
|
تئورى عدم خشونت از ديدگاه آيت الله شيرازى |
|
|
|
|
|
|
|
|
نام کتاب: تئورى عدم خشونت از ديدگاه آيت الله شيرازى [ نظرية اللاعنف عند الإمام شيرازى] بررسى تطبيقى. نويسنده: دکتر أسعد الامارة. ناشر: مرکز پژوهشى آية الله شيرازى. مرکز پخش: دارالعلوم للتحقيق والطباعة والنشر والتوزيع؛ بيروت، لبنان. نوبت چاپ: چاپ اوّل، 1424هـ. ق -2003م.
اين تک نگاشت بهامند و پرارزش يک مقدمه و چهارفصل محور بندى شده است. در مقدمه چنين مى خوانيم: «روا نيست که مردان دين و دانش و جامعه و سياست از رويدادها و پيشرفت هاى زندگى ملّت ها به دور باشند، اين رويدادها و پيشرفت ها از جنبه هاى مثبت و منفى، آنچه که آدمى در زندگى اجتماعى خود با آنها برخورد مى کند، بزرگ و مهم هستند. اينها گرچه گشايش هاى نوينى که در علوم و آزادى انديشه و تنوّع انقلاب هاى فکرى واجتماعى به انسان امتيازاتى بخشيد ولى چيزهاى ديگرى از او سِتاند، از خطرناک ترين مسائلى که انسان معاصر را در تاريخ جهان معاصر تهديد مى کند، دشوارى و قساوت زندگى و چند گونگى آن است واين در حالى است که ابزار و شيوه هاى مهمّى در بحث و پژوهش به دست آمده است. اينک ما در برابر پرسمان مهمى روبرو هستيم که از خطرناک ترين فرآيندها و مشکلات به شمار مى آيد. اين پژوهه تلاشى براى مطرح کردن و بر رسيدن يکى از پيشگامان انديشه مسالمت و مدارا در تاريخ معاصر، احياگر و مرجع بزرگ اسلام حضرت آيت الله العظمى سيد محمد حسينى شيرازى - قدس سره - است. او يکى از کسانى بود که به اين پرسمان مهم دعوت مى کرد... ». در فصل نخست با عنوان «شيوه پژوهش» اين سطرها را مى خوانيم: « زمانى كه انسان برکره خاکى زيست مهم ترين هدف او دست يابى به بالاترين مرحله آرامش و اطمينان وامنيت براى خود و خانواده اش بود. دستاوردِ رغبت او شناخت خود و ديگران بود... . تاريخ بزرگ ترين سند را بر برگ هاى خود درباره شگفت آور ترين شيوه هاى خشونت وآزار در برابر افراد و جوامع کليه ملت ها، براى انسانيت تدوين کرد؛ گروه هاى خاصى که خشونت را راهى براى رسيدن به اهداف خود مى دانند... ». در فصل دوم با عنوان «ادبيات - ديدگاه ها و جنبه هاى تئوريک - انگيزه هاى خشونت» اين سطرها را مى خوانيم: « تئورى تحليل روانشناسانه مى گويد: دشمن انگارى و خشونت و ديگر آزادى و خود آزادى و خشونت جسمانى و گفتارى، آبرو ريزى و گونه هاى متفاوت ديگرى که زيرمجموعه اين مفهوم هستند، ناشى از غريزه نابودى يا مرگ مى باشند... ». چنان که در فصل سوم با عنوان « چارچوب تئوريک - خشونت و خشونت ستيزى» اين سطرها را بازخوانى مى کنيم: «آيت الله شيرازى رحمت الله عليه در عرصه مدارا و خشونت ستيزى و طرد و رد خشونت در حل مشکلات اسلامى و مسائل سياسىِ هم روزگار، پيشگام بوده است و همچنان پژواک ارشادات و دعوت هاى انسان دوستانه او - که ناشى از انديشه نوگرايانه اسلامى است - همچنان در جهان امروز يافت مى شود و نيز همواره کليه فراخوانىها و دعوت ها و ارشادات او به عدم خشونت، راه خود را به سمت تطبيق وهمخوانى با جوامع امروزى پيش مى برد». و نيز در فصل چهارم با عنوان « دستاوردهاى پژوهش » اين سطرها را مى خوانيم: « در نتيجه اين بحث، پرده برداشتن از مسئله خشونت در چارچوب فرايندهاى اجتماعى و دينى از راه شناساندن طرح هاى تئوريک و جهت هاى فکرى و گوناگون است. بحث وبررسى بدآنجا انجاميد و با استناد به فرموده امير مؤمنان على بن ابيطالب عليه السلام که انسانيت در تکوين و ساختار خود داراى اصول واحدى است که منتهى به تکوين و ساختار واحدى مى شود: انسانها يا برادر دينى توهستند و يا همانند تو در آفرينش. ... جهت گيرى اسلامى در خواستگاه عام و خاص خود بر آن است که اين شيوه زيست (خشونت) حقيقت دين اسلام را هرگز، چه در گذشته و چه در حال، بر نمى تابد وهيچ گونه سازگارى وهمسوئى با آموزه هاى دينى ندارد. جهت هاى سياسى به دو گونه از مسئله خشونت بهره مى گيردند: يک: آن که دولت عليه ملت از خشونت استفاده کند؛ دو: آن که ملت عليه دولت از خشونت استفاده کنند. در نوع اول نظام هاى مشروع يا غير مشروع از خشونت به خاطر شورش مردم عليه آن استفاده مىکند واين کار با هدف بازگرداندن نظام با ابزار خشونت صورت مى گيرد و در نوع دوم: به کار بردن خشونت عليه دولت بدان سبب که يگانه ابزارى است که نظام حاکم را به خود آورد و مطالبات مردم را تأمين نمايد... آيت الله العظمى شيرازى با طرح فکرى و انديشه هاى خود بدين صورت تأکيد کرد: ـ حرکت عدم خشونت را اگر چه سخت و دشوار است ولى براى دستيابى به هدف، جدّاً ثمربخش است. ـ عدم خشونت ، تنها در بُعد سلاح نيست بلکه حتى شامل گفتار و نگاه واهانت وغيره مى شود. |
|
|
|
|