احكام مزارعه

مسأله 2531: عقد (مزارعه) يعنى مالك با زارع اين گونه معامله كند: زمين را در اختيار او بگذارد، تا زراعت كند و مقدارى از حاصل آن را به مالك بدهد.

مسأله 2532: مزارعه چند شرط دارد، اول: ايجاب و قبول، يعنى صاحب زمين به زارع بگويد: (زمين را به تو واگذار كردم) و زارع بگويد: (قبول كردم)، يا بدون اينكه حرفى بزنند مالك، زمين را واگذار كند و زارع قبول نمايد، ولى در اين صورت تا زارع مشغول كار نشده، مالك و زارع مىتوانند معامله را برهم بزنند. دوم: صاحب زمين و زارع هردو بالغ و عاقل باشند، با قصد و اختيار خود، مزارعه را انجام دهند و سفيه نباشند، يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده صرف نكنند. سوم: مالك و زارع از تمام حاصل زمين سهم داشته باشند، پس اگر مثلاً شرط كنند آنچه اول يا آخر مىرسد، مال يكى از آنان باشد مزارعه باطل است و بايد تصالح شود. چهارم: سهم هركدام نصف يا ثلث حاصل و مانند آن باشد، پس اگر مالك بگويد در اين زمين زراعت كن و هرچه مىخواهى به من بده، صحيح نيست. پنجم: مدّتى را كه زمين در اختيار زارع است، معيّن كنند و بايد مدّت به قدرى باشد كه در آن مدت، به دست آمدن حاصل ممكن باشد. ششم: زمين قابل زراعت باشد و اگر زراعت در آن ممكن نباشد، اما بتوانند كارى كنند كه زراعت ممكن شود، مزارعه صحيح است. هفتم: اگر منظور هركدام آنان زراعت مخصوصى است، چيزى را كه زارع بايد بكارد معين كنند، ولى اگر زراعت معينى را در نظر ندارند يا زراعتى را كه هردو در نظر دارند معلوم است، لازم نيست آن را معين نمايند. هشتم: زمين را معيّن كنند، پس كسى كه چند قطعه زمين دارد و باهم تفاوت دارند، اگر به زارع بگويد: در يكى از اين زمينها زراعت كن، مزارعه باطل است. نهم: خرجى كه بر عهدهٴ هركدام است معين نمايند، ولى اگر معلوم باشد، لازم نيست به آن تصريح نمايند.

مسأله 2533: اگر مالك با زارع قرار بگذارد مقدارى از حاصل، براى او باشد و بقيه را بين خودشان قسمت كنند، چنانچه بدانند بعد از برداشتن آن مقدار، چيزى باقى مىماند، مزارعه صحيح است.

مسأله 2534: اگر مدت مزارعه تمام شود و حاصل به دست نيايد، چنانچه مالك راضى شود با اجاره يا بدون اجاره، زراعت در زمين او بماند و زارع نيز راضى باشد مانعى ندارد و اگر مالك راضى نشود، مىتواند زارع را وادار كند زراعت را بچيند و اگر براى چيدن زراعت ضررى به زارع برسد لازم نيست عوض آن را به او بدهد، ولى زارع اگرچه راضى شود كه به مالك چيزى بدهد، نمىتواند مالك را مجبور كند، كه زراعت در زمين بماند.

مسأله 2535: اگر بر اثر پيش آمدى زراعت در زمين ممكن نباشد، مثلاً آب زمين قطع شود، مزارعه بهم مىخورد. و اگر زارع بدون عذر زراعت نكند، چنانچه زمين در تصرف او بوده و مالك در آن تصرفى نداشته است، بايد اجارهٴ آن مدت را به مقدار معمول، به مالك بدهد.

مسأله 2536: اگر مالك و زارع صيغهٴ مزارعه خوانده باشند، بدون رضايت يكديگر نمىتوانند مزارعه را برهم بزنند و نيز اگر مالك به قصد مزارعه زمين را به كسى واگذار كند، بعد از آنكه عامل مشغول عمل شد، جايز نيست بدون رضايت يكديگر معامله را برهم بزنند، ولى اگر در ضمن خواندن صيغهٴ مزارعه شرط كرده باشند كه هردو يا يكى از آنان حق برهم زدن معامله را داشته باشد، مىتوانند طبق قرارداد، معامله را برهم بزنند.

مسأله 2537: اگر بعد از قرارداد مزارعه، مالك يا زارع بميرد، مزارعه به هم نمىخورد و وارثشان به جاى آنان است، ولى اگر زارع بميرد و شرط كرده باشند كه خود زارع، زراعت را انجام دهد، مزارعه به هم مىخورد و چنانچه زراعت نمايان شده باشد، بايد سهم او را به ورثه اش بدهند و حقوق ديگرى نيز كه زارع داشته، به ورثه اش مىرسد و در اين صورت نمىتوانند مالك را مجبور كنند كه زراعت، در زمين باقى بماند.

مسأله 2538: اگر بعد از زراعت بفهمند مزارعه باطل بوده، چنانچه بذر، مال مالك بوده، بنا بر مشهور حاصلى كه بدست مىآيد نيز مال اوست و بايد مزد زارع، مخارجى را كه كرده و كرايهٴ گاو يا حيوان ديگرى را كه مال زارع بوده و در آن زمين كار كرده، به او بدهد و اگر بذر، مال زارع بوده بنا بر مشهور زراعت نيز مال اوست و بايد اجارهٴ زمين و خرجهايى را كه مالك كرده و كرايهٴ گاو يا حيوان ديگرى كه مال او بوده و در آن زراعت كار كرده، به او بدهد، امّا بعيد نيست كه هردو به نسبتى كه عرف تعيين مىكند شريك باشند.

مسأله 2539: اگر بذر، مال زارع باشد و بعد از زراعت بفهمند مزارعه باطل بوده، چنانچه مالك و زارع راضى شوند كه با اجرت يا بى اجرت، زراعت در زمين بماند، اشكال ندارد و اگر مالك راضى نشود، پيش از رسيدن زراعت نيز مىتواند زارع را وادار كند زراعت را بچيند و زارع اگرچه راضى شود، چيزى به مالك بدهد، نمىتواند او را مجبور كند تا زراعت را بچيند و زارع اگرچه راضى شود، چيزى به مالك بدهد، نمىتواند او را مجبور كند تا زراعت در زمين بماند و نيز مالك نمىتواند زارع را مجبور كند كه اجاره بدهد و زراعت را در زمين باقى بگذارد.

مسأله 2540: اگر بعد از جمع كردن حاصل و تمام شدن مدت مزارعه، ريشهٴ زراعت در زمين بماند و سال بعد دو مرتبه حاصل دهد، چنانچه مالك و زارع از زراعت صرف نظر نكرده باشند، حاصل سال دوم را نيز، بايد مانند سال اول قسمت كنند.