|
احكام شيردادن |
|
مسأله 2818: اگر زن با شرايطى كه در مسأله 2828: گفته مىشود بچه اى را شير دهد، آن بچه با افراد زير محرم مىشود، اول: خود زن، و او را مادر رضاعى مىگويند. دوم: شوهر زن كه شير مال اوست و او را پدر رضاعى مىگويند. سوم: پدر و مادر آن زن، هرچه بالا روند، اگرچه پدر و مادر رضاعى او باشند. چهارم: بچه هايى كه از آن زن، به دنيا آمده اند، يا به دنيا مىآيند. پنجم: بچه هاى اولاد آن زن هرچه پايين روند، چه از اولاد او به دنيا آمده و يا اولاد او آن بچه ها را شير داده باشند. ششم: خواهر و برادر آن زن، اگرچه رضاعى باشند، يعنى بر اثر شير خوردن، با آن زن خواهر و برادر شده باشند. هفتم: عمو و عمّه آن زن، اگرچه رضاعى باشند. هشتم: دايى و خالهٴ آن زن، اگرچه رضاعى باشند. نهم: اولاد شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است، هرچه پايين روند اگرچه اولاد رضاعى او باشند. دهم: پدر و مادر شوهر ان زن كه شير مال آن شوهر است، هرچه بالا روند. يازدهم: خواهر و برادر شوهرى كه شير مال اوست، اگرچه خواهر و برادر رضاعى او باشند. دوازدهم: عمو، عمه، دايى و خالهٴ شوهرى كه شير مال اوست هرچه بالا روند، اگرچه رضاعى باشند. و نيز عدهٴ ديگرى كه در مسائل بعد گفته خواهد شد، به سبب شير دادن محرم مىشوند. مسأله 2819: اگر زن با شرايطى كه در مسأله 2828 گفته مىشود بچه اى را شير دهد، پدر آن بچه نمىتواند با دخترهايى كه از آن زن به دنيا آمده اند ازدواج كند و نيز نمىتواند دخترهاى شوهرى را كه شير مال اوست، اگرچه دخترهاى رضاعى او باشند براى خود عقد نمايد، ولى جايز است با دخترهاى رضاعى آن زن ازدواج كند، اگرچه بنا بر احتياط مستحب با آنان ازدواج نكند و نگاه محرمانه، يعنى نگاهى كه انسان مىتواند به محرمهاى خود كند، به آنان ننمايد. مسأله 2820: اگر زن با شرايطى كه گفته مىشود بچه اى را شير دهد، شوهر آن زن كه صاحب شير است، به خواهرهاى آن بچه محرم نمىشود، ولى بنا بر احتياط مستحب با آنان ازدواج ننمايد. و نيز خويشان شوهر، به خواهر و برادر آن بچه محرم نمىشوند. مسأله 2821: اگر زن بچه اى را شير دهد، به برادرهاى آن بچه محرم نمىشود و نيز خويشان آن زن به برادر و خواهر بچه اى كه شير خورده، محرم نمىشوند. مسأله 2822: اگر انسان با زنى كه دخترى را شير كامل داده ازدواج كند و با آن زن نزديكى نمايد، ديگر نمىتواند آن دختر را براى خود عقد كند. مسأله 2823: اگر انسان با دخترى ازدواج كند، ديگر نمىتواند با زنى كه آن دختر را شير كامل داده ازدواج نمايد. مسأله 2824: انسان نمىتواند با دخترى كه مادر يا مادر بزرگ انسان، او را شير كامل داده ازدواج كند. و نيز اگر زن پدر انسان، از شير پدر او، دخترى را شير داده باشد، انسان نمىتواند با آن دختر ازدواج نمايد. و چنانچه دختر شيرخوارى را براى خود عقد كند، سپس مادر، يا مادر بزرگ و يا زن پدر او، آن دختر را شير دهد، عقد باطل مىشود. مسأله 2825: با دخترى كه خواهر يا زن برادر انسان، او را شير كامل داده، نمىشود ازدواج كرد. و همچنين است اگر خواهر زاده، يا برادر زاده، يا نوهٴ خواهر و يا نوهٴ برادر انسان، آن دختر را شير داده باشد. مسأله 2826: اگر زن، بچهٴ دختر خود را شير كامل دهد، آن دختر بر شوهر خود حرام مىشود. و همچنين است اگر بچه اى را كه شوهر دخترش، از زن ديگرى دارد شير دهد. ولى اگر بچهٴ پسر خود را شير دهد، زن پسرش كه مادر آن طفل شيرخوار است، بر شوهر خود حرام نمىشود. مسأله 2827: اگر زن پدر دخترى، بچهٴ شوهر آن دختر را شير دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مىشود، چه بچه از همان، دختر يا از زن شوهر او باشد. |
|
شرايط شير دادنى كه باعث محرم شدن است |
|
مسأله 2828: شير دادنى كه باعث محرم شدن مىشود، هشت شرط دارد، اول: بچه، شير زن زنده را بخورد، پس اگر از سينهٴ زنى كه مرده است شير بخورد فايده ندارد. دوم: شير آن زن از حرام نباشد، پس اگر شير بچه اى را كه از زنا به دنيا آمده به بچهٴ ديگر بدهند، بر اثر آن شير، بچه با كسى محرم نمىشود. سوم: بچه شير را از پستان بمكد، پس اگر شير را در گلوى او بريزند، نتيجه ندارد. چهارم: شير، خالص بوده و يا چيز ديگرى مخلوط نباشد. پنجم: شير از يك شوهر باشد، پس اگر زن شير دهى را طلاق دهند، بعد شوهر ديگرى كند و از او آبستن شود و تا هنگام زاييدن، شيرى كه از شوهر اول داشته باقى باشد و مثلاً هشت دفعه پيش از زاييدن، از شير شوهر اول و هفت دفعه بعد از زاييدن، از شير شوهر دوم به بچه اى بدهد، آن بچه با كسى محرم نمىشود. ششم: بچه به جهت بيمارى، شير را قى نكند. و اگر قى كند، بنا بر احتياط كسانى كه بر اثر شير خوردن با آن بچه محرم مىشوند، با او ازدواج نكنند و نگاه محرمانه نيز به او ننمايند. هفتم: پانزده مرتبه، يا يك شبانه روز به طورى كه در مسأله بعد گفته مىشود، شير سير بخورد، يا مقدارى شير به او بدهند كه بگويند از آن شير دهند، بنا بر احتياط مستحب كسانى كه بر اثر شير خوردن، با او محرم مىشوند، با او ازدواج نكنند و نگاه محرمانه نيز به او ننمايند. هشتم: دو سال بچه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال، او را شير دهند با كسى محرم نمىشود. بلكه اگر مثلاً پيش از تمام شدن دو سال، چهارده مرتبه و بعد از آن، يك مرتبه شير بخورد، به كسى محرم نمىشود ولى چنانچه از هنگام زاييدن زن شيرده، بيشتر از دو سال گذشته و شير او باقى باشد و بچه اى را شير دهد كه هنوز دوسال او تمام نشده، آن بچه بنا بر احتياط واجب، با كسانى كه گفته شد، محرم مىشود. مسأله 2829: بايد بچه در بين يك شبانه روز، غذا يا شير زن ديگرى را نخورده، ولى اگر كمى غذا بخورد كه نگويند در بين، غذا خورده، اشكال ندارد. و نيز بايد پانزده مرتبه، از شير يك زن بخورد و در بين پانزده مرتبه، شير زن ديگرى را نخورده و هر دفعه بدون فاصله شير بخورد، ولى اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند، يا كمى صبر كند كه از اوّلى كه پستان در دهان مىگيرد تا وقتى سير مىشود، يك دفعه حساب شود، اشكال ندارد. مسأله 2830: اگر زن از شير شوهر خود، بچه اى را شير دهد، بعد شوهر ديگرى كند و از شير آن شوهر نيز بچهٴ ديگرى را شير دهد، آن دو بچه با يكديگر محرم نمىشوند، اگرچه بهتر است باهم ازدواج نكنند و نگاه محرمانه به يكديگر ننمايند. مسأله 2831: اگر زن از شير يك شوهر، چندين بچه را شير دهد، همهٴ آنان به يكديگر و به شوهر و به زنى كه آنان را شير داده، محرم مىشوند. مسأله 2832: اگر كسى چند زن داشته باشد و هركدام آنان، با شرايطى كه بيان شد، بچه اى را شير دهد، همهٴ آن بچه ها به يكديگر و به آن مرد و به همهٴ آن زنها محرم مىشوند. مسأله 2833: اگر كسى دو زن شيرده، داشته باشد و يكى از آنان بچه اى را مثلاً هشت مرتبه و ديگرى هفت مرتبه شير بدهد، آن بچه با كسى محرم نمىشود. مسأله 2834: اگر زنى از شير يك شوهر، پسر و دخترى را شير كامل بدهد، خواهر و برادر آن دختر، با خواهر و برادر آن پسر، محرم نمىشوند. مسأله 2835: انسان نمىتواند بدون اجازهٴ زن خود، با زنهايى كه بر اثر شير خوردن، خواهر زاده يا برادر زادهٴ زن او شده اند ازدواج كند. و نيز اگر با پسرى لواط كند، بنا بر احتياط واجب دختر، خواهر، مادر و مادر بزرگ رضاعى آن پسر را، يعنى كسانى كه بر اثر شير خوردن، دختر، خواهر و مادر او شده اند، براى خود عقد نكند. مسأله 2836: زنى كه برادر انسان را شير داده، با انسان محرم نمىشود، اگرچه بنا بر احتياط مستحب با او ازدواج نكند. مسأله 2837: انسان نمىتواند با دو خواهر، اگرچه رضاعى باشند، يعنى به جهت شير خوردن خواهر يكديگر شده باشند، ازدواج كند و چنانچه دو زن را عقد كند و بعد بفهمد خواهر بوده اند، در صورتى كه عقد آنان در يك وقت بوده، هردو باطل است و اگر در يك وقت نبوده، عقد اوّلى صحيح و عقد دوّمى باطل مىباشد. مسأله 2838: اگر زن از شير شوهر خود، افراد زير را شير دهد، شوهرش بر او حرام نمىشود، اگرچه بهتر است احتياط كند و آنها را شير ندهد. اول: برادر و خواهر خود زن. دوم: عمو، عمه، دايى و خالهٴ خود زن. سوم: اولاد عمو و اولاد دايى آن زن. چهارم: برادر زادهٴ آن زن. پنجم: برادر شوهر، يا خواهر شوهر آن زن. ششم: خواهر زادهٴ آن زن، يا خواهر زادهٴ شوهرش. هفتم: عمو، عمه، دايى و خالهٴ شوهرش. هشتم: نوهٴ زن ديگر شوهرش. مسأله 2839: اگر كسى دختر عمّه يا دختر خالهٴ انسان را شير دهد، به انسان محرم نمىشود، ولى بنا بر احتياط مستحب از ازدواج با او خوددارى نمايد. مسأله 2840: مردى كه دو زن دارد، اگر يكى از آن دو زن، فرزند عموى زن ديگر را شير دهد، زنى كه فرزند عموى او شير خورده، به شوهر خود حرام نمىشود. |
|
آداب شير دادن |
|
مسأله 2841: براى شيردان بچه، بهتر از هركس مادر اوست. و مستحب است مادر، از هردو پستان خود، به نوزاد شير بدهد. مسأله 2842: سزاوار است مادر، براى شير دادن از شوهر خود مزد نگيرد و خوب است شوهر مزد بدهد و اگر مادر بخواهد بيشتر از دايه مزد بگيرد، شوهر مىتواند بچه را از او گرفته و به دايه بدهد. مسأله 2843: مستحب است دايه اى كه براى طفل مىگيرند، دوازده امامى، داراى عقل، عفّت و صورت نيكو باشد. و مكروه است كم عقل، يا غير دوازده امامى، يا بد صورت، يا بد خلق و يا زنازاده باشد و نيز مكروه است دايه اى بگيرند كه از زنا بچّه دار شده و شيرش از زنا باشد. مسأله 2844: مستحب است نگذارند زنها هر بچه اى را شير دهند، زيرا ممكن است فراموش شود به چه كسانى شير داده اند و بعد دو نفر محرم با يكديگر، ازدواج نمايند. مسأله 2845: كسانى كه به سبب شير خوردن، خويشى پيدا مىكنند، مستحب است يكديگر را احترام نمايند، ولى از يكديگر ارث نمىبرند و حقوق خويشاوندى كه انسان با خويشان خود دارد، براى آنان نيست. مسأله 2846: در صورتى كه ممكن باشد، مستحب است، بچه را دو سال تمام شير بدهند و پس از دو سال او را از شير بگيرند. مسأله 2847: بهترين شير براى نوزاد، شير مادر است، اگرچه بر مادر واجب نيست نوزاد خود را شير دهد، بلكه سير كردن نوزاد به عهدهٴ پدر است، بنا بر اين، مادر مىتواند در مقابل شير دادن به نوزاد خود از پدر نوزاد، اجرت مطالبه نمايد، اما اگر پدر نوزاد مرده باشد و يا پدر، امكان سير كردن فرزند يا پرداخت اجرت را نداشته باشد، بر مادر واجب است، به نوزاد خود شير دهد. مسأله 2848: اگر فرزند داراى مال و ثروت باشد، پدر مىتواند از مال فرزند، اجرت شير دادن او را بپردازد. مسأله 2849: اگر مادر حاضر شود مجانى و يا به اندازه اى كه ديگران اجرت مىگيرند، به نوزاد شير دهد، پدر نمىتواند فرزند را از مادر بگيرد. مسأله 2850: مادر حق دارد، فرزند پسر را تا دو سال و دختر را تا هفت سال، تربيت كند، البتّه اگر مادر، مسلمان، آزاد، عاقل، امين و همسر پدر همين نوزاد باشد، در اين صورت پدر نمىتواند در اين مدّت، فرزند را از مادر جدا كند. مسأله 2851: بعد از مدّت ياد شده در مسأله پيش، حق تربيت و نگهدارى فرزند به پدر مىرسد و اگر پدر مرده باشد، بنا بر احتياط اين حق، به مادر باز مىگردد و وصىّ نمىتواند، مزاحمتى براى مادر به وجود آورد. |
|
مسائل متفرّقهٴ شير دادن |
|
مسأله 2852: اگر بر اثر شير دادن، حقّ شوهر از بين نرود، زن مىتواند بدون اجازهٴ شوهر، بچهٴ شخص ديگرى را شير دهد، ولى جايز نيست نوزادى را شير دهد كه بر اثر شير دادن به او، بر شوهر خود حرام شود، مثلاً اگر شوهر او دختر شيرخوارى را براى خود عقد كرده باشد، زن نبايد آن دختر را شير دهد، چون اگر آن دختر را شير دهد، خودش مادر زن شوهر مىشود و بر او حرام مىگردد. مسأله 2853: اگر كسى بخواهد زن برادرش، با او محرم شود، بايد دختر شيرخوارى را با شرايطى كه بيان شد، براى خود متعه كند و زن برادرش آن دختر را شير دهد. مسأله 2854: اگر مرد پيش از آنكه زنى را براى خود عقد كند، بگويد: به جهت شير خوردن، آن زن بر او حرام شده، مثلاً بگويد: شير مادر او را خورده، چنانچه تصديق او ممكن باشد، نمىتواند با آن زن ازدواج كند و اگر بعد از عقد بگويد و خود زن نيز حرف او را قبول نمايد، عقد باطل است، پس اگر مرد با او نزديكى نكرده باشد، يا نزديكى كرده باشد ولى در وقت نزديكى، زن بداند بر آن مرد حرام است، مهر ندارد و اگر بعد از نزديكى بفهمد بر آن مرد حرام بوده، شوهر بايد مهر او را مطابق زنهايى كه مانند او هستند، بدهد. مسأله 2855: اگر زن پيش از عقد، بگويد: به جهت شير خوردن برمردى حرام شده، چنانچه تصديق او ممكن باشد، نمىتواند با آن مرد ازدواج كند، امّا اگر بعد از عقد بگويد، مانند آن است كه مرد بعد از عقد بگويد و حكم آن، در مسأله پيش گفته شد. مسأله 2856: شيردادنى كه سبب محرم شدن مىباشد، با دو چيز ثابت مىگردد، اول: خبر دادن عدّه اى كه انسان، از گفتهٴ آنان يقين پيدا كند. دوم: شهادت دو مرد عادل، يا چهار زن عادل، كه بنا بر احتياط بايد شرايط شير دادن را نيز بگويند، مثلاً بگويند: ما ديده ايم فلان بچه يك شبانه روز كامل از سينهٴ فلان زن، شير خورده و چيزى نيز در بين آن نخورده است. مسأله 2857: اگر شك كنند، بچه به مقدار محرم شدن، شير خورده يا نه، يا گمان داشته باشند به آن مقدار شير خورده و يا گمان داشته باشد كه شير نخورده، نوزاد با كسى محرم نمىشود ولى بهتر است احتياط كنند. |
|
آداب نوزاد |
|
مسأله 2858: مستحب است، نوزاد را هنگام تولّد، غسل دهند، اذان در گوش راست، اقامه در گوش چپ او بگويند، كام كودك را با آب فرات و تربت حضرت سيّدالشهدا(ع) باز كنند، به او جامهٴ سفيد بپوشانند و براى وى نامى خوب انتخاب نمايند، مانند نام پيامبران و ائمّه و حضرت زهرا(عليهاالسلام). همچنين مستحب است در روز هفتم سر نوزاد را بتراشند و به وزن موى او طلا يا نقره صدقه بدهند و اگر روز هفتم اين كار انجام نشود، استحباب آن ساقط مىشود. مسأله 2859: مستحب است، در روز هفتم براى نوزاد، گوسفند يا شترى را عقيقه كنند، عقيقه هرچه بزرگتر و نيكوتر باشد، بهتر است. و مستحب است پا و كفل عقيقه را به قابله دهند و اگر قابله اى نداشته باشد، آن را به مادر نوزاد بدهند تا به هركسى كه مىخواهد ببخشد. و اگر قابله يهودى باشد كه از قربانى مسلمانان نمىخورد، يك چهارم قيمت گوسفند را به وى دهند. و مستحب است قسمتى از گوشت حيوان ذبح شده را، صدقه داده و بقيهٴ آن را پخته و ده نفر از مؤمنان را به اطعام دعوت كنند، البته هرچه بيشتر دعوت كنند بهتر است. و بعضى از علما، به وجوب عقيقه فتوا داده اند. مسأله 2860: اگر در روز هفتم براى نوزاد عقيقه نكنند، تا آخر عمر و بلكه پس از مرگ وى نيز مستحب است عقيقه نمايند. مسأله 2861: بهتر است عقيقهٴ پسر، حيوان نر و عقيقهٴ دختر، حيوان ماده باشد، اگرچه اصل عقيقه كافى است و در عقيقه، شرايط گوسفند قربانى كه در احكام حج بيان شده، لازم نيست. مسأله 2862: اگر عقيقه اى يافت نشد، بايد صبر كنند تا پيدا شود و كفايت نمىكند كه قيمت آن را صدقه بدهند. مسأله 2863: مكروه است پدر و مادر از عقيقهٴ فرزند خود بخورند، بلكه خوردن عقيقه بر كسانى كه تحت كفالت پدر هستند نيز كراهت دارد، امّا كراهت خوردن عقيقهٴ فرزند براى مادر بيشتر است. مسأله 2864: بهتر است عقيقه را قطعه قطعه كنند ولى استخوانهاى آن را نشكنند، اما آنچه بين عوام شهرت دارد كه بايد استخوان عقيقه را دفن كنند، دليلى براى آن نيافتيم. مسأله 2865: جايز است عقيقه را قطعه قطعه كنند و به همسايگان و ديگران هديه نمايند، اما بهتر است عقيقه را پخته و جمعى از مؤمنان را براى اطعام دعوت نمايند. مسأله 2866: عقيقه، تنها به فقرا، اختصاص ندارد، بلكه جايز است آن را به ثروتمندان نيز بدهند و همچنين جايز است عقيقه را به سادات بدهند، اگرچه عقيقه دهنده سيّد نباشد. مسأله 2867: اگر پدرى براى فرزندش عقيقه نكرد، بر خود فرزند مستحب است عقيقه بدهد و قربانى كردن در روز عيد قربان به جاى عقيقه كفايت مىكند. مسأله 2868: مستحب است براى نوزادى كه تا روز هفتم زنده مىماند، عقيقه دهند، اگرچه بعد از ظهر روز هفتم بميرد، امّا اگر پيش از ظهر روز هفتم بميرد، عقيقه ساقط مىشود. مسأله 2869: مستحب است، نوزاد را در روز هفتم ختنه كنند، بلكه بنا بر احتياط بايد ولىّ، پيش از بلوغ بچه، او را ختنه كند و اگر ختنه را انجام نداد، بر خود طفل واجب است وقتى بالغ شد ختنه نمايد. مسأله 2870: مستحب است، هنگام ختنه كردن، اين دعا را بخوانند: (اللّهُمَّ هذِهِ سُنَّتُكَ وَ سُنَّةُ نبَيِِّكَ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اتِّباعُ مِنّا لَكَ وَلنَبِيِّكَ بِمَشيَّتِكَ و بَإرادَتِكَ وَقَضائِكَ لأمْرٍ أرَدْتَهُ وَ قَضاءِ حَتَمْتَهُ وَأمْرٍ أنْفَذْتَهُ و أذَقْتَهُ حَرَّ الْحَديدِ في خِتانِهِ وَ حِجامَتِهِ لأمْرِ أنْتَ أعْرَفُ بِهِ مِنّي، اللّهُمَّ فَطَهِّرْهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ زِدْ في عُمْرِهِ وَادْفَعِ الآفات عَنْ بَدَنِهِ وَالأوْجاعَ عَنْ جِسْمِهِ وَ زِدْهُ مِنَ الْغِنى وَادْفَعْ عَنْهُ الْفَقْرَ، فَإنَّكَ تَعْلَمُ وَلا نَعْلَمُ). از امام صادق(ع) روايت شده است: اگر اين دعا را در هنگام ختنه كردن نخوانده باشد، مستحب است پيش از رسيدن، به بلوغ اين دعا را بر نوزاد قرائت كنند، زيرا خداوند گرمى آهن مانند كشته شدن را، از نوزاد دفع مىكند. |