احكام اجاره

مسأله 2475: عقد (اجاره) يعنى منفعت مالى را با شرايطى به ديگرى تمليك كند و در مقابل چيزى بگيرد، مثلاً خانه اى را به كسى اجاره دهد تا در آن سكونت كند و در عوض، پولى از او بگيرد.

مسأله 2476: اجاره دهنده و كسى كه چيزى را اجاره مىكند بايد بالغ و عاقل باشند، به اختيار خودشان، اجاره را انجام دهند و نيز بايد در مال خود، حق تصرّف داشته باشند، بنا بر اين سفيهى كه مال خود را در كارهاى بيهوده، مصرف مىكند، حق ندارد چيزى را اجاره كند يا اجاره دهد.

مسأله 2477: انسان مىتواند از طرف ديگرى وكيل شود و مال او را اجاره دهد.

مسأله 2478: اگر ولىّ يا قيّم بچه، مال او را اجاره دهد و يا خود او را اجير ديگرى نمايد، اشكال ندارد و اگرمدتى از زمان بالغ شدن او را، جزو مدت اجاره قرار دهد، بعد از آنكه بچه بالغ شد، مىتواند بقيهٴ اجاره را برهم بزند، ولى اگر مقدارى از زمان بالغ بودن بچه را، جزو مدت اجاره نمىكرد، برخلاف مصلحت بچه بود، بنا بر احتياط نمىتواند اجاره را برهم بزند.

مسأله 2479: بچهٴ صغيرى كه ولىّ ندارد، بدون اجازهٴ مجتهد، نمىشود او را اجير كرد و كسى كه به مجتهد دسترسى ندارد، مىتواند از چند نفر مؤمن كه عادل باشند، اجازه بگيرد و او را اجير نمايد.

مسأله 2480: اجاره دهنده و مستاجر، لازم نيست صيغهٴ عربى بخوانند، بلكه اگر مالك به شخصى بگويد: ملك خود را به تو اجاره دادم، و او بگويد: قبول كردم، اجاره صحيح است. و نيز اگر حرفى نزنند و مالك به قصد اينكه ملك را اجاره دهد، آن را به مستاجر واگذار كند و او نيز به قصد اجاره كردن بگيرد، اجاره صحيح مىباشد.

مسأله 2481: اگر انسان بدون خواندن صيغه، بخواهد براى انجام كارى اجير شود، همين كه مشغول آن عمل شد، اجاره صحيح است.

مسأله 2482: كسى كه نمىتواند حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند ملك را اجاره داده يا اجاره كرده، صحيح است.

مسأله 2483: اگر خانه يا دكان و يا اطاقى را اجاره كند و صاحب ملك با او شرط كند كه فقط خود او از آن استفاده نمايد، مستاجر نمىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد و اگر شرط نكند، مىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد، ولى اگر بخواهد زيادتر از مقدارى كه اجاره كرده اجاره دهد، بايد در آن، كارى مانند تعمير و سفيدكارى انجام داده باشد يا به غير از جنسى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد، مثلاً اگر با پول، اجاره كرده به گندم يا چيز ديگرى، اجاره دهد.

مسأله 2484: اگر اجير با انسان شرط كند فقط براى خود انسان كار كند، نمىشود او را به ديگرى اجاره داد و اگر شرط نكند، چنانچه او را به چيزى كه اجرت او قرار داده اجاره دهد، نبايد زيادتر بگيرد و اگر به چيز ديگرى اجاره دهد، مىتواند زيادتر بگيرد.

مسأله 2485: اگر غير از خانه، دكان، اطاق و اجير، چيز ديگرى، مثلاً زمين را اجاره كند و مالك با او شرط نكند كه فقط خودش از آن استفاده نمايد، اگرچه بيشتر از مقدارى كه اجاره كرده، آن را اجاره دهد، اشكال ندارد.

مسأله 2486: اگر خانه يا دكانى را مثلاً يك ساله صد تومان اجاره كند و از نصف آن خودش استفاده نمايد، مىتواند نصف ديگر آن را صد تومان اجاره دهد، ولى اگر بخواهد نصف آن را زيادتر از مقدارى كه اجاره كرده، مثلاً صد و بيست تومان اجاره دهد، بايد در آن، كارى مانند تعمير انجام داده باشد.

شرايط اجاره

مسأله 2487: مالى را كه اجاره مىدهد چند شرط دارد. اول: معيّن باشد، پس اگر بگويد: يكى از خانه هاى خود را اجاره دادم درست نيست. دوم: مستاجر آن را ببيند، يا كسى كه آن را اجاره مىدهد طورى خصوصيات آن را بگويد كه كاملاً معلوم باشد. سوم: تحويل دادن آن ممكن باشد. پس اجاره دادن اسبى كه فرار كرده، باطل است. چهارم: آن مال بر اثر استفاده از بين نرود، پس اجاره دادن نان، ميوه و خوردنيهاى ديگرى صحيح نيست. پنجم: استفاده اى كه مال را براى آن اجاره داده اند ممكن باشد، پس اجاره دادن زمين براى زراعت در صورتى كه آب باران كفايت نكند و از آب ديگرى نيز استفاده نشود، صحيح نيست. ششم: چيزى كه اجاره مىدهد مال خود او باشد، امّا اگر مال ديگرى را اجاره دهد، در صورتى صحيح است كه صاحبش رضايت دهد.

مسأله 2488: اجاره دادن درخت براى استفاده از ميوه اش، اشكال ندارد.

مسأله 2489: زن مىتواند براى شير دادن اجير شود و لازم نيست از شوهر خود اجازه بگيرد، ولى اگر بر اثر شير دادن، حق شوهر از بين برود، بدون اجازهٴ او نمىتواند اجير شود.

مسأله 2490: استفاده اى كه مال را براى آن اجاره مىدهند، چهار شرط دارد، اول: حلال باشد، بنا بر اين اجاره دادن دكّان براى شراب فروشى يا نگهدارى آن و كرايه دادن حيوان، براى حمل و نقل شراب باطل است. دوم: پول دادن براى آن استفاده، در نظر مردم بيهوده نباشد. سوم: اگر چيزى را كه اجاره مىدهند چندين استفاده دارد، استفاده آن را معيّن نمايند، مثلاً اگر حيوانى را كه سوارى مىدهد و بار مىبرد اجاره دهند، در موقع اجاره معيّن كنند كه سوارى يا بارگيرى و يا همهٴ استفاده هاى آن، مال مستاجر است. چهارم: مدّت استفاده را معيّن نمايند. و اگر مدّت معلوم نباشد، ولى عمل را معيّن كنند، مثلاً با خيّاط قرار بگذارند كه لباس معيّنى را، به طور مخصوصى بدوزد كافى است.

مسأله 2491: اگر ابتداى مدت اجاره را معيّن نكنند، ابتداى آن بعد از خواندن صيغهٴ اجاره مىباشد.

مسأله 2492: اگر خانه اى را مثلاً يك ساله اجاره دهند و ابتداى آن را يك ماه بعد از خواندن صيغه قرار دهند، اجاره صحيح است، اگرچه موقعى كه صيغه مىخوانند، خانه در اجارهٴ ديگرى باشد.

مسأله 2493: اگر مدّت اجاره را معلوم نكند و بگويد: هر وقت در خانه نشستى اجارهٴ آن، ماهى ده تومان است، بنا بر مشهور اجاره صحيح نيست.

مسأله 2494: اگر به مستاجر بگويد: خانه را ماهى ده تومان به تو اجاره دادم، يا بگويد: خانه را يك ماهه به ده تومان به تو اجاره دادم و بعد از آن نيز هر قدر بنشينى اجارهٴ آن ماهى ده تومان است، در صورتى كه ابتداى مدّت اجاره را معيّن كنند يا ابتداى آن معلوم باشد، اجاره ماه اول، صحيح است.

مسأله 2495: خانه اى را كه زوّار و افراد غريب در آن منزل مىكنند و معلوم نيست چقدر در آن مىمانند، اگر قرار بگذارند كه مثلاً شبى يك تومان بدهند و صاحب خانه راضى شود، استفادهٴ از آن خانه، اشكال ندارد، ولى چون مدت اجاره را معلوم نكرده اند، اجاره نبوده و صاحبخانه هروقت بخواهد، مىتواند آنان را بيرون كند.

مسأله 2496: مالى كه مستاجر، بابت اجاره مىدهد بايد معلوم باشد، بنا بر اين اگر مانند گندم با وزن معامله مىشود، بايد وزن آن معلوم باشد و اگر مانند تخم مرغ با شماره معامله مىشود، بايد شمارهٴ آن معيّن باشد و اگر مانند اسب و گوسفند است، بايد اجاره دهنده آن را ببيند يا مستاجر خصوصيات آن را به او بگويد.

مسأله 2497: اگر زمينى را براى زراعت جو يا گندم، اجاره دهد و اجرت را جو يا گندم همان زمين قرار دهد، بنا بر احتياط اجاره صحيح نيست.

مسأله 2498: كسى كه چيزى را اجاره داده، تا آن را تحويل ندهد، حق ندارد اجارهٴ آن را مطالبه كند و نيز اگر براى انجام عملى اجير شده باشد، پيش از انجام عمل، حق مطالبهٴ اجرت ندارد.

مسأله 2499: هرگاه چيزى را كه اجاره داده تحويل دهد، اگرچه مستاجر تحويل نگيرد، يا تحويل بگيرد و تا آخر مدّت اجاره، از آن استفاده نكند، بايد اجرت آن را بدهد.

مسأله 2500: اگر انسان اجير شود كه در روز معيّنى، كارى انجام دهد و در آن روز، براى انجام آن كار حاضر شود، كسى كه او را اجير كرده اگرچه آن كار را به او مراجعه ندهد، بايد اجرت او را بپردازد، مثلاً اگر بنّايى را در روز معيّنى، اجير نمايد و بنّا در آن روز آمادهٴ كار باشد، اگرچه به او كار ندهد، بايد اجرتش را بپردازد.

مسأله 2501: اگر بعد از تمام شدن مدت اجاره، معلوم شود اجاره باطل بوده، مستاجر بنا بر احتياط اجرت را به مقدار معمول به صاحب ملك بدهد، مثلاً اگر خانه اى را يك ساله صد تومان اجاره كند، بعد بفهمد اجاره باطل بوده، چنانچه اجارهٴ آن خانه معمولا پنجاه تومان است، بايد پنجاه تومان بدهد و اگر دويست تومان است، بايد دويست تومان بپردازد و نيز اگر بعد از گذشتن مقدارى از مدّت اجاره، معلوم شود اجاره باطل بوده، بايد اجرت آن مدّت را به مقدار معمول، به صاحب ملك بدهد.

مسأله 2502: اگر چيزى كه اجاره كرده از بين برود، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى نكرده و در استفاده از آن نيز زياده روى ننموده، ضامن نيست و همچنين اگر پارچه اى را كه به خياط داده از بين برود، در صورتى كه خياط زياده روى نكرده و در نگهدارى آن كوتاهى ننموده باشد، لازم نيست عوض آن را بدهد.

مسأله 2503: هرگاه صنعتگر، چيزى را كه گرفته ضايع كند، ضامن است.

مسأله 2504: اگر قصاب، سر حيوانى را ببرد و آن را حرام كند، چه مزد گرفته باشد و چه مجانى سر بريده باشد، بايد قيمت آن را به صاحبش بدهد.

مسأله 2505: اگر حيوانى را اجاره كند و معيّن نمايد چقدر بار بر آن بگذارد، چنانچه بيشتر از آن مقدار بار كند و آن حيوان بميرد يا معيوب شود، ضامن است و همچنين اگر مقدار بار را معيّن نكرده، اما بيشتر از معمول، بار كند و حيوان تلف شود يا معيوب گردد، ضامن مىباشد.

مسأله 2506: اگر حيوانى را براى بردن بار شكستنى اجاره دهد، چنانچه آن حيوان بلغزد، يا رم كند و بار را بشكند، صاحب حيوان ضامن نيست، ولى اگر بر اثر زدن و مانند آن كارى كند كه حيوان زمين بخورد و بار بشكند، ضامن است.

مسأله 2507: مستاجر و مالك، با رضايت يكديگر مىتوانند معامله را برهم بزنند و نيز اگر در اجاره شرط كنند كه هردو يا يكى از آنها، حق برهم زدن معامله را داشته باشد، مىتواند طبق قرارداد، اجاره را برهم بزند.

مسأله 2508: اگر اجاره دهنده، يا مستاجر بفهمد مغبون شده است، چنانچه در هنگام خواندن صيغه، متوجّه نباشد مغبون است، مىتواند اجاره را برهم بزند، ولى اگر در صيغهٴ اجاره شرط كنند اگر مغبون نيز باشند، حق برهم زدن معامله را ندارند، نمىتوانند اجاره را برهم بزنند.

مسأله 2509: اگر چيزى را اجاره دهد و پيش از تحويل، شخصى آن را غصب نمايد، مستاجر مىتواند اجاره را برهم بزند و اجرتى كه به اجاره دهنده، داده پس بگيرد يا اجاره را برهم نزند و اجرت مدتى كه در تصرف غصب كننده بوده به اندازهٴ معمول از غاصب بگيرد، پس اگر حيوانى را يك ماهه، به ده تومان اجاره نمايد و كسى آن را ده روز غصب كند و اجارهٴ معمولى ده روز آن پانزده تومان باشد، مىتواند پانزده تومان از غصب كننده بگيرد.

مسأله 2510: اگر چيزى را كه اجاره كرده تحويل بگيرد و بعد، ديگرى آن را غصب كند، نمىتواند اجاره را برهم بزند و فقط حق دارد، كرايهٴ آن چيز را به مقدار معمول، از غصب كننده بگيرد.

مسأله 2511: اگر پيش از تمام شدن مدت اجاره، ملك را به مستاجر بفروشد، اجاره بهم نمىخورد و مستاجر بايد اجرت را به فروشنده بدهد و همچنين است اگر آن را به ديگرى بفروشد.

مسأله 2512: اگر پيش از ابتداى مدت اجاره، ملك طورى خراب شود كه هيچ قابل استفاده نباشد يا قابل استفاده اى كه شرط كرده اند نباشد، اجاره باطل مىشود و پولى كه مستاجر به صاحب ملك داده به او بر مىگردد، بلكه اگر بتواند استفادهٴ مختصرى نيز از آن ببرد، مىتواند اجاره را برهم بزند.

مسأله 2513: اگر ملكى را اجاره كند و بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره، طورى خراب شود كه هيچ قابل استفاده نباشد، يا قابل استفاده اى كه شرط كرده اند نباشد، اجارهٴ مدتى كه باقيمانده باطل مىشود، بلكه اگر بتوان استفادهٴ مختصرى نيز از آن ببرد، مىتواند اجارهٴ مدت باقيمانده را، برهم بزند.

مسأله 2514: اگر خانه اى را كه مثلاً دو اطاق دارد، اجاره دهد و يك اطاق آن خراب شود، چنانچه فورا آن را بسازد و هيچ مقدار از استفادهٴ آن از بين نرود، اجاره باطل نمىشود و مستاجر نمىتواند اجاره را برهم بزند، ولى اگر ساختن آن به قدرى طول بكشد كه مقدارى از استفادهٴ مستاجر از بين برود، اجارهٴ آن مقدار، باطل مىشود و مستاجر مىتواند اجارهٴ باقيمانده را نيز برهم بزند.

مسأله 2515: اگر اجاره دهنده يا مستاجر بميرد، اجاره باطل نمىشود، ولى اگر خانه، ملك اجاره دهنده نباشد، مثلاً ديگرى وصيت كرده كه تا اجاره دهنده زنده است منفعت خانه مال او باشد، چنانچه آن خانه را اجاره دهد و پيش از تمام شدن مدت اجاره بميرد، از وقتى كه مرده اجاره باطل است، مگر مالك، اجاره را امضا كند.

مسأله 2516: اگر صاحب كار، بنا را وكيل كند كه براى او عمله بگيرد، چنانچه بنّا كمتر از مقدارى كه از صاحب كار مىگيرد به عمله بدهد، زيادى آن بر او حرام است و بايد آن را به صاحب كار بدهد، ولى اگر اجير شود كه ساختمان را تمام كند و براى خود اختيار بگذارد كه خودش بسازد يا به ديگرى بدهد، در صورتى كه كمتر از مقدارى كه اجير شده به ديگرى بدهد، زيادى آن بر او حلال مىباشد.

مسأله 2517: اگر رنگرز قرار بگذارد مثلاً پارچه را با نيل رنگ كند، چنانچه با رنگ ديگرى رنگ نمايد، حق ندارد چيزى بگيرد.

مسأله 2518: اگر كسى بچه اى را ختنه كند و ضررى به آن بچه برسد يا بميرد، چنانچه بيشتر از معمول بريده باشد ضامن است و اگر بيشتر از معمول نبريده باشد، ضامن نيست.

مسأله 2519: اگر دكتر به دست خود به بيمار دارو بدهد، چنانچه در معالجه خطا كند و به بيمار ضرر برسد يا بميرد، دكتر ضامن است، اما اگر درد و داروى بيمار را بگويد و بيمار دارو را بخورد، حكم به ضمان مشكل است، مگر آنكه سبب از مباشر اقوى باشد.

مسأله 2520: هرگاه دكتر به بيمار يا ولىّ او بگويد: اگر ضررى به بيمار برسد، ضامن نيستم، در صورتى كه دقّت و احتياط لازم را بنمايد و به بيمار ضرر برسد يا بميرد، دكتر ضامن نيست.