
نام كتاب:
مجدد ثانى حضرت آية الله العظمى شيرازى قدس سره تحولى در تاريخ اسلام.
گردآورنده:
شيخ محمد سعيد المخزومي.
از سوى «دارالعلوم» كه در عرصه پژوهش و چاپ و نشر فعاليت مى كند، كتاب جديدى منتشر شده است كه در آن انديشه ها و تاريخ زندگى مرجع راحل حضرت آية الله العظمى سيد محمد حسينى شيرازى (قدس
سره) را به كاوش و پژوهش پرداخته است. اين اثر گرانسنگ به خامه "شيخ محمد سعيد المخزومى" در دو جلد هفتصد صفحه اى منتشر شده است و سرآمدترين بنيادهاى فكرى تجدّد گرايانه ى امام شيرازى (قدس
سره) را در بر مى گيرد.
در مقدمه، نگارنده به محورهاى بنيادين كه بدانها پرداخته مىشود اشاره كرده است، و چنين مىنويسد:
زندگى لاجرم به دگرگونى و تجدد نيازمند است، زندگى بى تجدد تاريكىِ سياه است و حيات بى نوگرايان، تحجرى است كشنده. مراد از نوگرايى چيزى جز نو شدن آدمى نيست كه راهكارهاى نوين بازسازى
انسان و زندگى و آبادانى زمين است. و نابودى بشريت و فروپاشى نظم آن و آشفتگى زندگى تنها با كهنه انديشى و انديشه ارتجاعى است.
حيات آدمى سخت نيازمند نوگرايانى است كه براى بازسازى انديشه انسان و دريافت ها و فرهنگ او مبارزه مى كنند تا ساختار جامعه و بنياد امت اسلامى و دست يابى به سعادت و آبادانى زمين و در
نتيجه آبادانى زندگى اخروى بدست آيد.
از سرآمدترين مناديان نوگرايى در شيوه هاى انديشه، آيت الله مجدّد شيرازى را مى يابيم كه در عرصه ى حيات طرح نوى در انداخت و براى اسلام و اسلاميان معاصر دريچه اى آشكار گشود به گونه اى
كه در موضوعات فرهنگ و انديشه، فقه و اصول، سياست و اقتصاد، روانشناسى و جامعه شناسى و حكومت و نظام حاكم، اصلاح و اصلاح طلبى اجتماعى، دگرگونى فرهنگى و شيوه هاى آن، و در تمامى زمينه هاى
زندگى راه كارها و تئورى هاى پويايى ارائه كرده است.
هرگاه آدمى به شيوه هاى معكوس و ناهنجار بينديشد، منطق زندگى، معكوس و ناهنجار رخ مى نمايد و در اين صورت خوبى به بدى، و اصلاح به نادرستى و منكر، و مصلح نوگرا به دشمنى سرسخت تبديل مى شود.
اينجا بود كه انديشمند فرهيخته امام شيرازى (رضوان الله تعالى عليه) به فكر بازسازى بنيادهاى اساسى انديشه و شيوه هاى تفكر و همسويه كردن آن با قواعد موزون و استوارمند دين و شرع افتاد.
لذا به بازنگرى شيوه هاى انديشه و تفكر دست يازيد. شيوه هايى كه عمدتاً در قاموس فكرى مسلمان معاصر يافت نمى شد; اگر چه در ذهن انديشمندان مسلمان به صورت پراكنده و ناهمگن، هنگامى كه
درباره مسئله اى بينديشند يا كارى را شروع كنند يافت مى شد.
و اما در فقه: امام شيرازى (رضوان الله تعالى عليه) دريافت كه دين، دينِ زندگى است و پايبندى به دين اسلام سخت نيازمند فقه و تفقّه است. لذا از ديدگاه امام شيرازى فقه منحصر و محدود به
عبادات و معاملات و قراردادها نيست بلكه در معنايى بسيار گسترده تر «فقه زندگى» به معناى واقعى كلمه است و اين دستاورد و رهيافت نوينى است كه امام شيرازى آن را پى ريزى كرد.
و چون خداوند بارى تعالى حيات را بر اساس سعادمندى و كاميابى بشر بنا نهاده است، ايشان دريافتند كه مشكلاتى در اين وادى وجود دارند كه موازين حيات آدمى و منطق كار و كارپردازى را وارونه
مى كند. اينجاست كه امام نوپرداز بحث مشكلات حيات و راه هاى حل و شيوه هاى مبارزه با آنها را پيش مى كشد. از نظرگاه ايشان زندگى از ساحت پاكيزه اى برخوردار است ـ آن گونه كه خداوند چنين
خواسته است ـ و دينْ، فقهِ طهارت و پاكيزگى از هر گونه پليدى و پلشتى است كه زندگى را مى آلايد. و اين از دست آوردهاى نوين فقهى و بلكه از نوگرايى ها و تجديدهاى كاملاً آشكار در وادى فقه
است.
و از بنيادهاى نوين فكرى در جهان سياست، پى ريزى انديشه سياسى بر مبانى و اصولى دينى و فقهى و موازين شرعى است. در انديشه مجدد بزرگ امام شيرازى(رحمة الله عليه) درباره ى سياست و طرح ها و
تئورى هاى سياسى مبانى و اصولى نهفته است كه بر اساس آن مبانى از نظرگاه ايشان هرگونه فعاليت سياسى فردى اگر بر اساس موازين شرعى و قوانين الهى نباشد، از محرمات قطعى و مسلّم است. بر اين
اساس، ايشان فعاليت سياسى مطلوب در جهان سياست را به طور عام و سياست ممالك اسلامى را به طور خاص به صورت ويژه اى تقسيم بندى كرد و اين از ابتكارات و نوگرايى هاى خاص آيت الله مجدد در
طرح هاى علمى اوست.
درباره حاكميت اسلامى آية الله مجدد امام شيرازى (رحمه الله) بحث را در گستره گسترده ى عقل و نقل و ارائه شواهد تاريخى متفاوت ادامه داد و در اين مباحث ژرف تنها در پى اثبات ضرورت حاكميت
اسلامى نبوده است بلكه براى استوارسازى اين انديشه بر مبانى و قواعد روشمند و خردپسند از دو ديگاه حاكم و حكم پذير و فرمان دهنده و فرمان گزار است. در اين وادى آنچه كه امام شيرازى (قدس
سره) بدان پرداخته، استوار و ممتاز است و از جنبه هاى نظرى و تطبيقى بسيار گيرا و محكم است به گونه اى كه انديشه سياسى آدمى را در باب نوگرايى و اصالت بخشى و ابداع فكرى مى شكوفاند و
استحكام مى بخشد.
در باب مرجعيت و رهبرى نيز طرح نوين و جديد و هدفمندى را ارائه مى كنند كه با هدف نوسازى روح و روان و رشد خرد و شكوفايى انديشه در راستاى مفهوم نظرى و طرح عملى مرجعيت دينى و رهبرى
اسلامى به ويژه در مذهب شيعه و به صورتى گسترده در گستره ى دين ارائه شده است. امام شيرازى (قدس سره)، با اين طرح نوين، يكه تاز وادى انديشه اسلامى در محور رهبرى و مرجعيت شده است.
همچنين در زمينه اصلاح طلبى و اصلاح طلبى اجتماعى و دگرگون سازى فرهنگى تازه هايى برجسته و روزآمد را پى ريزى و عرضه كرده است.
و چون طرح اصلاحى و نوين در انديشه اسلامى از نظرگاه امام شيرازى (رضوان الله عليه) بر مجموعه اى از اصول و ضوابط و بنيادهاى علمى استوار است، لذا الفباى فكرى او تمامى محورهاى زندگى را
از الف تا ياء پوشش مى دهد و هرگز زاويه و گوشه اى از زندگى را بدون راهكارِ صحيح فرو نمى گذارد.
طرح و شيوه ى اصلاحى او از شيوه هايى است كه تمامى ناهنجارهاى اجتماعى را با تمام وسعتش و فراگيرى اش پوشش مى دهد. امام شيرازى (رضوان الله عليه) تنها به آرمان و اصلاح مشكل انسان مسلمان
بسنده نمى كنند بلكه طرح و ايده مصلحانه خود را به دگرگونى و تغيير آدمى و افراد جامعه و بهينه سازى امت اسلامى و تغيير مفاهيم حاكم بر جهان اسلامى ما -كه از نعمت شكرگزارى به انديشمندان
مجدد خود محروم مىباشد- پيوند مى دهد و ايده خود را تا اصلاح و تغيير ديدگاه انديشمندان غرب از اسلام و مسلمانان پيش مى كشد. در اين راستا با تبيين و شفاف سازى مفاهيم اسلامى براى غربى ها
از عظمت انديشه دينى دفاع مى كند. لذا خود را در برابر طرحى اصلاح گرانه و تجدد طلب اما بسيار گسترده مى يابيم كه تمامى شئونات و مفردات زندگى را در بر مى گيرد.
و اين است تجددگرى و دگرگون سازى و طرح اصلاح گرايانه اى كه امام مصلح (رضوان الله عليه) آن را بنياد گذاشت و اين پژوهش مى كوشد تا اين انديشه مصلحانه و ساير طرح ها را تبلور بخشد و ما را
با مصلح بزرگ، آيت الله مجدّد شيرازى (رضوان الله عليه) آشنا كند.
با خواندن اين كتاب به عظمت روح و ژرفاى انديشه و گستردگى دانش ايشان آشنا مى شويم.