|
واجبات نماز |
|
مسأله 1023: واجبات نماز يازده چيز است: اول: نيّت. دوّم: قيام (ايستادن) سوم: تكبيرة الاحرام، يعنى گفتن (اللهُ اَكْبَر) در اوّل نماز. چهارم: قرائت. پنجم: ركوع. ششم: سجود. هفتم: ذكر. هشتم: تشهّد. نهم: سلام. دهم: ترتيب. يازدهم: موالات، يعنى پى در پى بودن اجزاى نماز. مسأله 1024: بعضى از واجبات نماز ركن است، يعنى اگر انسان آن را بجا نياورد يا در نماز اضافه كند، عمدا باشد يا اشتباها، نماز باطل مىشود. و بعضى ديگر ركن نيست، يعنى اگر عمدا كم و يا زياد شود نماز باطل مىشود، امّا اگر اشتباها كم و يا زياد گردد، نماز باطل نمىشود. و ركن نماز پنج چيز است، اول: نيت. دوم: تكبيرة الاحرام. سوم: قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متّصل به ركوع، يعنى ايستادن پيش از ركوع. چهارم: ركوع. پنجم: دو سجده. |
|
1 ـ نيّت |
|
مسأله 1025: انسان بايد نماز را به نيّت قربت، يعنى براى انجام فرمان خداوند، بجا آورد. و لازم نيست نيّت را از قلب خود بگذراند، يا به زبان بگويد. مسأله 1026: اگر در نماز ظهر يا در نماز عصر نيّت كند چهار ركعت نماز مىخوانم و معيّن نكند ظهر است يا عصر، نماز او اشكال دارد. و همچنين كسى كه مثلاً قضاى نماز ظهر بر او واجب است، اگر در وقت نماز ظهر، بخواهد نماز ظهر يا نماز قضا بخواند، بايد نمازى كه مىخواند در نيّت معيّن كند. مسأله 1027: انسان بايد از اوّل تا آخر نماز، بر نيّت خود باقى باشد، پس اگر در بين نماز، طورى غافل شود كه اگر بپرسند چه مىكنى، نداند چه بگويد، نمازش باطل است. مسأله 1028: انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند نماز بخواند، پس كسى كه ريا كند، يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است، خواه فقط براى مردم باشد، يا خدا و مردم هردو را در نظر بگيرد. مسأله 1029: اگر فقط قسمتى از نماز را، براى غير خدا بجا آورد، نماز باطل است، چه آن قسمت، واجب باشد مانند حمد و سوره، چه مستحب باشد، مانند قنوت، بلكه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد، ولى براى نشان دادن به مردم، در جاى مخصوصى مثل مسجد، يا در وقت مخصوصى مانند اول وقت، يا به كيفيّت مخصوصى، مثلاً با جماعت نماز بخواند، نمازش باطل است. |
|
2 ـ تكبيرة الاحرام |
|
مسأله 1030: گفتن (اللهُ اَكْبَر) در اول هر نماز، واجب و ركن است. و بايد حروف (الله) و حروف (اَكْبَر) و دو كلمهٴ (الله) و (اَكْبَر) را پشت سرهم بگويد و بايد اين دو كلمه، به عربى صحيح گفته شود و اگر به عربى غلط، يا مثلاً ترجمهٴ آن را به فارسى بگويد صحيح نيست. مسأله 1031: بنا بر احتياط مستحب تكبيرة الاحرام نماز را به چيزى كه پيش از آن مىخواند، مثلاً به اقامه يا به دعايى كه قبل از تكبير مىخواند، نچسباند. مسأله 1032: اگر انسان بخواهد (اللهُ اَكْبَر) را، به چيزى كه بعد از آن مىخواند، مثلاً به (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيم) بچسباند، بنا بر احتياط بايد (ر) (اَكبَر) را پيش بدهد، يعنى بگويد: اللهُ اَكبَر. مسأله 1033: هنگام گفتن تكبيرة الاحرام، بايد بدن آرام باشد و اگر عمدا در حالى كه بدنش حركت دارد، تكبيرةالاحرام بگويد باطل است. مسأله 1034: تكبير، حمد، سوره، ذكر و دعا را، بايد طورى بخواند كه خودش بشنود و اگر بر اثر سنگينى ياكرى گوش، يا سر و صداى زياد نمىشنود، بايد طورى بگويد كه اگر مانعى نبود، مىشنيد. مسأله 1035: كسى كه لال است يا زبان او مرضى دارد كه نمىتواند (اللهُ اَكْبَر) را درست بگويد، بايد هرطور مىتواند بگويد و اگر هيچ نمىتواند بگويد، بايد در قلب خود بگذراند و براى تكبير اشاره كند و زبانش را نيز اگر مىتواند حركت دهد. مسأله 1036: مستحب است بعد از تكبيرةالاحرام بگويد: (يٰا مُحْسِنُ قَدْ أتٰاكَ الْمُسيءُ، وَ قَدْ أمَرْتَ الْمُحْسِنَ أنْ يَتَجٰاوَزْ عَنْ الْمُسيء، أنْتَ الْمُحْسِنُ وَ أناَ الْمُسيء، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَجٰاوَزْ عَنْ قَبيحِ مٰا تَعْلَمُ مِنّي). يعنى: اى خدايى كه به بندگان احسان مىكنى، بندهٴ گنهكارت به در خانهٴ تو آمده، تو امر كرده اى كه نيكوكار از گناهكارم بگذرد، تو نيكوكارى و من گناهكارم، به حق محمد و آل محمد عليهم السلام رحمت خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست و از بديهايى كه مىدانى از من سر زده بگذر. مسأله 1037: مستحب است هنگام گفتن تكبير اول نماز و تكبيرهاى بين نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد. مسأله 1038: اگر شك كند تكبيرةالاحرام گفته يا نه، چنانچه مشغول خواندن چيزى شده، به شك خود اعتنا نكند و اگر چيزى نخوانده، بايد تكبير بگويد. مسأله 1039: اگر بعد از گفتن تكبيرةالاحرام، شك كند آن را صحيح گفته يا نه، چنانچه مشغول خواندن چيزى شده، به شك خود اعتنا نكند و همچنين است اگر چيز نخوانده باشد، گرچه بنا بر احتياط مستحب اوّل عملى كه نماز را باطل مىكند انجام دهد، مثلاً صورت خود را از قبله برگرداند، بعد تكبير بگويد. |
|
3 ـ قيام (ايستادن) |
|
مسأله 1040: قيام، يعنى ايستادن در هنگام گفتن تكبيرةالاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متّصل به ركوع مىگويند، ركن است، ولى قيام درموقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع ركن نيست و اگر كسى از روى فراموشى آن را ترك كند، نمازش صحيح است. مسأله 1041: بنا بر احتياط، مقدارى پيش از گفتن تكبير و بعد از آن بايستد تا يقين كند در حال ايستادن تكبير گفته است. مسأله 1042: اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد ركوع نكرده، بايد بايستد و به ركوع رود و اگر بدون اينكه بايستد، به حال خميدگى به ركوع برگردد، چون قيام متّصل به ركوع را بجا نياورده، نماز او باطل است. مسأله 1043: موقعى كه ايستاده است، بايد بدن را حركت ندهد و به طرفى خم نشود و به جايى تكيه نكند، ولى اگر از روى ناچارى باشد، يا در حال خم شدن براى ركوع، پاها را حركت دهد، اشكال ندارد. مسأله 1044: اگر موقعى كه ايستاده، از روى فراموشى بدن را حركت دهد يا به طرفى خم شود و يا به جايى تكيه كند اشكال ندارد. و همچنين است موقع گفتن تكبيرةالاحرام و قيام متصل به ركوع اگر از روى فراموشى حركت كند، گرچه بنا بر احتياط مستحب نماز را تمام كند و دوباره بخواند. مسأله 1045: بنا بر احتياط واجب در موقع ايستادن، هردو پا روى زمين باشد، ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هردو پا باشد و اگر روى يك پا باشد، اشكال ندارد. مسأله 1046: كسى كه مىتواند درست بايستد، اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد كه ايستادن صدق ننمايد، نمازش باطل است. مسأله 1047: هنگامى كه انسان در نماز مشغول خواندن چيزى است، حتى ذكرهاى مستحب نماز، بايد بدنش آرام باشد و اگر مىخواهد كمى جلو يا عقب رود، يا كمى بدن را به طرف راست و چپ حركت دهد، بايد چيزى نگويد، اما (بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ أقُومُ وَاقْعُدُ) را بايد در حال برخاستن بگويد. مسأله 1048: اگر در حال حركت بدن ذكر بگويد، مثلاً موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تكبير بگويد، چنانچه آن را به قصد ذكرى كه در نماز دستور داده اند بگويد، احتياط اعادهٴ نماز است و اگر به اين قصد نگويد، بلكه بخواهد ذكرى گفته باشد، نماز صحيح است. مسأله 1049: حركت دادن دست و انگشتان، در موقع خواندن حمد، اشكال ندارد اگرچه مستحب است آن را نيز حركت ندهد. مسأله 1050: اگر موقع خواندن حمد و سوره يا خواندن تسبيحات، بىاختيار حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود، بنا بر احتياط واجب بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه در حال حركت خوانده، دوباره بخواند. مسأله 1051: اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود بايد بنشيند و اگر از نشستن نيز عاجز شود بايد بخوابد، ولى تا بدنش آرام نگرفته، نبايد چيزى بخواند. مسأله 1052: تا انسان مىتواند ايستاده نماز بخواند نبايد بنشيند، مثلاً كسى كه در موقع ايستادن، بدنش حركت مىكند، يا مجبور است به چيزى تكيه دهد، يا بدنش را كج كند، يا خم شود و يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد، بايد هرطور كه مىتواند ايستاده نماز بخواند، ولى اگر به هيچ وجه، حتى مانند حال ركوع نيز نتواند بايستد، بايد نشسته نماز بخواند. مسال 1053: تا انسان مىتواند بنشيند، نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند بايد هرطور مىتواند بنشيند. و اگر به هيچ وجه نمىتواند بنشيند، بايد طورى كه در احكام قبله مسألهٴ 855 گفته شد، بر پهلوى راست بخوابد و اگر نمىتواند، بر پهلوى چپ و اگر آن نيز ممكن نباشد، بر پشت بخوابد، طورى كه كف پاهاى او يا سر او، رو به قبله باشد. مسأله 1054: كسى كه نشسته نماز مىخواند، اگر بعد ازخواندن حمد و سوره، بتواند بايستد و ركوع را ايستاده بجا آورد بايد بايستد و در حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند، بايد ركوع را نيز نشسته بجا آورد. مسأله 1055: كسى كه خوابيده نماز مىخواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند بايد مقدارى كه مىتواند، نشسته بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته نبايد چيزى بخواند. مسأله 1056: كسى كه نشسته نماز مىخواند، اگر در بين نماز بتواند بايستد، بايد مقدارى كه مىتواند، ايستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته نبايد چيزى بخواند. مسأله 1057: كسى كه مىتواند بايستد، اگر بترسد كه بر اثر ايستادن، بيمار شود يا ضررى به او برسد، مىتواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن نيز بترسد، مىتواند خوابيده نماز بخواند. مسأله 1058: اگر انسان احتمال بدهد تا آخر وقت، بتواند ايستاده نماز بخواند، بايد نماز را تاخير بيندازد، پس اگر نتوانست بايستد، در آخر وقت طبق وظيفه، نماز را بجا آورد. مسأله 1059: مستحب است در حال ايستادن، بدن را راست نگه دارد، شانه ها را پايين بيندازد، دستها را روى رانها بگذارد، انگشتها را به هم بچسباند، جاى سجده را نگاه كند، سنگينى بدن را به طور مساوى روى دو پا بيندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پيش نگذارد، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا يك وجب، فاصله دهد و اگر زن است پاها را به هم بچسباند. |
|
4 ـ قرائت |
|
مسأله 1060: در ركعت اول ودوم نمازهاى واجب يوميّه، انسان بايد اول، حمد و بعد از آن، يك سورهٴ كامل بخواند. مسأله 1061: اگر وقت نماز تنگ باشد، يا انسان ناچار شود سوره نخواند، مثلاً بترسد اگر سوره بخواند دزد، يا درنده و يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره بخواند. مسأله 1062: اگر عمدا سوره را پيش از حمد بخواند، نمازش باطل است و اگر اشتباها سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اول بخواند. مسأله 1063: اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رفتن به ركوع بفهمد، نمازش صحيح است. مسأله 1064: اگر پيش از خم شدن براى ركوع، بفهمد حمد و سوره نخوانده، بايد بخواند و اگر بفهمد سوره نخوانده بايد فقط سوره بخواند، ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخواند بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره بخواند ونيز اگر خم شود و پيش از آنكه به ركوع برسد، بفهمد حمد و سوره، يا سورهٴ تنها و يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد. مسأله 1065: اگر در نماز، يكى از چهار سوره اى كه آيهٴ سجده دارد و در مسألهٴ 402: گفته شد، عمدا بخواند، نمازش باطل است. مسأله 1066: اگر اشتباها مشغول خواندن سوره اى شود كه سجدهٴ واجب دارد، چنانچه پيش از رسيدن به آيهٴ سجده بفهمد، بايد آن سوره را تمام كند و بعد از نماز، سجدهٴ آن را بجا آورد و بنا بر احتياط در حال نماز به جاى سجدهٴ تلاوت، اشاره كند. مسأله 1067: اگر در نماز، آيهٴ سجده را بشنود، نمازش صحيح است و بايد بعد از نماز، سجدهٴ آن را بجا آورد. مسأله 1068: در نماز مستحب خواندن سوره لازم نيست، اگرچه آن نماز با نذر كردن واجب شده باشد، ولى در بعضى از نمازهاى مستحب، مانند نماز وحشت كه سورهٴ مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار كرده باشد، بايد همان سوره را بخواند. مسأله 1069: در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در ركعت اول بعد از حمد، سورهٴ (جمعه) و در ركعت دوم بعد از حمد، سورهٴ (منافقين) بخواند و اگر مشغول آن شود، بنا بر احتياط واجب نمىتواند آن را رها كند و سورهٴ ديگرى بخواند. مسأله 1070: اگر بعد از حمد، مشغول خواندن سورهٴ (توحيد) يا سورهٴ (كافرون) شود، نمىتواند آن را رها كند و سورهٴ ديگر بخواند، ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه، اگر از روى فراموشى به جاى سورهٴ (جمعه) و (منافقين) يكى از اين دو سوره را بخواند، تا به نصف نرسيده، مىتواند آن را رها كند و سورهٴ (جمعه) و (منافقين) را بخواند. مسأله 1071: اگر در نماز جمعه يا نماز ظهر روز جمعه، عمدا سورهٴ (توحيد) يا سورهٴ (كافرون) بخواند، اگرچه به نصف نرسيده باشد، بنا بر احتياط نمىتواند رها كند و سورهٴ (جمعه ) و (منافقين) بخواند. مسأله 1072: اگر در نماز، غير از سورهٴ (توحيد) و (كافرون)، سورهٴ ديگرى بخواند، تا به نصف نرسيده مىتواند رها كند و سورهٴ ديگرى بخواند. مسأله 1073: اگر مقدارى از سوره را فراموش كند، يا از روى ناچارى، مثلاً بر اثر تنگى وقت و يا به جهت ديگرى نتواند آن را تمام نمايد، مىتواند آن سوره را رها كند و سورهٴ ديگرى بخواند، اگرچه از نصف گذشته باشد، يا سوره اى را كه مىخواند سورهٴ (توحيد) يا (كافرون) باشد. مسأله 1074: بر مرد واجب است، حمد و سورهٴ نماز صبح، مغرب و عشا را بلند بخواند. و بر مرد و زن واجب است، حمد وسورهٴ نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند. مسأله 1075: مرد بايد در نماز صبح، مغرب و عشا، تمام كلمات حمد و سوره حتّى حرف آخر آنها را بلند بخواند. مسأله 1076: زن مىتواند حمد و سورهٴ نماز صبح، مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند، ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود، بنا بر احتياط بايد آهسته بخواند. مسأله 1077: اگر در جايى كه بايد نماز را بلند خواند، عمداً آهسته بخواند، يا در جايى كه بايد آهسته خواند، عمدا بلند بخواند، نمازش باطل است. ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد در صورتى كه توجّه به سؤال و ياد گرفتن آن نداشته باشد، صحيح است. و اگر در بين خواندن حمد و سوره نيز بفهمد اشتباه كرده، لازم نيست مقدارى كه خوانده دوباره بخواند. مسأله 1078: اگر كسى در خواندن حمد و سوره، بيشتر از معمول صدايش را بلند كند، مثلاً آن را با فرياد بخواند، نمازش باطل است. مسأله 1079: انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند و كسى كه به هيچ وجه نمىتواند آن را صحيح ياد بگيرد، هرطور كه مىتواند، بخواند و بنا بر احتياط مستحب نماز را با جماعت بجا آورد. مسأله 1080: كسى كه حمد ، سوره و چيزهاى ديگر نماز را به خوبى نمىداند و مىتواند ياد بگيرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد ياد بگيرد و اگر وقت تنگ است، بنا بر احتياط واجب، در صورت امكان، بايد نمازش را با جماعت بخواند. مسأله 1081: مزد گرفتن براى ياد دادن واجبات نماز جايز است، گرچه خلاف احتياط است، ولى براى مستحبات آن اشكال ندارد. مسأله 1082: اگر يكى از كلمات حمد يا سوره را نداند، يا عمدا آن را نگويد، يا به جاى حرفى، حرف ديگرى بگويد و يا جايى كه بايد بدون زير و زبر خوانده شود زير و زبر دهد، يا تشديد را نگويد، آن كلمه باطل است و بايد دوبار آن را به طور صحيح بخواند. مسأله 1083: اگر انسان كلمه اى را صحيح بداند و در نماز همان گونه بخواند و سپس بفهمد غلط خوانده، بنا بر احتياط مستحب دوباره نماز بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد. مسأله 1084: اگر زير و زبر كلمه اى را نداند، يا نداند مثلاً كلمه اى به (س) است يا به (ص) بايد ياد بگيرد و چنانچه به دو صورت يا بيشتر بخواند، مثلاً در (اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقيم)، (مستقيم) را يك مرتبه با سين و يك مرتبه با صاد بخواند، بنا بر احتياط نمازش باطل است. مسأله 1085: اگر در كلمه اى (واو) باشد و حرف قبل از (واو)، پيش داشته باشد و حرف بعد از واو، همزه باشد مانند كلمهٴ (سوء) بنا بر احتياط مستحب، آن واو را (مدّ) بدهد، يعنى آن را بكشد و همچنين اگر در كلمه اى (الف) باشد و حرف قبل از (الف) زير داشته باشد و حرف بعد از (الف) همزه باشد مانند (جاء) بنا بر احتياط مستحب بايد الف را بكشد. و نيز اگر دركلمه اى (ي) باشد و حرف پيش از (ي) زير داشته باشد و حرف بعد از آن (همزه) باشد، مانند: (جىء)، بنا بر احتياط مستحب بايد (ى) را با مدّ بخواند. و اگر بعد از اين واو، الف وىء، به جاى همزه حرف ساكنى باشد، يعنى زير، زبر و پيش نداشته باشد، باز اين سه حرف را با مدّ بخواند، مثلاً (وَلاَالضّٰالّين) كه بعد از (الف) حرف (لام) ساكن است، بنا بر احتياط مستحب بايد (الف) آن را با (مد) بخواند و چنانچه به اين دستور رفتار نكند، بنا بر احتياط مستحب بعد از اتمام نماز، دوبار آن را بخواند. مسأله 1086: بنا بر احتياط مستحب در نماز، وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد. وقف به حركت، يعنى: زير، يا زبر و يا پيش آخركلمه اى را بگويد و بين آن كلمه و كلمهٴ بعدش فاصله دهد، مثلاً بگويد: (الرَّحْمٰنِ الرَّحيمِ) و ميم (الرحيم) را زير بدهد و بعد با مقدارى فاصله بگويد (مٰالِكِ يَوْمِ الدّين). و وصل به سكون، يعنى: زير، يا زير و يا پيش كلمه اى را نگويد و آن كلمه را به كلمهٴ بعد بچسباند، مثلاً بگويد: (الرَّحْمنِ الرَّحيمِ) و ميم (الرحيم) را زير ندهد و فورا (مٰالِكِ يَوْمِ الدّين) بگويد. مسأله 1087: در ركعت سوم و چهارم نماز، مىتواند فقط يك حمد بخواند، يا يك مرتبه تسبيحات اربعه بگويد، يعنى: (سُبْحٰانَ الله وَالْحَمْدُ للهِ وِلاٰ إلٰهَ إلاَّ اللهُ وَاللهُ أكْبَر) و گفتن سه مرتبه مستحب است، پس در وسعت وقت خود را از ثواب آن محروم ننمايد. و مىتواند در يك ركعت، حمد و در ركعت ديگر، تسبيحات بگويد، امّا بهتر است در هر دو ركعت تسبيحات بخواند. مسأله 1088: در تنگى وقت، بايد تسبيحات اربعه را، يك مرتبه بگويد. مسأله 1089: بر مرد و زن واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز، حمد يا تسبيحات را آهسته بخوانند. مسأله 1090: اگر در ركعت سوم و چهارم، حمد بخواند، بنا بر احتياط (بسم الله) آن را نيز آهسته بگويد. مسأله 1091: كسى كه نمىتواند تسبيحات را ياد بگيرد، يا درست بخواند، بايد در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند. مسأله 1092: اگر در دو ركعت اول نماز، به خيال اينكه دو ركعت آخر است، تسبيحات بگويد، چنانكه پيش از ركوع بفهمد، بايد حمد و سوره بخواند و اگر در ركوع يا بعد از ركوع بفهمد، نمازش صحيح است. مسأله 1093: اگر در دو ركعت آخر نماز، به خيال اينكه دو ركعت اول است حمد بخواند، يا در دو ركعت اول نماز، با اينكه گمان مىكرد دو ركعت آخر است حمد بخاند، چه پيش از ركوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحيح است. مسأله 1094: اگر در ركعت سوم يا چهارم، مىخواست حمد بخواند، ولى تسبيحات به زبانش آمد، يا مىخواست تسبيحات بخواند، امّا حمد به زبانش آمد، مىتواند آن را تمام كند و نمازش صحيح است. مسأله 1095: كسى كه عادت دارد در ركعت سوم و چهارم، تسبيحات بخواند، اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود، لازم نيست آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات بخواند، گرچه بهتر است. مسأله 1096: در ركعت سوم و چهارم مستحب است، بعد از تسبيحات استغفار كند، مثلاً بگويد: (أسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّي وَ أتُوبُ إلَيْهِ) يا بگويد: (اَللّٰهُمَّ اغْفِرْلي). و كسى كه مشغول گفتن استغفار است، اگر شك كند حمد، يا تسبيحات خوانده يا نه، بنا بر احتياط برگردد و حمد يا تسبيحات را بخواند. و چنانچه عادت داشته در نماز فقط بعد از تسبيحات استغفار كند، به شك خود اعتنا ننمايد، ولى اگر در جاهاى ديگر نماز نيز استغفار مىكرده، بايد حمد يا تسبيحات را بخواند. و نيز اگر نماز گزار پيش از خم شدن براى ركوع، در حالى كه مشغول گفتن استغفار نيست، شك كند حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد حمد يا تسبيحات را بخواند. مسأله 1097: اگر در ركوع ركعت سوم يا چهارم، شك كند حمد، يا تسبيحات را خوانده يا نه، نبايد به شك خود اعتنا كند و اما اگر در حال رفتن به ركوع شك كند، اگر در اولين لحظه متوجّه شود، بايد برگردد حمد يا تسبيحات را، به قصد قربت مطلقه بخواند و همچنين اگر خيلى نزديك به ركوع ملتفت شود، بنا بر احتياط به حال قيام برگردد و حمد يا تسبيحات اربعه را، به نيّت قربت مطلقه بخواند. مسأله 1098: هرگاه شك كند آيه يا كلمه اى را درست گفته يا نه، اگر به چيز بعدى مشغول نشده، بايد آن آيه يا كلمه را، به طور صحيح بگويد و اگر به چيزى كه بعد از آن است مشغول شده، چنانچه آن چيز ركن باشد، مثلاً در ركوع شك كند فلان كلمه از سوره را درست گفته يا نه، نبايد به شك خود اعتنا كند و اگر ركن نباشد، مثلاً موقع گفتن (الله الصّمد) شك كند (قل هوالله احد) را درست گفته يا نه، مىتواند به شك خود اعتنا نكند، ولى اگر احتياطا آن آيه يا كلمه را به طور صحيح بگويد اشكال ندارد و اگر چند مرتبه نيز شك كند مىتواند چند بار بگويد، امّا اگر به حدّ وسواس برسد و باز بگويد، بنا بر احتياط نمازش را دوباره بخواند. مسأله 1099: مستحب است در ركعت اول، پيش از خواندن حمد بگويد: (أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطٰانِ الرَّجيم) و در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر (بسم الله) را بلند بگويد. و همچنين مستحب است حمد و سوره را، شمرده بخواند و در آخر هرآيه وقف كند، يعنى آن را به آيهٴ بعد نچسپاند، در حال خواندن حمد و سوره، به معناى آيه توجّه داشته باشد، اگر نماز را با جماعت مىخواند بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادا مىخواند، بعد از آنكه حمد خودش تمام شد بگويد: (الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعٰالَمين)، بعد از خواندن سورهٴ توحيد (كَذٰالِكَ اللهُ رَبّنا) بگويد و بعد از خواندن سوره، كمى صبر كند سپس تكبير پيش از ركوع را بگويد يا قنوت بخواند. مسأله 1100: مستحب است در تمام نمازها، در ركعت اول بعد از حمد، سورهٴ (قدر) و در ركعت دوّم، سورهٴ (توحيد) بخواند. مسأله 1101: مكروه است انسان، در تمام نمازهاى يك شبانه روز، سورهٴ (توحيد) نخواند. مسأله 1102: خواندن سورهٴ (توحيد) به يك نفس، مكروه است. مسأله 1103: سوره اى كه در ركعت اول خوانده، مكروه است در ركعت دوم بخواند، ولى اگر سورهٴ (توحيد) را در هر ركعت بخواند، مكروه نيست. |
|
5 ـ ركوع |
|
مسأله 1104: در هر ركعت بعد از قرائت، بايد به اندازه اى خم شود كه بتواند دست را بر زانو بگذارد، اين عمل را (ركوع) مىگويند. مسأله 1105: اگر به اندازهٴ ركوع خم شود، ولى دستها را بر زانو نگذارد، اشكال ندارد. مسأله 1106: هرگاه ركوع را به صورت غير معمول بجا آورد، مثلاً به چپ يا راست خم شود، اگرچه دستهاى او به زانو برسد، صحيح نيست. مسأله 1107: خم شدن بايد به قصد ركوع باشد، پس اگر به قصد كار ديگرى، مثلاً براى كشتن جانورى خم شود، نمىتواند آن را ركوع حساب كند، بلكه بايد بايستد و دوباره براى ركوع، خم شود و با اين عمل، ركن زياد نشده و نماز باطل نمىشود. مسأله 1108: كسى كه دست يا زانوى او، با دست و زانوى ديگران فرق دارد، مثلاً دستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود به زانو مىرسد، يا زانوى او پايينتر از مردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد، بايد به اندازهٴ معمول خم شود. مسأله 1109: كسى كه نشسته ركوع مىكند، بايد به اندازه اى خم شود كه عرفا ركوع ناميده شود، مثلاً صورتش، مقابل زانوها برسد و بهتر است صورتش، نزديك جاى سجده برسد. مسأله 1110: بنا بر احتياط در ركوع، سه مرتبه (سُبْحٰانَ الله) يا يك مرتبه (سُبْحٰانَ رَبِّي الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِهِ) بگويد، ولى در تنگى وقت و در حال ناچارى، گفتن يك (سُبْحٰانَ الله) كافيست. مسأله 1111: ذكر ركوع بايد پشت سرهم و به عربى صحيح، گفته شود و مستحب است آن را سه، يا پنج و يا هفت مرتبه، بلكه بيشتر بگويند. مسأله 1112: در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و در ذكر مستحب نيز، اگر آن را به قصد ذكرى كه براى ركوع دستور داده اند بگويد، بنا بر احتياط واجب بدن بايد آرام باشد. مسأله 1113: اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مىگويد، بىاختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود، بايد بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذكر را بگويد، ولى اگر كمى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود و يا انگشتان را حركت دهد اشكال ندارد. مسأله 1114: اگر پيش از آنكه به مقدار ركوع، خم شود و بدن آرام گيرد، عمدا ذكر ركوع بگويد نمازش باطل است. مسأله 1115: اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب، عمدا سر از ركوع بر دارد نمازش باطل است، امّا اگر سهوا سر بردارد چنانچه پيش از خارج شدن از حال ركوع، يادش بيايد كه ذكر ركوع را تمام نكرده، بايد در حال آرامى بدن، دوباره ذكر بگويد و اگر بعد از خارج شدن از حال ركوع يادش بيايد نماز او صحيح است. مسأله 1116: اگر نتواند به مقدار ذكر، در ركوع بماند، بنا بر احتياط واجب بقيهٴ آن را در حال برخاستن بگويد. مسأله 1117: اگر بر اثر بيمارى و مانند آن، نمىتواند در ركوع آرام گيرد نمازش صحيح است، ولى بايد پيش از آنكه از حال ركوع خارج شود، ذكر واجب، يعنى (سُبْحٰانَ رَبِّي الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِه) يا سه مرتبه (سُبْحٰانَ الله) را بگويد. مسأله 1118: هرگاه نتواند به اندازهٴ ركوع خم شود، بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند. و اگر در هنگام تكيه نيز نتواند به طور معمول ركوع كند، بايد به هر اندازه كه مىتواند، خم شود و اگر هيچ نتواند خم شود، بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند و يا براى ركوع، با سر اشاره نمايد. مسأله 1119: كسى كه مىتواند ايستاده نماز بخواند، اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع، با سر اشاره نمايد و اگر نتواند اشاره كند، بايد به نيّت ركوع چشمها را برهم بگذارد و ذكر آن را بگويد و به نيّت برخاستن از ركوع، چشمها را باز كند و اگر ازاين نيز عاجز است، بايد در قلب، نيّت ركوع كند و ذكر آن را بگويد. مسأله 1120: كسى كه نمىتواند ايستاده يا نشسته، ركوع كند، امّا مىتواند در حالى كه نشسته است كمى خم شود و در حالى كه ايستاده است با سر اشاره كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع، با سر اشاره نمايد. مسأله 1121: اگر بعد از رسيدن به حد ركوع و آرام گرفتن بدن، سر بر دارد و دو مرتبه به اندازهٴ ركوع خم شود، يا بعد از آنكه به اندازهٴ ركوع خم شد و بدنش آرام گرفت، به قدرى خم شود كه از اندازهٴ ركوع بگذرد و دوباره به ركوع برگردد، چون ركوع زياد شده نمازش باطل است، اين حكم در صورتى است كه برگشت به حال ركوع، به قصد ركوع باشد. مسأله 1122: بعد از تمام شدن ذكر ركوع، بايد راست بايستد و بعد از آنكه بدن آرام گرفت، به سجده رود و اگر عمدا پيش از ايستادن يا پيش از آرام گرفتن بدن، به سجده رود نمازش باطل است. مسأله 1123: اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آنكه به سجده برسد، يادش بيايد، بايد بايستد و به ركوع رود و چنانچه به حالت خميدگى به ركوع برگردد، نمازش باطل است. مسأله 1124: اگر بعد از آنكه پيشانى بر زمين رسيد يا بعد از برداشتن سر از سجدهٴ اول، يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد بايستد، سپس ركوع را بجا آورد و پس از تمام كردن نماز، دو سجدهٴ سهو بجا آورد. و بنا بر احتياط واجب، نماز را در صورت دوّم دوباره بخواند. مسأله 1125: مستحب است پيش از رفتن به ركوع، در حالى كه راست ايستاده تكبير بگويد و در ركوع زانوها را به عقب دهد، پشت را صاف نگه دارد، گردن را بكشد و مساوى پشت نگه دارد، بين دو قد را نگاه كند، پيش از ذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد، و بعد از برخواستن از ركوع، راست بايستد و در حال آرامى بدن بگويد: (سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه). مسأله 1126: مستحب است زنها در ركوع، دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند. |
|
6 ـ سجود |
|
مسأله 1127: نمازگزار، بايد در هر ركعت از نمازهاى واجب و مستحب، بعد از ركوع دو سجده كند و سجده يعنى: پيشانى، كف دو دست، سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را، بر زمين بگذارد. مسأله 1128: دو سجده روى هم، يك ركن است، اگر كسى در نماز واجب، عمدا يا از روى فراموشى هردو را ترك كند، يا دو سجدهٴ ديگر، به آنها اضافه نمايد، نمازش باطل است. مسأله 1129: اگرعمدا يك سجده كم و يا زياد كند، نماز باطل مىشود و اگر سهوا يك سجده كم و يا زياد كند، حكم آن خواهد آمد. مسأله 1130: اگر پيشانى را عمدا يا سهوا بر زمين نگذارد سجده نكرده است، اگرچه جاهاى ديگر به زمين برسد، ولى اگر پيشانى را بر زمين بگذارد و سهوا جاهاى ديگر را به زمين نرساند، يا سهوا ذكر نگويد، سجده صحيح است. مسأله 1131: بنا بر احتياط بايد در سجده، سه مرتبه (سُبْحٰانَ الله) يا يك مرتبه (سُبْحٰانَ رَبِّي الأَعْلىٰ وَ بِحَمْدِه) بگويد. و اين كلمات بايد پشت سرهم و به عربى صحيح، گفته شود. و مستحب است (سُبْحٰانَ رَبِّي الأَعْلىٰ وَ بِحَمْدِه) را سه، يا پنج و يا هفت مرتبه بگويد. مسأله 1132: در سجود بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و موقع گفتن ذكر مستحب نيز اگر آن را به قصد ذكرى كه براى سجده دستور داده اند بگويد، آرام بودن بدن لازم است. مسأله 1133: اگر پيش از آنكه پيشانى، بر زمين برسد و بدن آرام بگيرد، عمدا ذكر سجده را بگويد، يا پيش از تمام شدن ذكر، عمدا سر از سجده بردارد، نماز باطل است. مسأله 1134: اگر پيش از آنكه پيشانى، بر زمين برسد و بدن آرام گيرد، سهوا ذكر سجده را بگويد و پيش از آنكه سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه كرده است بايد دوباره در حال آرام بودن، ذكر بگويد. مسأله 1135: اگر بعد از آنكه سر از سجده برداشت، بفهمد پيش از آرام شدن بدن، ذكر را گفته و يا پيش از آنكه ذكر سجده تمام شود، سر برداشته، نماز او صحيح است. مسأله 1136: اگر موقعى كه ذكر سجده مىگويد، يكى از هفت عضو را عمدا از زمين بردارد نماز باطل مىشود، ولى موقعى كه مشغول گفتن ذكر نيست، اگر غير پيشانى، جاهاى ديگر را از زمين بردارد و دوبار بگذارد، اشكال ندارد. مسأله 1137: اگر پيش از تمام شدن ذكر سجده، سهوا پيشانى را از زمين بردارد، نمىتواند دوبار بر زمين بگذارد و بايد آن را يك سجده حساب كند، ولى اگر جاهاى ديگر را سهوا از زمين بردارد، بايد دو مرتبه بر زمين بگذارد و ذكر را بگويد. مسأله 1138: بعد از تمام شدن ذكر سجدهٴ اول، بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوبار به سجده رود. مسأله 1139: جاى پيشانى نمازگزار، بايد از جاى زانوهاى او بلند تر و يا پايينتر از چهار انگشت بسته نباشد. مسأله 1140: در زمين سراشيب كه سراشيبى آن زياد معلوم نيست، اگر جاى پيشانى نمازگزار، از جاى انگشتهاى پا و سر زانوهاى او مختصرى بيش از چهار انگشت بسته، بلندتر يا پايينتر باشد، اشكال ندارد. مسأله 1141: اگر پيشانى را سهوا بر چيزى بگذارد كه از سر زانوهاى او، از چهار انگشت بسته بلندتر است، چنانچه بلندى آن مقدارى است كه نمىگويند در حال سجده است، بايد سر را بردارد و بر چيزى كه بلندى آن به اندازهٴ چهار انگشت بسته يا كمتر است بگذارد. و اگر بلندى آن مقدارى است كه مىگويند در حال سجده است، بايد پيشانى را از روى آن بر روى چيزى كه بلندى آن، به اندازهٴ چهار انگشت بسته يا كمتر است، بكشد و اگر كشيدن پيشانى ممكن نيست، بايد سر را بردارد و بگذارد و نماز را تمام كند و بنا بر احتياط مستحب، نماز را دوبار بخواند. مسأله 1142: بايد بين پيشانى و آنچه بر آن سجده مىكند چيزى نباشد، پس اگر مهر به اندازه اى چرك باشد كه پيشانى، به خود مهر نرسد سجده باطل است، ولى اگر مثلاً رنگ مهر تغيير كرده باشد، اشكال ندارد. مسأله 1143: در سجده بايد كف دست را بر زمين بگذارد، ولى در حال ناچارى، پشت دست نيز مانعى ندارد و اگر پشت دست ممكن نباشد، بايد مچ دست را بگذارد و چنانچه آن نيز نشود، بايد تا آرنج هرجا كه مىتواند بر زمين بگذارد و اگر آن نيز ممكن نيست، گذاشتن بازو كافى است. مسأله 1144: در سجده بايد سر دو انگشت بزرگ پاها را، بر زمين بگذارد و اگر انگشتهاى ديگر پا، يا روى پا را بر زمين بگذارد و يا بر اثر بلند بودن ناخن، سر شست بر زمين نرسد، خلاف احتياط است. مسأله 1145: كسى كه مقدارى از شست پايش بريده، بايد بقيهٴ آن را بر زمين بگذارد و اگر چيزى از آن نمانده يا اگر مانده خيلى كوتاه است، بايد بقيهٴ انگشتان را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد، بايد هر مقدارى از پا باقى مانده، بر زمين بگذارد. مسأله 1146: اگر به صورت غير معمول سجده كند، مثلاً سينه و شكم را بر زمين بچسباند، يا پاها را دراز كند به طورى كه سجده صدق نكند، اگرچه هفت عضوى كه گفته شد، بر زمين برسد بايد نماز را دوبار بخواند. مسأله 1147: مهر يا چيز ديگرى كه بر آن سجده مىكند بايد پاك باشد، ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس بگذارد، يا يك طرف مهر، نجس باشد و پيشانى را بر طرف پاك آن بگذارد، اشكال ندارد. مسأله 1148: اگر در پيشانى، دمل و مانند آن باشد، در صورت امكان بايد با جاى سالم پيشانى، سجده كند و اگر ممكن نيست، بايد زمين يا مهر را گود كند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى كه براى سجده كافى باشد، بر زمين يا مهر بگذارد. مسأله 1149: اگر دمل يا زخم، تمام پيشانى را گرفته باشد، بايد بر يكى از دو طرف پيشانى، سجده كند و اگر ممكن نيست، بر چانه و اگر بر چانه نيز ممكن نباشد، بايد بر هر جايى از صورت كه ممكن است، سجده كند و اگر بر هيچ جاى صورت ممكن نيست، بايد با جلوى سر سجده نمايد. مسأله 1150: كسى كه نمىتواند پيشانى را بر زمين برساند، بايد به اندازه اى كه مىتواند خم شود و مهر يا چيز ديگرى را كه سجده برآن صحيح است، روى چيز بلندى گذاشته و طورى پيشانى را، بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است و بنا بر احتياط كف دستها، زانوها و انگشتان پا را به طور معمول بر زمين بگذارد. مسأله 1151: كسى كه اصلا نمىتواند خم شود، بنا بر احتياط بايد براى سجده بنشيند و با سر اشاره كند و اگر نتواند، بايد با چشمها اشاره نمايد و اگر نمىتواند اشاره كند بايد در قلب نيّت سجده كند، و بنا بر احتياط، با دست و مانند آن، براى سجده اشاره نمايد. مسأله 1152: كسى كه نمىتواند بنشيند، بايد ايستاده نيت سجده كند و براى سجده با سر اشاره كند و اگر نمىتواند، با چشمها اشاره نمايد و اگر اين را نيز نتواند، در قلب نيّت سجده كند و بنا بر احتياط با دست و مانند آن، براى سجده اشاره نمايد. مسأله 1153: اگر پيشانى، بىاختيار از جاى سجده بلند شود، چنانچه ممكن باشد بايد نگذارد دوباره به جاى سجده برسد و اين يك سجده حساب مىشود، چه ذكر سجده را گفته باشد يا نه. و اگر نتواند سر را نگهدارد و بىاختيار، دوباره به جاى سجده برسد، روى هم يك سجده حساب مىشود. مسأله 1154: جايى كه انسان بايد تقيّه كند، مىتواند بر فرش و مانند آن سجده نمايد و لازم نيست براى نماز، به جاى ديگر برود، ولى بنا بر احتياط اگر بتواند بر حصير و يا چيزى كه سجده برآن صحيح مىباشد، طورى سجده كند كه به زحمت نيفتد، نبايد بر فرش و مانند آن سجده نمايد. مسأله 1155: اگر روى تشك پر، يا چيز ديگرى كه بدن روى آن آرام نمىگيرد، سجده كند باطل است. مسأله 1156: اگر انسان ناچار شود كه در زمين گلى نماز بخواند، چنانچه آلوده شدن بدن و لباس براى او مشقّت ندارد، بنا بر احتياط واجب بايد سجده و تشهّد را به طور معمول، بجا آورد و اگر مشقّت دارد، مىتواند در حالى كه ايستاده براى سجده با سر اشاره كند و تشهّد را ايستاده بخواند و اگر سجده و تشهّد را به طور معمول، بجا آورد، نمازش صحيح است. مسأله 1157: در ركعت اول و ركعت سومى كه تشهّد ندارد، مانند ركعت سوم نماز ظهر، عصر و عشا، بنا بر احتياط واجب بايد بعد از سجدهٴ دوم، قدرى بىحركت بنشيند و بعد برخيزد، اين عمل را (جلسهٴ استراحت) مىنامند. |
|
چيزهايى كه سجده بر آن صحيح است: |
|
مسأله 1158: بايد برزمين و يا چيزهاى غير خوراكى كه از زمين مىرويد، مانند چوب و برگ درخت سجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى، پوشاكى و معدنى صحيح نيست. مسأله 1159: چنانچه برگ مو (درخت انگور) خشك شده باشد سجده بر آن مانعى ندارد، مگر براى خوردن، آن را خشك كرده باشند و اگر خشك نشده باشد، اشكال دارد. مسأله 1160: سجده بر چيزهايى كه از زمين مىرويد و خوراك حيوان است، مانند علف و كاه صحيح است. مسأله 1161: سجده بر گلهايى كه خوراكى نيست صحيح است، ولى سجده بر دواهاى خوراكى كه از زمين مىرويد، مانند گل بنفشه و گل گاوزبان بنا بر احتياط صحيح نيست. مسأله 1162: سجده بر گياهى كه خوردن آن، در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى ديگر معمول نيست، صحيح نمىباشد و بعيد نيست متعارف در هر شهرى، براى اهل همان شهر، ملاك باشد. و نمىتوان بر ميوهٴ نارس سجده كرد. مسأله 1163: اگر كاغذ را از چيزى ساخته باشند، كه سجده برآن صحيح است، مثلاً از كاه، مىشود برآن سجده كرد، بلكه مىتوان بر كاغذى كه از پنبه و مانند آن ساخته شده، سجده نمود. مسأله 1164: اگر كاغذ را از چيزى ساخته باشند، كه سجده بر آن صحيح است، مثلاً از كاه، مىشود برآن سجده كرد، بلكه مىتوان بر كاغذى كه از پنبه و مانند آن ساخته شده، سجده نمود. مسأله 1165: براى سجده، بهتر از هرچيز، تربت حضرت سيّدالشهدا(ع) مىباشد، بعد از آن خاك، بعد سنگ و بعد گياه است. مسأله 1166: اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است، ندارد و يا بر اثر سرما، يا گرماى زياد و مانند آن نمىتواند بر آن سجده كند، چنانچه لباس او از كتان يا پنبه است، بايد بر لباسش سجده كند و اگر از چيز ديگرى است بايد بر پشت دست، يا چيز معدنى، مانند انگشتر عقيق سجده نمايد، ولى بنا بر احتياط مستحب تا سجده برچيز معدنى ممكن است، بر پشت دست سجده نكند. مسأله 1167: سجده بر گل و خاك سستى كه پيشانى روى آن آرام نمىگيرد، باطل است. مسأله 1168: اگر در سجدهٴ اول، مثلاً مهر به پيشانى بچسبد، بنا بر احتياط بايد آن را براى سجدهٴ دوّم، بكند و همچنين است اگر خاك باشد. مسأله 1169: اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مىكند، گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد، چنانچه وقت وسعت دارد بايد نماز را قطع كند، و اگر وقت تنگ است، بايد بر لباسش اگر از پنبه يا كتان است، سجده كند و اگر از چيز ديگرى است بر چيز معدنى مانند انگشتر عقيق، يا پشت دست، سجده نمايد و بنا بر احتياط مستحب تا سجده بر چيز معدنى ممكن است، بر پشت دست سجده نكند. مسأله 1170: هرگاه در حال سجده، بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اگر ممكن باشد بايد پيشانى را از روى آن بر روى چيزى كه سجده بر آن صحيح است، بكشد و اگر ممكن نباشد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد نماز را قطع كند و اگر وقت تنگ است، در صورتى كه لباسش از پنبه يا كتان است، بايد پيشانى را از روى آن بر روى لباسش، بكشد و اگر از چيز ديگرى است، پيشانى را از روى آن بر چيز معدنى يا پشت دست، بكشد. مسأله 1171: اگر بعد از سجده، بفهمد پيشانى را روى چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اشكال ندارد. مسأله 1172: سجده كردن براى غير خداوند متعال، حرام مىباشد. و پيشانى بر زمين گذاشتن در مقابل قبر امامان (عليهم السلام) اگر براى شكر خداوند باشد، اشكال ندارد و بوسيدن عتبهٴ شريفه مستحب است و سجده نيست. |
|
مستحبات و مكروهات سجده: |
|
مسأله 1173: در سجده چند چيز مستحب است: 1 ـ كسى كه ايستاده نماز مىخواند، بعد از آنكه سر از ركوع برداشت و كاملاً ايستاد و كسى كه نشسته نماز مىخواند بعد از آنكه كاملاً نشست، براى رفتن به سجده تكبير بگويد. 2 ـ موقعى كه مرد مىخواهد به سجده برود، اول دستها را و بعد زانوها را بر زمين بگذارد. 3 ـ بينى را بر مهر يا چيزى كه سجده بر آن صحيح است، بگذارد. 4 ـ در حال سجده، انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد، به طورى كه سر آنها رو به قبله باشد. 5 ـ در سجده دعا كند و از خدا حاجت بخواهد و اين دعا را بخواند: (يٰا خَيْرَالْمَسْؤلينَ وَ يٰا خَيْرَالْمُعْطينَ، اُرْزُقْني وَ اُرْزُقْ عَيٰالي مِنْ فَضْلِكَ، فَاِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيم) يعنى: اى بهترين كسى كه از او سؤال مىكنند و اى بهترين عطاكنندگان، به من و عيالم از فضل خودت روزى بده، پس بدرستى كه تو داراى فضل بزرگى. 6 ـ بعد از سجده بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را بر كف پاى چپ بگذارد. 7 ـ بعد از هر سجده وقتى نشست و بدنش ارام گرفت تكبير بگويد. 8 ـ بعد از سجدهٴ اول، بدنش كه ارام گرفت (أسْتَغْفِرُاللهَ رَبِّي وَ أتُوبُ إلَيْه) بگويد. 9 ـ سجده را طول بدهد. 10 ـ بعد از سجده در موقع نشستن، دستها را روى رانها بگذارد. 11 ـ براى رفتن به سجدهٴ دوم، در حال آرامى بدن (اللهُ أكْبَر) بگويد. 12 ـ در سجده ها صلوات بفرستد. 13 ـ در موقع بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمين بردارد. 14 ـ مردها آرنجها را به زمين نچسبانند، بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند. و زنها، آرنجها را بر زمين بگذارند و اعضاى بدن را به يكديگر بچسبانند. و ديگر مستحبات سجده را در (الفقه) بيان نموده ايم. مسأله 1174: مكروه است براى برطرف كردن گرد و غبار، جاى سجده را فوت كند و اگر در اثر فوت كردن، دو حرف از دهان بيرون آيد، نماز باطل است و مگروهات ديگرى نيز در (الفقه) بيان شده است. |
|
سجده هاى واجب قرآن: |
|
مسأله 1175: در هريك از چهار سورهٴ (النجم، العلق، السجّده و فصّلت) يك آيهٴ سجده است كه در قرآنها، معيّن مىباشد، اگر انسان آن را بخواند و يا بشنود، بعد از تمام شدن آن آيه، بايد فورا سجده كند و اگر فراموش كرد، هر وقت يادش آمد بايد سجده نمايد. مسأله 1176: در صورتى كه تمام آيه خوانده شود سجده واجب مىگردد، امّا اگر قسمتى از آن را بخواند لازم نيست سجده كند. مسأله 1177: اگر انسان موقعى كه آيهٴ سجده را مىخواند، از ديگرى نيز بشنود، بنا بر احتياط واجب، بايد دو سجده نمايد. مسأله 1178: در غير نماز، اگر در حال سجده، آيهٴ سجده را بخواند و يا بشنود بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده كند. مسأله 1179: كسى كه اين آيات را بنويسد، يا مشاهده كند و يا در نظر بياورد، سجده بر او واجب نيست. مسأله 1180: اگر انسان از بچهٴ غير مميّز كه خوب و بد را نمىفهمد و يا از كسى كه قصد خواندن قرآن ندارد، آيهٴ سجده را بشنود، بنا بر احتياط واجب سجده كند و همچنين است اگر از مانند ضبط صوت و راديو، آيهٴ سجده را بشنود. مسأله 1181: در سجده هاى واجب قرآن، بايد جاى انسان غصبى نباشد و جاى پيشانى، او، از جاى زانوها و سر انگشتان بيش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد. مسأله 1182: در سجده هاى واجب قرآن، لازم نيست با وضو، غسل، رو به قبله باشد، يا عورت خود را بپوشاند و يا بدن و جاى پيشانى او پاك باشد و همچنين چيزهايى كه در لباس نمازگزار شرط مىباشد، در لباس او شرط نيست، اما اگر لباس او غصبى است، چنانچه سجده كردن، تصرّف در آن لباس باشد، سجده باطل است. مسأله 1183: بنا بر احتياط واجب در سجده اى واجب قرآن، پيشانى را بر مهر يا چيز ديگرى كه سجده بر آن صحيح است گذاشته و جاهاى ديگر بدن را به دستورى كه در سجدهٴ نماز (مسأله 1127) گفته شد، بر زمين بگذارد. مسأله 1184: هرگاه در سجدهٴ واجب قرآن، پيشانى را به قصد سجده، بر زمين بگذارد اگرچه ذكر نگويد، كافيست و گفتن ذكر، مستحب است و بهتر است بگويد: (لاٰ إلٰهَ إلاّ اللهُ حَقّاً حَقّاً، لاٰ إلٰهَ إلاّاللهُ ايمٰاناً وَ تَصْديقاً، لاٰ إلٰهَ إلاّ اللهُ عُبودِيَّةً وَ رِقّاً، سَجَدْتُ لَكَ يٰا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لاٰ مُسْتَنْكِفاً وَلاٰ مُسْتَكْبِراً، بَلْ أنا عَبْدٌ ذَليلٌ ضَعيفٌ خٰائِفٌ مُسْتَجيرٌ). |
|
7 ـ تشهّد |
|
مسأله 1185: در ركعت دوم تمام نمازهاى واجب، ركعت سوم نماز مغرب و ركعت چهارم نماز ظهر، عصر و عشا، بايد انسان بعد از سجدهٴ دوم بنشيند و در حال آرام بودن بدن (تشهّد) بخواند، يعنى بگويد: (أشْهَدُ أنْ لاٰ إلٰهَ إلاّ اللهُ وَحْدَهُ لاٰ شَريكَ لَهُ، وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ). و بنا بر احتياط واجب به همين ترتيب بگويد. مسأله 1186: كلمات تشهّد، بايد به عربى صحيح و به طورى كه معمول است، پشت سرهم گفته شود. مسأله 1187: اگر تشهّد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع، يادش بيايد كه تشهّد را نخوانده، بايد بنشيند و تشهّد را بخواند و دوباره بايستد و آنچه بايد در آن ركعت خوانده شود، بخواند و نماز را تمام كند و بنا بر احتياط واجب، بايد بعد از نماز براى ايستادن بيجا، دو سجدهٴ سهو بجا آورد. و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را تمام كند و بعد از سلام نماز، تشهّد را قضا نمايد و براى تشهّد فراموش شده، دو سجدهٴ سهو بجا آورد. مسأله 1188: مستحب است در حال تشهّد، بر ران چپ بنشيند، روى پاى راست را بر كف پاى چپ بگذارد و پيش از تشهّد بگويد: (اَلْحَمْدُ للهِ) يا: (بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَالْحَمْدُ للهِ وَ خَيْرُ الأسْمٰاءِ للهِ) و نيز مستحب است، دستها را بر رانها بگذارد، انگشتها را به يكديگر بچسباند، به دامان خود نگاه كند و بعد از تمام شدن تشهّد، بگويد: (وَ تَقَبَّلْ شَفٰاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَه). مسأله 1189: مستحب است زنها، در وقت خواندن تشهّد، رانها را به هم بچسبانند. |
|
8 ـ سلام نماز |
|
مسأله 1190: بعد از تشهد ركعت آخر نماز، در حالى كه نشسته و بدن آرام است، چنين بگويد: (اَلسَّلاٰمُ عَلَيْكَ أيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكٰاتُهُ، السَّلاٰمُ عَلَيْنٰا وَ عَلىٰ عِبٰادِاللهِ الصّٰالِحينَ، السَّلاٰمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُاللهِ وَ بَرَكٰاتُه. مسأله 1191: در سلام نماز، گفتن: (اَلسَّلاٰمُ عَلَيْكَ أيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكٰاتُهُ) مستحب است، ولى بعد از آن بايد بگويد: (اَلسَّلاٰمُ عَلَيْكُمْ) و بنا بر احتياط واجب: (وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكٰاتُهُ). يا بگويد: (السَّلاٰمُ عَلَيْنٰا وَ عَلىٰ عِبٰادِاللهِ الصّٰالِحينَ) ولى اگر اين سلام را بگويد بنا بر احتياط بعد از آن (اَلسَّلاٰمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكٰاتُهُ) را نيز بگويد. مسأله 1192: اگر سلام نماز را فراموش كند و هنگامى يادش بيايد كه صورت نماز، به هم نخورده و كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مىكند، مانند پشت به قبله كردن انجام نداده باشد، بايد سلام را بگويد و نمازش صحيح است. مسأله 1193: اگر سلام نماز را فراموش كند و هنگامى يادش بيايد كه صورت نماز به هم خورده است، بنابر احتياط واجب، نمازش باطل است. |
|
9 ـ ترتيب |
|
مسأله 1194: اگر عمدا ترتيب نماز را برهم زند، مثلاً سوره را پيش از حمد بخواند، يا سجود را پيش از ركوع بجا آورد، نماز باطل مىشود. مسأله 1195: اگر ركنى از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً پيش از ركوع، دو سجده نمايد، نماز باطل است. مسأله 1196: اگر ركنى را فراموش كند و چيزى كه بعد از آن است و ركن نيست بجا آورد، مثلاً پيش از دو سجده، تشهّد بخواند، بايد ركن را بجا آورد و آنچه اشتباها پيش از آن خوانده، دوبار بخواند. مسأله 1197: اگر چيزى كه ركن نيست، فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش كند و مشغول ركوع شود، نمازش صحيح است. مسأله 1198: اگر چيزى كه ركن نيست، فراموش كند و عمل بعدى را كه ركن نيست بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش كند و سوره بخواند، چنانچه مشغول ركن بعد شده باشد، مثلاً در ركوع يادش بيايد كه حمد را نخوانده، بايد بگذرد و نماز او صحيح است و اگر مشغول ركن بعد نشده باشد، بايد آنچه را فراموش كرده بجا آورد و بعد از آن، چيزى را كه اشتباها جلوتر خوانده دوباره بخواند. مسأله 1199: اگر سجدهٴ اوّل را به خيال اينكه سجدهٴ دوّم است، يا سجدهٴ دوم را به خيال اينكه سجدهٴ اول است، بجا آورد نماز صحيح است و سجدهٴ اول، سجدهٴ اول و سجدهٴ دوم او، سجدهٴ دوم حساب مىشود. |
|
10 – موالات |
|
مسأله 1200: انسان بايد نماز را با موالات بخواند، يعنى كارهاى نماز، مانند ركوع، سجود و تشهد را پشت سرهم بجا آورد و چيزهايى را كه در نماز مىخواند، پشت سرهم بخواند و اگر به اندازه اى بين آن فاصله بيندازد كه نگويند نماز مىخواند، نمازش باطل است. مسأله 1201: اگر در نماز سهوا بين حرفها يا كلمات، فاصله بيندازد و فاصله به قدرى نباشد كه صورت نماز از بين برود، چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد، بايد آن حرفها يا كلمات را، به طور معمولى بخواند و اگر مشغول ركن بعد شده باشد، نمازش صحيح است. مسأله 1202: طول دادن ركوع و سجود و خواندن سوره هاى بزرگ، موالات را به هم نمىزند. |
|
قنوت: |
|
مسأله 1203: در تمام نمازهاى واجب و مستحب، پيش از ركوع ركعت دوم، مستحب است قنوت بخواند، بلكه در نمازهاى واجب، بنا بر احتياط مستحب آن را ترك نكند و در نماز (وتر) با آنكه يك ركعت مىباشد خواندن قنوت مستحب است. و نماز جمعه در هر ركعت يك قنوت دارد. و نماز آيات پنج قنوت و نماز عيد فطر و قربان در ركعت اول پنج قنوت و در ركعت دوم چهارم قنوت دارد و بنا بر احتياط قنوتهاى نماز عيد فطر و قربان را ترك نكند. مسأله 1204: مستحب است در قنوت، دستها را مقابل صورت، كف آنها را، رو به آسمان و پهلوى هم نگهدارد و غير از شست، انگشتهاى ديگر را بچسباند و به كف دست نگاه كند. مسأله 1205: در قنوت هر ذكرى بگويد كافى است، اگرچه يك (سُبْحٰانَ الله) باشد و بهتر است بگويد: (لاٰ إلٰهَ إلاّاللهُ الْحَليمُ الْكَريمُ، لاٰ إلٰهَ إلاّ اللهُ العَلِيُّ الْعَظيمُ، سُبْحٰانَ الله رَبّ السّٰمٰاوٰاتِ السَّبْعِ، وَ رَبّ الأرْضين السَّبْع، وَ مٰا فِيهِنَّ وَ مٰا بَيْنَهُنَّ وَ رَبّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ، وَالْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعٰالَمين). مسأله 1206: مستحب است انسان، قنوت را بلند بخواند، ولى براى كسى كه نماز را با جماعت مىخواند اگر امام جماعت، صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نيست. مسأله 1207: اگر عمدا قنوت نخواند قضا ندارد و اگر فراموش كند و پيش از خم شدن به اندازهٴ ركوع، يادش بيايد مستحب است بايستد و بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد، مستحب است بعد از ركوع آن را قضا نمايد و اگر در سجده يادش بيايد، مستحب است بعد از سلام نماز، آن را قضا نمايد. |