احكام امر به معروف و نهى از منكر

مسأله 2300: (معروف) چيزى است كه اسلام آن را واجب كرده، مانند نماز و روزه. و يا آن را مستحب دانسته است، مانند صدقه دادن و اطعام كردن.

مسأله 2301: (منكر) چيزى است كه اسلام آن را حرام كرده، مانند شراب، زنا و ربا، و يا آن را مكروه دانسته است، مانند رفتن در مجالس بيكاره ها وخوردن در حال سيرى.

مسأله 2302: امر به معروف، نسبت به واجبات، واجب و نسبت به مستحبات، مستحب است.

مسأله 2303: نهى از منكر، نسبت به محرمات، واجب و نسبت به مكروهات، مستحب است.

مسأله 2304: امر به معروف و نهى از منكر چند شرط دارد:

1 ـ شخص آمر به معروف و ناهى از منكر، معروف و منكر را بشناسد.

2 ـ احتمال تأثير بدهد، پس چنانچه بداند اگر شخصى را امر به معروف كند، به گفتهٴ او عمل نخواهد كرد، واجب نيست.

3 ـ شخص مرتكب منكر، يا تارك معروف، اصرار بر عمل خود داشته باشد، پس اگر شخصى عمل منكرى را انجام داده، ولى پشيمان شده است و بنا دارد آن را ترك كند، نهى او از منكر واجب نيست.

4 ـ براثر امر به معروف ، يا نهى از منكر، ضررى به انسان متوجه نشود.

مسأله 2305: امر به معروف و نهى از منكر، از واجبات (كفايى) است و اگر بعضى آن را انجام دهند، از ديگران ساقط مىشود و چنانچه هيچكس انجام ندهد، همه گناه كرده اند.

مسأله 2306: اگر شخصى امر به معروف كند، ولى گفتهٴ او تأثير نكند امّا شخص ديگرى، احتمال بدهد كه گفته اش تأثير مىكند، امر به معروف بر او واجب است، هرچند بر ديگرى واجب نباشد.

مسأله 2307: احتمال تاثير، يعنى انسان احتمال بدهد كه مثلاً يكى از صد نفرى را كه نهى از منكر مىكند تحت تأثير گفتهٴ او قرار گرفته و عمل منكر را ترك مىكنند، هرچند بداند تنها گفتهٴ او مؤثّر نبوده، بلكه جزو تأثير كنندگان مىباشد.

مسأله 2308: در صورتى كه اسلام در خطر باشد، امر به معروف بر همه واجب است، به اين معنى كه بايد اسلام را از خطر نجات دهند، هرچند كه ضرر جانى داشته يا موجب هلاك گردد.

مسأله 2309: يكى از اقسام امر به معروف، امر به عمل نمودن به كليه احكام اسلام است مانند: قوانين تجارت، زراعت، رهن، وقف، امور زناشويى، طلاق، قضاوت، شهادت، احكام ارث، حقوق، قصاص، ديات و غير آن. و همچنين امر به پياده كردن آزاديهاى اسلامى، اخوت اسلامى و امت واحدهٴ اسلامى لازم مىباشد.

مسأله 2310: يكى از اقسام نهى از منكر، نهى از عمل كردن به قوانين غرب و شرق است، مانند قوانينى كه امروزه در كشورهاى اسلامى حكم فرما است، همچون جلوگيرى از آزاديهاى مشروع مردم، بيگانه خواندن مسلمانان، استبداد در جامعه، تصرف و مصادره اموال ديگران، مالياتها، تجسّس بر مردم و مرزهاى جغرافيايى بين كشورهاى اسلامى.

مراتب امر و نهى

مسأله 2311: امر به معروف و نهى از منكر، سه مرتبه دارد:

1 ـ انسان فقط اظهار نفرت كند، مانند اينكه صورت را ترش نمايد، يا از تارك واجبات، اجتناب كند و يا مانند آن.

2 ـ انسان با زبان انكار كند و با وعظ و ارشاد، نفرت خود را آشكار نمايد.

3 ـ عملا انكار كند، مثلاً مرتكب حرام را بزند.

مسأله 2312: هريك از اين سه مرتبه، درجاتى دارد كه انسان بايد در ابتدا، خفيف تر از همه را اختيار كند و اگر فايده نبخشيد، به مرتبهٴ بالاتر رود.

مسأله 2313: بر هر مكلّفى واجب است، منكرات را به قلب خود انكار نمايد، چه بتواند انكار و نفرت خود را اظهار كند، يا نتواند.

مسأله 2314: انكار عملى در صورتى جايز است كه به حد جرح و كشتن نرسد وگرنه اجازهٴ حاكم شرع لازم است.

چند مسأله

مسأله 2315: اگر مرتكب منكر معذور باشد، مثلاً مردارى را در حال اضطرار بخورد، نهى او واجب نيست، زيرا اين فعل، در اين حال منكر نمىباشد.

مسأله 2316: هرگاه مرتكب منكر، جاهل يا غافل باشد، چنانچه انسان بداند شارع مقدس به هيچ وجه نمىخواهد آن منكر واقع شود، نهى او از باب ارشاد جاهل و تنبيه غافل واجب است، ولى اگر چنين نباشد، نهى او واجب نيست.

مسأله 2317: امر به معروف و نهى از منكر، فقط بر اهل علم واجب نيست، بلكه همهٴ مسلمانان موظفند كه به معروف، امر كرده و از منكر، نهى نمايند.

مسأله 2318: هرگاه بعضى بتوانند امر به معروف كنند و ديگران نتوانند، مثلاً اگر دولت بتواند نهى از منكر كند، ولى ملّت نتواند در اين صورت، فقط بر كسانى كه مىتوانند امر به معروف كنند، واجب خواهد بود.

مسأله 2319: هرگاه عملى به عقيده كسى كه آن را انجام مىدهد جايز و نزد ديگرى حرام باشد، امر يا نهى او واجب نخواهد بود، در صورتى كه عقيدهٴ فاعل آن، بر مبناى شرعى باشد.