مسائل متفرقه زناشويى

مسأله 2797: كسى كه به جهت نداشتن زن به حرام مىافتد، واجب است زن بگيرد.

مسأله 2798: اگر شوهر در عقد شرط كند زن باكره باشد و بعد از عقد معلوم شود باكره نبوده، مىتواند عقد را برهم بزند.

مسأله 2799: ماندن مرد و زن نامحرم، در مكان خلوتى كه كسى در آنجا نيست و ديگرى نيز نمىتواند وارد شود حرام است، چه به ذكر خدا مشغول باشند يا به صحبت ديگر، خواب باشند يا بيدار، ولى اگر طورى باشد كه ديگرى بتواند وارد شود يا بچه اى كه خوب و بد را مىفهمد در آنجا باشد، اشكال ندارد.

مسأله 2800: اگر مرد، مهر زن را در عقد معين كند و قصدش اين باشد كه آن را ندهد، عقد صحيح است، ولى مهر را بايد بدهد.

مسأله 2801: مسلمانى كه منكر خدا يا پيامبر(ص) شود، يا حكم ضرورى دين، يعنى حكمى كه همهٴ مسلمانان آن را جزو دين مىدانند، مانند واجب بودن نماز و روزه را انكار كند، در صورتى كه بداند آن حكم، ضرورى دين است و منكر شدن آن، به انكار خدا يا پيامبر(ص) برگردد، مرتد مىشود.

مسأله 2802: اگر زن پيش از آنكه شوهر، با او نزديكى كند، مرتد شود، عقد او باطل مىگردد. و همچنين است اگر بعد از نزديكى، مرتد شود و يائسه باشد، يعنى اگر سيده است شصت سال وگرنه، پنجاه سال او تمام شده باشد، اما اگر يائسه نباشد، بايد به دستورى كه در (احكام طلاق) گفته خواهد شد عدّه نگهدارد، پس اگر در بين عدّه، مسلمان شود عقد باقى و اگر تا آخر عده، مرتد بماند، عقد باطل است.

مسأله 2803: مردى كه مسلمان زاده است اگر مرتد شود، زنش بر او حرام مىشود و زن بايد به مقدارى كه در (احكام طلاق) گفته مىشود، عدهٴ وفات نگهدارد.

مسأله 2804: مردى كه از پدر و مادر غير مسلمان، به دنيا آمده و مسلمان شده، اگر پيش از نزديكى با همسرش مرتد شود، عقد او باطل مىگردد و اگر بعد از نزديكى مرتد شود، چنانچه زن او در سن زنهايى باشد كه حيض مىبينند، بايد به مقدارى كه در (احكام طلاق) گفته مىشود، عدّه نگهدارد، پس اگر پيش از تمام شدن عده، شوهر او مسلمان شود، عقد باقى وگرنه باطل است.

مسأله 2805: اگر زن در عقد، با مرد شرط كند او را از شهرى بيرون نبرد و مرد نيز قبول كند، نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد، مگر با رضايت او.

مسأله 2806: اگر زن انسان، از شوهر ديگرش دخترى داشته باشد، انسان مىتواند آن دختر را براى پسر خود كه از آن نيست عقد كند و نيز اگر دخترى را براى پسر خود عقد كند، مىتواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد.

مسأله 2807: اگر زنى از زنا آبستن شود، جايز نيست بچه را سقط كند.

مسأله 2808: اگر كسى با زنى كه شوهر ندارد و در عدهٴ كسى نيز نيست زنا كند، چنانچه بعد او را عقد كند و بچه اى از آنان پيدا شود، در صورتى كه ندانند از نطفه حلال است يا حرام، آن بچه حلال زاده است.

مسأله 2809: اگر مرد نداند زن در عده است و با او ازدواج كند، چنانچه زن نيز نداند و بچه اى از آنان به دنيا آيد، حلال زاده است و شرعا فرزند هردو مىباشد، ولى اگر زن مىدانسته در عده است و ممكن باشد بچه از شوهر باشد، شرعا بچه از اوست ولى در هردو صورت، عقد آنان باطل و به يكديگر حرام مىباشند.

مسأله 2810: اگر زن بگويد يائسه ام يا شوهر ندارم، حرف او قبول مىشود، مگر مورد اتهام باشد.

مسأله 2811: اگر بعد از آنكه انسان با زنى ازدواج كرد، كسى بگويد آن زن شوهر داشته و زن بگويد نداشته ام، چنانچه شرعا ثابت نشود زن شوهر داشته، حرف زن قبول مىشود.

مسأله 2812: تا هفت سال از دختر تمام نشده، پدر نمىتواند او را از مادرش جدا كند. و پسر را پيش از تمام شدن دو سال، نبايد از مادر جدا كرد.

مسأله 2813: مستحب است در شوهر دادن دخترى كه بالغ است، يعنى به سنّ تكليف رسيده عجله كنند. حضرت امام صادق(ع) فرمودند: (يكى از سعادتهاى مرد آن است كه دخترش در خانهٴ او حيض نبيند).

مسأله 2814: اگر زن مهر خود را با شوهر صلح نمايد تا زن ديگرى نگيرد، واجب است زن مهر را نگيرد و شوهر نيز با زن ديگرى ازدواج نكند.

مسأله 2815: كسى كه از زنا به دنيا آمده، اگر زن بگيرد و بچه اى پيدا كند، آن بچه حلال زاده است.

مسأله 2816: هرگاه مرد در روزهٴ ماه رمضان يا در حال حيض زن خود، با او نزديكى كند گناه كرده، ولى اگر بچه اى از آنان به دنيا آيد، حلال زاده است.

مسأله 2817: زنى كه يقين دارد شوهرش در سفر مرده، اگر بعد از عدهٴ وفات كه در (احكام طلاق) گفته خواهد شد، شوهر كند و شوهر اول از سفر برگردد، بايد از شوهر دوّم جدا شود و به شوهر اول حلال است، ولى اگر شوهر دوم با او نزديكى كرده باشد، زن بايد از شوهر دوم جدا شده و عدّه نگهدارد و شوهر دوّم بايد مهر او را مطابق زنهايى كه مانند او هستند بدهد، ولى خرج عده ندارد.