره] آورده اند كه در سالروز شهادت
رسول اكرم صلى الله عليه وآله مردم به زيارت
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نجف اشرف مى
روند و به آن حضرت تعزيت مى گويند، چون ايشان
نفس رسول الله صلى الله عليه وآله مى باشد.
كفايت سياسى
خُبره دنيا و دين به تعبير امروزى «كفايت
سياسى» است. در تاريخ ملاحظه كنيد كه قبل از
پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله و بعد از آن
حضرت چه كسى خبره ى دنيا و دين بوده و كفايت
سياسى داشته؟ خيلى ها به نام اسلام حكومت
كردند، كه از آن جمله يزيد، منصور دوانيقى،
هارون، مأمون و مانند اينهاست. چنين حاكمانى
معتقد بودند كه حكومتشان بر پايه اسلام است و
خليفه پيغمبرند. زبانشان از اسلام و قرآن و
پيغمبر مى گفت، اما زير اين پوشش امام حسين و
امام صادق و امام رضا عليهم الصلاة والسلام را
به اسم اسلام به شهادت مى رساندند. تاريخ از
اين قضايا پر است، مطالعه كنيد و ببينيد.
راهى براى فهم كفايت سياسى پيامبر اكرم صلى
الله عليه وآله
شكنجه هايى را كه در تاريخ حيات بشر شده است
مطالعه كنيد و در آنها تأمل نماييد. پس از آن
است كه خواهيد فهميد كه رسول خدا صلى الله
عليه وآله براى دنيا چه آورده اند، و پس از
شهادت آن حضرت، خواسته ها و روش هاى آن حضرت
را منحرف كردند، در نتيجه بر سر دنيا و دين چه
آمد و تا به امروز بر سر مردم جهان چه مى آيد.
آغاز انحراف
در چنين روزى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله
شهيد شدند، جريان زلال دين آن حضرت را منحرف
كردند و آن را از راه صحيح و الهى اش
پيچاندند. زمانى به اوج اين مسأله پى خواهيد
برد كه در اين باره مطالعه كنيد، وـ الحمدلله
ـ همه ى شما اهل علم و فضل و مطالعه هستيد.
جوانان را، به خصوص، دعوت مى كنم به مطالعه.
كتابى در هفت جلد منتشر شده است به نام
«موسوعة العذاب»؛ و نويسنده در اين كتاب سعى
كرده است تمامى عذاب ها و شكنجه هايى كه در
تاريخ آمده و از زمان نمرود و فرعون بوده، تا
شكنجه هايى كه در ايران باستان، روم و يونان،
يهوديان و مسيحيان و مانند اينها، تاريخ
درباره شان گزارش داده، به قدر توان خود جمع
كرده است. فرهنگيان و اهل مطالعه را به ديدن
اين كتاب دعوت مى كنم تا ببينند كه بر سر
انسان چه گذشت و ستمگران تاريخ چگونه رفتار مى
كردند. شكنجه هايى كه بنى العباس، بنى اميه و
بنى عثمان به نام اسلام بر عليه مسلمانان به
كار مى بردند، در اين كتاب آمده است.
رياكارى حاكمان خودسر
رهبران اين حكومت ها، مثل يزيد و معاويه،
مانند امام حسين صلوات الله عليه عمامه بر سر
مى گذاشتند، محاسن داشتند، نماز جماعت مى
خواندند و به تقوا امر مى نمودند، ولى عقيده و
رفتارى كاملاً مخالف اسلام داشتند. پول جعلى
با پول غير جعلى شبيه است و تشخيص اين دو از
يكديگر دشوار است؛ هر كسى نمى تواند فرق اين
دو را تشخيص دهد.
در ميانه ى جنگ جمل، كه يك طرف حضرت
اميرمؤمنان عليه الصلاة والسلام و جمعى از
اصحاب حضور دارند و در طرف مقابل طلحه و زبير
و گروهى از اصحاب؛ ناگاه شخصى پيش آمد و گفت:
يا اميرالمؤمنين، هر دو طرف اصحاب پيغمبرند كه
در جنگ هستند، هر دو طرف امام جماعت دارند و
نماز را به جماعت مى خوانند. در اين طرف
اميرالمؤمنين عليه السلام و در طرف مقابل زبير
يا عبدالله بن زبير به امام جماعت ايستاده
اند، ده ها هزار نفر به زبير يا عبدالله بن
زبير اقتدا مى كردند حال چگونه تشخيص دهيم كه
كدام يك بر حق است و كدام يك بر باطل؟ راه
شناخت حق از باطل كدام است؟
راه شناخت حق از باطل
اميرالمؤمنين صلوات الله عليه در اينجا جمله
اى فرمودند كه چند كلمه است، نيم سطر است:
«اعرف الحق تعرف اهله، اعرف الباطل تعرف اهله؛(5)
حق را بشناس تا اهل حق را بشناسى، و باطل را
بشناس تا اهل باطل را بشناسى». يكى از نواصب و
دشمنان سرسخت شيعه و از دشمنان اميرالمؤمنين
عليه السلام كه اهل علم است و با ادبيات عرب
آشناست، گفته است كه على بن ابى طالب صلوات
الله عليه نُه جمله دارد كه اگر آنها را از
فرهنگ مكتوب عرب جدا كنيم، فصاحت و بلاغت عربى
كور خواهد شد و اين جمله يكى از همان جمله
هاست. آرى، اعرف الحق، برو ببين قرآن و پيغمبر
خدا چه فرموده اند، در آن صورت تعرف اهله، حق
را به خوبى خواهى شناخت. خيلى ها هم ساده لوح
بودند و در شناخت حق درماندند. آنهايى كه
دنبال يزيد بودند، همه شان نمى دانستند كه
يزيد انسان پليدى است براى همين است كه توجيه
مى كردند. پيروان هارون و ساير خلفاى ستمگر هم
همينطور بوده اند.
نمونه اى از جنايات يزيد
يزيد در سال اول حكومتش امام حسين عليه السلام
را شهيد كرد و در سال دوم به مدينه حمله كرد و
سه روز مدينه را، شهر پيغمبر را، «اباحه» كرد.
يعنى ناموس، مال و جان مردم را در اين سه روز
مباح كردند، به گونه اى كه ارتشيان هر چه مى
خواستند انجام دادند. مردم در اين سه روز به
مسجد پيغمبر پناه آورده بودند ولى ارتشيان
يزيد، كه خود را خليفه پيغمبر مى دانست، آنقدر
كشتند كه خون كشته شده گان با قبر مطهر پيغمبر
مساوى و همسطح شد: «حتى ساوى الدم قبر رسول
الله»(6) چقدر بايد خون ريخته باشند تا اين خون
ها مثل جوى آب جارى شود؟ قبر پيغبمر صلى الله
عليه وآله به اندازه يك وجب از زمين بلندتر
بود. همچنين نوشته اند كه در آن سال از
دخترهاى باكره و شوهر نديده هزار فرزند به
دنيا آمد. چقدر بايد تجاوز صورت گرفته باشد كه
هزارتاى آنها به تولد نوزاد بينجامد؟
تمام اينها بعد از پيغمبر اتفاق افتاده است،
بعد از آنكه روش آن حضرت را منحرف كردند.
همه ى اين تجاوزها را علماى تاريخ نقل كرده
اند. آيا يزيد كفايت سياسى داشت؟ آيا بنى
العباس كفايت سياسى داشتند؟ آيا بنى عثمان
كفايت سياسى داشتند؟
كفايت سياسى اميرالمؤمنين عليه السلام
حضرت زهرا عليها السلام روى اين كلمه تأكيد
كردند: «والطبين بامر الدنيا و الدين» رسول
الله صلى الله عليه وآله كفايت سياسى داشتند؛
اميرالمؤمنين صلوات الله عليه كفايت سياسى
داشتند. اميرالمؤمنين عليه السلام پس از بيست
و پنج سال خانه نشينى و با تمام آن مشكلات
داخلى و خارجى كه داشتند و سه جنگ بزرگ را پشت
سر گذاشتند، ثابت كردند كه به بهترين صورتِ
ممكن از كفايت سياسى برخوردار بوده اند. در
همين جنگ ها ثابت كرده اند كه چقدر توانا و
مدير هستند. رسول خدا صلى الله عليه وآله در
ايام حيات مباركشان كفايت سياسى خود را به
خوبى نشان دادند نه آنهايى كه با نام دين در
پى نابودى دين بوده اند.
از شناخت تا تبليغ
تأكيد مى كنم به جوانان پيرو رسول خدا صلى
الله عليه وآله و اميرالمؤمنين صلوات الله
عليه، در هر جاى دنيا كه هستند، تاريخ حيات
اين دو مرد بزرگ را بخوانند، تا ببينند كه در
طول تاريخ بشرى كفايت سياسى را نشان داده اند
با تمام مشكلاتى كه داشتند، نه كم نظير بلكه
بى نظير اند، و تاريخ مثل آنها را هرگز نديده
است. پس از مطالعه اين امور، اين مطالب را به
دنيا عرضه كنند تا ببينند كه مردم دنيا چگونه
استقبال مى كنند و به رسول خدا و اميرالمؤمنين
و اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين روى مى
آورند.
دنياى محروم از دانايى
امروزه دنيا در نوعى سياه نمايى خبرى و
اطلاعاتى به سر مى برد. يعنى ستمگران حاكم بر
دنيا از نادانىِ مردم از تاريخ پيغمبر صلى
الله عليه وآله و اهل بيت آن حضرت عليهم
السلام، استفاده مى كنند و آنها را در نوعى بى
اطلاعىِ از حقايق نگه داشته و به جاى آن،
تصوير نادرستى از اسلام نشانشان مى دهند، و
همچنان همين شيوه را دنبال مى كنند.
زيارت اربعين و سكوت رسانه ها
نمونه عينىِ آن را ديده ايد؛ خيلى از شما
عزيزان در اربعين به زيارت امام حسين عليه
السلام مشرف شده ايد، و يا دستكم شنيديد، و
برخى از آن را در شبكه هاى ماهواره اى مرتبط
به اهل بيت عليهم الصلاة والسلام ديده ايد. از
اول ماه صفر تا بيستم اين ماه، يعنى اربعين،
چه اتفاقى در عراق افتاده است و تا الآن هم
كمابيش ادامه دارد؟ اين رويداد بزرگى كه روى
كره زمين يقيناً و قطعاً بى مانند است و در
هيچ جاى دنيا روى نداده و بى نظير است، چيست؟
چه عظمتى دارد اين رويداد.
حال از طرف مقابل ببينيد كه رسانه هاى خبرى و
ماهواره هاى تلويزيونى كفر و رسانه هاى مرتبط
به دشمنان اهل بيت عليهم السلام يك دقيقه هم
از اين رويداد عظيم را نمايش ندادند. هرگاه يك
نفر در آن گوشه دنيا زخمى يا كشته شود ده ها
بار خبرش را مى گويند و تصاويرش را نمايش مى
دهند، اما اين جمعيت ميليونى زائرين امام حسين
عليه السلام را در سكوت خبرى مى گذارند. اين
همه زائر را با انفجارهاى كور و انتحارى شهيد
كردند، اما در اين باره حتى كلمه اى هم
نگفتند. اين جمعيت ميليونى را كه به كربلا مى
روند، و اعم از پير و جوان و كودك و بيمار و
ناتوان هستند، با اشتياق پياده حركت مى كنند،
حتى لحظه اى در رسانه هاى تصويرى شان نشان نمى
دهند. اين زائران دستمزد خودشان را از خود
امام حسين عليه السلام مى گيرند و در دنيا و
آخرت پاداش خود را دارند، اما سخن بر سر اين
است كه چرا رسانه هاى مخالف اسلام اين همه
سكوت خبرى و سياه نمايى مى كنند؟
فراوانى شبكه هاى ماهواره اى
به قول يكى از آقايانى كه دست اندركار شبكه
هاى ماهواره اى است سه هزار شبكه ماهواره اى
وجود دارد كه در كار اطلاع رسانى هستند. چند
تاى اين شبكه هاى ماهواره اى درباره اهل بيت
عليهم الصلاة والسلام و مرتبط به آنهاست؟
تعداد بسيار محدودى.
وظيفه ما
چه كسى بايد در اين عرصه مهم فعاليت كند تا
پيام اسلام را به دنيا برساند؟ آيا كسى جز شما
جوانان و دوستداران اهل بيت عليهم السلام اين
كار را مى كند؟ اين وظيفه شماست كه دنبال خدا
و پيغمبر و اميرالمؤمنين هستيد و از آنها
اطاعت مى كنيد. هر جاى دنيا كه هستيد، در بلاد
كفر، در بلاد اسلامى، در كشورهاى شيعى، هر جا
كه باشيد بايد در پى اين اطلاع رسانى باشيد.
نيازهاى عمل به اين وظيفه
اين همت بلند و كار بزرگ و تأثير گذار سه چيز
مى خواهد:
1. تلاش پى گير و خستگى ناپذير؛
2. صبر و تحمل مشكلات؛
3. اخلاق خوب.
پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله چگونه پيروز
شدند؟ همه اش كه معجزه نبوده. گاهى و ندرتاً
از باب اقتضا و ضرورت معجزه اى نشان مى دادند.
اگر هميشه و در هر حال معجزه مى كردند كه در
يك جنگ هفتاد زخم دردناك بر بدن مطهر
اميرالمؤمنين عليه السلام وارد نمى شد. اگر
معجزه مى كردند، حمزه عموى پيغمبر خدا، آن
گونه قطعه قطعه نمى شد؛ و بسيارى جريانات
ديگر. معجزات بسيار نادر و به قدر اتمام حجت
بود و بس.
اصحاب پيامبر
خود پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله چگونه عمل
مى كردند؟ اصحاب خوب آن حضرت چگونه عمل مى
كردند؟ برخى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه
وآله خوب بوده اند و برخى ديگر بد. قرآن در
جاهاى فراوانى از منافقين سخن گفته است.
«وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ
مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ
مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ؛(7) و برخى از باديه
نشينانى كه پيرامون شما هستند منافقند، و از
ساكنان مدينه نيز عده اى بر نفاق خو گرفته
اند». اين را قرآن فرموده است. آيا اين
منافقان در مدينه نبودند؟ آيا از اصحاب پيغمبر
صلى الله عليه وآله نبودند؟ قطعاً در مدينه و
از اصحاب آن حضرت بوده اند؟ اما با اين همه،
اصحاب پاك و خوبى هم داشتند كه واقعاً هر سه
مورد فوق را داشتند: تلاش خستگى ناپذير، صبر
فراوان و اخلاق نيكو.
امروز كه روز شهادت پيغمبر اسلام صلى الله
عليه وآله مى باشد، سعى كنيم كه اين سه ويژگى
را در خودمان زنده نگه بداريم و در اين كار
تصميم راسخ و جدى بگيريم و سعى كنيم اين سه
خصلت را ياد بگيريم و در خودمان ملكه سازيم.
با داشتن اين سه خصلت مى توانيم در دنيا مؤثر
باشيم، زيرا دنيا در شقاوت و بدبختى معنوى
زندگى مى كند و سخت نيازمند سعادت است. رسيدن
به سعادت هم هيچ راهى ندارد جز اينكه شما
جوانان مؤمن، متدين و معتقد به پيغمبر خدا و
اميرالمؤمنين و اهل بيت عليهم الصلاة والسلام
اين سه مورد را بياموزيد و به ديگران نيز
تعليم كنيد.
دو سه نكته و نمونه را عرض مى كنم تا نمونه اى
باشد براى اين بحث. سهم پيامبر صلى الله عليه
وآله در اين سه ويژگى بيشتر از همه است:
تلاششان، صبرشان و اخلاقشان.
ابورافع، صحابى فداكار
ابورافع يكى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه
وآله است. در تاريخ شرح حال او را به تفصيل
نوشته اند و مرحوم محدث قمى در منتهى الآمال
آورده است. ابورافع مى گويد كه روزى به ديدن
رسول خدا صلى الله عليه وآله رفتم. ديدم آن
حضرت دراز كشيده اند. نفهميدم كه آيا خواب
هستند، يا بيدار و در حال دريافت وحى. ديدم
نزديك آن حضرت يك مار وجود داشت. ترسيدم آن
مار رسول خدا را نيش بزند. ديدم اگر مار را
بكشم آن حضرت بر اثر سر و صدا بيدار خواهد شد.
لذا تنها راه چاره را اين ديدم كه ميان مار و
پيغمبر دراز بكشم تا اگر مار جلو بيايد مرا
نيش بزند نه آن حضرت را.
در روايت آمده است كه روزى رسول خدا صلى الله
عليه وآله در حال طواف براى استلام حجر الاسود
دست كردند در حجر. در اين هنگام عقرب انگشتِ
دستِ آن حضرت را نيش زد. اين نشان مى دهد كه
حيوانات هم خوب و بد دارند. بشر كه عقل دارد
نيز گاه راه بدى و معصيت را دنبال مى كند چه
رسد به حيوانات.
ابورافع مى گويد تنها راه چاره را در اين ديدم
كه ميان مار و پيغمبر حايل شوم تا اگر مار
بخواهد آن حضرت را نيش بزند، نتواند، و مرا
نيش بزند. با اين كار پيغمبر هم سالم مى مانند
و هم استراحتشان ناقص نخواهد ماند.
يعنى ابورافع براى آنكه پيامبر صلى الله عليه
وآله بيدار نشوند، حاضر بود كه جانش را بدهد.
ببينيد كه اين چه تربيت والايى است! اين چه
اخلاقى است كه روى اين انسان ها اثر گذاشته
است.
اميرالمؤمنين عليه السلام در يك سخنرانى كه
براى اصحاب خودشان كرده اند، زبان به گلايه
گشوده كه اگر ما مثل شما عمل مى كرديم، اسلامى
به وجود نمى آمد. امروز هم همين گونه است. اگر
سركردگان كفر، اسلام را به خوبى بشناسند چه
بسا خودشان مسلمان خواهند شد. از اين نمونه ها
هزارها وجود دارد.
نمونه اى ديگر از اصحاب آن حضرت
عكرمه پسر ابوجهل است. ابولهب و ابوجهل نظير
همديگر و پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله را
به فراوانى آزردند. خداى متعال هم هر دو را در
قرآن ذكر كرده: «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ
وَتَبَّ؛(8) كه در اين آيه و اين سوره صريحاً از
ابولهب سخن گفته، اما درباره ابو جهل در جاى
ديگر قرآن بدون آنكه نام او را ببرد سخن گفته
است.
درباره پسرش عكرمه هم آيه نازل شده است. او
يكى از كسانى است كه پيامبر خدا را خيلى اذيت
كرد. در سيزده سال حضور پيامبر مكرم اسلام صلى
الله عليه وآله در مكه همين ابوجهل و پسرش
عكرمه، تا مى توانستند آن حضرت را آزار دادند.
بعد از هجرت به مدينه نيز مشركين با پيامبر
اكرم صلى الله عليه وآله هشت سال جنگيدند.
آنها يهوديان، مسيحيان، باديه نشينان و قبايل
ديگر را به جنگ تشويق كردند. يكى از جنگ
افروزترينِ مشركان همين عكرمه پسر ابوجهل است.
اميرمؤمنان على بن ابى طالب صلوات الله عليهما
وقتى كه قصه هاى جنگ هاى پيغمبر را بيان مى
فرمايند، گاهى نام همين عكرمه را مى آورند. يك
بار حضرت فرمودند: در جنگ اُحد كه همه فرار
كردند، «انفردت يومئذٍ منهم فرقة خشناء فيها
عكرمة بن ابى جهل؛(9) يعنى به تنهايى مى جنگيدم و
يك دسته سخت و جنگاور را كه عكرمة بن ابى جهل
در ميان آنان بود از هم شكافتم».
دو دسته بودند كه در آنها يكى خالد بن وليد
فرماندهى مى كرد و در ديگرى عكرمة بن ابو جهل.
اين دو دسته جنگى هم شجاعت فراوانى داشتند و
هم تعداد نيروهاى جنگى شان بسيار بوده است.
حضرت مى فرمايند من اين دو دسته را شكافتم و
در دلشان فرورفتم و برگشتم.
نمونه اى ديگر از كفايت سياسى پيامبر
پيامبر خدا در فتح مكه، چنان كه در
بحارالأنوار علامه مجلسى رضوان الله عليه آمده
است، با آن كفايت سياسى كه به دنيا نشان دادند
و متأسفانه دنيا به اين روش آسمانى توجه نكرد،
اين عكرمه مسلمان شد. جنگ هايى كه پيامبر خدا
صلى الله عليه وآله انجام دادند و همه آنها بر
آن حضرت تحميل شده بودند، همه اش اطراف مدينه
بود، يعنى آن حضرت هيچ وقت لشكركشى نكردند تا
جايى را فتح كنند يا سراغ مردم مكه بروند. اين
در حالى است كه خود مردم مكه هميشه از هر
فرصتى استفاده مى كردند و مردم مسلمان را مى
كشتند. همان ها بودند كه لشكر كشيدند و جنگ
هاى بدر و اُحد و احزاب را راه انداختند. لذا
مى بينييم كه جنگ ها غالباً در نزديك شهر
مدينه بوده است. در بحارالانوار ببينيد كه چند
بار اسم عكرمه در جنگ ها آمده است.
(10)
در فتح مكه عكرمه گفت كه پيامبر قطعاً مرا
خواهد كشت. البته در آن زمان پدرش، ابوجهل
كشته شده بود. عكرمه در فتح مكه فرار كرد و در
جايى پنهان شد. زنش مسلمان شد و گفت: يا رسول
الله، عكرمه از ترسِ كشته شدن فرار كرده،
لطفاً امانش بدهيد تا برگردد. پيامبر فرمودند:
امانش دادم. اين زن در پى يافتن شوهر خود بود
و بالاخره او را يافت و امانِ پيامبر صلى الله
عليه وآله را به او داد. عكرمه برگشت. وقتى كه
به پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نزديك شد،
از فاصله دور نام آن حضرت را آورد و گفت: آيا
اين زن راست مى گويد كه امانم داده ايد؟ حضرت
فرمودند: بله. عكرمه همان جا مسلمان شد. كفايت
سياسى يعنى اين، نه آدم كشى به سبك بنى اميه و
بنى العباس و بنى عثمان. آدم كشتن هنر نيست،
هنر آن است كه آدم كش را به سوى دين بياورى.
از دنيا شناسى تا دين شناسى
حضرت زهرا سلام الله عليها فرمودند: «والطبين
بأمر الدنيا والدين؛ على بن ابى طالب صلوات
الله عليهما اين گونه بود. تاريخ زندگى عكرمه
و افرادِ مثل او را بخوانيد تا ببينيد كه رسول
الله صلى الله عليه وآله با آن كفايت سياسى
والايى كه به دنيا نشان داده اند، چگونه رفتار
مى كردند كه در نتيجه آن رفتارها اين چنين
افرادى مسلمان مى شدند. بعد از آن عكرمه در
يكى از جنگ ها در راه اسلام كشته شد. هنر آن
نيست كه دور را دورتر كنيم، يا ـ نعوذ بالله ـ
آنكه نزديك است دورش كنيم، اين را دنيا نمى
داند.
غفلتِ فراگير
همين ها كه انبوه ميليونى زائران امام حسين
عليه السلام را كه با پاى پياده رفته اند،
نشان نمى دهند، به خوبى مى دانند كه اين تجمع
ميليونى رويداد بزرگى است و در دنيا بى نظير
است. اينها يا نمى دانند كه امام حسين عليه
السلام كيست، يا تبليغات سوء بر آنها اثر
گذاشته و تمام ذهن و انديشه آنها را عوض كرده
است.
در روايت داريم كسانى كه به جنگ امام حسين
عليه الصلاة والسلام آمدند، آنقدر تحت تأثير
قرار گرفته بودند كه گمان مى كردند با اين كار
به خدا تقرّب مى جويند.
امام سجاد عليه السلام مى فرمايند: «... ازدلف
اليه ثلاثون الف رجل يزعمون انهم من هذه الأمه
كلٌّ يتقرب الى الله ـ عز وجل ـ بدمه...؛(11) سى
هزار مرد جنگى براى جنگيدنِ با آن حضرت حركت
كردند كه همگى گمان مى كنند از همين امت
اسلامند و همه با كشتنِ آن حضرت به خدا تقرّب
مى جويند».
تبليغات سوء اسلام را وارونه نشان مى دهند،
چنان كه الآن هم اسلام را وارونه و نادرست به
مردم مى نمايانند. الآن در گوشه و كنار دنيا
به قرآن، به پيامبر، به احكام اسلام و اهل بيت
صلوات الله عليهم اجمعين اهانت مى شود. مقدارى
از اين اهانت به سبب عناد و لجاجت است، اما
بسيارى از آنها بر اساس نادانى مى باشد. وقتى
كه حضرت على بن ابى طالب صلوات الله عليهما در
محراب مسجد كوفه شهيد شدند، عده اى از مردم
شام گفتند: عجب! على مگر نماز مى خواند؟ مگر
مسجد مى رفت؟ معاويه اين گونه تبليغ كرده بود.
آيا اين معاويه مى تواند كفّار را مسلمان كند؟
او كه مسلمانان را مى كشت.
جوانان و وظيفه سنگين هدايتگرى
چه كسى بايد اين تبليغات سوء را كه در دنيا
وجود دارد، و بى مهرى هايى كه دنيا به اهل بيت
عليهم السلام مى كند، برطرف كند. همين الآن كه
در اينجا هستيم، خدا مى داند كه چند ميليون
نفر گرداگردِ مرقد مطهر اميرالمؤمنين صلوات
الله عليه جمع شده اند، يا در حال برگشتن
هستند. چرا اين را نشان نمى دهند؟ چه كسى بايد
اينها را نشان دهد؟ شما، شما جوانانى كه
پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله و اميرالمؤمنين
صلوات الله عليه را باور داريد، و از عهده اين
كار به خوبى برمى آييد. همان طور كه جوانى با
بيست سال درس خواندن و صبر كردن دكتر حاذقى مى
شود، همان گونه مى تواند با صبر و تلاش و
اخلاق خوب به اين هدف مقدس برسد و اين كار مهم
را انجام دهد. تك تك شما جوانان مؤمن در هر
جاى دنيا كه هستيد و سخنان مرا مى شنويد، اين
قدرت را داريد كه سعادت را به دنيا برگردانيد.
آرى، به دنيا، نه فقط به كشورهاى اسلامى، به
تمام دنيا، چون آنها هم سخت نيازمند سعادت
دنيوى و اخروى اند. اما راه آن همان است كه
پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله واميرالمؤمنين
عليه السلام برايمان ترسيم كردند و با عملِ
خود روشش را به ما ياد داده اند، يعنى كفايت
سياسى و كفايت دينى به صورت همزمان و با هم.
حضرت زهرا سلام الله عليها هر دو را با هم
فرموده اند و نخست دنيا را فرموده اند: دنيا و
دين. چون وقتى كه دنياى مردم آباد شد در آن
صورت مشتاق دين مى شوند و اگر آن را دين خوبى
ديدند، قطعاً آن را دنبال مى كنند.
راز تقدم دنيا بر دين
والطبين بأمر الدنيا والدين. دنيا را بر دين
مقدم كرده اند، و آگاهانه اين را فرموده اند،
چون به خوبى مى دانستند كه دين مهم تر از
دنياست و تقدم دارد، اما راه رسيدن به دين
اصلاح دنيا و معيشت است. يعنى هرگاه سعادت
دنيايى را براى مردم تأمين كرديد، در آن صورت
دنبال دين خواهند آمد.
دنياى آشفته ى مسلمانان
مسلمانان هزار و سيصد سال زندگى كردند، در
حالى كه نه گذرنامه اى داشتند و نه شناسنامه و
نه كارت شناسايى و مدارك هويتى، و نيز مرزهاى
جغرافيايى كشورهاى اسلام در ميان نبود، اما با
سعادت و آسايش مى زيستند. تنها چيزى كه بود آن
است كه ميان كشورهاى اسلامى و كشورهاى غير
مسلمان مرز جغرافيايى بوده است. همه اين
محدوديت ها و مرزبندى ها از كجا در ميان
مسلمانان آمد؟ در قرآن كه نيامده است. قرآن
عكس اين را گفته است: «فَامْشُوا فِي
مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ؛(12) پس در
فراخناى آن [=زمين] رهسپار شويد و از روزى خدا
بخوريد...» آيا پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله
اين را فرموده اند؟ اميرالمؤمنين عليه السلام
اين را فرموده اند؟ قطعاً نه، بلكه به عكس آن
را گفته اند. اين محدوديت ها از كشورهاى كفر
آمد. حالا خود آن كشورها در حال حذف اين
محدوديت ها هستند و بسيارى از آنها از اين
امور دست برداشتند. آيا اين شقاوت و بدبختى
نيست؟ در يك سال چند هزار ميليارد پول خرج
همين چيزها مى شود؟ چند هزار ميليارد ساعت از
وقت مسلمانان تلف اين چيزها مى شود؟ آيا با
اين كارها سعادتى به دست مى آورند؟ اين امور
را دنيا نمى داند. اين حذف محدوديت ها و گسترش
راحتى ها و آزادى ها، اساس ها و بنيادهايى است
كه پيامبر مكرم اسلام صلى الله عليه وآله
تأسيس كردند و براى ما بيان نمودند و بدان ها
عمل هم فرمودند، آن هم در همه ابعاد سياسى و
مديريت و اداره مملكت.
سياست نبوى
منظور من، اين سياست امروزه دنيا نيست، چون در
كتاب هاى دينى از اين سياست به شيطنت تعبير مى
شود، بلكه منظور من سياست پيغمبر صلى الله
عليه وآله مى باشد، همان سياستى كه در دعاها و
زيارت هاى اهل بيت عليهم السلام از آن ياد مى
شود، از آن جمله در زيارت جامعه كبيره آمده
است: «وساسة العباد؛ يعنى ائمه عليهم السلام
سياسيّون بندگان خدا بوده اند».
فداكارى ابورافع
پس از آنكه بيست و پنج سال از شهادت پيامبر
صلى الله عليه وآله گذشت، اميرالمؤمنين عليه
السلام روى كار آمدند و دشمنان آن حضرت جنگ
جمل را به راه انداختند و بصره را گرفتند،
والى ايشان را كشتند و فساد و تباهى و ظلم
برپا كردند. پس از آن امام به كوفه آمدند، و
ابورافع از جمله كسانى بود كه به همراه آن
حضرت وارد كوفه شد. در بحارالانوار علامه
مجلسى رضوان الله عليه به تفصيل در اين باره
بيان شده است. ابورافع در مدينه همه چيز داشت:
زمين، خانه، باغ و... . او همه را فروخت و در
ركاب اميرالمؤمنين عليه السلام به كوفه آمد و
پس از آن حضرت، به اتفاق امام حسن مجتبى عليه
السلام به مدينه برگشت در حالى كه هيچ چيزى
نداشت.
از خودگذشتگان اندكند!
امروزه چند نفر را مى توان پيدا كرد كه در راه
خدا همه چيزش را بفروشد؟ چند نفر را مى توان
يافت كه مثل ابورافع هستند؟ كسيت كه مى تواند
مثل او تشخيص دهد كه بايد در راه اسلام همه
چيزش را بدهد؟ در ميان مسلمانان چند نفر
ميلياردر هست؟ چهل سال قبل در جايى مى خواندم
كه بيش از سه هزار نفر ميلياردر مسلمان وجود
دارد. يكى از همين ميلياردرها مى تواند تاريخ
دنيا را به خوبى عوض كند. مى تواند در اطلاع
رسانى جهانى فعاليت كند و تبليغات اسلامى را
برجسته كند. همين كه قصه هاى پيغمبر اسلام صلى
الله عليه وآله را نقل كند، دنيا را عوض خواهد
كرد. هرگاه هم بعضى از مردم در اين امور ترديد
كنند، بالاخره انسان هاى فرهنگى و تحصيل كرده
توجيهشان مى كنند و به درستى اين حرف ها پى مى
برند و اندك اندك فراگير مى شود.
همين ابورافع به اتفاق امام حسن مجتبى عليه
السلام به مدينه برگشت در حالى كه هيچ چيزى در
مدينه نداشت. در روايت آمده است كه امام حسن
صلوات الله عليه خانه اميرالمؤمنين صلوات الله
عليه را كه در مدينه داشتند، نصف كردند و نيم
آن را به ابورافع دادند.
خباب يكى از اصحاب خوب رسول خدا صلى الله عليه
وآله بود. مشركان در ايام حضور پيامبر در مكه،
سخت شكنجه اش مى دادند. او را به پشت روى زمين
مى خواباندند و هيزم داغ روى كمرش مى گذاشتند.
چند سال بعد از شهادت پيامبر خدا صلى الله
عليه وآله يك بار چند نفر از مسلمانان از او
خواستند كه محل شكنجه ها را ببينند. او
پيراهنش را بالا گرفت و ديدند كه مثل جوى آب
در كمرش اثر گذاشته بود. شكافى عميق كه انگار
يك جوىِ كنده شده است. به اين مى گويند صبر،
صبر جميل، تحمل مشكلات. با اين رنج ها و
مشكلات طاقت فرسا باز هم از رسول خدا دست
برنداشتند. البته بايد ديد كه از آن حضرت چه
ديده اند كه اين گونه مقاومت كردند و از ايشان
دست برنداشتند.
ابوطالب و ايمانش به پيامبر
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله سيزده سال در
مكه مكرمه بودند كه سه يا چهار سالش را در شعب
ابى طالب صلوات الله عليه در سخت ترين حالت ها
گذراندند. آن حضرت همه اش در شكنجه و تحمل رنج
بوده اند. سه سال در شعب يعنى بيش از هزار شب،
كه واقعاً دشوار بود. در اين سه چهار سال هرشب
حضرت ابوطالب صلوات الله عليه جاى پيغمبر صلى
الله عليه وآله را عوض مى كردند. يعنى مثلاً
اول شب در جايى مى خوابيدند و چند ساعت بعد
جاى ايشان را عوض مى كردند، مبادا مشركان از
تاريكى شب استفاده كنند و جاى ايشان را نشان
كنند و بعد با تير بزنند، يا چيزهايى به نام
«حراب» به آن حضرت بزنند، كه بعضى از آنها در
نشانه گيرى بسيار خبره و آزموده بودند، به
گونه اى كه تيرشان خطا نمى رفت. در روايت آمده
است كه بعضى از شب ها چند بار جاى پيامبر اكرم
صلى الله عليه وآله را عوض مى كرد. ببينيد چه
رنجى تحمل مى كردند. در خود مكه هم كه بودند
اذيت و آزار فراوانى ديدند. امام صادق صلوات
الله عليه مى فرمودند كه رسول خدا صلى الله
عليه وآله هميشه يا گرسنه بودند يا خائف.
در مدينه منوره هم كه تشريف آوردند و حكومت بى
نظير اسلام را پايه گذارى كردند خودشان رئيس
حكومت بودند. آن حضرت طورى نبودند كه در جايى
بنشينند و ديگران نگهبانى بدهند و از ايشان
حراست كنند، همه كارها را خود آن حضرت انجام
مى دادند و همه كارها تحت نظر مستقيم خودشان
بود. هميشه در جنگ و هراس بودند. هشتاد و چند
غزوه و سرّيه را در اين هشت نه سال پشت سر
گذاشتند. پس بايد تلاش كرد، صبور بود، و خوش
اخلاقى به كار برد.
مهدى، اميد بشر
اين دنيا را چه كسى بايد عوض و سعادت بشر را
فراگير كند؟ روزى خواهد آمد كه آقا و مولايمان
حضرت بقية الله الأعظم عجّل الله تعالى فرجه
الشريف و صلوات الله عليه تشريف مى آورند و
دنياى امروزى را عوض مى كنند و حكومتى بى
سابقه و بى نظير پايه گذارى خواهند كرد. اما
نمى دانيم كه آن روز كى خواهد بود. اميدواريم
نزديك باشد و دعا مى كنيم كه زودرس باشد و ما
از جمله كسانى باشيم كه در ركاب آن حضرت حضور
يابيم، خداى ـ تبارك و تعالى ـ خواسته كه غير
معصومين ندانند كه آن روز كى خواهد بود، هرچند
خود آن حضرت مى دانند كه در چه روزى ظهور
خواهند كرد. علامه مجلسى رضوان الله تعالى
عليه بيش از سيصد سال است كه رحلت كرده اند،
ولى مى گويد كه از علامات چنين برداشت مى شود
كه اميدواريم ما ظهور حضرت را خواهيم ديد.
البته اين را بدانيم كه بالاخره حضرت ظهور مى
كنند و وظيفه خودشان را به خوبى انجام مى
دهند، اما مسأله اين است كه وظيفه ما چيست؟
«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ
أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛(13) در رسول خدا [صلى الله
عليه وآله] براى شما الگوى نيكويى وجود دارد».
يعنى بيائيد از صبر بى نظير پيامبر اكرم صلى
الله عليه وآله، از تلاش هاى طاقت فرساى آن
حضرت، از اخلاق عظيم آن حضرت، ياد بگيريد.
چشم اندازى از اخلاق والاى پيامبر
هنگامى كه پيامبر مكرم اسلام صلى الله عليه
وآله از مكه به مدينه مهاجرت فرمودند يكى از
خويشاوندان آن حضرت خانه آن حضرت را فروخت و
پولش را در نزول و ربا گذاشت. بعد از مدتى در
يكى از جنگ ها اسير شد و سرانجام اسلام آورد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله هرگز از او
نپرسيدند كه خانه ام و پولم كجاست؟ چرا
فروختى؟
در امور شخصى، در معاشرت و در همه چيز اسوه و
الگو هستند. اگر در تاريخ كسى كفايت سياسى
داشته، قطعاً پيامبر خدا صلى الله عليه وآله و
اميرالمؤمنين عليه السلام بوده اند. آيا اين
كفايت سياسى نيست كه آن حضرت در عين اينكه
رئيس حكومتند، به اصحاب صفه، كه فقراى مدينه
بودند و در گوشه مسجد مى زيستند، شام شب و
نهارشان را به همين ها مى دادند و در سه وقت
نماز جماعت مى خواندند و جنگ ها را اداره مى
كردند و سخنرانى هاى ارشادى فراوانى مى
فرمودند.
در روايت آمده است كه روزى پيامبر اكرم صلى
الله عليه وآله به منزل حضرت زهرا سلام الله
عليها آمدند ـ كه در مدينه بودند نه در مكه ـ
و فرمودند: من سه شبانه روز است كه هيچ چيزى
نخورده ام.
(14)
كسى رئيس حكومت باشد و تمام پول ها در اختيارش
باشد و تام الاختيار هم باشد، اما مع ذلك براى
خود كاخى نمى سازد، اشياء گران قيمت نمى خرد،
لباس هاى فاخر نمى پوشد، اينها همه يك طرف،
اما با اين همه، سه شبانه روز هيچ غذايى
نداشته باشد تا بخورد. حتى يك نصف خرما
نخوردند. آيا در مدينه غذايى نبود؟ چرا، بود،
اما به ديگران مى بخشيدند. شما جوانان دلسوخته
و ولايتمدار، اين پيغمبر را به دنيا معرفى
كنيد، ببينيد كه آيا دنيا عوض مى شود يانه؟
جهان را از معرفت اسلامى محروم نگذاريم
يكى از علماى بزرگ اسلام مرحوم شيخ محمد جواد
بلاغى دو كتاب درباره اسلام و مسيحيت و
يهوديت، نوشته بودند. مى گويند نسخه اى از
اينها را براى بعضى از كشورهاى كفر فرستادند.
البته عرض كنم كه اين قصه مربوط به هفتاد
هشتاد سال پيش است، و مرحوم پدرم (حضرت آيت
الله العظمى سيد ميرزا مهدى حسينى شيرازى قدس
سره) از شاگردان ايشان بودند. به هر حال يكى
از علماى كفار مسلمان شده و براى او نامه
نوشته بود. در آن نامه به او گفته بود كه شما
مسلمانان اين گنجينه هاى علم و معرفت را داريد
و دنيا را محروم كرده ايد؟ چرا چنين جنايتى را
مرتكب مى شويد؟ آن روزها همه جاى دنيا
ديكتاتورى بود و دروازه هاى كشورها بسته بود،
اما اكنون كه اين همه آزادى و امكانات و
فناورى ارتباطات وجود دارد، چرا اين كار را
نكنيم. باور كنيم كه مى توان اين كار را كرد.
البته مى پذيرم كه زحمت دارد، صبر مى طلبد،
اخلاقِ والا مى خواهد، اما كاملاً شدنى است.
بايد مشكلات را تحمل كرد. بايد بتوانيم مثل
ابورافع شويم كه تمام دارايى هايش را در راه
اسلام بخشيد. ابورافع نه امام بود و نه
پيغمبر، بلكه يكى از اصحاب خوب پيغمبر صلى
الله عليه وآله بود.
اسلام را به جهان عرضه كنيم
دنياى امروز بايد در پى فهم راه و روش پيغمبر
صلى الله عليه وآله باشد تا به سعادت برسد.
سرِ نخِ اين امر اطلاع رسانى و گسترش شبكه هاى
ماهواره اى جهانى است. بايد مطالب اسلامى و
روش حضرت رسول صلى الله عليه وآله و
اميرالمؤمنين عليه السلام را به دنيا برسانيم
تا نتيجه را ببينيم. همين عملِ بنى اميه و بنى
العباس بود كه نمى گذاشت دنيا مسلمان شود.
متوكل كجا بود؟ همه مى دانيد كه در سامرا بود.
اجازه بدهيد اين قطعه تاريخى را از
بحارالانوار علامه مجلسى رضوان الله تعالى
عليه عرض كنم و تفصيلش را خودتان در منابع
تاريخى بخوانيد. روزى از سامرا به شام رفته
بود تا تفرّج و تفريحى كند. اصلاً كسى كه در
پى كفايت سياسى است مى تواند به گردش برود؟
اينها اسمشان خليفه پيغمبر بود ولى در عمل در
پى تبهكارى و فساد و ظلم بوده اند. به هر حال
آمده بود دمشق تا مدتى كوتاه بماند. نوشته اند
كه فلان اتفاق افتاد و پس از آن: «دخل بيت
الجوارى؛ يعنى وارد خانه مخصوص كنيزكانِ خود
شد. يعنى گرچه براى گردشِ چند روزه آمده است،
ولى مع ذلك در آنجا خانه اى مخصوص كنيزهاى
اختصاصى خود ساخته بود تا در هر لحظه كه دلش
بخواهد بتواند به تفريح خود بپردازد و با آن
دختركان بگذراند. آيا اين شخص مى تواند
نماينده و خليفه رسول خدا صلى الله عليه وآله
باشد؟ اين مى تواند آيينه ى اخلاق والاى آن
حضرت باشد؟ مى تواند تلاش ها و صبر و اخلاق
عظيم رسول الله صلى الله عليه وآله را منعكس
كند و به مردم نشان دهد؟ طبيعى است كه مردم با
ديدن چنين افرادى از اسلام بيزار مى شوند و به
سمت كفر مى روند.
دنياى امروز جاى خالى الگو و اسوه حسنه كه
همان راه و روش پيامبر اكرم صلى الله عليه
وآله و اميرالمؤمنين عليه السلام است را احساس
مى كند و سخت نيازمند چنين الگويى است. شما
جوانان دلسوز شيعه اين خلاء را، به قدر توان
خودتان، پر كنيد. همت كنيد و از همين حالا
شروع كنيد تا در آينده، حتى اگر كمى طول بكشد،
به موفقيت برسيد.
شبكه هاى ماهواره اى را گسترش دهيم
در دنياى آزاد، به اسم آزادى، ميليون ها زائر
حسينى به زيارت كربلا مى روند، با پاى پياده
بزرگ ترين رويداد خبرى و بزرگ ترين حادثه
امروزه را رقم مى زنند، و هزاران شبكه ماهواره
اى جهانى حتى يك ثانيه از آن را نشان نمى
دهند. ما نبايد منتظر باشيم تا آنها اين
رويداد بزرگ را نشان دهند، بلكه بايد شما
جوانان اقدام كنيد و اين كار را انجام دهيد، و
مطمئن باشيد كه فرزندان جوان همين ها مى آيند
و اسلام را مى پذيرند و به خداى متعال و رسول
اكرم صلى الله عليه وآله و اميرالمؤمنين عليه
السلام ايمان مى آورند و دوستدار اهل بيت
عليهم السلام مى شوند. جوانان امروز و
فرزندانِ همين رؤساى حاكمِ بر دنيا عوض مى
شوند، همان گونه كه در تاريخ چنين رويدادهايى
به فراوان اتفاق افتاده است.
به هر حال امروز كه سالروز شهادت رسول اكرم
صلى الله عليه وآله مى باشد، بايد در پى آن
باشيم كه بفهميم وظيفه مان چيست و بايد چه
كنيم. وظيفه مسلّم ما آن است كه هريك به قدر
توان خود بينديشيم و زحمت بكشيم و صبور باشيم
و اخلاق والا را كسب كنيم. آرى، تاريخ پيامبر
اسلام صلى الله عليه وآله اين است، و در
كشورهاى اسلامى و در ساير كشورها مجهول است و
بايستى آن را زنده كنيم. به گوش دنيا برسانيم.
همين، دنيا را عوض مى كند و به سعادت مى
رساند.
اميدوارم خداى تبارك و تعالى همگى را موفق
بدارد.
وصلى الله على محمد وآله الطاهرين

1)
بحارالانوار، ج43، ص161.
2) نك: سوره مائده، آيه 82.
3) نك: سوره آل عمران، آيه
61.
4) بحارالأنوار، ج43، ص158
تا161؛ معانى الاخبار، ص354؛ الإحتجاج، ج1، ص108.
5) بحارالانوار، ج40، ص126.
6) مروّج الذهب، ج3، ص475.
7) سوره توبه، آيه101.
8) سوره مسد، آيه 1.
9) بحارالانوار، ج20، ص103.
10) نام عكرمه بيش از سيصد
مرتبه آمده است.
11) بحارالانوار، ج22،
ص274.
12) سوره مُلك، آيه 15.
13) سوره احزاب، آيه 21.
14) نك: بحارالانوار، ج16،
ص225.
|