
|
Hussayn The Saerific of Mankind امام حسين قربانى بشريت |
|
|
|
|
|
|
|
|
نام كتاب: Hussayn The Saerific of Mankind امام حسين قربانى بشريت. نوشته: احياگر دوم، آيت الله شيرازى قدس سره. ترجمه: ز. اوليابك. چاپ: لندن، مؤسسه الكتب. ناشر: واشنگتن، مؤسسه جهانى امام شيرازى. قطع: رقعى (86 صفحه).
اين كتاب - كه در قطع رقعى مى باشد - در 86 صفحه چاپ شده و شامل موضوعات زيراست: - برخى از فرمايشات نغز امام حسين عليه السلام مانند: «انى لا ارى الموت الا سعادة وما الحياة مع الظالمين الا برما» من مرگ را جز سعادت و زندگى باستمگران را جز ملالت نمى بينم. - سخنان برخى از بزرگان درباره امام حسين هم چون گاندى رهبر هند كه گفته است: از حسين آموختم كه چگونه مظلوم واقع شوم و به پيروزى برسم. و نيز اين گفته آنتوان بارا در كتاب «حسين در باور مسيحيت»: «هيچ حادثه اى در تاريخ كهن يا كنونى بشر نتوانسته مانند رفتار حسين در كربلا شگفتى و احساسات مردمان را برانگيزد و چنين درس ها و عبرت هايى را به دست دهد». اين كتاب با درآمدى بر شخصيت امام و جايگاه او در باورهاى اسلامى و سخنان پيامبر صلى الله عليه وآله در باب آن حضرت و برادرش امام حسن عليه السلام آغازمى شود. فصل اول كتاب به بيان چكيده اى ازسيره آن بزرگوار ارتباط دارد. فصل دوم درحقيقت ترجمه يكى از سخنرانى هاى مرحوم آيت الله العظمى شيرازى اعلى الله درجاته است كه برجستگى نقش امام حسن و امام حسين عليهما السلام و امامت هم زمان آن دو بزرگوار يا «برجستگى نقش امام حسن و امام حسين عليهماالسلام» نام دارد و بخش آغازين آن يكسره مربوط به حكومت طاغوت و استبداد و ويژگى هاى آن و نحوه برخورد امام حسن و امام حسين عليهماالسلام با آن است. چرا كه براى رها ساختن اسلام از چنگال انحراف و كج روى راهى نيست جز امام حسن و امام حسين، تا هر يك از جايگاه و بر اساس اوضاع و احوال روزگار خود اسلام را از خطر واژگونى برهانند. در پايان، آن بزرگوار از خداى متعال مسئلت كرده اند كه همگان را به آنچه مى پسندد وخوشايند مى دارد، هدايت فرمايد. فصل سوم نيز چكيده سخنرانى ديگرى با عنوان "پرتوى از روشنان حسين عليه السلام" است كه آن بزرگوار در آن به پديده عصمت و لوازم آن پرداخته وبيان فرموده: كه چگونه اطاعت از معصوم با اطاعت از خداوند توأم است و امام حسين عليه السلام چگونه اسلام و مسلمانان را از تباهى و واژگونى رهايى بخشيد. ايشان مسائل مربوط به سيدالشهدا صلوات الله عليه را مستقيماً از واقعه شورا (سقيفه) و بعد از وفات پيامبر صلى الله عليه وآله آغاز كرده است و پس از آن اين مسئله كه خداوند حضرت سيد الشهدا صلوات الله عليه را برگزيد تا چون او مايه حيات اسلام شود، سپس با روشى اثرگذار از چگونگى بريدن سر امام و فرستادن آن به عنوان هديه به دربار يزيد، و در پى آن از امام زين العابدين عليه السلام و روز عاشورا و همه خاندان رسول و يادمان عاشورا سخن رفته است. سپس ميان محبت ما و حضرت سيد الشهداء عليه السلام نسبت به خداوند مقايسه صورت گرفته؛ آن جا كه حضرت مى فرمايد: تركت الخلق طراً فى هواكا وايتمت العيال لكى اراكا فان قطعتنى فى الحب ارباً لما مال الفؤاد الى سواكا (مردمان را در هواى تو يكسره ترك گفتم و براى وصال تو جان و مال را رها كردم) (اگر در اين راه مرا تكه تكه كنى جانم به كسى جز تو مايل نخواهد بود) فصل چهارم درباره احياى شعاير حسينى است كه پس از بيان درآمدى بر شعاير حسينى و تاريخ آن، درباره فوايد راه و روش حسينى سخن رفته است. پس از آن نويسنده اين نكته را بررسيده است كه چگونه روش حسينى حصن حصينى در برابر تمام مستكبران و ستمگران است تا آن جا كه ياران آن امام همام مى فرمودند: "كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا" همه روزه عاشورا، وهمه جاى كربلاست. سپس به چند و چون محبت امام حسين عليه السلام در دل هاى مردمان و پى آمد آن در رهگذر تاريخ پرداخته و سخنانى را كه مسلمانان در طول تاريخ درباره اين محبت گفته اند آورده است. فصل پنجم در باب فوايد عاشورا از نگاه آيت الله العظمى شيرازى قدس سره است كه به قلم "كريم المحروس" نگاشته شده است. فصل ششم حاوى فتاوايى درباره عاشورا، و به ويژه قمه زنى كه در تأييد آن فتاوايى هم از شيخ عبد الكريم حائرى، شيخ محمد حسين نعمانى، مرحوم خويى، سيد على سيستانى و محمد شيرازى آمده است. پس از آن پرسش و پاسخى در باب امام حسين صلوات الله عليه آمده كه در آن آيت الله العظمى شيرازى نوره الله قبره به 16 سؤال در اين موضوع پاسخ گفته اند و منابع تمام گفته ها ونيز كتابهايى براى آگاهى بيشتر در اين باره معرفى شده است. عنوان فصل هفتم چنين است: مراسم حسينى وديدگاه مسيحيان (مصاحبه از: جاسم سفر). اين فصل چكيده گفتگو با پاول الحلو است كه مجله كويتى "المنبر" در شماره 12 خود (سال دوم مارس2001) آن را به چاپ رسانده و على آدم در لندن آن را ترجمه كرده است. پايان بخش كتاب گفتارى است در باب مؤلف آن آيت الله شيرازى كه روانش شاد باد.
|
|
|
|
|