آب مطلق و مضاف

مسأله 17: آب، يا مطلق است يامضاف: آب مضاف آبى است كه از چيزى گرفته شود، مانند آب هندوانه و گلاب، يا با چيزى مخلوط شود، مانند آبى كه با گل مخلوط گردد، به صورتى كه ديگر به آن آب نگويند. و غير از اينها آب مطلق است، كه پنج قسم مىباشد، اول: آب كر، دوم: آب قليل، سوم: آب جارى، چهارم: آب باران، پنجم: آب چاه.

1 ـ آب كر

مسأله 18: آب كر مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه طول و عرض و عمق آن هريك، سه وجب است و يا ظرفى كه مجموعاً بيست و هفت وجب باشد بريزند، آن ظرف پر شود.

مسأله 19: اگر عين نجس مانند بول و خون، يا چيزى كه نجس شده است مانند لباس نجس، به آب كر برسد، چنانچه آن آب، بو يا رنگ و يا مزهٴ نجاست را بگيرد، نجس مىشود و اگر تغيير نكند نجس نمىشود.

مسأله 20: اگر رنگ يا مزه و يا بوى آب كر بر اثر غير نجاست تغيير كند، نجس نمىشود.

مسأله 21: اگر عين نجس مانند خون، به آبى كه بيشتر از كر باشد برسد و بو يا رنگ و يا مزهٴ قسمتى از آن را تغيير دهد، چنانچه مقدارى كه تغيير نكرده، كمتر از كر باشد تمام آب نجس مىشود و اگر به اندازه كر يابيشتر باشد، فقط مقدارى كه بو يا رنگ و يا مزه آن تغيير كرده، نجس است.

مسأله 22: آب فوّاره اگر متّصل به كر باشد، آب نجس را پاك مىكند، ولى اگر قطره قطره روى آب نجس بريزد آن را پاك نمىكند، مگر چيزى روى فوّاره بگيرند، تا آب آن قبل از قطره قطره شدن به آب نجس متّصل شود. و بنا بر احتياط مستحب آب فوّاره با آب نجس مخلوط گردد.

مسأله 23: اگر چيز نجس را زير شيرى كه متصل به كر است بشويند، آبى كه از آن مىريزد اگر متّصل به كر باشد و بو يا رنگ و يا مزهٴ نجاست نگرفته باشد و عين نجاست نيز در آن نباشد، پاك است.

مسأله 24: اگر مقدارى از اب كر، يخ ببندد و باقى آن به اندازهٴ كر نباشد، چنانچه نجاست به آن برسد نجس مىشود و هر مقدار از يخ نيز كه آب مىشود نجس است.

مسأله 25: آبى كه به اندازه كر بوده، اگر انسان شك كند از كر كمتر شده يا نه، در حكم آب كر است، يعنى نجاست را پاك مىكند و اگر نجاستى به آن برسد نجس نمىشود. و آبى كه كمتر از كر بوده و انسان شك دارد به مقدار كر شده يا نه، حكم آب كر را ندارد و بنا بر احتياط لازم در اين گونه موارد، تفحّص و تحقيق نمايد.

مسأله 26: كر بودن آب، از سه راه ثابت مىشود، اول: خود انسان يقين كند، دوم: دومرد عادل، يا يك نفر ثقه خبر دهد، سوم: كسى كه آب در اختيار اوست بگويد، مثلاً حمامى بگويد: آب حوض حمّام، كر است.

2 ـ آب قليل

مسأله 27: آب قليل، آبى است كه از كر كمتر باشد واز زمين نجوشد.

مسأله 28: اگر آب قليل بر چيز نجس بريزد، يا چيز نجس به آن برسد نجس مىشود، ولى اگر از بالا و يا با فشار بر چيز نجس بريزد، مقدارى كه به آن چيز مىرسد، نجس و بقيّه آب پاك است.

مسأله 29: آب قليلى كه براى برطرف كردن عين نجاست، روى چيز نجس ريخته مىشود و از آن جدا مىگردد، نجس است.و بنا بر احتياط نيز بايد از آب قليلى كه بعد از برطرف شدن عين نجاست، براى آب كشيدن چيز نجس روى آن مىريزند و از آن جدا مىشود، اجتناب شود.

مسأله 30: آبى كه براى شستن مخرج بول و غايط به كار مىرود، با پنج شرط پاك است و چيزى را كه با آن برخورد نمايد، نجس نمىكند. (بنا بر احتياط در بعضى از آن شرايط)، اوّل: بو يا رنگ و يا مزه نجاست نگرفته باشد. دوم: نجاستى از خارج به آن نرسيده باشد. سوم: نجاست ديگرى مانند خون، با بول يا غايط بيرون نيامده باشد. چهارم: ذرّه هاى غايط در آب پيدا نباشد. پنجم: به اطراف مخرج بيشتر از مقدار معمول، نجاست نرسيده باشد.

3 ـ آب جارى

مسأله 31: آب جارى آبى است كه از زمين بجوشد و جريان داشته باشد، مانند آب چشمه و قنات.

مسأله 32: آب جارى اگرچه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى بو يا رنگ و يا مزهٴ آن بر اثر نجاست تغيير نكرده، پاك است.

مسأله 33: اگر نجاستى به آب جارى برسد و مقدارى از آن، بر اثر نجاست تغيير كند، فقط همان مقدار، نجس مىشود. و قسمتى كه متّصل به چشمه است اگرچه كمتر از كر باشد، پاك است و آبهاى ديگر نهر، اگر به اندازهٴ كر باشد يا به سبب آبى كه تغيير نكرده، به آب طرف چشمه متّصل باشد پاك وگرنه نجس مىشود.

مسأله 34: آب چشمه اى كه جارى نيست ولى طورى است كه اگر از آن بردارند باز مىجوشد، در حكم آب جارى مىباشد. يعنى اگر نجاست به آن برسد، تا وقتى بو يا رنگ و يا مزهٴ آن براثر نجاست تغيير نكرده باشد، پاك است.

مسأله 35: آبى كه كنار نهر، ايستاده و متصل به آن مىباشد، حكم آب جارى دارد.

مسأله 36: چشمه اى كه مثلاً در زمستان مىجوشد و در تابستان از جوشش مىافتد، فقط وقتى كه مىجوشد در حكم آب جارى است.

مسأله 37: آب حوض حمّام اگرچه كمتر ازكر باشد، چنانچه به خزينه اى كه آب آن به اندازهٴ كر است متّصل باشد، مانند آب جارى است.

مسأله 38: آب لوله هاى حمام و ساختمانها كه از شيرها و دوشها مىريزد، اگر متصل به كر باشد (مانند شبكه هاى آب رسانى در شهرها) در حكم آب جارى است.

مسأله 39: آبى كه بر روى زمين جريان دارد و از زمين نمىجوشد، چنانچه كمتر از كر باشد و نجاست به آن برسد نجس مىشود، امّا اگر از بالا، يا با فشار به پايين بريزد، چنانچه نجاست به پايين آن برسد، بالاى آن نجس نمىشود.

4 ـ آب باران

مسأله 40: اگر بر چيز نجسى كه عين نجاست، در آن نيست يك مرتبه باران ببارد، جايى كه باران به آن برسد پاك مىشود. ولى باريدن دو سه قطره فايده ندارد، بلكه بايد طورى باشد كه بگويند: باران مىآيد. و بنا بر احتياط مستحب باران مقدارى باشد كه بر زمين سخت جارى شود.

مسأله 41: در فرش، لباس و مانند آن، فشار لازم نيست، چه با آب باران شسته شود و چه با غير آب باران.

مسأله 42: اگر باران، بر عين نجس ببارد و به جاى ديگر ترشّح كند، چنانچه عين نجاست، همراه آن نباشد و بو يا رنگ و يا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است، پس اگر باران بر خون ببارد و ترشح كند، چنانچه ذرّه اى خون در آن باشد، يا بو يا رنگ و يا مزهٴ خون گرفته باشد نجس مىشود.

مسأله 43: اگر بر سقف ساختمان، يا روى بام، عين نجاست باشد، تا وقتى باران بر بام مىبارد، آبى كه به چيز نجس رسيده و از سقف يا ناودان مىريزد پاك است، ولى بعد از قطع شدن باران اگر معلوم باشد آبى كه مىريزد، به چيز نجس رسيده است نجس مىباشد.

مسأله 44: زمين نجسى كه باران بر آن ببارد، پاك مىشود و اگر باران بر زمين جارى شود و به جاى نجسى كه زير سقف است برسد، آن را نيز پاك مىكند.

مسأله 45: خاك نجسى كه بر اثر باران گل شده، پاك است.

مسأله 46: هرگاه آب باران در جايى جمع شود، اگرچه كمتر از كر باشد چنانچه هنگامى كه باران مىآيد چيز نجسى را در آن بشويند و آب، بو يا رنگ و يا مزهٴ نجاست نگيرد، آن نجس پاك مىشود.

مسأله47: اگر بر فرش پاكى كه روى زمين نجس است، باران ببارد و بر زمين نجس جارى شود، فرش نجس نمىشود و زمين نيز پاك مىگردد.

5 ـ آب چاه

مسأله 48: آب چاهى كه از زمين مىجوشد، اگرچه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى بو يا رنگ و يا مزهٴ آن بر اثر نجاست تغيير نكرده، پاك است، ولى مستحب است پس از رسيدن بعضى از نجاستها به چاه، به مقدارى كه در (الفقه) بيان نموده ايم از آب آن بكشند.

مسأله 49: اگر نجاستى در چاه بريزد و بو يا رنگ و يا مزهٴ آب را تغيير دهد، چنانچه تغيير آب چاه، از بين برود پاك مىشود، اگرچه بنا بر احتياط مستحب با آبى كه از چاه مىجوشد مخلوط گردد.

مسأله 50: اگر آب باران پس از ايستادن، يا آب ديگرى در گودالى جمع شود و كمتر از كر باشد، با رسيدن نجاست به آن، نجس مىشود.

احكام آبها

مسأله 51: آب مضاف كه معناى آن در مسأله 17 بيان شد، چيز نجس را پاك نمىكند و وضو و غسل با آن، باطل است.

مسأله 52: آب مضاف هر قدر زياد باشد، البته نه به اندازهٴ چاههاى نفت و مانند آن، اگر ذره اى نجاست، به آن برسد نجس مىشود، ولى چنانچه از بالا روى چيز نجس بريزد، مقدارى كه به چيز نجس رسيده، نجس و مقدارى كه بالاتر از آن است، پاك مىباشد، مثلاً اگر گلاب را از گلاب دان روى دست نجس بريزند، آنچه به دست رسيده نجس و آنچه به دست نرسيده پاك است و همچنين اگر مانند فوّاره، با فشار از پايين، به بالا برود، اگر نجاست به قسمت بالاى آب برسد پايين آب نجس نمىشود.

مسأله 53: اگر آب مضاف نجس، طورى با آب كر يا جارى مخلوط شود كه ديگر به آن، آب مضاف نگويند پاك مىشود.

مسأله 54: آبى كه مطلق بوده و معلوم نيست مضاف شده يا نه، در حكم آب مطلق است، يعنى چيز نجس را پاك مىكند، وضو و غسل نيز با آن صحيح است. و آبى كه مضاف بوده و معلوم نيست مطلق شده يا نه، در حكم آب مضاف است، يعنى چيز نجس را پاك نمىكند، وضو و غسل نيز با آن باطل است.

مسأله 55: آبى كه معلوم نيست مطلق است يا مضاف و معلوم نيست كه قبلاً مطلق بوده يا مضاف، نجاست را پاك نمىكند، وضو و غسل نيز با آن باطل است، ولى اگر به اندازهٴ كر يا بيشتر باشد و نجاست به آن برسد، به نجاست آن حكم نمىشود.

مسأله 56: آبى كه عين نجاست، مانند خون و بول به آن برسد و بو يا رنگ و يا مزهٴ آن را تغيير دهد، اگرچه كر يا جارى باشد نجس مىشود. ولى اگر بو يا رنگ و يا مزهٴ آب، بر اثر نجاستى كه بيرون آن است عوض شود، مثلاً مردارى كه پهلوى آب است بوى آن را تغيير دهد، در عدم نجاست آن اشكال است و رعايت احتياط لازم مىباشد.

مسأله 57: آبى كه عين نجاست، مانند خون و بول در آن ريخته و بو يا رنگ و يا مزهٴ آن را تغيير داده، چنانچه به آب كر يا جارى متصل شود، يا باران بر آن ببارد، يا باد، باران را در آن بريزد و يا آب باران از ناودان، در آن جارى شود و تغيير آن از بين برود پاك مىشود.

مسأله 58: اگر چيز نجسى را در آب كر يا جارى آب بكشند، آبى كه بعد از بيرون آوردن، از آن مىريزد پاك است.

مسأله 59: آبى كه پاك بوده و معلوم نيست نجس شده يا نه، پاك است و آبى كه نجس بوده و معلوم نيست پاك شده يا نه، نجس است.

مسأله 60: نيم خوردهٴ سگ، خوك و كافر، نجس و خوردن آن حرام است و نيم خوردهٴ حيوانات حرام گوشت، پاك و خوردن آن مكروه مىباشد، مگر نيم خوردهٴ گربه كه خوردن آن كراهت ندارد.