LOGIN
جلسات علمی
shirazi.ir
"در محضر مرجعیت"
سلسله جلسات علمی حضرت آیت الله العظمی شیرازی در ماه مبارک رمضان (جلسه هجدهم)
کد 8558
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 11 خرداد 1398 - 26 رمضان 1440
 
طبق رسم دیرینه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی در شبهای ماه مبارک رمضان، جلسات علمی معظم له و علمای اعلام، مدرسین حوزه علمیه، فضلا و طلاب علوم دینی در بیت ایشان برگزار شد.
 
جلسه هجدهم
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام علی محمد وآله الطاهرین.
 
المغصوب حقها

در ابتدای جلسه یکی از آقایان پرسید: در زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها آمده: «المغصوبة حقّها» (بحارالأنوار: ج97، ص200) آیا «حقّها» مرفوع خوانده می شود یا منصوب؟ و با توجه به اینکه کلمه حق مذکر است آیا نباید «المغصوب حقّها» باشد؟

حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله فرمودند: دو مطلب نسبت به این جمله هست: یکی درباره کلمه (المغصوبة) و دیگری در مورد کلمه (حقها) می باشد.

اما نسبت به کلمه (المغصوبة) که به صورت مؤنث وارد شده است، در سیوطی و مغنی و کتب دیگر نحوی آمده که اگر لفظی بین مؤنث و مذکر قرار گرفت دو وجه در آن لفظ جایز است، تذکیر و تأنیث. کلمه (المغصوبة) به اعتبار اینکه وصفِ برای حضرت زهرا سلام الله علیها است و از جهت دیگر آنچه غصب شده، حق است، این کلمه بین مؤنث و مذکر قرار گرفته و هر دو وجه در آن جایز است. (المغصوبة حقها) و (المغصوب حقها). و از این قبیل در کلام فصیح بسیار وارد شده است.

و اما نسبت به اعراب کلمه «حقّها» به نظر می رسد هر دو وجه، رفع و نصب جایز باشد. رفع به اعتبار اینکه نائب فاعل «المغصوبة» است، و نصب به اعتبار اینکه شبه مفعول دوم است، یا به عبارتی بدل است، همانگونه که گفته می شود: (غصب زیدٌ عمرواً مالَه) و ممکن است به تقدیر فعلی محذوفی باشد مثل (أعنی).

یکی از فضلا نسبت به زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها پرسید: این زیارت را شیخ در تهذیب نقل فرموده، اما مرحوم شیخ خضر بن شلال در کتابش (ابواب الجنان) آن را ذکر نکرده و فرموده روایت ندارد.

معظم له فرمودند: شاید این روایت را ندیده و از این رو فرموده روایت ندارد. اما بعید است که اصحاب خودشان این زیارت را درست کرده باشند بدون آنکه به آن اشاره کنند.

شیخ خضر بن شلال

سپس معظم له فرمودند: مرحوم شیخ خضر بن شلال از شاگردان مرحوم سید بحرالعلوم بوده و کتب فقهی و اصولی خوبی دارد اما متأسفانه چاپ نشده است. تنها کتابی که از ایشان چاپ شده همین کتاب (ابواب الجنان) است که مانند مفاتیح الجنان بوده و بعضاً در مواردی استدلالی بحث کرده است.

مرحوم شیخ خضر تنها کسی است که درباره اش دیدم نوشته اند: صاحب سرّ مرحوم بحرالعلوم بوده، و خود ایشان از مرحوم سید بحرالعلوم نقل کرده که مرحوم بحرالعلوم فرموده بود: یکبار حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه الشریف را بالای سر عسکریین علیهما السلام دیدم و حضرت به من فرمودند: «تَنَحَّ» اینجا روی قبر حضرت ایستاده ای.

گویا مرحوم بحرالعلوم به ضریح چسبیده بوده و حضرت فرمودند: کمی دور بشو و فاصله بگیر. به همین جهت مرحوم بحرالعلوم هر وقت به زیارت عسکریین علیهما السلام مشرف می شد کمی دورتر از ضریح می ایستاد و زیارت می خواند.

و بنده نیز به یاد دارم که با مرحوم والدمان وقتی به زیارت عسکریین علیهما السلام مشرف می شدیم، ایشان بالای سر به ضریح نمی چسبیدند و کمی با فاصله می ایستادند.

دو نفر از کسبه و تجّار محترم یکی مرحوم سید عبدالحسین بهبهانی و دیگری مرحوم حاج علی اصفهانی در مقام این برآمدند که ضریح جدیدی برای عسکریین علیهما السلام درست کنند و از مرحوم والد خواستند که از سهم امام علیه السلام اجازه بدهند، با اینکه مرحوم والد در سهم امام علیه السلام احتیاط شدید داشتند مع ذلک اجازه کتبی دادند سپس فرمودند که ضریح جدید را کمی با فاصله از جای قبلی اش قرار دهند تا روی قبر مطهر قرار نگیرد.

افطار مکرر

سؤال شد: اگر شخصی در ماه رمضان، عمداً افطار کند روزه باطل می شود و کفاره دارد حال اگر دوباره مفطر را تکرار کرد آیا دوباره کفاره واجب می شود؟ و اگر کسی اصلاً از اول قصد روزه نداشته و روزه نگرفته چنانچه مفطری را مکرراً انجام داد آیا کفاره تکرار می شود؟

معظم له فرمودند: بنابر قول معروف بین فقها فرق نمی کند که روزه بوده و بعد روزه را باطل کرده یا از اول نیّت روزه نکرده باشد، چنانچه آن مفطر، با تکرّرش، کفاره متکرّر می شود، در هر دو صورت کفاره نیز تکرار می شود و اگر با تکرر مفطر کفاره مکرر نمی شود در هر دو صورت یک کفاره خواهد داشت.

مراد از صله رحم

یکی از حضّار جلسه پرسید: مراد از صله در صله رحم چیست؟ آیا صرفِ ارتباط کافی است یا مثلاً باید هدیه ای نیز بدهد؟

معظم له فرمودند: صله در بعضی از روایات به معنای اعطای مبلغی است، در روایات آمده که ائمه علیهم السلام صله می دادند، یعنی پول می دادند.

اما صله، منحصر به پول دادن نیست. و «صلوا ارحامکم» از وصل در مقابل قطع است. حال این چه نوع ضدّین هستند بحثش در جای خود. معنای عرفی (صله) این است که وصل باشد نه قطع، و وصل مصادیق متعددی دارد: از جمله به دیدار رفتن، پول یا هدیه فرستادن، نامه نوشتن، تلفن زدن، بنابراین لازم نیست صله رحم همیشه همراه با پول یا هدیه باشد.

سؤال شد که اگر اصلاً به رحم خود سر نمی زند اما برای او هدیه می فرستد آیا صله رحم صدق می کند؟

معظم له فرمودند: بله. این نیز از مصادیق صله است. اما اگر ترک رفت و آمد به جهت قهر بودن باشد، این قطع رحم است.

خلاصه معنای صله و قطع همان است که عرف می فهمد، هر کجا عرفاً قطع رحم صدق کند، حرام است. از این رو ممکن است رفت و آمدی در کار نباشد اما عرفاً قطع صدق نکند. صِرف ترک رفت و آمد همیشه قطع رحم نیست. شاید بشود گفت: قطع رحم همراه با قهر است. بنابراین اگر دو رحم، مدتی است یکدیگر را ندیدند موقعیتی پیش نیامده، حال به مناسبتی بعد از ماه ها به یکدیگر برخورد کردند، یکی سلام کرد ولی دیگری روی برگرداند و جواب نداد، این قطع رحم است.

به هر حال بنا بر مشهور و المنصور، تمام مصادیق صله رحم مستحب است و قطع رحم، حرام می باشد.

سؤال شد: آیا قطع رحم جائز نیز داریم؟

فرمودند: بله، اگر مزاحم با یک اهم شد، مثل اینکه اگر بخواهد به دیدن رحم برود از حج می ماند و اگر حج برود ترک رحم شده به گونه ای است که قطع رحم صدق می کند. با وجود مزاحم اهم قطع رحم جایز بالمعنی الاعم می شود.

اگر مُهر به پیشانی بچسبد

مسأله دیگری که مطرح شد: اگر بعد از برخواستن از سجده اول نماز، مُهر به پیشانی اش چسبید و بدون برداشتن مهر دوباره به سجده رفت، حکمش چیست؟ آیا دو سجده را انجام داده است؟

معظم له فرمودند: صاحب جواهر و جماعتی فرمودند: اشکال ندارد. زیرا عرفاً گفته می شود که این شخص دو سجده کرده نه یک سجده. اما برخی از فقها اشکال کرده و فرموده اند: باید مهر را از پیشانی بردارد سپس به سجده دوم برود. ظاهراً عرفا دو سجده بر خاک صدق می کند.

حجاب اجباری

سؤال شد: آیا می توان به اجبار شخصی را ملزم به حجاب یا دیگر فروع دین کرد؟

معظم له فرمودند: پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله که آورنده احکام اسلام بودند و احکام را تطبیق کردند و همچنین امیرمؤمنان علیه السلام در حکومتشان، سیره مبارکشان مبنی بر این بوده که شخصی را ملزم به واجبات نکنند.

آیه شریفه نیز می فرماید: «فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ».

و می فرماید: «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ».

این مسأله در مورد خمس و زکات مطرح شده است که اگر کسی خمس و زکات بر گردن او هست اما از پرداخت آن امتناع می کند، آیا جایز است به جبر و قهر از او بگیرند؟

مرحوم سید در عروه به این مسأله اشاره کرده و به طور کلی مسأله خلافی است.

روایات متعدد معتبری داریم که پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: «لولا أنی أکره...».

و بنده نشنیدم که فقها حتی آنهایی که قدرت و موقعیت اجتماعی داشتند مانند مرحوم کاشف الغطاء، از کسی به جبر خمس یا زکات گرفته باشند.

غالباً موارد اجرای قهر و جبر، مزاحم با اهم می شود، و برای سمعه اسلام و مسلمین خوب نیست.

یکی از آقایان گفت: شاید آیه «فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ» تهدید باشد، و همچنین آیه «لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ»؟

معظم له فرمودند: معلوم نیست تهدید باشد. آیه عموم دارد حال اگر کسی از دنیا برود و به جهتی قانع به حقانیت اسلام نشده بوده و مقصّر نیز نباشد، آیه شریفه نمی تواند تهدید برای او باشد. بله نسبت به معاند شاید تهدید باشد.

از طرفی آیه «لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ» در سوره کافرون و مکی است و دلالتی بر تهدید ندارد، بلکه می خواهد بفرماید: من شما را الزام نمی کنم و از دین خود دست بر نمی دارم.

در روایت دارد کفار به حضرت رسول صلی الله علیه وآله پیشنهاد کردند که مدتی ما به دین شما و مدتی شما به دین ما باشید، که این سوره «کافرون» نازل شد.

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین.
 

  • نظری برای این خبر درج نشده است.