|
احكام مساقات |
|
مسأله 2541: عقد (مساقات) يعنى انسان با كسى معامله كند كه در ختهاى ميوه اى را كه ميوهٴ آن مال خود اوست يا اختيار ميوه هاى آن با اوست، تا مدّت معيّنى به آن شخص واگذار كند تا آن را تربيت نموده، آب دهد و به مقدارى كه قرار مىگذارند از ميوهٴ آن بردارد. مسأله 2542: معاملهٴ مساقات در درختهايى كه مانند بيد و چنار، ميوه نمىدهد بنا بر احتياط صحيح نيست و در مانند درخت حنا كه از برگ آن استفاده مىكنند، اشكال ندارد، امّا در جاهايى كه مزارعه و مساقات صحيح نيست، مىتوان مصالحه نمود. مسأله 2543: در معاملهٴ مساقات، لازم نيست صيغه بخوانند، بلكه اگر صاحب درخت به قصد مساقات، آن را واگذار كند و كسى كه كار مىكند، به همين قصد مشغول كار شود، معامله صحيح است. مسأله 2544: مالك و كسى كه تربيت درختها را بر عهده مىگيرد، بايد بالغ و عاقل باشند، كسى آنها را مجبور نكرده و سفيه نباشند، يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده، مصرف نكنند. مسأله 2545: مدت مساقات، بايد معلوم باشد و اگر اول آن را معيّن كنند و آخر آن را موقعى قرار دهند كه ميوهٴ آن سال بدست مىآيد، صحيح است. مسأله 2546: در مساقات بايد سهم هركدام، نصف يا ثلث حاصل و مانند آن باشد، اما اگر قرار بگذارند مثلاً صد من از ميوه ها، مال مالك و بقيه مال كسى باشد كه كار مىكند، مساقات باطل است و مىتوان به عنوان صلح معامله كرد. مسأله 2547: بايد قرار معاملهٴ مساقات، پيش از ظاهر شدن ميوه، باشد و اگر بعد از ظاهر شدن ميوه و پيش از رسيدن آن قرار بگذارند، اگر كارى مانند آبيارى كه براى تربيت درخت لازم است، باقى مانده باشد، معامله صحيح است. وگرنه اشكال دارد، گرچه احتياج به كارى مانند چيدن ميوه و نگهدارى آن داشته باشد امّا مىتوان به عنوان صلح معامله كرد. مسأله 2548: معاملهٴ مساقات، در بوتهٴ خربزه، خيار و مانند آن صحيح است. مسأله 2549: درختى كه از آب باران يا رطوبت زمين، استفاده مىكند و آبيارى احتياج ندارد، اگر به كارهاى ديگرى، مانند بيل زدن و كود دادن محتاج باشد، مساقات نبوده و مىتوان به عنوان صلح معامله كرد. مسأله 2550: دو نفرى كه مساقات كرده اند، با رضايت يكديگر مىتوانند معامله را برهم بزنند و نيز اگر در ضمن خواندن صيغهٴ مساقات، شرط كنند هردو، يا يكى از آنان، حق برهم زدن معامله را داشته باشد، در اين صورت طبق قرارداد، برهم زدن معامله اشكال ندارد، بلكه اگر در معامله شرطى كنند و عملى نشود، كسى كه براى نفع او شرط كرده اند، مىتواند معامله را برهم بزند. مسأله 2551: اگر مالك بميرد، معاملهٴ مساقات برهم نمىخورد، و ورثه اش به جاى او هستند. مسأله 2552: اگر كسى كه تربيت درختها به او واگذار شده، بميرد، چنانچه در عقد شرط نكرده باشند خودش آنها را تربيت كند، ورثه اش به جاى او هستند و چنانچه خودشان انجام ندهند و اجير نگيرند، حاكم شرع از مال ميّت، اجير مىگيرد و حاصل را بين ورثهٴ ميت و مالك، قسمت مىكند و اگر شرط كرده باشند خود او درختها را تربيت نمايد، پس اگر قرار گذاشته اند به ديگرى واگذار نكند، با مردن او معامله بهم مىخورد، اما اگر قرار نگذاشته اند، مالك مىتواند عقد را برهم بزند يا راضى شود ورثهٴ او يا كسى كه آنها اجيرش مىكنند، درختها را تربيت نمايد. مسأله 2553: اگر شرط كند تمام حاصل براى مالك باشد، مساقات باطل است و ميوه مال مالك مىباشد و كسى كه كار مىكند، نمىتواند مطالبهٴ اجرت نمايد، زيرا در حكم كسى است كه كارى را مجانى انجام دهد، ولى اگر باطل بودن مساقات به جهت ديگرى باشد، مالك بايد مزد آبيارى و كارهاى ديگر را به مقدار معمول، به كسى كه درختها را تربيت كرده بدهد. مسأله 2554: اگر زمينى را به ديگرى واگذار كند كه در آن، درخت بكارد و آنچه عمل مىآيد مال هردو باشد، معامله صحيح است. و در صورت باطل بودن معامله، اگر درختها مال صاحب زمين بود، بعد از تربيت نيز مال اوست و بايد مزد كسى كه آنها را تربيت كرده بدهد. و اگر مال كسى بوده كه آنها را تربيت كرده، بعد از تربيت نيز مال اوست و مىتواند آنها را بكند، ولى گودالهايى كه بر اثر كندن درختها پيدا شده بايد پر كند و اجارهٴ زمين را، از روزى كه درختها را كاشته، به صاحب زمين بدهد و مالك نيز مىتواند او را مجبور نمايد كه درختها را بكند و اگر بر اثر كندن درخت، عيبى در درخت پيدا شود، لازم نيست عوض آن را بدهد، اما اگر خود مالك زمين، درختها را بكند، بايد تفاوت قيمت آن را به صاحب درخت بدهد و صاحب درخت نمىتواند او را مجبور كند با اجاره يا بدون اجاره، درخت را در زمين باقى بگذارد. |