|
نمازهاى واجب و مستحب |
|
مسأله 795: نماز مهمترين اعمال دين است، اگر مورد قبول درگاه خداوند واقع شود، عبادتهاى ديگر نيز قبول مىشود و اگر پذيرفته نگردد، ديگر اعمال نيز قبول نمىشود. و همان گونه كه اگرانسان، شبانه روزى پنج نوبت، در نهر آبى شستشو كند، چرك در بدنش نمىماند، نمازهاى پنجگانه، انسان را از گناهان پاك مىسازد. و مستحب است انسان نماز را در اول وقت بخواند، كسى كه نماز را سبك بشمارد، مانند كسى است كه نماز نمىخواند، پيامبر اكرم(ص) فرمودند: كسى كه به نماز اهميّت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است. روزى حضرت(ص) در مسجد تشريف داشتند، مردى وارد مسجد شد، مشغول نماز گرديد، ركوع و سجودش را كامل بجا نياورد، حضرت فرمودند: اگر اين مرد، در حالى كه نمازش اين گونه است بميرد، بر دين من از دنيا نرفته است، از اين رو انسان بايد مراقب باشد با عجله و شتابزده، نماز نخواند و در حال نماز به ياد خدا، با خضوع، خشوع و وقار باشد، متوجه باشد با چه كسى سخن مىگويد، خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند، بسيار كوچك و ناچيز ببيند و اگر انسان در هنگام نماز كاملاً به اين مطلب توجه كند از خود بىخبر مىشود، چنانكه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير مؤمنان على(ع) بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه درد نشدند، نمازگزار بايد توبه و استغفار نمايد، گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است، مانند: حسد، كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات، ندادن خمس و زكات، بلكه هر گناهى را ترك كند. و همچنين سزاوار است كارهايى كه ثواب نماز را كم مىكند بجا نياورد، مثلاً در حال خواب آلودگى، خوددارى از بول به نماز نايستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند و كارهايى كه ثواب نماز را زياد مىكند بجا آورد، مثلاً انگشتر عقيق به دست كند، لباس پاكيزه بپوشد، شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نمايد. |
|
نمازهاى واجب |
|
مسأله 796: نمازهاى واجب شش قسم است، اول: نمازهاى يوميه. دوم: نماز آيات. سوم: نماز ميّت. چهارم: نماز طواف واجب خانه كعبه. پنجم: نماز قضاى پدر و مادر كه بر پسر بزرگتر واجب است. ششم: نمازى كه به جهت اجاره، نذر، قسم و عهد، واجب مىشود. |
|
نمازهاى واجب يوميّه |
|
مسأله 797: نمازهاى واجب يوميه، پنج نماز است: نماز ظهر و عصر، هركدام چهار ركعت، نماز مغرب: سه ركعت، نماز عشا: چهار ركعت و نماز صبح: دو ركعت. مسأله 798: در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را، با شرايطى كه گفته مىشود دو ركعت خواند. |
|
وقت نماز ظهر و عصر |
|
مسأله 799: اگر چوب يا چيزى مانند آن را، به صورت عمودى در زمين هموار فرو برند، صبح كه خورشيد بيرون مىآيد سايه آن به طرف مغرب مىافتد و هرچه آفتاب بالا مىآيد، اين سايه كم مىشود و در اين شهرها، اول ظهر شرعى، سايه به كمترين درجه مىرسد و ظهر كه گذشت، سايهٴ آن به طرف مشرق بر مىگردد و هرچه خورشيد، رو به مغرب مىرود، سايه زيادتر مىگردد، بنا بر اين وقتى سايه، به كمترين درجه رسيد و دو مرتبه رو به زياد شدن گذاشت، معلوم مىشود ظهر شرعى شده است، اما در بعضى شهرها مانند مكهٴ مكرّمه گاهى مواقع ظهر، سايه به كلى از بين مىرود و بعد از آنكه سايه دوباره پيدا شد معلوم مىشود ظهر شده است. مسأله 800: چوب يا هرچيز ديگرى كه براى معيّن كردن ظهر، به زمين فرو مىبرند (شاخص) مىنامند. مسأله 801: نماز ظهر و عصر، هركدام دارى وقت (مخصوص) و (مشترك) مىباشد، وقت مخصوص نماز ظهر: از اول ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازهٴ خواندن نماز ظهر بگذرد، اگر كسى سهوا تمام نماز عصر را، در اين وقت بخواند نمازش باطل است. و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است كه به اندازهٴ خواندن نماز عصر به مغرب وقت مانده باشد، اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است، اگر كسى در اين وقت اشتباها تمام نماز عصر را پيش از نماز ظهر بخواند، نمازش صحيح است و نماز عصر به شمار مىرود و بايد نماز ظهر را بعد از آن بجا آورد و بنا بر احتياط نمازى را كه بجا مىآورد به نيّت (ما فىالذمّه) يعنى آنچه تكليف اوست، بخواند. مسأله 802: اگر پيش از خواندن نماز ظهر، سهوا مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده است، چنانچه دروقت مشترك باشد، بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند، يعنى نيّت كند آنچه تا كنون خوانده ام و آنچه مشغولم و آنچه بعد مىخوانم همه نماز ظهر باشد. و بعد از تمام شدن نماز، نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص ظهر باشد، آنچه را بجا آورده باطل است، در بين نماز بفهمد يا بعد از آن. مسأله 803: در زمان حضور امام معصوم(ع) واجب است انسان در روز جمعه به جاى نماز ظهر، دو ركعت نماز جمعه، به صورتى كه بيان مىشود، بخواند، ولى در اين زمان اگر نماز جمعه بخواند، بنا بر احتياط مستحب نماز ظهر را نيز بجا آورد. |
|
وقت نماز مغرب و عشا |
|
مسأله 804: مغرب، هنگامى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مىشود، از بالاى سر انسان بگذرد. مسأله 805: نماز مغرب و عشا، هركدام وقت مخصوص و مشتركى دارند، وقت مخصوص نماز مغرب: از اول مغرب است، تا وقتى كه از مغرب به اندازهٴ خواندن سه ركعت نماز بگذرد. اگر مثلاً مسافر تمام نماز عشا را سهوا در اين وقت بخواند نمازش باطل است. و وقت مخصوص نماز عشا براى شخص مختار: موقعى است كه به اندازهٴ خواندن نماز عشا، به نصف شب مانده باشد. اگر كسى عمدا تا اين موقع نماز مغرب را نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن، نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترك نماز مغرب و عشاست، اگر كسى دراين وقت اشتباها نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز متوجه شود، نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن، بجا آورد. مسأله 806: وقت مخصوص و مشترك كه در مسأله پيش گفته شد، براى اشخاص فرق مىكند، مثلاً براى مسافر اگر به اندازهٴ خواندن دو ركعت نماز، از اول ظهر بگذرد وقت مشترك مىشود و براى كسى كه مسافر نيست، بايد به اندازهٴ خواندن چهار ركعت بگذرد. مسأله 807: اگر پيش از خواندن نماز مغرب، سهوا مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده، چنانچه تمام آنچه خوانده، يا مقدارى از آن، در وقت مشترك بوده و به ركوع ركعت چهارم نرفته است، بايد نيّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند، سپس نماز عشا را بخواند و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته، بايد نماز را تمام كند و بعد، نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه را كه خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب بوده، نماز باطل است و بايد نماز مغرب و عشا را به ترتيب انجام دهد. مسأله 808: آخر وقت نماز عشا براى شخص مختار نصف شب است. و شب از اول غروب تا اذان صبح حساب مىشود، نه اول آفتاب. مسأله 809: آخر وقت نماز مغرب و عشا براى شخص مضطر، يا كسى كه فراموش كرده، يا خواب بوده و يا به جهت حيض نماز را تاخير انداخته، تا اذان صبح مىباشد. مسأله 810: اگر از روى گناه، نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنا بر احتياط واجب، بايد تا قبل از اذان صبح، بدون نيت ادا و قضا، بجا آورد. |
|
وقت نماز صبح |
|
مسأله 811: نزديك اذان صبح، از طرف مشرق سفيده اى كه آن را (فجر اوّل) مىگويند، رو به بالا حركت مىكند، موقعى كه آن سفيده پهن شد (فجر دوم) و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح هنگامى است كه آفتاب بيرون مىآيد. |
|
احكام وقت نماز |
|
مسأله 812: موقعى انسان مىتواند مشغول نماز شود كه يقين كند، وقت آن داخل شده است، يا دو مرد عادل يا يك نفر ثقه، يعنى كسى كه مورد اطمينان است به داخل شدن وقت خبر دهد. مسأله 813: اگر بر اثر ابر، يا غبار، يا نابينايى و يا بودن در زندان، نتواند اول وقت نماز، به داخل شدن وقت يقين كند، بايد نماز را تاخير بيندازد تا يقين كند وقت داخل شده است. مسأله 814: اگر دو مرد عادل، به داخل شدن وقت خبر دهند، يا انسان يقين كند وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است و همچنين است اگر بعد از نماز، بفهمد تمام نماز را پيش از وقت خوانده، ولى اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده، يا بعد از نماز بفهمد در بين نماز، وقت داخل شده، نماز او صحيح است. مسأله 815: اگر انسان متوجّه نباشد كه بايد با يقين به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد نماز را در وقت خوانده، نماز او صحيح است و اگر بفهمد تمام نماز را پيش از وقت خوانده، يا نفهمد در وقت خوانده يا پيش از وقت، نمازش باطل است، بلكه بنا بر احتياط اگر بعد از نماز بفهمد در بين نماز، وقت داخل شده، بايد دوباره آن نماز را بخواند. مسأله 816: اگر يقين كند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز شك كند كه وقت داخل شده يا نه، نماز او اشكال دارد، ولى اگر در بين نماز يقين داشته باشد كه وقت شده و شك كند آنچه را كه از نماز خوانده در وقت بوده يا نه، نمازش صحيح است. مسأله 817: اگر وقت نماز به قدرى تنگ است كه با بجاآوردن بعضى از كارهاى مستحب، مقدارى از نماز، بعد از وقت خوانده مىشود، بايد آن مستحب را بجا نياورد، مثلاً اگر با خواندن قنوت، مقدارى از نماز، بعد از وقت خوانده مىشود، بايد قنوت نخواند. مسأله 818: كسى كه به اندازهٴ خواندن يك ركعت وقت دارد، بايد نماز را به نيّت ادا بخواند، ولى نبايد عمدا نماز را تا اين وقت تاخير بيندازد. مسأله 819: كسى كه مسافر نيست، اگر تا مغرب به اندازهٴ خواندن پنج ركعت وقت داشته باشد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا كند. و همچنين اگر تا نصف شب به اندازهٴ خواندن چهار ركعت وقت داشته باشد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر كمتر وقت باشد بايد فقط نماز عشا را بخواند و بعداً نماز مغرب را قضا نمايد، مگر مضطر باشد كه تا اذان صبح وقت دارد. مسأله 820: كسى كه مسافر است اگر تا مغرب، به اندازهٴ خواندن سه ركعت وقت داشته باشد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا نمايد. و اگر شخص مختار تا نصف شب به اندازهٴ خواندن چهار ركعت وقت داشته باشد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط نماز عشا را بخواند و بعداً نماز مغرب را قضا نمايد و چنانچه بعد از خواندن نماز عشا، معلوم شود كه به مقدار يك ركعت يا بيشتر به نصف شب وقت مانده است، بايد فورا نماز مغرب را به نيّت ادا بجا آورد. مسأله 821: مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و در اين مورد بسيار سفارش شده است. و هرچه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر تاخير نماز از جهتى بهتر باشد، مثلاً صبر كند تا نماز را با جماعت بخواند. مسأله 822: هرگاه انسان عذرى دارد كه اگر بخواهد در اول وقت، نماز بخواند، ناچار است مثلاً با تيمم يا لباس نجس نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقى است، مىتواند در اول وقت، نماز بخواند، ولى اگر احتمال دهد عذر او از بين برود، بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز باقى است، مىتواند در اول وقت، نماز بخواند، ولى اگر احتمال دهد عذر او از بين برود، بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند و لازم نيست به قدرى صبر كند كه فقط بتواند كارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلكه اگر براى مستحبات نماز، مانند اذان، اقامه و قنوت نيز وقت دارد، مىتواند تيمم كند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد. مسأله 823: كسى كه مسائل نماز، شكيات و سهويات را نمىداند و احتمال مىدهد يكى از اينها در نماز پيش آيد، بايد براى ياد گرفتن آن، نماز را از اول وقت تاخير بيندازد، ولى اگر اطمينان دارد نماز را به طور صحيح تمام مىكند، مىتواند در اوّل وقت مشغول نماز شود، پس اگر در نماز مسأله اى كه حكم آن را نمىدانست پيش نيايد، نماز او صحيح است و اگر مسأله اى كه حكم آن را نمىداند پيش آيد، به يكى از دو طرفى كه احتمال مىدهد، عمل نمايد و نماز را تمام كند و بعد از نماز بايد مسأله را بپرسد تا اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند. مسأله 824: اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار نيز طلب خود را مطالبه مىكند، در صورتى كه ممكن است، بايد اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند. و همچنين است اگر كار واجب ديگرى پيش آيد كه بايد فورا آن را بجا آورد، مثلاً ببيند مسجد نجس است، بايد اول مسجد را تطهير كند، سپس نماز بخواند و چنانچه اول نماز بخواند، گناه كرده ولى نماز او صحيح است. |
|
نمازهايى كه بايد به ترتيب خوانده شود |
|
مسأله 825: انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشارا بعد از نماز مغرب بخواند. و اگر عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند، باطل است. مسأله 826: اگر به نيت نماز ظهر، مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد نماز ظهر را خوانده است، نمىتواند نيت را به نماز عصر برگرداند، بلكه بايد نماز را بشكند و نماز عصر را بخواند. و همچنين است نسبت به نماز مغرب و عشا. مسأله 827: اگر در بين نماز عصر، يقين كند نماز ظهر را نخوانده است بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند و چنانچه يادش بيايد نماز ظهر را خواند بوده، بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و نماز او صحيح است مگر مقدارى از نماز را به نحو تقييد به نيّت ظهر خوانده باشد. مسأله 828: اگر در بين نماز عصر، شك كند نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند و نماز عصر را بعد از آن بجا آورد، ولى اگر وقت به قدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز، مغرب مىشود بايد نيت نماز عصر، نماز را تمام نمايد و بنا بر احتياط نماز ظهر را در خارج وقت قضا كند. مسأله 829: اگر در نماز عشا، پيش از ركوع ركعت چهارم، شك كند نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقت به قدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز، نصف شب مىشود، بايد به نيت عشا نماز را تمام كند و اگر بيشتر وقت دارد، بايد نيت را به نماز مغرب بر گرداند و نماز را سه ركعت كند، سپس نماز عشا را بخواند. مسأله 830: اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم، شك كند نماز مغرب را خوانده يا نه، بايد نماز عشا را تمام كند، سپس نماز مغرب را بخواند. مسأله 831: اگر انسان نمازى را كه خوانده، احتياطا دوباره بخواند و در بين نماز يادش بيايد، نمازى را كه بايد پيش از آن بخواند نخوانده است، نمىتواند نيت را به آن نماز برگرداند، مثلاً موقعى كه نماز عصر را احتياطا مىخواند، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است، نمىتواند نيت را به نماز ظهر برگرداند. مسأله 832: برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب جايز نيست. مسأله 833: اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مىتواند در صورت امكان، در بين نماز، نيّت را به نماز قضا برگرداند، مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مىتواند نيّت را به قضاى نماز صبح برگرداند كه داخل ركعت سوم نشده باشد. |
|
نمازهاى مستحب |
|
مسأله 834: نمازهاى مستحب بسيار است و آنها را (نافله) مىگويند و بر خواندن نافله هاى شبانه روز بيشتر سفارش شده است. مسأله 835: نافله هاى شبانه روز، در غير روز جمعه سى و چهار ركعت مىباشد: هشت ركعت نافلهٴ ظهر، هشت ركعت نافلهٴ عصر، چهار ركعت نافلهٴ مغرب، دو ركعت نافلهٴ عشا، يازده ركعت نافلهٴ شب و دو ركعت نافلهٴ صبح. و دو ركعت نافلهٴ عشا كه نشسته خوانده مىشود، يك ركعت حساب مىشود، ولى در روز جمعه بر شانزده ركعت نافلهٴ ظهر و عصر، چهار ركعت اضافه مىگردد. مسأله 836: تمام نافله ها، دو ركعت دو ركعت خوانده مىشود، مانند نماز صبح. مسأله 837: از يازده ركعت نافلهٴ شب، هشت ركعت آن بايد به نيت نافلهٴ شب، دو ركعت آن به نيت (نماز شفع) و يك ركعت آن به نيت (نماز وتر) خوانده شود. و كيفيت نافلهٴ شب بيان خواهد شد. مسأله 838: نمازهاى نافله را مىشود نشسته خواند، ولى بهتر است دو ركعت نماز نافلهٴ نشسته را يك ركعت حساب كند، مثلاً كسى كه مىخواهد نافلهٴ ظهر را كه هشت ركعت است نشسته بخواند، بهتر است شانزده ركعت بخواند و اگر مىخواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز يك ركعتى به صورت نشسته بخواند. مسأله 839: نافله ظهر و عصر در سفر، ساقط مىشود، اما نافلهٴ عشا را اگر به رجاى مطلوبيت بخواند مانعى ندارد. |
|
وقت نافله هاى يوميّه |
|
مسأله 840: نافلهٴ نماز ظهر، پيش از نماز ظهر خوانده مىشود و وقت آن از اول ظهر است، تا موقعى كه سايهٴ (شاخص) كه در مسألهٴ 800 بيان شد، به اندازهٴ دو هفتم آن شود، مثلاً اگر طول شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سايه اى كه بعد از ظهر، پيدا مىشود به دو وجب رسيد، آخر وقت نافلهٴ ظهر است. مسأله 841: نافلهٴ نماز عصر، پيش از نماز عصر، خواند مىشود و وقت آن تا موقعى است كه سايهٴ شاخص، به چهار هفتم آن برسد. مسأله 842: چنانچه بخواهد نافلهٴ ظهر يا نافله عصر را، بعد از وقت آن بخواند جايز است. مسأله 843: وقت نافلهٴ مغرب، بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب كه بعد از غروب كردن آفتاب، در اسمان پيدا مىشود از بين برود، اگرچه بعيد نيست كه وقت آن به امتداد وقت نماز مغرب، امتداد داشته باشد، يعنى قبل از وقت مختص به نماز عشا. مسأله 844: وقت نافلهٴ نماز عشا، بعد از تمام شدن نماز عشا، تا نصف شب است و بهتر است بعد از نماز عشا، بلافاصله خوانده شود. مسأله 845: نافلهٴ صبح پيش از نماز صبح، خوانده مىشود و وقت آن بعد از فجر اول است، تا وقتى كه سرخى طرف مشرق پيدا شود. و معناى (فجر اول) در مسألهٴ 811 گذشت. و مىتواند نافلهٴ صبح را بعد از نافلهٴ شب، بلافاصله خواند. |
|
نماز شب |
|
مسأله 846: وقت نافلهٴ شب از نصف شب تا اذان صبح مىباشد و بهتر است نزديك اذان صبح، خوانده شود. مسأله 847: مسافر و كسى كه براى او سخت است نافلهٴ شب را بعد از نصف شب بخواند، مىتواند آن را در اول شب بجا آورد. مسأله 848: نماز شب يازده ركعت است: هشت ركعت (نافله شب)، دو ركعت نماز (شفع) و يك ركعت نماز (وتر) كه دو ركعت، يك سلام دارد، غير از نماز (وتر) كه به تنهايى، يك سلام دارد. مسأله 849: مستحب است سوره هاى بزرگ، در ركعت اول و سوره هاى كوتاه را در ركعت دوم بخواند و در نماز (شفع) و (وتر) سوره هاى فلق، ناس و توحيد، قرائت كند و يا اينكه، در همهٴ آنها سورهٴ (قل هوالله احد) بخواند. مسأله 850: مستحب است در قنوت نماز (وتر) براى چهل تن، از مؤمنان چنين دعا كند: (اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِفُلاٰن) و به جاى كلمهٴ (فلان) مؤمنى را نام ببرد. و مستحب است، در قنوت، هفتاد بار استغفار كند، در حالى كه دست چپ خود را بلند نموده و با دست راست، استغفار را مىشمارد: (اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّي وَ أتوبُ إلَيْهِ) گرچه صد بار بهتر است. همچنين مستحب است، هفت بار بگويد: (هٰذٰا مَقٰامُ العٰائِذِ بِكَ مِنَ النٰارِ) و سيصد بار بگو: (اَلْعَفْو) و اگر كلمات (اَلْعَفْو) را به يكديگر متصل كند بهتر است، و آخر كلمه را به فتحه بخواند: (اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ ...). |
|
نماز غفيله |
|
مسأله 851: يكى از نمازهاى مستحب، نماز غفيله است كه بين نماز مغرب و عشا، خوانده مىشود. در ركعت اول آن، بعد از حمد، به جاى سوره اين آيه را بخواند: (وَذَاالنُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادىٰ في الظُّلُماتِ أنْ لا إلهَ إلاّ أنْتَ سُبْحٰانَكَ إنّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَ نَجَّيْنٰاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ) و در ركعت دوّم، بعد از حمد به جاى سوره اين آيه را بخواند: (وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْب لا يَعْلَمُهٰا إلاّ هُوَ وَ يَعْلَمُ مٰا في الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ مٰا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إلاّ يَعْلَمُهٰا وَلاٰ حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الأرْضِ وَلاٰ رَطْبٍ وَلاٰ يابِسٍ إلاّ في كِتٰابٍ مُبين) و در قنوت آن بگويد: (اللّهُمَّ إنّي أسْاَلُكَ بِمَفاتِحِ الْغَيْبِ الَّتي لا يَعْلَمُهٰا إلاّ أنْتَ أنْ تُصَلِّي عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و أنْ تَفْعَلَ بي كذا وكذا) و به جاى كلمهٴ كذا و كذا حاجتهاى خود را بگويد، سپس بگويد: اللّهُمَّ أنْتَ وَلِيُّ نِعْمَتي وَالقادِرُ عَلىٰ طَلِبَتي تَعْلَمُ حٰاجَتي فَاسْاَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ لَمّا قَضَيْتَهٰا لي). |