احكام صلح

مسأله 2462: عقد (صلح) يعنى: انسان با ديگرى سازش كند كه مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او نمايد، يا از طلب و يا حق خود بگذرد، كه او نيز در مقابل، مقدارى از مال، يا منفعت مال خود را به او واگذار نمايد، يا از طلب و يا حقّى كه دارد بگذرد، بلكه اگر بدون گرفتن عوض مقدارى از مال، يا منفعت مال خود را به كسى واگذار كند، يا از طلب و يا حق خود بگذرد، صلح صحيح است.

مسأله 2463: دو نفرى كه چيزى را با يكديگر صلح مىكنند، بايد بالغ و عاقل باشند، كسى آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند.

مسأله 2464: لازم نيست، صيغهٴ صلح به زبان عربى خوانده شود، بلكه با هر لفظى كه بفهماند باهم صلح و سازش كرده اند، صحيح است.

مسأله 2465: اگر كسى گوسفندهاى خود را به چوپان بدهد، كه مثلاً يك سال نگهدارى كند و از شير آن استفاده نمايد و مقدارى روغن بدهد، چنانچه شير گوسفند را در مقابل زحمتهاى چوپان و آن روغن صلح كند صحيح است، ولى اگر گوسفند را يك ساله به چوپان اجاره دهد كه از شير آن استفاده كند و در عوض، مقدارى روغن بدهد، اشكال دارد.

مسأله 2466: اگر كسى بخواهد طلب يا حق خود را، با ديگرى صلح كند، در صورتى صحيح است كه او قبول نمايد، ولى اگر بخواهد از طلب يا حق خود بگذرد، بنا بر مشهور قبول كردن او لازم نيست.

مسأله 2467: اگر انسان مقدار بدهى خود را بداند ولى طلبكار نداند، چنانچه طلبكار، طلب خود را به كمتر از مقدارى كه هست صلح كند، مثلاً پنجاه تومان طلبكار باشد و طلب خود را به ده تومان صلح نمايد، زيادى آن براى بدهكار حلال نيست، مگر مقدار بدهى خود را به او بگويد و او را راضى كند، يا طورى باشد كه اگر مقدار طلب خود را مىدانست، باز هم به آن مقدار صلح مىكرد.

مسأله 2468: اگر بخواهند دو چيزى كه از يك جنس است و وزن آنها معلوم مىباشد به يكديگر صلح كنند، بنا بر احتياط وزن يكى بيشتر از ديگرى نباشد، ولى اگر وزن آنها معلوم نباشد، اگرچه احتمال دهند و زن يكى بيشتر از ديگرى است صلح صحيح است.

مسأله 2469: اگر دو نفر از يك نفر طلبكار باشند، يا دو نفر از دو نفر ديگر طلبكار باشند و بخواهند طلبهاى خود را با يكديگر صلح كنند، چنانچه طلب آنان از يك جنس است و وزن آنها يكى باشد، مثلاً هردو ده من گندم طلبكار باشند، مصالحهٴ آنان صحيح است و همچنين اگر جنس طلب آنان يكى نباشد، مثلاً يكى ده من برنج و ديگرى دوازده من گندم طلبكار باشد، صلح صحيح است، ولى اگر طلب آنان از يك جنس بوده و چيزى باشد كه معمولا با وزن يا پيمانه آن را معامله مىكنند، در صورتى كه وزن يا پيمانه آنها مساوى نباشد، مصالحهٴ آنان بنا بر احتياط اشكال دارد.

مسأله 2470: اگر از كسى طلبى دارد كه بايد بعد از مدتى بگيرد، چنانچه طلب خود را، به مقدار كمترى صلح كند و مقصودش اين باشد كه از مقدارى از طلب خود گذشته و بقيه را نقد بگيرد، اشكال ندارد.

مسأله 2471: اگر دو نفر چيزى را باهم صلح كنند، با رضايت يكديگر مىتوانند صلح را برهم بزنند و نيز اگر در ضمن معامله، براى هردو يا يكى از آنان، حق برهم زدن معامله را قرار داده باشند، در اين صورت كسى كه آن حق را دارد، مىتواند صلح را برهم بزند.

مسأله 2472: تا وقتى خريدار و فروشنده، از مجلس معامله متفرّق نشده اند، مىتوانند معامله را برهم بزنند و نيز اگر مشترى حيوانى را بخرد، تا سه روز، حق برهم زدن معامله را دارد و همچنين اگر پول جنسى را كه نقد خريده، تا سه روز ندهد و جنس را تحويل نگيرد، فروشنده مىتواند معامله را برهم بزند، ولى كسى كه مالى را صلح مىكند، در اين سه صورت، حق برهم زدن صلح را ندارد، اما در هشت صورت ديگر كه در احكام خريد و فروش گفته شد، مىتواند صلح را برهم بزند.

مسأله 2473: اگر چيزى را كه با صلح گرفته معيوب باشد، مىتواند صلح را برهم بزند، ولى اگر بخواهد تفاوت قيمت صحيح و معيوب را بگيرد اشكال دارد، مگر با رضايت طرفين.

مسأله 2474: هرگاه مال خود را با كسى، صلح نمايد و با او شرط كند اگر بعد از مرگ وارثى نداشتيم، بايد چيزى را كه با تو صلح كردم وقف كنى و او قبول كند، عمل به اين شرط لازم است.